آدم در آغوش خدا غمی نداشت،
پیش خدا حسرت هیچ بیش و کمی نداشت،
دل از خدا برید و در زمین نشست،
صد بار عاشق شد و دلش شکست،
به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود ،
یادش آمد یک روز، دلِ خدا را شکسته بود
زندگی....
معنای پیچیده ای ندارد ...
همین که تو باشی....
این تمام زندگیست...

میدونی چیه رفیق؟؟؟؟؟؟؟
حکایت زندگی ماشده مثل "دکمه پیراهن"
اولی رو که اشتباه بستی تا آخرش اشتباه میری
بدبختی اینه که زمانی به اشتباهت پی میبری که رسیدی به اخرش
من....

مـــــن
هـــــنوز عـــــاشقم.
آنـــــقدر کـــــه مـــــی تـــــوانم
هـــــر شـــــب،
بـــــدون آن کـــــه خـــــوابم بـــــبرد،
بـــــی وفـــــایی هـــــایت را
بـــــشمارم.
و دســـــت آخـــــر
هـــــمه را فـــــراموش کــــــنم
اِی کــآش روزهــآی دِلتَنگــی مـ ـَن هَــم؛
مِثــل دوسـت دآشتَنهــآی تــ ـو کــوتآه بــود..
تشکر ویژه
نیاین وپست نزارید تو وبلاگ واقعا ناراحتم از اینکه این مدت بهمون
کمک کردی واقعا ازت ممنونم نمیدونم چی بگم یا به خاطر کدوم زحمتت
تشکر کنم فقط بگم که بودنت برا ما افتخاره اگه ممکنه باشین اگرم
میبینید نمیشه عب نداره من بازم ازتون ممنونم و براتون
روزای خوبی رو ارزو دارم ![]()
ديواراي کاهگلي رو جاشون ميله کشيدن
اينجا يه مردِ تنها چيزي جز غم نديده
عکسِ يه خورشيدِ تاريکو روي زمين کشيده
صداي سوتِ روي لبِ يه مرد خسته......
.
.
.
سايه هاي داغِ ترس و، رو صورتش ميبينم
با دستاش روي آسمون، چندتا ابر کشيده
پاهاش ميلرزن، خواب از سرش پريده
ساقه هاي خورشيد و ،از تو روزاش بريده
صداي سوتِ روي لبِ يه مرد خسته......
.
.
.
زير اون پل چند تا بچه،دور آتيش نشستن
زردي روي ماهشون و ، با شعله ها پوشوندن
زيرِ برف آوازِ روزاي بهاري رو ميخونن
دستاي کوچيکشون و ،رو به خدا ميگيرن
صداي سوتِ روي لبِ يه مرد خسته
اشکاش تو چشماش ،با آهنگش ميرقصه...
هـِــے غریبــْـﮧ !
قیــآفـت خیلـْے آشنـآست
من و تو قبلا جـآیـے همـבیگرو نـَבیــבیـم ؟
آهـ ـآن . . . یـ ـآבم اومـَـב
یــﮧ روزآیـے یــِﮧ خاطره هـآیـےْ بـآ هـَم בآشتیم
یـآدمــﮧ اون موقع בم از عشْق میزבے
هــْﮧ . . .
انـْقـבر مــآت نگـ ـآم نکـُن
عشِقتْ حـَسوבیـشْ میشـِـﮧ !

