دلایل بی‌پاسخ ماندن حملات عربستان و چگونگی پاسخ احتمالی یمن به تجاوزات

دلایل بی‌پاسخ ماندن حملات عربستان و چگونگی پاسخ احتمالی یمن به تجاوزات

 

نارضایتی‌های عمومی و اعتراضات مردمی که در پی مشکلات اقتصادی و معیشتی، عدم آزادی‌های سیاسی، فقدان مردم سالاری در اداره امور یمن و نادیده گرفتن حقوق شیعیان از سال‌ها پیش علیه حکومت سابق این کشور آغاز شده بود، از سال 2010 میلادی شدت گرفت. کناره‌گیری علی عبدا... صالح از قدرت و روی کار آمدن عبدربه منصور هادی معاون وی در انتخاباتی با حضور یک کاندیدا از مهمترین تحولات سیاسی تا ماه‌های پایانی سال 2014 میلادی بود.

طی این مدت عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی از بزرگترین حامیان مالی و سیاسی حکومت یمن بودند که تمام تلاش خود را برای سرپا نگاهداشتن حکومت موافق با اهداف خود انجام دادند اما جریان عمومی و مردمی یمن نظر و اهدافی مخالف آمال این کشورها داشتند که در ماه‌های پایانی 2014 با محوریت و هدایت جنبش شیعی انصارا... موفق به سقوط حکومت منصور هادی و فرار وی از صنعا شدند.

این رویداد، شکستی سنگین برای حکومت وهابی آل‌سعود بود. از آنجا که روی کار آمدن نظامی شیعی در کشور هم مرز و بلافصل جنوبی را سخت و غیرقابل تحمل می‌دانست و منافع خود را در کشوری که همواره حیاط خلوت عربستان به حساب آمده و در سال‌های گذشته مبالغ زیادی را برای آن هزینه کرده است، در خطر می‌دید، در اقدامی غیر منتظره و با حمایت آمریکا و غرب و مشارکت 10 کشور شامل اعضای شورای همکاری خلیج فارس به جز عمان و همچنین ترکیه، اردن، مصر و سودان در بامداد ششم فروردین 1394 حملات هوایی خود علیه شهرهای یمن را آغاز کرد.

این حملات که مصاف ثروتمندترین با فقیر‌ترین کشور عربی منطقه است، همچنان ادامه دارد و در سایه سکوت نهادهای بین‌المللی مدعی دفاع از حقوق بشر، تاکنون حدود 900 کشته و حدود 1800 زخمی از مردم یمن برجای گذاشته است.

اما نکته قابل توجه، عدم پاسخ ارتش یمن، جنبش انصارا... و نیروهای مردمی به تجاوزات عربستان با وجود تداوم حملات است. مسئله‌ای که شاید ذهن بسیاری از افراد پیگیر تحولات منطقه را به خود مشغول کرده است که دلیل عدم اقدام قاطع یمن علیه عربستان چیست؟ آیا قرار است این روند تا زمان توقف کامل حملات خارجی تداوم یابد یا برنامه‌ای منسجم برای پاسخ به حملات آل‌سعود تدارک دیده شده است؟ و...

در ارتباط با عدم پاسخ یمن به حملات عربستان می‌توان دلایل زیر را مورد اشاره قرار داد:

- توان پایین ارتش یمن در حملات هوایی و موشکی: بنابر آمارها و اطلاعات ارائه شده سال 2012 میلادی درباره توان دفاعی یمن، نیروهای نظامی ارتش این کشور متشکل از چهار بخش اصلی شامل نیروهای زمینی، نیروی هوایی، نیروهای دریایی و دفاع ساحلی، نیروهای گارد مرزی و ذخیره استراتژیک است که تعداد نیروهای زمینی 66 هزار نفر، نیروهای دریایی 7 هزار نفر، تعداد نظامیان شاغل در بخش نیروی هوایی 5 هزار نفر و تعداد مجموع نیروهای ذخیره دفاعی 450 هزار نفر تخمین زده شده است.1 براساس این آمارها و اطلاعات و با توجه به موقعیت و وضعیت توپوگرافیک یمن، ارتش این کشور در جنگ زمینی از توان بالاتری در مقایسه با سایر بخش‌ها برخوردار است و از نظر تعداد نیرو و میزان تجهیزات دفاع هوایی توان مقابله درازمدت با حملات هوایی را ندارد و عربستان نیز با در نظر داشتن این موضوع، روی به حملات هوایی علیه یمن آورده است تا از این طریق و با صرف هزینه کمتر به اهداف خود برسد. 

- عدم انسجام داخلی، ضعف وحدت ملی و وابستگی برخی نیروهای نظامی به رئیس‌جمهور سابق: برکناری عبدربه منصور هادی و سقوط حکومت سابق، فضای داخلی یمن را با سه قطبی اکثریت انقلابیون با محوریت و رهبری جنبش انصارا... در بخش‌های شمالی، مرکزی، غربی و جنوب غربی، طرفداران رئیس‌جمهور سابق در بخش‌های شرقی، مرکزی و جنوبی و گروه القاعده در بخش‌های محدودی از شمال، جنوب و جنوب شرق یمن مواجه کرده است که جنبش انصارا... همزمان در جبهه داخلی با طرفداران منصور هادی و تروریست‌های القاعده و در جبهه خارجی با عربستان درگیر است. این درگیری‌ها، علیرغم اینکه در بعد داخلی با موفقیت‌هایی همراه بوده است و هر روز بخش‌های از مناطق تحت تصرف در کنترل ارتش و انصارا... قرار می‌گیرد اما این تحولات، عدم انسجام و وحدت داخلی را سبب شده و در عین حال شماری از نیروهای ارتش یمن به رئیس‌جمهور سابق پیوسته و علیه انصارا... در حال جنگ هستند. چنین وضعیتی، فرصت و توان را برای مقابله با حملات عربستان سلب می‌کند. به عبارتی، ارتش یمن برای فعالیت نظامی همزمان در دو جبهه داخلی و خارجی با محدودیت روبرو است و نمی‌تواند با فراغ خاطر با جبهه خارجی مقابله کند.

در همین ارتباط، با وجود دلایل مذکور برای عدم واکنش جدی ارتش یمن به حملات آمریکایی-سعودی، به نظر می‌رسد پاسخ آینده یمن به این حملات، از نوع نامتقارن و با استفاده از پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های این کشور و ضربه به عربستان از طریق هدف قرار دادن نقاط آسیب‌پذیر آن خواهد بود که مهمترین آنها را می‌توان به شرح زیر برشمرد:

- آغاز درگیری زمینی با نظامیان سعودی: بسیاری از تحلیلگران سیاسی- نظامی ساختار توپوگرافیک سرزمین یمن و موقعیت کوهستانی آن به همراه ساختار قبیله‌ای و اعتقادی مردم این کشور را از عوامل برتری یمن در صورت آغاز جنگ زمینی با عربستان می‌دانند. یمن در سال 1962 میلادی در نبرد زمینی با مصر -که جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور این کشور برای حمایت از کودتای ارتش برای سرنگونی نظام سلطنتی در یمن به راه انداخته بود-، بنا به دلایلی که ذکر شد، شکست سخت و خسارات انسانی و اقتصادی زیادی را بر آن تحمیل کرد. این ظرفیت و پتانسیل اکنون نیز به قوت خود برای یمن باقی است و می‌تواند با آغاز حمله زمینی عربستان، این کشور را با شکست مواجه کند. همچنان که در سال 2009 میلادی، آل‌سعود در درگیری زمینی با حوثی‌ها در مناطق کوهستانی شمال یمن گرفتار شد و نتوانست به اهداف خود برسد.        

- هدف قرار دادن سکوهای نفتی عربستان و پایانه‌های صادراتی این کشور در دریای سرخ: عربستان کشوری با اقتصاد نفتی و وابسته به منابع نفت و گاز است و هر گونه اخلال در روند صادرات این منابع انرژی می‌تواند با تاثیرگذاری جدی بر معیشت مردم، موجودیت سیاسی حکومت آل‌سعود را با خطر مواجه کند. در این راستا، احتمالا یمن یکی از اهداف خود برای مقابله با عربستان را حمله به سکوهای نفتی و منابع انرژی آن قرار خواهد داد. همچنان که یکی از اعضای ارشد جنبش انصارا... تهدید کرده است که این جنبش موشک‌های پیشرفته روسیه را در اختیار دارد و از آنها علیه تاسیسات نفتی عربستان و ناوگان دریایی مصر استفاده خواهند کرد.2 از سوی دیگر، یمن و عربستان هم مرز با دریای سرخ هستند و آل‌سعود پایانه‌های صادراتی مهمی در کرانه‌های این دریا دارد که می‌تواند یکی از اهداف حملات احتمالی یمن باشد.

- اخلال در روند عبور و مرور در تنگه باب المندب و انسداد آن: تنگه باب المندب به عنوان نقطه‌ای استراتژیک و با اهمیت در تجارت جهانی خصوصا برای اروپا، در بخش جنوب غربی یمن واقع شده است. کنترل و تسلط بر این تنگه نیز اکنون توسط جنبش انصارا... اعمال می‌شود. لذا با توجه به نقش بسیار مهم آن در اقتصاد کشورهای منطقه و قاره‌های اروپا و آفریقا، این امکان وجود دارد که در صورت تداوم حملات به یمن، اداره کنندگان فعلی این کشور برای مقابله با تجاوزات و ضربه زدن به کشورهای مهاجم از ابزار اخلال در تردد و انسداد تنگه با ناامن کردن آن استفاده کند.

  

در مجموع، اصلی‌ترین دلیل برای عدم پاسخ یمن به حملات عربستان را می‌توان عدم انسجام داخلی، ضعف وحدت ملی و وابستگی برخی نیروهای نظامی به رئیس‌جمهور سابق ذکر کرد و به نظر می‌رسد پاسخ احتمالی یمن به این حملات از نوع نامتقارن و با هدف قرار دادن سکوهای نفتی عربستان و پایانه‌های صادراتی این کشور در دریای سرخ، اخلال در تردد در تنگه باب المندب و بهره‌گیری از توان نیروی زمینی در صورت آغاز حملات زمینی عربستان خواهد بود.             

