کلمات

هنوز هم بعد این همه سال به این کوچه های قدیمی سر می زنم. به یاد روزهای خوشی که در اینجا گذشت.به یاد آنهایی که آمدند و نوشتهایم را خواندند و همدم لحظه های و روزهای جوانی ام شدند. ۱۵ سال از آن روزها گذشته. روزهایی که با شوق تمام می نوشتم و آرزو داشتم که نویسنده شوم. حالا ۴۰ ساله ام. ۴ کتاب منتشر شده دارم و تعدادی اثر در انتظار چاپ.هنوز هم به این فکر می کنم که کدام روزگار بهتر بود؟

هنوز هم کسی به اینجا سر می زند؟

رمان شایسته تقدیر جایزه ادبی بوشهر منتشر شد

به گزارش خبرنگار مهر


 رمان «دوردست» نوشته میثم نبی به‌تازگی توسط انتشارات افراز منتشر و راهی بازار نشر شده است.این‌کتاب صد و یکمین عنوان مجموعه «ادبیات امروز ایران» است که این‌ناشر چاپ می‌کند و درباره زندگی نویسنده و روزنامه‌نگاری است که زندگی‌اش تحت تاثیر رمانی قرار می‌گیرد که مشغول نوشتن آن است.میثم نبی نویسنده این‌کتاب، کارشناس ادبیات نمایشی و کارشناس ارشد تهیه کنندگی است. نمایشنامه «روایت عقل سرخ»، مجموعه داستان «دنیا در آغوش من است» و رمان «آلما» آثاری هستند که پیش‌تر از این‌نویسنده چاپ شده‌اند.
مولف کتاب می‌گوید آنچه رمان پیش‌رو به تصویر می‌کشد، تصویری از تنهایی انسان است؛ روایت کسانی که به‌دلیل عدم انطباق و تن‌دادن به کلیشه‌های مرسوم جامعه همواره از سوی اجتماع به حاشیه رانده می‌شوند و در اقلیت اند.

رمان «دوردست» با دستمایه قرار دادن چنین‌مضمونی در بستر یک‌زندگی شهری تبعات این‌نوع انتخاب خودخواسته را روایت می‌کند. در چنین‌موقعیتی مواجهه شخصیت اصلی داستان با مفهوم عشق او را به واکاوی دوباره زندگی‌اش فرا می خواند؛ این‌که آیا به مدد عشق می‌توان زندگی پر ملال را تاب آورد یا نه؟

«دوردست» سال نودوهشت و پیش از انتشار، به‌عنوان رمان شایسته تقدیر سومین جایزه ادبی بوشهر شناخته شد.

در بخشی از این‌کتاب آمده است:

«حتی اگر تمامی پیاده روهای شهر را هم در هوای برفی قدم می زد باز کافی اش نبود. زمان می خواست، زمانی بسیار طولانی. طولانی تر از هفته هایی که از این اتفاق گذشته بود.زمان بیشتر می خواست و خیابانهای بیشتری برای قدم زدن و فکر کردن به او که بعد این همه سال دوباره برگشته بود تا خط و ربط این قصه ناتمام را تمام کند.»

این‌رمان با دویست و بیست سه صفحه و شمارگان سیصد نسخه منتشر شده است.

#رمان_دوردست
#میثم_نبی

(دوردست) نوشته میثم نبی، رمان شایسته تقدیر سومین جایزه ادبی بوشهر  

منبع: ایبنا

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)رئیس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری بندر بوشهر در این آیین با حضور حسن میرعابدینی نویسنده و منتقد ادبی، طاهره شمشیری رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و بانوان شورای اسلامی شهر بوشهر و هیات داورات دو بخش شعر و داستان این جایزه و نویسندگان و شاعران ملی و استانی پنجشنبه‌شب ۲۳ خردادماه در مجتمع فرهنگی بوشهر برگزار شد.

