هوای حبس نفسگیر است ...
شنبه های بلاتکلیفی ...
این سوی آن سالهایی که با صبر و انتظار گذشت چیزی نبود
قسم به لحظه ای که با خاطره ای از سالهای دور
دوباره آدم بهم میریزد
این روزمرگی هاست که در گذر زمان فراموش میشود
تلخی لحظه ای که با روح آمیخته شده است ، نمیگذرد
حتی اگر سالها از آن لحظه گذشته باشد ..
اشکی که در چشم جاری نشد
اما قلب آن را با بدن گریست
زندگی آنقدر غافلگیرانه جدی شد که
من فراموش کردم چه چیزی را دوست داشتم ...
** با الهام از توییتر ناشناس
قسم به دلتنگی لحظه هایی که هیچکس نمیداند اتفاق افتاد ..
اندوه من را نقاشی کن
** از تلگرام ساحل
** هیچکس درمورد حسادت والدین به فرزندانشون حرف نمیزنه.
پدر و مادر جوری میتونن حسودی کنن و برای شکست خوردنت تلاش کنن که از هیچ دشمنی برنمیاد، چرا؟ چون هیچکی اندازه اونا نقطه ضعفاتو نمیشناسه:)))))))
بعضی وقتها هم علاوه بر خودت و روابط و زندگیت، این حسادت به خود شخصت نیست، بلکه حسادت به آزادی و استقلال و امکاناتیه که خودشون ازش محروم بودن!
واقعا ممکنه برای بعضیا باورناپذیر باشه ولی واقعا همچین چیزی وجود داره.
** این متن قابل تامل رو یه از توییتر یه ناشناس برداشتم
** بدون تجربه چنین موضوعی کاملا تایید میکنم چون در اطرافم بسیار موجود هست .