پی‌نوشت‌ها:

1- پایگاه نیشن مستر

http://www.nationmaster.com/country-info/profiles/Yemen/Military

2- پایگاه خبری الملحق

http://www.mulhak.com/show/Politics/213441

مهمترین چالش‌های حوثی‌ها برای اداره یمن

مهمترین چالش‌های حوثی‌ها برای اداره یمن

 

موج تحولات ناشی از بیداری اسلامی در کشورهای جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا در سال 2010 میلادی، کشور یمن را نیز تحت تاثیر قرار داد. جریانی که عظیم‌ترین راهپیمایی‌ها و تظاهرات ضد حکومتی مسالمت‌آمیز و به دور از هر گونه خشونت را در این کشور به راه انداخت.

یمن با حدود 23 میلیون جمعیت، از شمال به عربستان سعودی، از جنوب به تنگه باب‌المندب، از غرب به دریای سرخ و از شرق به کشور عمان و خلیج فارس منتهی می‌شود.

از نظر بافت مذهبی، بین 40 تا 45 درصد مردم یمن را شیعیان و 55 تا 60 درصد را اهل سنت تشکیل می‌دهند. شیعیان این کشور شامل زیدی‌ها (بیش از 30 درصد)، اسماعیلیان و شیعیان دوازده امامی هستند که عمدتا در شمال یمن سکونت دارند.

اختلافات و درگیری شیعیان با حکومت یمن تاریخی طولانی دارد و تنها به سال‌های اخیر محدود نمی‌شود. این گروه مذهبی همواره نسبت به تبعیض‌های حکومت مرکزی علیه آنها اعتراض داشته‌ و خواستار تحقق مطالبات خود از سوی حکومت بوده‌اند.

از سال 2010 میلادی و با آغاز موج بیداری اسلامی، اعتراضات ضد حکومتی تنها مختص شیعیان نبود بلکه اکثریت ملت یمن خواهان سرنگونی حکومت علی عبدا.. صالح و روی کار آمدن حکومتی جدید شدند. جریانی که البته تنها به اصلاحات محدود در ساختار حکومت، تغییر عبدا... صالح و روی کار آمدن معاون وی یعنی عبد ربه منصور الهادی در سال 2012 منجر شد. وی به عنوان تنها نامزد انتخابات و بدون رقیب به مقام ریاست جمهوری رسید.

در دوره حکومت منصور الهادی که با حمایت‌های همه‌جانبه کشورهای غربی و آمریکا و دولت‌های منطقه‌ای عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی همراه بود، مشکلات مردم یمن رفع نشد و ملت برای مطالبات خود پاسخ جدی نگرفتند که در این میان بیش از همه، شیعیان مورد ظلم و تعدی حکومت قرار داشتند.

تداوم این روند، در ماه‌های اخیر، موج جدید اعتراضات ضد حکومتی را در پی داشت و با تلاش حکومت برای فدرالی کردن یمن و تقسیم آن به 6 استان یا ایالت، اعتراضات شدت گرفت.

این بار هدایت اعتراضات را شیعیان و جنبش انصار ا... به رهبری سید عبدالملک بدرالدین حوثی بر عهده داشتند که در اواخر سال 2014 با پیشروی به سمت شهر صنعا پایتخت یمن، موفق شدند تا در ژانویه 2015 میلادی، کاخ ریاست جمهوری یمن را به تصرف خود درآورده و کنترل حکومت را به دست گیرند.

پس از این رویداد، منصور الهادی به عدن در جنوب یمن رفت و با تاکید به ادامه حضور در جایگاه ریاست جمهوری، فعالیت خود را در کاخ "معاشیق" وابسته به ریاست جمهوری یمن در عدن از سر گرفت. وی با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که "وظایفش را به عنوان رئیس‌جمهور از عدن انجام می‌دهد"

در پی این اقدام، کشورهای حامی منصور الهادی، سفارتخانه‌های خود در صنعا را تعطیل و به شهر عدن منتقل کردند. استانداران شش استان جنوبی یمن و سه استان مآرب، جوف و تَعِز، احزاب سوسیالیست، ناصری، سلفی و اصلاح از منصور الهادی حمایت کرده‌اند.

این روند، فضای دوقطبی شیعه و سنی با محوریت حوثی‌ها در شمال و بازماندگان دولت قبلی در جنوب را شکل داده‌ است که البته کفه ترازو به نفع شیعیان که مسلط به پایتخت هستند، سنگینی می‌کند.

بسیاری از تحلیل‌گران، موفقیت حوثی‌ها در بدست گرفتن قدرت را پیروزی ایران، افزایش حوزه نفوذ انقلاب اسلامی و شکست سیاست‌های غرب و آل‌سعود در منطقه می‌دانند و رسانه‌ها و صاحبنظران غربی و عربی بارها به آن پرداخته‌اند که بیان مجدد آنها خارج از توان این نوشتار است.

اما کمیته‌های انقلابی شیعیان حوثی پس از استقرار کامل در کاخ ریاست جمهوری در صنعا با صدور بیانیه‌ای ضمن اعلام قانون اساسی موقت یمن برای اداره مرحله انتقالی، مجلس نمایندگان را منحل و مجلس ملی انتقالی با 551 عضو را جایگزین آن کردند. این کمیته‌ها همچنین مسئولیت ریاست جمهوری را بر عهده شورای ریاست جمهوری متشکل از پنج عضو نهادند که اعضای این شورا توسط نمایندگان مجلس انتقالی انتخاب خواهند شد.

این سازوکار موقت، اقدامی برای آماده‌سازی گام به گام و استحکام پایه‌های حکومت جدید در یمن است که البته خالی از حواشی و چالش‌ در مسیر پیش‌رو نیست.

در واقع، تحولات اخیر یمن و کنش و واکنش‌های داخلی و خارجی پس از پیروزی حوثی‌ها، حکایت از آن دارد که رهبران شیعی و مقامات آینده یمن برای اداره کشور روزهای سختی در پیش خواهند داشت که اگر توان مقابله با مشکلات و چالش‌ها را نداشته باشند، ممکن است موفقیت کنونی آنها به "توفیقی از دست رفته" تبدیل شود.

در همین ارتباط،  مهمترین چالش‌های آینده انقلابیون اداره کننده یمن را می‌توان به شرح زیر نام برد:

1- عدم وحدت ملی و وجود تفرقه میان گروه‌های یمنی: یمن امروز، کشوری از هم گسیخته در بافت جمعیتی و مذهبی است. گروهی در جنوب با دولت سنی مذهب مغلوب قبلی، همراه شده‌اند و گروهی با جمعیتی بیشتر حامی انقلابیون پیروز شیعه مذهب هستند. فضای دوقطبی و تفرقه مشهود است و در این چارچوب تلاش گروه‌های مخالف هر دو جریان از قبیل گروه‌های تروریستی فعال در یمن را نباید نادیده گرفت. گروه‌های انقلابی پیروز باید در راس اقدامات خود، وحدت ملی را مدنظر داشته باشند و به دنبال همراه کردن ملت یمن از مذاهب مختلف باشند. نباید شیعه بودن انقلابیون پیروز، تبدیل به عاملی برای دور ماندن اهل سنت از قدرت باشد. اهل سنت، جمعیت بیش از 50 درصدی یمن را شامل می‌شود و حوثی‌ها در اداره کشور باید با نگاهی یکسان به ملت، بر پایه مردم سالاری دینی فضایی آزاد و اعتمادی عمومی به حکومت را در بین مردم شکل دهند و در این چارچوب غافل از اقدامات تفرقه افکنانه عوامل غربی و عربی خارجی نباشند.

2- فقر و پایین بودن توان اقتصادی دولت: یمن علیرغم موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی مناسب در دسترسی به آبهای آزاد دنیا و برخورداری از منابع زیرزمینی، کشوری فقیر محسوب می‌شود. بدون شک یکی از دلایل اعترضات ضد حکومتی مردم یمن، مشکلات اقتصادی و فقر بود. در این راستا اداره کنندگان آینده یمن باید با شناسایی پتانسیل‌های داخلی از قبیل منابع معدنی، انرژی، جاذبه‌های توریستی، جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی برای ایجاد و استحکام زیرساخت‌های اقتصادی، استفاده از ظرفیت دسترسی به آبهای آزاد و... اقتصاد خود را استحکام بخشیده و در جهت بهبود رفاه ملت گام بردارند.    

3- کم تجربگی انقلابیون در حکومت‌داری: هر چند حکومت‌های قبلی یمن از توان اجرایی بالایی برای اداره کشور برخوردار نبوده‌اند و سیاست‌گذاری‌های اشتباه همواره با حکومت‌داری آنها مانوس بوده است اما جریان پیروز در یمن نیز از نوعی کم تجربگی در مدیریت و اداره کشور رنج می‌برد و اغلب اعضای آن تاکنون در مناصب بالای حکومتی نقش ایفا نکرده‌اند. لذا به نظر می‌رسد این جریان باید با استفاده از تجربیات حکومت‌داری کشورهای دوست از قبیل ایران، کارها را پیش ببرد و مشاوره‌های لازم در زمینه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی را از این کشور بگیرد و با نگاهی مساوات طلبانه، ضمن کادرسازی برای حکومت از نیروهای وفادار با هر نوع مذهبی در راه پیشرفت یمن بهره گیرد.      

4- فشارهای خارجی و بین‌المللی: پیروزی حوثی‌ها و انقلابیون یمنی برای بسیاری از کشورها از جمله کشورهای عربی منطقه مانند عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی یمن و... و همچنین کشورهای اروپایی و آمریکا خوشایند نیست. این کشورها با سقوط حکومت منصور الهادی یکی دیگر از یاران منطقه‌ای خود را از دست دادند. لذا بدون شک با نفوذی که در سازمان‌های بین‌المللی مختلف از جمله سازمان ملل متحد دارند، اجماعی از دوستان خود را علیه جریان حکومتی جدید در یمن ایجاد می‌کنند و فشارها و تحریم‌ها را بر این کشور افزایش خواهند داد تا بتوانند از این طریق، جریان پیروز را از قدرت خارج کنند. در همین چارچوب راه حل پیشنهادی مقاومت در برابر فشارها و افزایش روحیه امید به آینده در میان ملت است تا از این گردنه چالشی عبور شود.