در بخش پایانی این آیین برگزیدگان هر بخش به تفکیک به این شرح معرفی شدند:

بخش داستان:
الف) داستان کوتاه منتشر نشده:
شایسته تقدیر: مسلم کبیری
مقام سوم: بابک شکری
مقام دوم: ذبیح‌الله یزدان‌پرست
مقام اول: آرش محمودی


ب) مجموعه داستان منتشرشده:
شایسته تقدیر: به‌صورت مشترک «افتاده بودیم در گردنه حیران» از حسین لعل‌بذری و «شکارچیان در برف» از نسیبه فضل‌اللهی
مقام سوم: به‌صورت مشترک «باران بمبئی» از پیام یزدانجو و «متغیر منصور» از یعقوب یادعلی
مقام دوم: «دوازده نت برای سکوت» از کیوان صادقی
مقام اول: «هفت گنبد» از  محمد طلوعی


ب) رمان منتشرشده و منتشرنشده:
شایسته تقدیر: «گزارش‌های یک شکاربان» از حسن بهرامی و «دوردست» از میثم نبی
مقام سوم: به‌صورت مشترک «بند محکومین» از کیهان خانجانی و «خاموش‌خانه» از  ساناز زمانی
مقام دوم: «غروبدار» از سمیه مکیان
مقام اول: «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» از عطیه عطارزاده
شایان ذکر است به نفرات برتر هر بخش افزون بر اهدای لوح تقدیر، جوایز نقدی، تندیس سومین دوسالانه ملی جایزه ادبی نیز اهدا شد.

آثار مرحله نهایی سومین دوسالانه ملی جایزه ادبی بوشهر

منبع: ایسنا

 

به گزارش ایسنا منطقه بوشهر، محمدصادق سعیدی با اعلام این خبر گفت: دوسالانه ملی جایزه ادبی بوشهر در سومین دوره خود با هدف ایجاد فضایی مناسب برای خلق آثار ادبی، شناسایی و کشف استعدادهای خلاق و جوان در عرصه شعر و داستان کشور، ارتقای سطح داستان و شعر ایران، خلق آثار شعر و داستان در راستای ارزش­‌های فرهنگی و معرفی چهره فرهنگی بوشهر به ویژه در حوزه ادبیات برگزار می‌شود.

 

وی در ادامه با بیان اینکه فراخوان این رویداد ملی در بهمن‌ ماه ۹۷ در دو بخش داستان و شعر غیرکلاسیک و یک بخش ویژه منتشر شد، افزود: بخش داستان شامل داستان منتشر نشده، مجموعه‌ داستان چاپ‌ شده و رمان (منتشر نشده و یا منتشر شده) بوده و بخش شعرِ غیرکلاسیک نیز شعر منتشر نشده و مجموعه شعر منتشر شده را در برمی‌گیرد. همچنین در بخش ویژه هم به آثاری که در فضای بومی و با تکیه بر بافت شهری بوشهر یا با موضوع «خلیج فارس» ارائه شده‌اند، جایزه‌ای اختصاص داده می‌شود.

سعیدی در ادامه اسامی آثار راه یافته به مرحله نهایی بخش‌های داستان و شعر سومین دوسالانه ملی جایزه ادبی بوشهر بر اساس آرای هیات داوران هر بخش به تفکیک و بدون اولویت و بر اساس حروف الفبا به این شرح اعلام کرد:

 

الف: بخش داستان:

داستان کوتاه منتشر نشده:

۱. علیرضا رضاپور

۲. محمدهادی سالارورزی

۳. بابک شکری

۴. افرا عسگری

۵. محمد فینی‌زاده

۶. مسلم کبیری

۷. زهرا گودرزی

۸. آرش محمودی سرداری

۹. ندا نوبخت

۱۰. ذبیح‌الله یزدان‌پرست

 

مجموعه داستان چاپ‌ شده:

۱. «افتاده بودیم در گردنه حیران» از حسین لعل‌بذری

۲. «باران بمبئی» از پیام یزدانجو

۳. «جای خالی مار» از احسان نصرتی

۴. «جغد برفی» از فاطمه مهرخان‌سالار

۵. «دوازده نت برای سکوت» از کیوان صادقی

۶. «سنگ یحیی» از خسرو عباسی‌خودلان

۷. «شکارچیان در برف» از نسیبه فضل‌اللهی

۸. «متغیر منصور» از یعقوب یادعلی

۹. «هفت گنبد» از محمد طلوعی

۱۰. «همین امشب برمی‌گردیم» از پیمان اسماعیلی

 

 بخش رمان:

رمان منتشر نشده:

۱. «دوردست» از میثم نبی 

۲. «گزارش‌های یک شکاربان» از حسن بهرامی

رمان چاپ شده:

۱. «اعترافات هولناک یک لاک‌پشت مرده» از مرتضی برزگر

۲. «بند محکومین» از کیهان خانجانی

۳. «خاموش‌خانه» از ساناز زمانی

۴. «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» از عطیه عطارزاده

۵. «سیاوش اسم بهتری بود» از لیلا صبوحی‌خامنه

۶. «شب‌نشینی بعد از مراسم تدفین» از نسترن مکارمی

۷. «عروس آب» از قاسم شکری

۸. «غروبدار» از سمیه مکیان

۹. «ناتمامی» از زهرا عبدی

۱۰. «هرس» از نسیم مرعشی

ادبیات امروز ایران نیاز به نگاه تازه و بدیع دارد

منبع: خبرگزاری تسنیم

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا،‌ «میثم نبی» جزء نویسندگان جوانی است که از اوایل دهه هشتاد نویسندگی را شروع کرده و سالها است که  در عرصه ادبی قلم می زند. بهانه گفتگوی ما با وی رمانی است که به تازگی به قلم او به پایان رسیده، «دوردست»رمانی که به گفته نویسنده با نگاهی تاریخی به واقعه انقلاب اسلامی 57 می پردازد.«میثم نبی» کارشناس ادبیات نمایشی است  از وی پیش از این مجموعه داستان«دنیا در آغوش من است» و رمان «آلما» منتشر شده است.

در ادامه مشروح گفتگو با این نویسنده را می خوانید:

درباره رمان جدیدتان توضیح دهید:

این رمان درباره زندگی روزنامه نگار و نویسنده‌ای به نام امیر است. در این داستان فردی به اسم فرخ که سالها در آلمان زندگی کرده و به تازگی به ایران برگشته پیشنهاد  نگارش رمانی را بر اساس زندگی واقعی خود به وی می‌دهد. این داستان روایتی عاشقانه را در بحبوحه سالهای انقلاب روایت می‌کند و به شرح فعالیتهای ادبی فرخ و جمعی از دوستانش در دانشگاه تهران در دهه 50 می پردازد. فرخ امیدوار است که با انتشار این رمان بتواند بخشی از مسائل پنهان مانده در طی چهار دهه را بیان کند و نشان و ردی از دختری به اسم عاطفه که سالها است از او خبری ندارد بگیرد. 

ادامه نوشته

فروپاشی سازه های شخصیت

 

 

 

نگاهی روانشناختی بر نمایشنامه «اثبات»-دیوید اوبرن

                    

                               میثم نبی         

منبع: شماره 86 نشریه هنر زمان

 

«اثبات» نوشته دیوید اوبرن داستان دختری 25 ساله به نام کاترین را روایت می کند که پدرش رابرت (دانشمند رشته ی ریاضی)را به تازگی از دست داده .کاترین اینک در حال تجربه ی شرایط جدیدی است که پس از مرگ پدر با آن مواجه شده. «اثبات»نمایشنامه ای است شخصیت محور و بیش از همه به دور شدن انسان معاصر از نیاز های اصیل خویشوتبعات این بحران اشاره دارد.روایت گرفتار شدن بشر در جهان مدرنی که در آن «علم» به ابزاری  در دستان عقل منفعت طلب بدل شده است.