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم که از خام گلویم سوتکی سازد...
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تاکه پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد...
و سراب خفتگان خفته را اشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
بزرگ شدم
دیدم، شنیدم، رفتم، آمدم
و یاد گرفتم
نه، آدمها نیش میزنند
هر چقدر صمیمی تر، عزیزتر
نیششان سمی تر
یاد گرفتم اعتماد کنم ، نیش می خورم
دل ببندم ، نیش می خورم
ساده باشم ، نیش می خورم
پر احساس باشم نیش می خورم
آدما ، سنگدلند
بی رحمند
آرام نزدیکت می شوند
محرمت می شوند
عزیزت
همراهت
عشقت می شوند
تا هستند خوبند ، مهربانند
اما کافیست خیال رفتن کنند
و تو نخواهی
سار بزنند و تو نرقصی
آنوقت بیخ همان گلویی را که بارها بوسیده اند
نیش میزنند
نیشی عمیقُ کشنده
و می روند
و تمام تو را آلوده میکنند
و از همان موقع
تا
آخر عمرت دردِ بی درمان می شوی
بی سرو سامان می شوی
و چون آدمی باز ادامه می دهی
و چون احساس داری باز دل میبندی
و چون آدمست باز میرود
باز گلویت را نیش می زند و میرود
زمان می گذرد ، گلویت ورم میکند
نفس که میکشی تیر میکشد
دستت را رویش که میکشی
تمامش زخم است
نیش است
درداست
"بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"
تمام فهجان های قهوه که میگفتند ما به هم نمیرسیم را شکستم
فنجانی دیگر خوردم , فالی دیگر گرفتم....
از بس قهوه خوردم به گمانم یک قرن بیدار باشم....!
خداحافظ...
خداحافظ...همین حالا
خداحافظ...به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ...کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد اون آسمانی که منو از چشم تو میدید
خداحافظ...از اینجا که پر از غمه خسته شدم میخوام برم
قلبمو که دادم به تو دیگه باید پس بگیرم
موندن هرگز.........خداحافظ
دیگه میرم
اگه یه روز دردهای دنیا بریزه تو قلب من
ستاره ها خاموش بشن تو آسمون شب من
من میمیرم.....دیگه میرم
پس بدونید من رفتم ...
چون از اون که دوستش دارم خیلی دورم
دل بیا بریم ... از عشق دیگه نگیم
درد عشقی که کشیدیم جز خدا به کسی نگیم...
خداحافظ ...ای شب های خوشی
دوباره اون شبی که دوست دارم اومد.....
شب های تنهایی.....
برو ای مرد که دوباره تنهایی.....
اگــر بـــﮧ مـــــرבے بــیش از حــב بــہـا בهــے
בیگر برای בاشتنت تلاش نمے ڪنـבـ نگاهـش سرב مـے شوב
ڪلامش بـے روح
בستـانش یخ زבه
حرف هایش بوے בل مرבگے مے گیرב
و آغوشش بوے هوس..
لبریز از حرف هایی که هرگز نخواهم گفت...!
و حس هایی که همیشه مرا دچار است!...
حالتی عجیب در من است...
که حاصلش به شدت سکوت و خاموشی ست...!
و نگاهی خیره...
که مرابا خود...
به دور دست ها می برد...!!
من عشقت را فراموش كرده ام
اما هنوز
پشت هر پنجره ای
چون تصويری گذرا
می بينمت!
به خاطر تو
عطر سنگين تابستان
عذابم می دهد!
به خاطر تو
ديگر بار
به جستجوی آرزوهای خفته بر می آيم؛
شهاب ها
سنگ های آسمانی!
من را همه تنها میبینند
همه کس و همه جا و همواره
اما من تورا همیشه احساس میکنم
یعنی راستش
تو را در احساسم همیشه داشته ام
از همان اول ها
که جسمم احساس را پوشید
و روحم گهگاهی عریان شد
در بستر دوست داشتن
می دانی من از همان کودکی
رویا باف خوبی بودم
و زود تورا شروع به بافتن کردم
و زود تو را روی قلبم پوشیدم
و گرم شد
من تنها هستم اما سرمای تنهایی
را حس نکردم ، درک هم نکردم
تو همواره در روح من با من زندگی کردی
از اول هم غریبه نبودی
آشنایِ دلنشینِ من بودی
من حتی در رویا
ته ریشت ، مچ دستت
و سر شانه هایت را لمس کردم
تو برای من رویا نیستی
فقط کنار جسمم نیستی
سخت است برای دیگران مدام از تنهایی
از تنهاییت
از کسی نبودن، کنارت بگویی
و باز بگویی تنها نیستی
کسی کنارت هست
که اتفاقا دوستش هم داری
اما در واقع نیست
دیرو زودش پای خودت
اما بیا
حداقل قدر یک عکس دو نفره
و خواندن همین چند خط
اختصاصیِ خودت
نیستی اما بودنت با من است
من مــتــولــد مـــاه فـــــروردینمـــــ♥
فــرزنــد اول بـــــهار...
عــروس فــصــلــهــای ســـال...
حال و احوالم بـــــهاریـــســت !
ساعتی آفتــــابی ...
ساعتی ابــــری ...
گاهی طوفــــانی ...
و گاهی بــارانــی...
ولی همیشه سبــــز ... !
برایش نوشتم:
"به امید فردای بهتر واسه هردومون"
دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرد!!!
بعدهــــــــــــــــا فهمیدم