5- ناامنی و فعالیت گروه‌های تروریستی: امنیت عنصری بسیار کلیدی و تاثیرگذار در راه پیشرفت یک کشور و ملت است و در سایه آن توسعه در ابعاد مختلف محقق خواهد شد. عدم ثبات سیاسی در یمن در سال‌ها و ماه‌های گذشته سبب شده است تا گروه‌های تروریستی مجال و فرصتی را برای فعالیت در بخش‌های مختلف خصوصا در جنوب این کشور داشته باشند و تاکنون صدها کشته و زخمی حاصل اقدامات آنها بوده است. این روند ناامنی و فعالیت‌های تروریستی در شرایط فعلی و آینده نزدیک متوقف نخواهد شد و حوثی‌ها باید با تشکیل ارتش قدرتمند و استفاده از نیروهای بسیج مردمی در این زمینه گام بردارند و از تجربیات ایران استفاده کنند.

تنگه هرمز؛ نقطه‌ای استراتژیک و در خدمت ثبات جهانی

تنگه هرمز؛ نقطه‌ای استراتژیک و در خدمت ثبات جهانی

 

تنگه هرمز نامی آشنا برای ملت‌های جهان است و همگان بر اهمیت و نقش آن در زندگی خود واقف هستند. این تنگه، کانال باریک و منحنی شکل با طول حدود 100 مایل دریایی است که خلیج فارس را به اقیانوس هند متصل می‌کند و از شمال به ایران و از جنوب با شبه‌جزیره المسندم پیوند دارد. عرض تنگه در نقاط مختلف، متفاوت و در مجموع کم است. اهمیت عرض کم آن، از این جهت است که در طول 30 کیلومتر در مسافتی که عرض بین 21 تا 24 مایل متغیر است، آبهای سرزمینی ایران و عمان (هریک 12 مایل دریایی) متداخل بوده و بین آنها دریای آزاد وجود ندارد.

در تنگه هرمز برای عبور مرور کشتی‌ها و نفکش‌ها، 3 طرح تفکیک تردد به اجرا در آمده است. طرح نخست در دهانه ورودی تنگه هرمز و در آبهای ساحلی کشور عمان و چند مایلی راس الحد قرار دارد. دالان خروجی آن به سمت عمان بوده و نزدیکترین مسیر برای ورود کشتی­‌ها به خلیج فارس است. طرح میانی تفکیک تردد نیز در آبهای دریای سرزمینی عمان قرار دارد و مسیر شمالی برای ورود و مسیر جنوبی برای خروج کشتی­ها از خلیج فارس در نظر گرفته شده است.1 طرح تفکیک دیگر، تنب- فارور می­باشد که کاملا در دریای سرزمینی ایران قرار دارد. مسیر شمالی این طرح در شمال جزایر تنب و فارور واقع و مسیر جنوبی آن در جنوب جزایر فارور و تنب قرار دارد.2

به دلیل قرارگیری مسیر شمالی طرح تنب- فارور در آبهای سرزمینی ایران، طبق اصل اول مقررات کشتیرانی بین­‌المللی، نظارت بر تردد کشتی­‌ها بر عهده ایران است و طبق اصل سوم همان مقررات، این کشور می‌تواند هزینه ارائه خدمات مخابراتی و نصب علائم کمک ناوبری را دریافت کند.3

طرح میانی تفکیک تردد تنگه هرمز، در آبهای سرزمینی عمان، از شعاع یک مایلی جزیره قوئین کبیر شروع و تا شعاع ده مایلی جزیره، یعنی حدود تداخل آبهای سرزمینی ایران و عمان امتداد دارد. بنابراین از نظر حقوق بین­‌الملل، مسئولیت نظارت بر طرح مزبور و نصب علائم کمک ناوبری، ارائه خدمات مخابراتی و اخذ هزینه­‌های مربوط با عمان است.4 اما طبق موافقتنامه­ دو کشور در مارس 1974م، مسئولیت دفاع از تنگه هرمز و نظارت بر تردد دریایی آن به طور مشترک بر عهده ایران و عمان است.5

میزان وابستگی‌ها به تنگه هرمز

تنگه هرمز از دیرباز محل عبور کشتی‌ها و نفتکش‌های کشورهای مختلف جهان بوده است. تاکنون درباره میزان صادرات و واردات نفت و کالاهای غیرنفتی از این تنگه آمارهای متعدد و متنوعی ذکر شده است که همه آنها بر حجم بالای تردد و وابستگی جهانی به تنگه هرمز حکایت دارد.

نگاهی به میزان وابستگی کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به این تنگه نشان می‌دهد که در بین کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، کویت، بحرین و قطر وابستگی صد درصدی، امارات متحده عربی، عراق و عربستان وابستگی تقریبا کامل و عمان به علت دسترسی به آبهای آزاد وابستگی کمتری به تنگه هرمز دارند. در بین کشورهای فرامنطقه‌ای نیز آمریکا، کشورهای عضو اتحادیه اروپا، ژاپن، چین و کره جنوبی در واردات نفت و صادرات کالاهای غیرنفتی خود به این تنگه وابسته هستند.

البته لازم به ذکر است که در سال‌های اخیر کشورهایی از قبیل عربستان و امارات ساخت خط لوله و ایجاد طرح‌های جایگزین برای عبور نفت خود از راهی غیر از تنگه هرمز را آغاز کرده‌اند و توانسته‌اند تا حدودی وابستگی خود را کاهش دهند اما این طرح‌های پر هزینه، نمی‌تواند به طور کامل وابستگی آنها را از بین ببرد و تنگه هرمز در آینده همچنان نقش ژئوپلیتیکی و راهبردی خود را حفظ خواهد کرد.

مبانی حقوقی حاکمیت ایران بر تنگه هرمز

مبنای حقوقی حاکمیت ایران بر خلیج فارس و تنگه هرمز متشکل از یک سری قواعد عرفی بین­‌المللی و قوانین ملی و بر پایه کنوانسیون 1982م حقوق بین­‌المللی دریاها و قوانین داخلی ایران مصوب سال­های 1313ش، 1338ش و قانون مناطق دریایی ایران در خلیج فارس و دریای عمان مصوب 1372ش است.

تنگه هرمز از نظر حقوقی تنگه‌­ای بین­‌المللی است و خط مبدأ، آبهای داخلی، دریای سرزمینی، منطقه نظارت، منطقه انحصاری اقتصادی و سکوی ساحلی در آن قابل شناسایی است.

طبق مواد کنوانسیون 1982م حقوق دریاها، شناورهای دریایی در تنگه هرمز از حق عبور ترانزیتی برخوردارند. حق عبوری که در زمان صلح قابل تعلیق نیست.

جمهوری اسلامی ایران در جریان کنفرانس 1982م، حق عبور ترانزیت در تنگه هرمز را پذیرفته است، اما هنگام امضای کنوانسیون، در اعلامیه­‌ای تفسیری اعلام کرد که این حق عبور را فقط در مورد کشورهای عضو کنوانسیون خواهد پذیرفت.6 یعنی کشورهایی که کنوانسیون را امضاء کرده‌­اند.

هیات نمایندگی ایران در بخشی از اعلامیه خود بیان داشت:"... با نگرش به ماده 34 کنوانسیون 1969م وین درباره حقوق معاهدات، طبیعی است که تنها کشورهای عضو کنوانسیون حقوق دریاها می­‌توانند از حقوق قراردادی ناشی از آن بهره‌مند شوند."7 بنابراین ایران با استناد به مواد 34 و 35 کنوانسیون حقوق معاهدات می­‌تواند مانع از عبور ترانزیت کشورهایی که کنوانسیون 1982م حقوق بین­‌الملل دریاها را امضاء نکرده‌­اند، شود.

ذکر این نکته ضروری است که تمامی قوانین و مقررات تردد در تنگه­‌های بین­‌المللی، مربوط به زمان صلح می­‌باشد و کنوانسیون در مورد شرایط غیرصلح سکوت کرده است. لذا به دلیل فقدان قوانین موضوعه خاص (دو یا چند جانبه)، وضعیت حقوقی تنگه هرمز تابع شرایط زمان به شرح زیر است:

الف) در زمان صلح، قوانین بین­‌المللی دریایی که مقبولیت عام در عرف جاری جامعه بشری دارند، مانند مواد کنوانسیون 1982م حقوق دریاها و یا معاهدات مرتبط با آن مجری خواهد بود.

ب) در زمان جنگ بویژه حالتی که یکی از طرف­‌های درگیر آن کشور ساحلی تنگه باشد، قوانین و عرف متداول زمان صلح به حالت تعلیق در می‌­آید و وضعیت حقوقی تنگه هرمز تابع قوانین و عرف و عادات مربوط به زمان جنگ در این خصوص خواهد بود.8

ایران در جریان جنگ 8 ساله با عراق به عنوان کشور ساحلی تنگه هرمز، از این حق خود استفاده کرد. در 12 اوت 1981م (21 مرداد ماه 1360) این کشور در مدخل ورودی تنگه هرمز، کشتی دانمارکی Elsa Cat را که تجهیزات نظامی به مقصد عراق حمل می­‌کرد، توقیف نمود. از 1985م (1364ش) به بعد نیز نیروی دریایی ایران به طور منظم کشتی­‌های بی­‌طرف مشکوک به قاچاق جنگی به مقصد عراق را مورد بازرسی قرار داد.9

در واقع ایران به دلیل اعلام مواضع رسمی خود به تمام جهان در دسامبر 1982م در جامائیکا، این حق را برای خود محفوظ نگه داشت و این اقدام ایران به عنوان یکی از طرف­‌های درگیر در جنگ، جلوه­ای از اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز در شرایط غیرصلح بود که با حقوق و عرف بین­‌المللی که در زمان‌­های مختلف مورد استفاده کشورهای درگیر در جنگ قرار گرفته است، مطابقت داشت و حتی اگر این امر برای مدتی به اختلال در دریانوردی و انسداد بخشی یا تمامی تنگه هرمز منجر می­‌شد؛ بر مقررات بین­‌المللی منطبق بود.10

از سوی دیگر، آبهای قابل کشتیرانی بین­‌المللی تنگه هرمز در ابتدای خلیج فارس در آبهای داخلی و ساحلی ایران قرار دارد. لذا ایران از اعمال حاکمیت بر مدخل اصلی آن برخوردار بوده و کنترل دالان­‌های دریایی که توسط آیمو معین و منتشر شده و کشتیرانی بین­‌المللی الزاما باید از طریق آنها صورت گیرد، در حوزه حاکمیت ایران قرار دارد.11

همچنان که مورد اشاره و تشریح قرار گرفت، تنگه هرمز به عنوان استراتژیک‌ترین تنگه جهان با تاثیر در اقتصاد دنیا، در گذران زندگی ملت‌ها در اقصا نقاط جهان نقش‌آفرین است و مسلما هرگونه خلل و ناامنی در آن، بازتابی بین‌المللی داشته و زندگی تک تک شهروندان را متاثر می‌کند.