 

تحلیل نمایشنامه:

نمایشنامه «اثبات» بیش از هر چیز حول کاراکتر «کاترین» و بازتاب وجوه مختلف شخصیتی وی است. دختر 25 ساله دانشمند نابغه ی ریاضی «رابرت» که به تازگی فوت کرده.نمایشنامه با گفتگوی خیالیِ پدر با کاترین آغاز می شود.صحنه ای که وی جشن تولد بیست و پنج سالگی دخترش را به او تبریک می گوید. نویسنده از همان آغاز متن ذهن مخاطب را به نظام دوگانه ی «مرگ و زندگی» و جهانی در حال تحول ارجاء می دهد.کاترین اینک در مرحله ی گذار است،در آستانه ی ورود به مرحله ای جدید که «زندگی بدون پدر» نام دارد.

چندی است که یاس، هراس و تنهایی تمام وجود کاترین را فرا گرفته.حسی که با گفتارهای خیالی کاترین با پدرش بر مخاطب آشکار می شود:گذراندن لحظات و روزها در بطالت محض،تا دیر وقت در تخت خواب ماندن و مهمتر از همه هراس از موروثی بودن بیماری جنون. بلایی که پدرش را در واپسین سالهای عمر  دچار خود کرد. در واقع وحشت از دچار شدن به چنین مرضی است که کاترین را از انجام هر تلاشی در طی نمایشنامه باز می دارد. او اینک در نخستین دقایق اولین روز 25 سالگی اش بسیاری از موقعیت هایش را به خاطر پرستاری از پدر در واپسین سالهای عمر وی از دست یافته می بیند.

 

ادامه نوشته

آلما,نامزد جایزه غنی پور شد

جلسه داوران بخش رمان آزاد جشنواره پانزدهم شهید غنی‌پور با اعلام نامزدها به پایان رسید.به نقل از پایگاه ادبی حبیب طی این جلسه که عصر روز سه شنبه بیست و دوم دی ماه با حضور دبیر جشنواره برگزار شد، داوران با جمع بندی آرا و تبادل نظرات، نامزدهای این بخش را به شرح ذیل اعلام کردند:

آلما – به قلم میثم نبی – نشر آموت

انجمن نکبت زده ها – به قلم سلمان امین – نشر روزنه

دود – به قلم حسین سناپور – نشر چشمه

پنج شنبه فیروزه‌ای – به قلم سارا عرفانی – نشر نیستان

دزده کشی – به قلم فریبا منتظرظهور – کتابسرای تندیس

پس از پایان جلسه، ابراهیم زاهدی مطلق، سرداور بخش رمان آزاد توضیحاتی را در مورد داوری این بخش بیان کرد:

نکته ویژه ای که در داوری آثار بخش رمان آزاد جشنواره حبیب در کنار توجه به عناصر داستانی همچون فرم، ساختار، نثر و زبان، مورد نظر قرار گرفته، اهمیت مضمون و مفاهیم داستان بوده است.

هیات داوران، تنها ارزش های داستانی آثار را بررسی نموده و نام نویسنده و ناشر آن، هیچ جایگاهی در انتخاب آثار نداشته است.

به گزارش دبیرخانه جشنواره، رمان برگزیده نهایی در روزهای آینده از میان این پنج اثر، انتخاب و معرفی می‌شود.