آن روز "الف" فردا را
یادم رفته بـــــــــــــــــــود..
نگاهم را درک کن ....
چند وقتـﮯست
هر چـﮧ مـﮯگردم
هیچ حرفـﮯ بهتر از سڪــــــــــــــــــــــوت پیدا نـِمـﮯڪنم
نگآهم امٌـآ . . .
گاهـﮯ حرف مـﮯ زند
گاهـﮯ فریــآد مـﮯڪشد
و من همیشـﮧ بـﮧ دنبال ڪسـﮯ مـﮯگردم
ڪـﮧ بفهمد
این نگآه خستـﮧ
چـﮧ مـﮯخوآهد بگویـــــد ...!
با تشکر از سمیرا خانم
میدآنی اِشتِبآه اَز کُجــآست ؟؟؟
اَز "تـــــــو" نیســـت!!
اِشتِبـــــاه اَز "مــَـــــن" اَســـت ..
هــرجــــآ رَنجـــــیدم به رویــــــَت نَیـــــآوَردَم !!
لَبخَـــــند زَدَم.....فِکــــرکـــردی دَرد نَدارد...
"مـحـــــکم تـَـــر زَدیــــــــ
یادته قبل رفتنتو ؟
اون کسی که دوسش داشتی رو یادته؟
همونی که همیشه برات میخندید
همون دختر لوس لجباز مغرور
همون که خودشو برات لوس میکرد تا نازشو بکشی
همونی که از دست شیطونی هاش عاصی میشدی
اونی که تموم دنیاش تو بودی و یه اتاق تاریک و یه خرس صورتی
همونی که بش میگفتی هرچی دوس داره رقیب عشقیته
لواشک ، سیگار ، موتور
اونی که تا صب با هم حرف میزدید و شوخی میکردید
همون دخترو میگم....
همونی که همیشه میخواست با بقیه متفاوت باشه
اونی که نمیزاشت کسی اشکاشو ببینه
آره همون که بهت قول داد جز تو کسی تو قلبش نیاد
با اون دستبند نقره ای که همیشه باهاشه
یادت میاد؟ همیشه احساساتشو قایم میکرد
بهت قول داده بود دیگه سیگار نکشه
اره من همونیم که یه روزی دوسش داشتی
هنوزم همونم.
هنوز عاشقتم
فقط... فقط
دیگه نه خرسمو دوس دارم نه اتاقم.
هنوزم لوسم ولی نه برا کسی دیگه
هنوزم یواشکی بدون اینکه بفهمی
سیگاری که دوس داشتیو میکشم....
هنوزم طاقت ندارم اهنگی که دوس داشتی گوش بدم
هنوز سخته برام فراموشی اون همه احساس
هنوزم میخندم. انقد که همه فکر میکنن دیوونم
یادته چقد خنده هامو دوس داشتی؟
حالا حتی به خودمم میخندم
گفته بودی اسم کسی دیگرو نیارم
میدونم یه روزی میای
من هنوز حتی به این امید پوچ میخندم
امشب يه حال عجيبي دارم مثه همه ي شباي بهاري...
بهاري كه هيچي از زمستون واسم كم نداشت..!
يه سرما ولي نه از هوا ..از نبودن حضور تو...
يه سكوت ولي نه از زمستون..از نبودن صدات...
يه سوز ولي نه از سرما..از رفتنت...
ميبيني؟هيچي كم نداره!
آهان چرا يه چيزي! سياهي رو كم داره..!
ولي اشكال نداره..اونو خودم دارم..!
زندگيم بعد از رفتنت پر از سياهي شده...
اين زمستون كه اسم مستعار شو بهار گذاشته هيچي واسم كم نذاشته...
تو برو خيالت راحت،،،
بـرآے دُخـتـَـرم آرزوے خــوشــبـخـتـے مــےڪُــنــم،
مــاבَرم هــم بـــراے مَـטּ آرزوے خــوشبـخـتے ڪَرבه بود،
و مـــآבَرش هــمـــ بـــرآے ِ مــآבَرم...
نــآ اُمیــב نیـــستــمــ !
یــڪ روز عــآقـبتـــــ ...
בُختـــرے از نـَسـل ِ مـــآ خـُــوشبــخـتــــ خـــوآهــב شُـــב...!!
ایـــن روزهـــآ احســـآس می کنــــــم وقتـــی مـــی نویســـم
خدآ چشمهـــآیش رآ مـــی گیـــرد...
وقتـــی مـــی خـــــوآنــــم
گوشهـــآیش رآ...
صـــادقـــآنـــه بگــــویــــم،فکــــر مـــی کنـــم
خــــدآ هــــم از ســـادگـــی مـــن
و حـــرفهـــآی تکـــرآری ام
خستـــه شــــده استـــ !!!
دلم برای یواشکی ها تنگ شده ...