این تنگه اکنون در چارچوب قوانین بین‌المللی در اختیار و کنترل ایران قرار داشته و این کشور از نظر حقوقی و اجرایی بر آن تسلط و حاکمیت دارد.

تاریخ تحولات پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران نشان می‌دهد که این کشور در هیچ برهه زمانی در پی جنگ‌طلبی و ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی در منطقه نبوده و تمامی اقدامات بین‌المللی آن در خدمت صلح و ثبات بوده است.

در همین چارچوب، تنگه هرمز نیز با حاکمیت نظام جمهوری اسلامی در خدمت صلح و ثبات منطقه و جهان مدیریت شده است. در حالی که قوانین بین‌المللی در زمان درگیری یکی از کشورهای ساحلی تنگه در جنگ، حق هرگونه اقدامی از جمله اخلال در تردد را برای آن کشور در نحوه مدیریت تنگه محفوظ نگه داشته و امکانات دفاعی و نظامی نیز توان ایران در انسداد تنگه هرمز را به اثبات رسانده است، اما این کشور هیچ‌گاه در زمان صلح ادعای اخلال در روند عبور و مرور در تنگه هرمز را نداشته است و گاهی اوقات هم اگر تهدید به بستن تنگه از سوی مقامات سیاسی یا نظامی کشور مطرح شده با طرح این شرط بوده است که اگر اقدامی نظامی و حرکتی غیرصلح آمیز علیه ایران صورت گیرد(یعنی در شرایط جنگ)، این کشور بستن را حق خود می‌داند.

در واقع این نحوه مدیریت کارآمد بر تنگه هرمز از سوی ایران، حامل پیام صلحطلبی و دوستی برای ملت‌ها و دولت‌ها در کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و هشداری برای دشمنانی است که اندیشه تهدید و ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی را در سر می‌پرورانند و رزمایش‌های نظامی که تاکنون در خلیج فارس و تنگه هرمز انجام شده است نشان می‌دهد که کشورهای عربی منطقه برای تامین امنیت خلیج فارس نباید خود را وابسته و دلبسته به آمریکا و غرب بدانند و مدیریت هوشمند و عقلایی جمهوری اسلامی ایران بر خلیج فارس و تنگه هرمز، جای هیچ نگرانی را برای کشورهای منطقه باقی نمی‌گذارد.

 

پی‌نوشت‌ها

1- زعیمی غلامرضا، تنگه هرمز- از ایران چه می­دانم؟23، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1381، صص 80 و 81.

2- حافظ­نیا محمدرضا، خلیج فارس و نقش استراتژیک تنگه هرمز، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، 1378، صص 405-407.

3- میرحیدر دره، جغرافیای سیاسی طرحهای تفکیک تردد در خلیج فارس و تنگه هرمز، مجله سیاست خارجی، شماره 8، اسفند 1367، ص 582.

4- زعیمی غلامرضا، تنگه هرمز- از ایران چه می­دانم؟23، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1381، ص 82.

5- میرحیدر، دره، جغرافیای سیاسی طرحهای تفکیک تردد در خلیج فارس و تنگه هرمز، مجله سیاست خارجی، شماره 8، اسفند 1367، ص 582.

6- دولتیار مصطفی، رژیم حقوقی تنگه­های بین­المللی با تاکید بر مسائل حقوقی تنگه هرمز، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین­المللی وزارت امور خارجه، 1372، ص 28.

7- کاظمی سید علی ­اصغر، ابعاد حقوقی حاکمیت ایران در خلیج فارس، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین­المللی وزارت امور خارجه، 1368، ص 176.

8- همان، صص 126 و 127.

9- ممتاز جمشید، حقوق جنگ دریایی و عملکرد جمهوری اسلامی ایران در طول جنگ عراق و ایران، ترجمه حسین شریفی طراز کوهی، مجله حقوق دانشکده حقوق و علوم سیاسی (دانشگاه تهران)، شماره 32، تیر 1373، صص 10 و 11.

10- حافظ­نیا محمدرضا، خلیج فارس و نقش استراتژیک تنگه هرمز، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، 1378، ص 410.

11- دولتیار مصطفی، رژیم حقوقی تنگه­های بین­المللی با تاکید بر مسائل حقوقی تنگه هرمز، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین­المللی وزارت امور خارجه، 1372، صص 114 و 115.

شفای بیمار آلمانی با توسل به امام رضا(ع)

شفای بیمار آلمانی با توسل به امام رضا(ع)

 

برنامه زنده "زنده رود" روز جمعه 14 شهریور 1393 شبکه اصفهان، به مناسب دهه کرامت و در آستانه میلاد امام رضا(ع) با حضور چهار نفر از خادمان حرم مطهر ثامن الحجج(ع) برگزار شد.

در این برنامه، هر یک از خادمان به ذکر خاطره‌ای از روزها و شب‌های حضور خود در حرم پرداختند. یکی از آنها خاطره بسیار زیبا و تکان دهنده‌ای را بازگو کرد که ناخودآگاه اشک را از چشمان هر مسلمان و غیر مسلمانی جاری می‌کرد.

وی خاطره خود را این گونه روایت کرد: در یکی از شب‌ها، متوجه سروصدایی در یکی از بخش‌های نذورات حرم شدم. برای پیگیری موضوع به آنجا رفتم. با فردی غیرایرانی که مبالغی دلار در دست داشت مواجه شدم. وی اهل یکی از شهرهای آلمان بود. موضوع دلارها را جویا شدیم. شروع به توضیح دادن کرد و گفت: تنها پسرم به بیماری سختی گرفتار بود و قادر به حرکت نبود. تمامی پزشکان خبره آلمانی از درمانش قطع امید کرده بودند و گفتند دیگر امیدی به زنده ماندن او نیست و باید با واقعیت از دست دادن فرزندتان کنار بیایید. بسیار ناراحت و غمگین و ناامید بودیم. در شهر محل زندگی با خانواده‌ای ایرانی آشنایی داشتیم. در همین ایام سخت، طی دیداری که با این خانواده داشتیم آنها از دلیل ناراحتی من و خانواده‌ام سوال کردند و برای آنها توضیح دادم که با چه مشکلی روبرو هستیم. این خانواده ایرانی گفتند در ایران یک نفر هست که می‌تواند پسر شما را درمان کند. از او بخواهید تا این کار را انجام دهد. بسیار خوشحال شدم و از آنها آدرس مطب و چگونگی مراجعه به وی را خواستم. آنها با کمال تعجب گفتند این آقای ما مطب خاصی ندارند باید دلت را به ایشان وصل کنید و خالصانه و با اعتقاد از او بخواهید تا پسرتان را درمان کند. من گفتم چگونه این کار را انجام دهم؟ گفتند آقای ما امام رضا(ع)، امام هشتم شیعیان است که حرم آن در مشهد قرار دارد و شما برای پسرتان نذر کنید و از همین آلمان رو به حرم بایستید و از ایشان طلب شفا و درمان کنید. گفتم اما من مسلمان و معتقد به دین شما نیستم. گفتند ایشان به همه کمک می‌کنند. در منزل رو به سوی حرم نذر کردم و با گریه به ایشان گفتم: "ای آقایی که من شما را نمی‌شناسم اما می‌گویند به همه کمک می‌کنید، من تنها یک پسر دارم که تمامی پزشکان از وی قطع امید کرده‌اند. از شما می‌خواهم درمانش کنید تا از دستش ندهم. تنها امیدم به شماست کمکم کنید". 24 ساعت از این موضوع نگذشته بود که خانمم با عجله آمد و شگفت زده گفت "سریع بیا، پسرمان در حال راه رفتن است". با عجله و شگفت زده رفتم و دیدم پسرم از جایش بلند شده و با سلامت کامل راه می‌رود. باورم نمی‌شد. گفتم پسرم چه اتفاقی افتاده؟ گفت: پدر زمانی که خواب بودم. دیدم که در اتاقم باز شد و آقایی وارد اتاق شد. با ورودش، نوری تمام اتاق را فرا گرفت. کنارم آمد و گفت "از جایت بلند شو" گفتم من بیمار هستم و قادر به حرکت نیستم نمی‌توانم بلند شوم. گفت "شما می‌توانی حرکت کنی، بلند شو. پدر و مادرت خیلی ناراحت و نگران شما هستند. بلند شو". پسرم می‌گفت احساس کردم دست و پایم قادر به حرکت هستند و می‌توانم راه بروم و بلند شدم و شروع به حرکت کردم.

پس از شفا و درمان پسرم، برای ادای نذر خود تصمیم گرفتم به ایران و شهر مشهد بیایم و اکنون آمده‌ام تا مبلغی را که نذر کرده‌ام به حرم تحویل دهم.   