خودکار بیک

اواخر کلاس چهارم بودم که خودکار استدلر آمد و شد رقیب خودکار بیک.مخصوصا رنگ قرمزش که قرمزی خاصی داشت . یک جورهایی قشنگ بود متفاوت بود و علامت سوال های سوالات علوم را که با آن می گذاشتی  نوشته هات جلوه ی خاصی می یافت. خصوصا که نرم  و روان بود و مشق های از هر درس ده بار را که می نوشتی دستت درد نمی گرفت.سوال های علوم را با آبی بیک می نوشتم و شماره ی سوال ها و علات سوال ها را با قرمز استدلر. از آنجا بود که استدلر شد رقیب خودکار آبی بیکم .آبی بیک از همان ابتدا ساکت بود  و کارش را می کرد. اما قرمز استدلر  که پر سر و صدا بود مدام مورد تمجید من. بعد مدتی دیگر تقریبا بیشتر بچه های کلاس ها یکی از آن استدلر ها داشتند که خودکار چهار رنگ آمد.

زمزمه هایی از بچه ها به گوش می رسید که استدلر خوب نیست . شل است. تیتیش مامانی است و وارونه اش که میکنی زود سر می رود. قلک ها را شکستیم و یکی زودتر و یکی دیرتر هر کدام یکی از آن چهار رنگ ها خریدیم که تازه آمده بود : آبی و قرمز و سیاه و سبز که کار همه شان را یک جا می کرد .معلم می گفت این خوب نیست . دست را درد می آورد اما از او اصرا ر و از ما انکار  که نه، خیلی هم خوب است و کار را راحت می کند . آخر دیگر سال بالایی بودیم  و زورمان به زور معلمی که خانم بود می چربید . تا اینکه سر یکی از درس ها که معلم پشت سر هم پای تخته می نوشت و من هم تند و تند  یادداشت بر می داشتم  زهوار خودکار چهار رنگم در رفت و  فنرهاش پرید هر کدام یک طرف . ماندم که چه به کنم. از بغل دستیم خودکار خواستم، نداشت . یعنی او هم فقط همان چهار رنگ همه کاره را داشت . از تخت عقبی پرسیدم : نداشتند. یعنی هر چهار رنگ خودکارهای بیکشان را لازم داشتند . از تخت بغلیم پرسیدم : گفتند آخر نمی شود . حق هم داشتند. آنها سه نفری چهار خودکار مشترک داشتند و حین نوشتن مدام خودکار ها را عوض می کردند و نمی شد .تخت بغل و عقب  و چند تخت دیگر هم رو آورده بودند به روشی که من و بغل دستیم توی کلاس را ه انداخته بودیم : شماره سوال با سبز . خود سوال با آبی ؟ علامت سوال با قرمز و جواب سوال با سیاه و برای مدتی حین نوشتن معلم پای تخته کلاس پر از صدای چرق چرق عوض کردن خودکار های می شد و آنقدر این کار را کردیم که دست آخر  کفر معلم در آمد و دستور ممنوعیت این روش را صادر کرد  وگفت فقط و فقط دورنگ . آبی و سیاه

دست کردم توی کیفیم تا شاید خودکاری پیدا کنم و می دانستم هیچ خودکاری تو کیفم نیست . دستم توی تاریکی های جیب جلویی کیف قهوه ایم میگشت که یک دفعه به یک جسم آشنا خورد . خودکار بیک آبی که  دیگر جوهرش رو به اتمام بود . شروع کردم به نوشتن و هر طور که بود تا آخر کلاس کارم را راه انداخت .  خودکار بیک الحق که همیشه بی ادعا بود و سر بزیر . آن سال گذشت .تا اینکه سال بعدش  یک خودکار دیگر  آمد و باز دل بچه ها را برد . خودکار 24 رنگ

نویسنده رمان «آلما» دارای ایدئولوژی و دغدغه است   

به گزارش خبرنگار مهر، شانزدهمین نشست از سری نشست های ترنم قلم دیروز سه شنبه ۱۰ تیر با حضور مهناز رونقی و محمدرضا گودرزی با محوریت نقد و بررسی رمان «آلما» نوشته میثم نبی در فرهنگسرای گلستان برگزار شد.

