ببخش...
من دیگه منتظرهیچکسی نیستم که بیاد
دل من از آسمون معجزه اصلا نمیخواد
من دیگه منتظرهیچکسی نیستم که بیاد
دل من از آسمون معجزه اصلا نمیخواد
.::تسلیت قلب صبورم::.
تا مه راهو نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
یه رنگ خسته از رنگین کمونم
من این پایین نمیتونم بمونم
...عیده و امسال عیدی ندارم گذاشتی رفتی عزیزم من بیقرارم
عیده و امسال تنهای تنهام به جای عیدی عزیزم من تو رو میخوام...
فکرنکنم بشه باصدتا دریا
این همه نفرت رو بشوری ازمن...
بازم خدا دل منو برای غم نشونه کرد
تو هم برومثل همه
تنهام بذار و بر نگرد....
اونقده دریا بودی ، که تو دلم جا نشدی
گفتی که سنگ صبورت میشم اما نشدی
دلمو دادم به دست موج چشمات
اما تو ، ساحل اون دلی که زدم به دریا نشدی
آسمون آبی روزای بی کسیم بودی
اما یک مرتبه ابری شدی و وا نشدی
دلم از آدم شدن حرفی نداشت اما می دید
حتی یک دفعه به خاطرش تو حوا نشدی
قصه لیلی و مجنون رو فهمیدم از روزی که
دزدکی رفتی و هیچوقت دیگه پیدا نشدی...
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو ...
یا دل ازدیدن تو سیر شود بعدبرو ...
ای کبوتر به کجا؟ قدر دگر صبر بکن آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
نازنینم تو اگر گریه کنی بغض من نیز می شکند
خنده کن عشق زمین گیر شود بعد برو ...
یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو...
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش ای نازنین خواب تو تعبیر شود
بعد برو ...
چقدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه
که بارانی بود....}}
دارم میرم نگو نروهوا هوای رفتنه هرچی بوده تموم شده چاره ی ما گذشتنهدارم میرم تا سرنوشت ، مار و به بازی نگیره
خوب میدونم این عاشقی ، از یاد هردومون میره....از یاد هردومون میره
دارم میرم نگو نرودارم میرم نگو بمون وقت خداحافظیه قصه ی عاشقی نخون
تورو خدا گریه نکن ، غصه ی رفتنو نخور بهتره که تموم کنیم ، تو هم دلو ازم ببر
یادم میاد روزی رو که ، ما دوتا دل داده بودیم اما حالا میخندمو ، میگم چقدر ساده بودیم یادم میاد روزی رو که پرمیکشیدیم واسه هم
اما حالا نشسته جاش یه عالمه غصه و غم....یه عالمه غصه و غم
شاید دیگه نبینمت ، شاید نگاه آخره چشمای بی گناه تو آتیش به جونم میزنه
{{سادگی اشتباه ما ، گناه ما دل بستنه
جدایی سرنوشت تو ، تنهایی تقدیر منه....}}
يادمان باشد از اين پس جفايي نكنیــم
گر چه در خويش شكستيم صدايي نكنيــــم
خود بتازيم به هر در كه از دوست رســد
بهر بهبود ولي نكو دوايي نكنيــــــــــم
پر پروانه شكستن هنر انســان نيســــت
گر شكستيم زغفلت من و مايي نكنيـــــم
يادمان باشد سر سجاده عــــــــــــشق
جز براي دل معشوق دعايي نکنيــــــــم
يادمان باشد اگر شاخه گلي چيديـــــم
وقت پر پر شد نش سوزو نوايي نكنيــــم
گر كه دلتنگ از اين فصل غريبانه شديم
تا بهاران نرسيده است هوايي نكنيـــــم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنـــــها شد
طلب عشق زهر بي سرو پايي نكنيـــــــم
جان فشاني هنر بارز مردان خداســــــت
يادمان باشد از اين كار ابايي نكیـــم

![]()
دلم گرفت از این روزها
از این روزهای بی نشون
از این همه در به دری
از گردش چرخ زمون
دلم گرفت از آدما
از آدمای مهربون
از این مترسکهای پست
از هم دلهای هم زبون
تو هم که بیصدا شدی
آهای خدای آسمون
آهای خدای عاشقا
تویی فقط دلخوشیمون
آره دلم خیلی پره
از غم های رنگاوارنگ
از جمله دوستت دارم
دروغهای خیلی قشنگ