 پایان مطلب/        

انتشار کتاب "بررسی بازتاب‌های انسداد احتمالی تنگه هرمز"

کتاب "بررسی بازتاب‌های انسداد احتمالی تنگه هرمز" منتشر شد


كتاب بررسي بازتابهاي انسداد احتمالي تنگه هرمز

کتاب "بررسی بازتاب‌های انسداد احتمالی تنگه هرمز"، تالیف دکتر محمدرضا حافظ نیا، استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس و میثم میرزایی تبار، دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی این دانشگاه، توسط انتشارات جهاد دانشگاهی واحد تهران منتشر شد.

بررسی بازتاب‌های انسداد احتمالی تنگه هرمز که حاصل پژوهشی علمی و دانشگاهی است، در هشت فصل؛ اول: مفاهيم و اصطلاحات، دوم: تجربه تاريخي انسداد تنگه‌ها، سوم: محيط شناسي تنگه هرمز، چهارم: وابستگي به تنگه هرمز، پنجم: نقش استراتژيک تنگه هرمز، ششم: امکان سنجي انسداد تنگه هرمز، هفتم: تبعات انسداد تنگه هرمز و هشتم: نتيجه‌گيري، نگاشته شده است.

فصل اول کتاب برای فهم بهتر مطالب، به تعاریف مفاهیم و اصطلاحات جغرافیایی، سیاسی و حقوقی درباره موضوع مورد بررسی می‌پردازد.

در فصل دوم به عنوان الگوی کار، تجربه تاریخی انسداد تنگه‌ها و آبراهه‌های بین‌المللی مورد تشریح قرار می گیرد. در این راستا به تبعات انسداد کانال سوئز طی سال های 1956 و 1967 میلادی اشاره شده است.

فصل سوم کتاب به بیان ویژگی‌های تنگه هرمز از نظر طبیعی، تاریخی، سیاسی و حقوقی می‌پردازد که برای فهم بهتر این نقطه استراتژیک، ویژگی‌ها و اهمیت منطقه خلیج فارس و دریای عمان نیز تشریح گشته است.

فصل چهار به میزان وابستگی کشورها به تنگه هرمز اختصاص دارد. طی این بخش، وضعیت وابستگی کشورهای عمان، عربستان سعودی، قطر، ایران، امارات متحده عربی، کویت، بحرین، عراق، ژاپن، چین، ایالات متحده امریکا و همچنین اتحادیه اروپا مورد ارزیابی قرار گرفته اند.

در فصل پنجم، موقعیت و نقش استراتژیک تنگه هرمز بررسی و تشریح شده است.

فصل ششم کتاب، امکان سنجی انسداد تنگه هرمز را مورد واکاوی قرار می‌دهد که موضوع را از دو جنبه حقوقی و اجرایی بررسی می‌کند. در بخش امکان سنجی از نظر حقوقی، موضوع انسداد در شرایط صلح و جنگ و از نظر اجرایی، اصلی‌ترین سناریوها برای بستن تنگه هرمز مورد ارزیابی و تشریح قرار گرفته است.

فصل هفتم که اصلی ترین فصل کتاب محسوب می‌شود، تبعات و بازتاب های انسداد احتمالی تنگه هرمز را مورد بحث قرار می‌دهد که در این راستا، مهم ترین تبعات اقتصادی، ارتباطی و سیاسی- امنیتی این انسداد برای جهان معرفی شده و جنبه‌های مختلف هر بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فصل پایانی کتاب به نتیجه گیری اختصاص دارد که مهم ترین نتایج انسداد احتمالی تنگه هرمز معرفی گشته و در انتهای این فصل پیشنهاداتی در زمینه چگونگی اتخاذ استراتژی درباره این تنگه ارائه می‌شود.

پایان مطلب/

-----------------------------------------------------------------------------------

این کتاب به عنوان اثر شایسته تقدیر بیستمین جشنواره کتاب سال دانشجویی در سال 1392 انتخاب شد.

-----------------------------------------------------------------------------------

معرفي اين كتاب در ساير رسانه‌ها

معرفي كتاب پايگاه "ال‌اچ‌وي نيوز"

خبرگزاری کتاب ایران

سایت سرشت

Nasim International News Agency

Iran's View

Iran Book News Agency 

Rebel Mouse

 Reddit Books

عمق استراتژیک نامگذاری روز جهانی قدس

عمق استراتژیک نامگذاری روز جهانی قدس

فلسطین کشوری آسیایی در سواحل دریای مدیترانه و نامی آشنا برای مردم جهان است. این کشور با جازبه‌های توریستی زیبا با لبنان، سوریه، اردن و مصر دارای مرزهای مشترک است.

از نظر پیشینه تاریخی، فلسطین به مرکزیت بیت‌المقدس و دارای جمعیتی با اکثریت عرب زبان است که پس از جنگ جهانی اول قیمومیت آن بر عهده انگلیس قرار گرفت و از این زمان به بعد بود که نام فلسطین به واسطه تحولات پس از آن شهرت جهانی پیدا کرد.

در دوم نوامبر سال 1917 میلادی، آرتور جمیز بالفور، وزیر خارجه وقت انگلیس طی نامه‌ای به لرد روچیلد، رئیس فدراسیون صهیونیست انگلستان که به "اعلامیه بالفور" شهرت یافت، موافقت انگلیس با تشکیل سرزمین و دولتی برای یهودیان صهیونیست در کشور فلسطین را اعلام کرد.

پس از این اقدام، مهاجرت یهودیان صهیونیست به فلسطین آغاز شد و در فاصله بین جنگ جهانی اول و دوم تعداد صهیونیست‌های ساکن فلسطین از 70 هزار به 450 هزار نفر افزایش یافت که در سال 1948م بخش عمده‌ این کشور به اشغال آنها در آمد که در نهایت به تشکیل "دولت اسرائیل" انجامید. لذا اشغال فلسطین مدتی مورد مناقشه اعراب و اسرائیل و سپس عامل درگیری‌های متعدد از آن زمان تاکنون میان گروه‌های فلسطینی و نظامیان اسرائیلی بوده است.

در همین ارتباط، با این اقدام بیت‌المقدس به عنوان قبله اول مسلمانان جهان در تصرف صهیونیست‌ها قرار گرفت و صهیونیست‌ها از آنجایی که این منطقه را یکی از مکان‌های مقدس دینی خود می‌دانند، نام آن را اورشلیم معرفی می‌کنند. کشورهای عربی در سال‌های 1948، 1956، 1967 و 1973 برای بازپس گیری سرزمین فلسطین وارد جنگ با ارتش اسرائیل شدند اما این درگیری‌ها موفقیت‌آمیز نبود و سرانجام برخی دولت‌های را بر آن داشت تا دست دوستی و عادی سازی روابط را به سوی رژیم صهیونیستی دراز کنند و در این زمان شاید ‌بتوان ادعا کرد که مردم فلسطین برای بازپس‌گیری سرزمین مادری خود تنها و بدون حامی ماندند.

اما سال 1979م نقطه عطفی در تاریخ جهان و تحولات فلسطین بود. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید. انقلابی که در معاندت با رژیم غاصب صهیونیستی و استکبار جهانی به ثمر رسید.

امام خمینی(ره) که از سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی همبستگی خود با مردم فلسطین و دفاع از قدس شریف را اعلام کرده بود، پس از انقلاب با اعلام مخالفت با هر گونه رابطه با رژیم صهیونیستی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی را در معاندت علنی با این رژیم و دفاع از آرمان‌های ملت فلسطین تا آزادی قدس قرار داد و در 16 مرداد 1358 در نامه‌ای خطاب به مسلمانان جهان، ضمن گوشزد خطر اسرائیل برای اسلام، مسلمانان جهان را دعوت کرد تا در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان همبستگی خود را با ملت فلسطین اعلام کنند و از این زمان بود که تاکنون، جمعه پایانی ماه مبارک مضانی به عنوان روز جهانی قدس معروف شده است که هر ساله مسلمانان سراسر جهان با راهپیمایی در کشورهای مختلف این روز را گرامی داشته و همبستگی خود را با ملت فلسطین برای آزاد سازی بیت‌المقدس از چنگال دشمن صهیونیستی اعلام می‌کنند.

تاکید امام خمینی(ره) بر موضوع فلسطین، قرار دادن این موضوع به عنوان یکی از ارکان سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی و همچنین لزوم تلاش جهانی مسلمانان برای آزادی قدس شریف در کنار نگاه ایدئولوژیک کمک به هم‌نوع و دستگیری از مسلمان و دفاع از اسلام، می‌تواند یادآور نگاه ژئوپلیتیک و استراتژیک بنیانگذار جمهوری اسلامی در بعد منافع ملی و ابعاد بین‌المللی این موضوع برای جهان اسلام باشد.

نگاهی به موقعیت و پتانسیل‌های منطقه خاورمیانه و روند تحولات گذشته آن از اهمیت بالای این منطقه برای قدرت‌های جهانی در تثبیت و ارتقای جایگاه نظام سلطه حکایت دارد. دولت‌های سلطه گر غربی باید به هر طریق ممکن جای پایی در این منطقه داشته باشند تا بتوانند منافع خود را تامین کنند که یکی از مهمترین ابزارهای تثبیت و ارتقای سلطه‌گری، همراهی دولت‌های منطقه با قدرت‌هاست.

اندیشه صهیونیسم، تفکری جدا و منفک از آموزه‌های دین یهود و فرقه‌ای انحرافی از این دین آسمانی است که این اندیشه و مولود آن اسرائیل، ساخته استعمار سنتی برای تسلط بر خاورمیانه و ایجاد تفرقه و انشقاق در صفوف متحد مسلمانان است. امام خمینی(ره) در این زمینه می‌فرماید: "اسرائیل با تبانی و هم فکری دولت های استعماری غرب و شرق زاییده شد و برای سرکوب و استعمار ملل اسلامی به وجود آمد و امروز از طرف همه استعمارگران حمایت و پشتیبانی می شود. انگلیس و آمریکا با تقویت نظامی و سیاسی و با گذاشتن اسلحه‌های مرگبار در اختیار اسرائیل آن را به تجاوزات پی درپی علیه اعراب و مسلمانان برمی انگیزانند." (1)

اتحاد مسلمانان خصوصا در خاورمیانه نقشه‌های استکبار جهانی برای اعمال سلطه خود بر ملت‌ها و چپاول سرمایه‌های آنها را نقش بر آب می‌کند اما در نقطه مقابل آن، تشتت آراء و تفرقه روند سلطه را تسهیل می‌کند. لذا حضور اسرائیل در منطقه و تحمیل تفکر صهیونیست به جهان اسلام عاملی برای تفرقه میان مسلمانان و اختلاف بر سر موضوع فلسطین، و صهیونیسم ابزار عملیاتی دیدگاه "تفرقه بینداز و حکومت کن" استعمار غربی در منطقه شد. اتفاقی که نباید رخ می‌داد اما سال‌هاست که گریبان‌گیر جهان اسلام شده است.