 

در ابتدای این جلسه، مهناز رونقی درباره رمان مذکور گفت: رمان آلما بر پایه یک تک گویی درونی است و راوی اول شخص آن تا انتهای داستان این فضا و روایت را پیش می رود. آناهیتا که یک مجسمه ساز و استاد دانشگاه است، یک سفر درونی را آغاز می کند که این فضا با سرگشتگی، فضاهای خیالی و ذهنی و سیال، پرش های متعدد همراه است. از نیمه دوم کتاب این شخصیت با سفری بیرونی همراه می شود. درگیری های ذهنی شخصیت بازگو کننده مسائل مختلف انسان مدرن مانند هویت یابی، فرد گرایی و بر پایه ی نگاهی انسان گرایانه هستند.

وی افزود: «آلما» بیشتر رویکرد یک داستان شخصیت محور را دارا است. در بخش نخست داستان توازن میان توصیف و روایت رعایت نشده و توصیف ها بر روایت اثر سنگینی می کند. بنابر این در شروع داستان با ریتمی کند پیش می رود  و هر چه به جلو می رویم، ضرباهنگ سریع تر شده و کتاب جذابیت بیشتری پیدا می کند.  اگر به تحلیل گفتمان این داستان بپردازیم، در هسته مرکزی این داستان با دو جریان مواجه هستیم که یکی تنش اصلی شخصیت اصلی داستان را به وسیله فضاهای خیالی و نبرد دائم و ذهن مشوش  او به تصویر می شود و دیگری بعدی از زندگی اجتماعی وی را شامل فضاهای حضور در دانشگاه و زندگی عاطفی وی در رابطه با شخصیت فواد.  

این منتقد در ادامه گفت: در دل متن با نثری همراه هستیم که جنسی از فانتزی های ذهنی را با خود همراه دارد. به زعم من آثار نویسندگان متاخر و جدید به سمت فضاها و لحن فانتزی تر گرایش دارند. همچنین تاثیر فضاهای مجازی و اصطلاحات مرتبط در کل کتاب مشهود است و این نوع نگاه بر ادبیت متن تاثیر بسیار گذاشته و نوع نوشتار متن را تغییر داده است.  شخصیت آناهیتا با نام مستعار آلما در وبلاگ خود یادداشت می نویسد. در واقع آناهیتایی که اسطوره ایرانی است به آلمایی تبدیل می شود که به معنای سیب است. این نوع نگاه ارجاعی به هویت واقعی و هویت مجازی انسانها در دنیای امروز دارد.

رونقی در ادامه گفت: در جای جای کتاب به کد های مختلف هنری بر می خوریم. مثل نقاشی «دختران در کنار پیانو» رنوار یا تابلوی «زن و گلهای داوودی» یا بحث هایی که از هنرمندان امپرسیونیست می شود. از این منظر می توان بیان کرد که با نگاهی امپرسیون نیز در داستان مواجهیم که بازگو کننده برداشت آنی و بازنمایی واقعیت در ذهن است. این نوع نگاه در ذهن شخصیت آناهیتای داستان مشهود است.  نگاه اسطوره ای و تصویر زنی که بنا است ارائه شود در انتهای داستان با ساختن آخرین مجسمه بازنمایی می شود و در این مسیر از یک روایت شخصی به  یک تصویر کلی از زن می رسیم که مجسمه «حوا» نمادی از آن است. کتاب در بخش های مختلف اثر  از اسطوره ها و افسانه ها بهره گرفته است.  

این نویسنده در پایان سخنانش گفت: کتاب از منظر هستی شناسی هم قابل بحث است. در کل کار با نگاهی انسانی مواجهیم و نمی توانیم بیان کنیم که نوع نگاه زنانه یا مردانه است. و اینکه یک نویسنده مرد از شخصیت یک زن بنویسد و زیاد به خطا نرود ارزشمند است.  در نگاه کلی باید گفت که نویسنده کتاب دغدغه مند و دارای ایدئولوژی است. این رمان نیاز به یک ویرایش دوباره دارد و حیف است که عدم رعایت برخی نکات ویرایشی به اثر لطمه بزند.  