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﻮﺍﺷﮑﻲ ﻫﺎ ﻣﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ.. !!!
ﻳﻮﺍﺷﮑﻲﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺷﺒﻮﻧﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ!!
ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﻱ ﭘﺸﺖ ﮔﻮﺷﻲ!!
ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻱ ﺁﻫﺴﺘﻪﮔﻔﺘﻦ "ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ !!".
خوبم...باور کنید...!
اشکها را ریخته امـ...
غصه ها رو خورده امـ...
نبودنها را شمارده امـ...
این روزها که میگذرد خالی امـ...!
خالی از خشم...نفرت...دلتنگی...و حتی از عشق...!
خالی ام از "احســاس"
همه ی خودم را مال تو کرده ام
چقدر دنیای تو بزرگ است
هنوز از تنهایی سخن میگویی
چقدر کم هستم .....
ببینه گریه هامو یه روزی یه جایی یه جوری دل اونطرف رو میشکنه اما نمیخوام دلش بشکنه چون خیلی دوسش دارم خدایا بخواب! _-_-_-_-_-_❤_-_-_-_-_-__-_-_-_-_-_❤_-_-_-_-_-__-_-_-_-_-_❤_-_-_-_-_-_
با " فراموشي " آغاز كرديم
خنديديم
عاشق شديم
كافه رفتيم
تو خيابونا خونديم
همه چي خوب بود
" تا قبل از اين " كه تو بري
رفتي
عاشق شدي
تنها موندم
خنديدن
گريه كردم
خنديدي
تصميم گرفتم دوباره " شروع " كنم
اما
فايده اي نداشت
تو كناره اون
منم نگران اينكه كسي لرزش دستامو ببينه ُ بپرسه
خوبي؟
از ما فقط چن تا عكس موندو خاطره ي آهنگاي " مادمازل " ...
تا به حال شده دوست داشتنت را قورت بدهی… ؟!

لبخند بزنی…

بی تفاوت باشی…؟

شده دلتنگی بپیچد به دلت،راه نفست راببندد،خفه ات کند…
هی دستت برود سمت گوشی…

برش داری…

نگاهش کنی…

پرتش کنی…..

شده یک آهنگ برایت شود روحِ یک لحظه…

بشود خاطره…

و هر چه تکرار شود دیوانه ترت کند…؟

شده بروی همان خیابانی که با او رفته ای…

چند متر جا را هی بالا و پایین کنی…

اشک بریزی و…
لذت ببری…

همانقدر که آن روز لذت بردی…؟

شده قسم بخوری دیگر کاری به کارش نداری…

اما یکهو در یک لحظه گوشی موبایل را برداری،پیغامی تایپ کنی…

انگشتت برود سمت کلمه send…

منطقت بمیرد، قلبت تند تند بزند و…send کنی…؟

شده تمام روز را در انتظار یک جواب،بیقرار باشی…

نرسد این جواب…

آخر گوشی را برداری واینطور بنویسی:"اشکالی نداره، اگه نمیخوای جواب بدی،نده…

فقط میخواستم بدونم خوبی؟همین…

مواظب خودت باش "شده باز جوابی نیاید…؟

باز بشکنی…

هزار بار دیگر هم بشکنی اما باز با دست و دلِ شکسته،

دوستش داشته باشی…؟

شده این همه عاشق باشی…؟ 
ما سعی میکنیم این وب رو مطابق سلیقه شما عزیزان درست کنیم پس ما رو با نظرات سازنده ی خودتون راهنمایی کنید اگر مطلب زیبایی دارید تو قسمت نظرات برای ما بنویسید اگر مطلب رو مناسب دیدیم حتما اونو آپ می کنیم راستی بدون نظر بیرون نرینا!!!!!!!!!