البته تاثیرات اندیشه انحرافی صهیونیسم تنها به اینجا ختم نمی‌شود و در درازمدت سودای محو اندیشه اسلامی و محو کامل‌ترین دین خدا از روی زمین را در سر می‌پروراند. نگاه خطر آفرین این تفکر در ظاهر شاید تنها برای جهان اسلام جلوه‌گر شود اما در بطن موضوع، این خطر تمام ادیان و ملت‌ها را تهدید می‌کند. نگاه این تفکر، نگاهی جهانی و سلطه بر افکار تمامی مردم دنیاست. امروز در ورای هر گونه تجاوز و حمله سخت و نرم غرب و در راس آن آمریکا علیه سایر کشورهای دیگر، نفوذ لابی صهیونیستی به چشم می‌خورد. از ابتدای تشکیل اسرائیل، صهیونیسم بسیاری از دولت‌های مسلمان و غیر مسلمان را مقهور هیمنه پوشالی خود کرد و بسیاری از دولت‌ها و نه ملت‌ها از موضع ترس، بقا و ادامه حیات خود را در گرو پذیرش این تفکر و کنار آمدن با سلطه آن دیدند.

در این میان تنها اندیشه حاکم بر انقلاب اسلامی ایران بود که از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی مقهور تبیلغات دروغین و قدرت کاذب صهیونیسم و مولود نامشروع آن، اسرائیل نشد و با اقتدار از تلاش برای مبارزه و نابودی آن سخن گفت و الگوی جدیدی از مقاومت و مبارزه را به ملت‌های جهان معرفی کرد.

در همین چارچوب، هدف بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی از اقدامی مدبرانه و استراتژیک خود در نامگذاری روز جهانی قدس برای دفاع از آرمان فلسطین و مبارزه با صهیونیسم، تنها آزادی قدس شریف نبود بلکه قلب صهیونیسم بین‌الملل برای آزادی کشورهای اسلامی از شر آن را نشانه گرفت. ایشان در همین زمینه فرمودند: "روز قدس یك روز جهانی است. روزی نیست كه اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفین با مستكبرین است… تمام ملت‌ها قیام كنند و این جرثومه فساد را به زباله‌دان‌ها بریزند… روزی است كه باید همت كنید كه قدس را نجات دهیم… روز قدس روز اسلام است، روزی است كه باید اسلام را احیا كنیم و قوانین اسلامی باید در ممالك اسلامی اجرا بشوند… روز قدس روز جدایی حق از باطل است"(2)

با انتخاب روز قدس، تفکر مبارزه با صهیونسیم و تکرار و گوشزد مداوم خطر این تفکر برای ملت‌ها، هر سال در اذهان تداعی می‌شود و خونی تازه را در رگ‌های مقاومت در برابر استکبار و دنیای ظالمان زمانه را به جریان در می‌آورد.

در همین حال، تلاش برای آزادی بیت‌المقدس به عنوان قبله اول مسلمانان و مبارزه با اشغالگران سرزمین فلسطین و دفاع از حقوق ملت‌های مسلمان وظیفه شرعی و انسانی هر انسان آزاده تسلیم اراده خداوند است و بدون شک امام(ره) در نگاه اول، هدف از این نامگذاری را آزادی قبله اول مسلمین، دفاع از حقوق انسان‌‌ها و مبارزه با ظلم قرار داد اما در پس این اهداف اصلی و اولیه، اهداف و افکار استراتژیک و ژئوپلیتیکی نیز نهفته است، که مهمترین آنها عبارتند از:

- احیای روحیه جهاد و شهادت در راه دفاع از آرمان‌ها و ارزش‌های اسلامی؛
- تقویت وحدت مسلمانان و مبارزه با اقدامات تفرقه افکنانه دشمن؛
- احیای اندیشه دفاع از سرزمین و وطن و جانفشانی در راه آن؛
- گوشزد کردن مداوم خطر تفکر صهیونیسم برای ملت‌های اسلامی و غیر اسلامی؛
- شکست هیمنه و قدرت پوشالی استکبار جهانی و نظام سلطه در اذهان ملت‌ها؛
- بیداری ملت‌ها و عدم سکوت آنها در برابر حاکمان ظالم و مصالحه‌گر با اسرائیل؛
- ترویج اندیشه ناب اسلامی و روحیه آزادگی در میان ملت‌های جهان؛
- به تصویر کشیدن ضعف‌ پشتوانه مردمی و عدم مشروعیت و مقبولیت دولت‌های مستکبر؛
- صدور اندیشه‌ها و اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی و ارائه الگویی موفق از اداره حکومت به ملت‌ها؛

با همه این اوصاف، تاکید بر مبارزه با استکبار جهانی و تفکر صهیونیستی پس از گذشت 33 سال از انقلاب اسلامی، پویاتر و زنده‌تر از گذشته در حال پیگیری است و امروز در اقصا نقاط جهان اسلام، ملت‌ها با تاسی از تفکر انقلاب اسلامی ایران بیدار شده‌اند و در مقابل حکومت‌های ظالم خود ایستاده‌اند که در این میان نه تنها حاشیه امنی برای حکومت‌ها باقی نگذاشته‌اند بلکه رژیم غاصب اسرائیل بیش از پیش خطر زوال و نابودی را احساس می‌کند. تا آنجا که مرکز تحقیقات خاورنزدیک آمریکا از "آخرالزمان اسرائیل" سخن می‌گوید و در گزارشی آورده است: " در سال 2025 میلادی، اسرائیل به موجودیت خود پایان خواهد داد. پروسه ترک وطن تاریخی توسط اسرائیلی‌ها و بازگشت به محلات سکونت قبلی روندی بی بازگشت است. بیش از 500 هزار یهودی اتیوپی و دیگر یهودیان آفریقایی قصد دارند طی ده سال آینده به قاره سیاه بازگردند. بیش از یک میلیون روس و ده‌ها هزار اروپایی نیز حاضر به بازگشت به محل اولیه سکونت خود هستند. به علت افزایش امواج ملی گرایی در کشورهای همسایه اسرائیل، قبل از همه، انفجار قدرتمند اسلامیسم در مصر، مردم نگران جان خود، آینده خود و آینده بچه‌ها و خویشاوندان خود هستند. اسرائیلی‌ها به جاهایی که متولد و بزرگ شدند توجه نشان می‌دهند. تحقیقات زیادی وجود دارند که نظریه پایان سریع اسرائیل به عنوان یک کشور را مطرح می کنند." (3)

پاورقي:

1- صحیفه نور، ج 1، ص 186، 22/4/51
2- صحیفه نور، ج 10، ص 113 و 119
3- شبکه صدای روسیه، 6 مرداد 1391
http://persian.ruvr.ru/2012_07_26/83000821/

--------------------------------------------------------------------------

منتشر شده در هفته‌نامه پنجره، سال چهارم، شماره ۱۴۶، شنبه ۲۱  مرداد ۱۳۹۱، صفحه ۲۵

--------------------------------------------------------------------------

بازتاب این مطلب در سایر رسانه ها:

هفته نامه پنجره

سایت خبری رجانیوز

خبرنامه دانشجویان ایران

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی

بی باک نیوز

سایت خبری جهان نیوز

پایگاه اطلاع رسانی ستاد حقوق بشر قوه قضائیه

پایگاه اطلاع رسانی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

 روزنامه خراسان

پایگاه خبری تصریح

پایگاه خبری اخلاق نیوز

پایگاه خبری نسیم زنجان

پایگاه خبری نگاه فارس

پایگاه خبری اصولگرا

پایگاه تحلیلی حدیدنیوز

پایگاه خبری خمین نیوز

پایگاه تحلیلی مقاومه الاسلامیه

پایگاه تحلیلی نما

سایت طرح ولایت

سایت تحلیلی فردانیوز

پایگاه تحلیلی دیپلماسی شرقی

پايگاه تحليلي حزب الله گناباد

پايگاه تحليلي شميم ظهور

سفرنامه كرمانشاه

حاشيه اي از ديدار با دانشجويان كرمانشاهي؛

وقتي 10 درصد بر 90 درصد غالب مي شود

وعده ديدار 24 مهر ساعت 10. دانشگاه رازي، بزرگترين و نام آورترين دانشگاه استان كرمانشاه، ميزبان برنامه است.

گويا براي اقشار مختلف مردم كرمانشاه عادت شده است كه چند ساعت قبل از ديدار را در محل حاضر شوند. ساعتي پس از اذان صبح، دانشجويان مقابل درب اصلي دانشگاه منتظر ورود هستند. رفته رفته به جمعيت اضافه مي شود.

درب دانشگاه باز مي شود و دانشجويان پس از كنترل كارتهاي ملاقات وارد محل برگزاري سخنراني مي شوند. در ميان جمعيت كه قدم مي زنيم، دانشجويان از نقاط مختلف استان و دانشگاههاي پيام نور و آزاد براي ملاقات آمده اند. دوربين رسانه هاي مختلف براي پوشش حاشيه مراسم در جمع هستند.

گروهي از دانشجويان كارت ورود ندارند. مي گويند از گيلانغرب آمده اند. خبرنگاري سوال مي كند كه ديروز مقام معظم رهبري گيلانغرب بود چرا دوباره براي ديدار آمده ايد؟ ابتدا سكوت مي كنند و بعد مي گويند: "دوست داريم يكبار ديگر آقا را ببينيم."