 

محمد رضا گودرزی هم به عنوان سخنران دوم این نشست،  درباره اثر مذکور گفت: از نظر نوع بندی و ژانر، این اثر مدرن است و کیستی و فردیت انسانی را به کمک اسطوره ها بیان می کند.  درباره این که نویسنده داستان مرد است و شخصیت رمان یک زن است به نظرم  در بسیاری موارد به کار لطمه زده است. من معتقدم که نگاه متن علی رغم اینکه راوی داستان زن است، مذکر است و نویسنده خطری کرده که در برخی موارد  نیاز مخاطب متن را جوابگو نیست.

نویسنده مجموعه داستان «چرا می زنی» گفت: در بخش قالب اثر با رمان ذهن مواجهیم. توضیحات درونی متن بسیار طولانی است و حرکت رمان را در آغاز بسیار کرده است. به گونه ای که زمان پیش نمی رود و مکان در بسیاری موارد غایب است. می دانیم که رمان اگر کشمکش بیرونی و بارزی نداشته باشد در مخاطب جذابیتی ایجاد نمی کند. رمان «آلما» از جایی که متن وارد مسائل اجتماعی می شود و موضوعات پیرامون دکتر نقوی را مطرح می کند کشمکش و جذابیت پیدا می کند. در واقع از فصل سوم به بعد حرکت داستان بهتر شده و روایت به حرکت می افتد.

وی افزود: در دل داستان با یک خرده روایت پیرامون شخصیت گیسو مواجهیم که روایت اسطوره ای و افسانه ای درباره او را بیان می کند و  از شاخصه های ارزشمند کار است. نویسنده با دلایلی از جمله دیدن دوباره زری و بخشش وی توسط آناهیتا و همچنین موفقیتش در ساختن مجسمه ای که مد نظر دارد سیر تحول شخصیت را بیان می کند که مناسب و به جا است.  بن مایه اسطوره ای «سفر» که بر پایه ی الگوی حرکت از نقطه الف به ب است در دل داستان کاملا حفظ شده است و حرکت شخصیت اصلی به سمت طارم مبین این ماجرا است. در این رمان با نثر روانی مواجهیم که خواننده را اذیت نمی کند.

در پایان این برنامه میثم نبی گفت: از شاخصه های امروزی جوامع مساله پیچیدگی است و دشوار بودن تحلیل مسائل و اتفاقات درک حقیقت را به نسبت قبل بسیار سخت تر کرده است. بدیهی است که حضور چنین فضا و موضوعی که در این رمان مطرح می شود شخصیت های داستان را در فضایی گنگ و پر ابهام قرار داده و تشخیص مسیر را برای آنها  دشوار کرده است. سرگشتگی متن در جهت بیان چنین مفهومی است و طبعا بازگو کننده شرایطی است که  انسان امروز با آن مواجه است.

 

برپایی نشست بررسی رمان «آلما» در فرهنگسرای گلستان

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «آلما» نام رمانی به قلم میثم نبی است که در سال گذشته (1393) از سوی نشر آموت منتشر شد. این رمان از ساعت 17 سه‌شنبه 9 تیر (1394) با حضور مهناز رونقی و محمدرضا گودرزی در فرهنگسرای گلستان نقد و بررسی می‌شود. «آلما» نوشته میثم نبی در 176 صفحه و بهای 9 هزار تومان از سوی نشر آموت روانه بازار نشر شد. این رمان، حکایت روزگار شخصیتی است که بین فضایی شبه مدرن و شبه کلاسیک در نوسان است؛ شخصیتی که آمال درونی خود را با یک تک گویی طولانی بیان می‌کند و از دل همین گفتن‌ها و بازگفتن‌هاست که شمایل روایت داستانی آرام آرام آشکار می‌شود.