درب دانشگاه را بيشتر رصد مي كنيم. جمعيت تنها دانشجويان نيستند. طبق روال اين چند روز در آن سوي پياده رو، شمار زيادي از مردم عكس مقام معظم رهبري و نامه به دست تجمع كرده‌ اند و منتظر ورود رهبري هستند. خيلي ها كارت ورود مي خواهند. خيلي ها هم نمي خواهند و منتظر هستند تا در لحظه ورود رهبر معظم انقلاب به دانشگاه، ايشان را ملاقات كنند.

مسئولان استاني و كشوري نيز رفته رفته وارد دانشگاه مي شوند. كسي از مسئولين ميان جمعيت مقابل درب ورودي دانشگاه توقف نمي كند و مستقيم وارد محل سخنراني مي شوند. تنها برخي نمايندگان استان را مي بينم كه با مردم و دانشجويان خوش و بش مي كنند.

ساعت نزديك 10 مي شود. به سوي صحن سخنراني كه در فضاي باز انجام مي شود، حركت مي كنيم. صف طويلي از دانشجويان دختر و پسر منتظر ورود به محل هستند.

رهبر معظم انقلاب ساعت 10 و 10 دقيقه در ميان شعارهاي دانشجويان وارد محل سخنراني مي شود. رئيس دانشگاه رازي خير مقدم مي گويد. پس از خوشامدگويي طبق معمول جلسات دانشجويي، نمايندگان دانشجويان به بيان نظرات خود مي پردازند.

90 درصد نمايندگان، آقا هستند و 10 درصد خانم. اكثريت علمي سخن مي گويند و مشكلات و خواسته هاي مربوط به رشته خود را بيان مي كنند. مطالبات نمايندگان بسيج دانشجويي و اتحاديه دانشجويان سياسي و فرهنگي است.

10 درصد بر 90 درصد غالب مي شود. سخنان نماينده بسيج دانشجويي كه يك خانم است، بارها و بارها با صداي تكبير حمايتي دانشجويان قطع مي شود. وي كم كاري و بي توجهي مسئولان دانشگاه در برگزاري كرسي هاي آزاد انديشي، موضوع اختلاس 3000 ميلياردي، سياست خارجي دولت در موضوع انقلابهاي منطقه و ... را مورد انتقاد و اعتراض قرار مي دهد. روحيه انقلابي و مطالبه گري دانشجويي در سخنان وي نمايان است. بي ترمز بودن بسيجيان در راه حفظ ارزشها و آرمانهاي انقلاب اسلامي به نحو احسن نمايش داده مي شود.

آفتاب داغ پاييزي عرق از پيشاني هزاران دانشجو و استاد كرمانشاهي جاري كرده است اما كسي گرمايي احساس نمي كند. همه مشتاقانه سخنان دانشجويان را دنبال مي كنند. رهبر معظم انقلاب نيز همچون ساير جلسات دانشجويي و اجتماع جوانان، از جلسه و شور و حرارت دانشجويان لذت مي برد و لبخندهاي رضايتبخش بارها و بارها نمايان مي شود.

سخنان رهبر معظم انقلاب آغاز مي شود. مباحث را علمي و مستدل طرح مي كند. كدهاي علمي براي بحث و واكاوي در اختيار دانشجويان و اساتيد قرار مي دهد. به صورت مستقيم به سخنان دانشجويان اشاره اي نمي كند، اما اصول كلي بيان مي شود. با قدري تفكر مي توان پاسخ دانشجويان را از دل بيانات بيرون كشيد. ساعت نزديك 12 را نشان مي دهد دماي هوا بالاست. مقام معظم رهبري بيانات بسيار مهمي ايراد مي كند. حاضران گرماي هوا را احساس نمي كنند، حرارت سخنان همه نگاهها را به سمت جايگاه جلب كرده است. تكبيرها مداوم است. رهبر معظم انقلاب بيانات را از جوان ايراني و مسئوليت هاي آن و وظايف دانشجويان، تحولات منطقه، حفظ آرمانهاي انقلاب و وظايف رهبري آغاز و با بيان ديدگاه اجمالي خود درباره احزاب و هشدار جدي به آمريكا و مستكبران جهان پايان مي دهد. جملات هشداري رهبري بسيار مورد اقبال دانشجويان قرار مي گيرد و بهانه اي مي شود تا بار ديگر انزجار خود از آمريكا و حاميان مستكبرش را به نمايش بگذارند.

ديدار پايان مي گيرد. دانشجويان كه حسابي از فضاي جلسه لذت برده اند، با شعارهاي متوالي رهبر معظم انقلاب را بدرقه مي كنند. همراه با جمعيت در حال خروج از دانشگاه هستيم. دانشجويان در حال خروج، درباره فضاي جلسه بحث مي كنند. براي خيلي ها ديدن مسقيم رهبري جذابيت بالايي داشته است. خبرنگاران، عكاسان و فيلمبرداران هم رفته رفته در حال خروج هستند. چهره ترين خبرنگار، حسيني باي است. در بخشي از مسير، جمعي را همراه خود دارد كه با وي در حال گرفتن عكس يادگاري هستند.

مقابل درب دانشگاه بسيار شلوغ و خيابان مملو از جمعيت است. هر كسي به سويي مي رود. خودروهاي مسئولان نيز در حال خروج است.

يك ديدار دانشجويي و يك ديدار روزانه ديگر رهبر معظم انقلاب در استان كرمانشاه به پايان مي رسد...

سفرنامه كرمانشاه

خط و جنس پارچه ‌نوشته ‌ها نیز فقر منطقه را به تصویر می ‌کشند

ساعت 7:30 صبح شنبه 23 مهر ماه شهر کرمانشاه را به مقصد گیلانغرب ترک می‌ کنیم. تابلوهای سبز خروجی شهر طول مسیر شهرها را نشان می‌ دهند. گیلانغرب را جستجو می ‌کنیم. فاصله 153 کیلومتر است. برای رسیدن مقصد، ماهیدشت، اسلام‌آباد، گواور و چند روستا را در مسیر داریم.

از ماهیدشت عبور می‌ کنیم. تپه‌ های پوشیده از درختان کوهی نمایان است. تابلوی کنار جاده 35 کیلومتری اسلام‌آباد را نشان می‌ دهد که وارد گردنه ‌های زیبا و پر پیچ و خم مسیر می ‌شویم. اطراف را که نگاه می‌ کنیم هر 200 متر را یک مامور نیروی انتظامی و هر چند کیلومتر را یک خودروی راهنمایی و رانندگی برای تامین امنیت جاده مستقر کرده ‌اند.

 وارد شهر اسلام ‌آباد می ‌شویم و جاده گیلانغرب را جستجو می‌ کنیم. باید در ابتدای شهر به سمت راست تغییر مسیر داده و از جاده ایلام و قصر شیرین به حرکت ادامه دهیم. نرسیده به سه ‌راهی قصر شیرین- ایلام- گیلانغرب صدای هلی‌ کوپتر گشتی نیروی انتظامی نگاه ما را متوجه آسمان می‌ کند.

حرکت گردنه ‌های پر پیچ و خم دوباره آغاز می‌ شود. منطقه طبیعت بسیار زیبایی دارد. تمام طول مسیر را نیرو مستقر کرده ‌اند اما خبری از ایست بازرسی نیست. 30 کیلومتری گیلانغرب که می‌ رسیم تابلوی ایست مامور نیروی انتظامی ما را از حرکت متوقف می ‌کند. قصد بازجویی دارد. کارت های تردد را نشان می ‌دهیم. عذرخواهی کرده و اجازه حرکت می ‌دهد.

در مسیر روستاهای نرسیده به شهر، پارچه ‌های خیر مقدم به مقام معظم رهبری چشم‌نوازی می‌ کند. پارچه‌ هایی که با زبان کردی خوشامد می‌ گویند:"نور چوانم خوش هاتی". فقر و محرومیت در روستاها نمایان است. حتی خط و جنس پارچه ‌نوشته ‌های مردم نیز فقر منطقه را به تصویر می ‌کشند. مردم خونگرم کرد منطقه تا حد توان مالی خود برای خیر مقدم و نشان‌ دادن ارادت به رهبر خود انرژی گذاشته ‌اند.

 از دوستان حاضر در شهر گیلانغرب وضعیت حضور مردم در ورزشگاه را جویا می ‌شویم. پاسخ می‌ دهند از ساعات اولیه صبح امروز ورزشگاه مملو از جمعیت است و تمام خیابان ‌های اطراف نیز جمعیت زیادی با شور و اشتیاق انتظار ورود رهبر خود را می‌ کشند.

ساعت 9:30 صبح است که وارد شهر گیلانغرب، یادگار روزهای حماسه‌ آفرینان هشت سال دفاع مقدس می ‌شویم. گرمی هوا به وضوح احساس می‌ شود. ورودی‌های اصلی شهر مسدود است. شهر خلوت به نظر می‌ آید. گویی کسی اینجا زندگی نمی ‌کند. از مسیرهای فرعی به ورزشگاه نزدیک می ‌شویم. به خیابان ‌های منتهی به ورزشگاه که ‌می‌ رسیم متوجه می ‌شویم که مردم از نقاط مختلف شهر به ورزشگاه و خیابان ‌های منتهی به آن آمده ‌اند. زن، مرد، پیر، جوان و کودک پرچم و عکس رهبر معظم انقلاب به دست در حال حرکت به سوی ورزشگاه هستند.

از یکی از خیابان ‌های اطراف به سختی در میان جمعیت حرکت می‌ کنیم. از تمامی اقشار شیعه و سنی در میان جمع هستند. برخی از جوانان پرچم ‌های ایران را همچون لباس بر تن کرده‌ اند و عکس‌ های رهبری را بر پیشانی چسبانده ‌اند. کنار دیوارها پیرمردها و پیرزن‌ها ایستاده‌ اند که عکس رهبر معظم انقلاب به دست جمعیت را نظاره می‌ کنند. مردم بیرون از ورزشگاه شوق و آرزوی ورود به ورزشگاه را دارند اما افسوس که ظرفیت ورزشگاه تکمیل است.

وارد میدان 22 بهمن می ‌شویم. اطراف میدان را کاملا جمعیت ایستاده است. خانواده ‌هایی را می‌ بینیم که با در دست داشتن زیر انداز و بطری آب معدنی همراه با کودکان خردسال خود برای گوش دادن به سخنان مقام معظم رهبری آمده ‌اند.

میدان را به سمت درب‌ های ورودی ورزشگاه ترک می‌ کنیم. نرسیده به یکی از درب‌ ها جمعیت زیادی در حال جشن و پایکوبی محلی و کردی هستند. آن سوی دیگر را دوربین‌ های عکاسی و فیلمبرداری سوژه ‌های خود را از میان جمعیت شکار می‌ کنند. کودکان، پیرمردها و پیرزن‌ ها سوژه‌ های خوبی برای خبرنگاران شده ‌اند. کودکان کم‌ سن و سالی هستند اما بسیار زیبا از عشق به "آقای" خود می ‌گویند.

مردم داخل ورزشگاه یکسره در حال شعار دادن هستند. مجری‌ برنامه دائم تاکید می‌ کند "آقا هنوز به ورزشگاه وارد نشده‌ است انرژی خود را برای لحظه ورود ایشان بگذارید تا با تمام توان امروز فریاد حمایت گیلانغرب از ولی فقیه زمان را به گوش جهانیان برسانیم".

جمعیت عظیمی در بیرون همچنان برای ورود به ورزشگاه تلاش می ‌کنند اما تلاش ‌ها ناموفق است. کوچه‌ پس ‌کوچه ‌ها را سری می‌زنیم. صحنه ‌های جالبی دیده می‌شود. شهر همچنان نیاز به بازسازی دارد. از وضعیت منازل مسکونی به راحتی فقر مردم نمایان است. پیرمردها و پیرزن ‌هایی را می ‌بینم که به علت کهولت سن و عدم توان جسمانی با در دست داشتن عکس ‌های رهبر معظم انقلاب درب منازل خود نشسته ‌اند و منتظر آغاز سخنرانی هستند.

به ورزشگاه بر می ‌گردیم. در حال حرکت به سوی ورزشگاه هستیم که صدای جمعیت از ورزشگاه بلند می‌ شود. مجری برنامه ورود رهبر معظم انقلاب به ورزشگاه را اعلام می ‌کند. مردم سر از پا نمی‌ شناسند. جمعیت داخل و بیرون ورزشگاه دائم شعار می ‌دهند. تمام نگاه‌ ها به سمت محل سخنرانی است. امام جمعه در سخنانی کوتاه خیر مقدم می‌ گویند و سخنرانی رهبر معظم انقلاب آغاز می‌ شود.


  اصل اين مطلب در ويژه نامه سفر رهبر معظم انقلاب به كرمانشاه  در خبرگزاري "نسيم" موجود است.

سفرنامه كرمانشاه

حاشيه‌ اي از ديدار با بسيجيان كرمانشاهي؛

خستگي در وجودشان نیست

زمان دیدار ده نیم صبح جمعه است اما جمعیت مشتاق از ساعات اولیه بامداد برای حضور در محل برگزاری مراسم آماده می شوند، ساعت دقایقی پس از نماز صبح را نشان می دهد که جمعیت رفته رفته در اطراف سالن امام خمینی(ره) حضور می یابند، چهره ها را که نگاه می کنم شور و اشتیاق خاصی در وجودشان نمایان است، چفیه بر گردن دارند و سربندهای "جانم فدای رهبرم" بر پیشانی و عکس های رهبر معظم انقلاب در دست.

خستگي و خواب‌آلودگی در وجودشان نیست، اکثریت جمعیت جوانان و نوجوانان هستند، در میان آْنها بسیجیان زمان جنگ نیز دیده می شوند که با عشق به ولایت و برای تجدید بیعت مجدد حضور یافته اند.

اطراف سالن مملو از جمعیت است، ساعت دقایقی پس از 6 صبح را نشان می دهد، ازدحام جمعیت مشتاق بسیار زیاد است، درهای سالن باز می شود، و جمعیت رفته رفته وارد سالن می شود از همان ابتدا جمعیت حاضر در سالن شعار "این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده" سر می دهند و بی صبرانه حضور ولی فقیه زمان خود را انتظار می کشند، بیرون سالن را که نگاه می کنی جمعیت مشتاق زیادی را که در میان آنها کودکان خردسالی نیز به چشم می خورد، با عکس های "آقا" در دست در تلاش برای ورود به سالن هستند، در حالی که 3 ساعت به آغاز سخنرانی مانده است ظرفیت سالن کاملا تکمیل شده است.

جمعیت بیرون از سالن با عکس در دست و چفیه و سربند انتظامات را برای ورود به سالن التماس می کنند، اما سالن دیگر ظرفیت پذیرش ندارد، جوانان و نوجوانان و پیرمردهایی را می بینم که اشک از چشمانشان جاری است و در بلوار روبروی سالن نشسته‌اند.

بلوار را که نگاه می کنی مملو از جمعیت شده است، در میان جمعیت که قدم می زنی خیلی ها کاغذ و قلم بر دست در حال نوشتن نامه برای رهبر خود هستند، ساعت 10 صبح را نشان می دهد، صبر جمعیت حاضر در سالن به سر‌آمده، مشتاقانه شعار می دهند و خواستار حضور ولی فقیه زمان خود هستند.

پس از انتظارهای بیکران، رهبری وارد سالن می شود...

اصل اين مطلب در ويژه نامه سفر رهبر معظم انقلاب به كرمانشاه  در خبرگزاري "نسيم" موجود است.

سفرنامه كرمانشاه

لحظاتي بر بالين شاعر خاموش كرمانشاهي

دومین روز از میزبانی مردم مهمان نواز و خونگرم کرمانشاهی از رهبر معظم انقلاب می‌گذرد. حال و هوای این روزهای کرمانشاه و شور و شعف مردمی که به استقبال رهبر و ولی فقیه زمان خود آمده بودند، ما را به یاد مردی انداخت که مشتاقانه حضور رهبرش را انتظار می‌کشید اما افسوس که تاب ایستادن نداشت و نتوانست به استقبال بیاید.

آری سخن از شاعر توانمند انقلابی و دوستدار اهل بیت(ع)، احمد عزیزی است. مردی که از 15 اسفند 1386 تاکنون روی تخت بیمارستان روزگار را سپری می‌کند.

ساعت 11 و 30 دقیقه صبح پنجشنبه، منزل را به مقصد بیمارستان امام رضا(ع) شهر کرمانشاه ترک می‌کنیم. ساعت 11 و 45 دقیقه وارد بیمارستان می‌شویم. از روابط عمومی و حراست بیمارستان، اجازه ملاقات می‌گیریم و راهی بخش "ای سی یو" در طبقه هفتم می‌شویم. قبل از ورود با خواهر احمد تماس می‌گیریم و ورود خود را اطلاع می‌دهیم. خواهرش با خوشحالی سوال می‌کند:"آقا برای ملاقات آمده است؟" در پاسخ می‌گوییم:"نه، چند خبرنگار و عکاس هستیم که برای دیدن آقای عزیزی آمده‌ایم".

پس از کنترل کارت شناسایی همراه با یکی از کارمندان حراست وارد اتاق احمد عزیزی می‌شویم. خواهرش به استقبال ما می‌آید و با لهجه شیرین کرمانشاهی خوشامد می‌گوید. احمد مشغول خوردن نهار است. خواهرش درحالی که برادرش به روبرو خیره شده است، به او سوپ می‌دهد.

وضع جسمانی احمد را جویا می‌شویم. خواهرش می‌گوید:" از زمانی که احمد شنیده است آقا در کرمانشاه است، چهره بشاش شده و وضع جسمانی خوبی دارد." با شنیدن این جملات، احمد عزیزی لبخند می‌زند.

خواهرش از عشق به احمد می‌گوید. از خاطرات کودکی و فاصله سنی 18 ماهه خود با برادرش. می‌گوید از زمان بازنشستگی تا الان شغل او مراقبت از برادرش است و عاشقانه شبانه روز این کار را انجام می‌دهد.

نشریه "دیدار" ویژه استقبال مقام معظم رهبری را به احمد عزیزی و خواهرش هدیه می‌دهیم. خواهرش عکس رهبر معظم انقلاب را می‌بوسد. احمد عزیزی هم لبخند می‌زند.

خواهرش از استقبال مردمی روز گذشته می‌گوید. در حالی که بغض گلویش را می‌فشارد می‌گوید:"در زمان استقبال از آقا، جوانی که به علت ازدحام جمعیت، پایش شکسته بود را به بیمارستان آوردند. در حالی که درد داشت و ناله نمی‌کرد. با گریه می‌گفت نتوانستم آقایم را ببینم."، ادامه می‌دهد:" در همان لحظه با خودم گفتم ای کاش، احمد این صحنه را می‌دید و با زیباترین جملات آن را وصف می‌کرد." وقتی این جملات بیان می‌شد، احمد عزیزی بغض کرد و نتوانست به غذا خوردن ادامه دهد.

ساعت به 12 و 30 دقیقه نزدیک می‌شود. عکس‌های یادگاری خود را با احمد عزیزی می‌گیریم. خواهرش در پایان ملاقات تاکید می‌کند تمام کسانی که عشق به ولایت و اهل بیت(ع) دارند، احمد عزیزی را دوست دارند و می‌گوید:" امید کامل دارم که احمد با دعای آقا شفا می‌گیرد و بی‌صبرانه منتظر ایشان هستیم تا با حضور در کنار برادرم دست خود را بر سرش بکشد."

در امتداد نگاه‌های عمیق شاعر خاموش انقلاب از او خداحافظی می‌کنیم و برایش سرزندگی و نشاطی دوباره را آرزو می‌کنیم...

اصل اين مطلب در ويژه نامه سفر رهبر معظم انقلاب به كرمانشاه  در خبرگزاري "نسيم" موجود است