

...اگردوست داشتیدجهت سلامتی وتعجیل در امرفرج منتقم زهرای مرضیه علیهماالسلام صلوات...


...اگردوست داشتیدجهت سلامتی وتعجیل در امرفرج منتقم زهرای مرضیه علیهماالسلام صلوات...
چند وقتی است....
حرفی زیباتر از سكوت برای گفتن ندارم...
چشمانم به مانند پاییز برگ ریزان است....
قلبم.....قلبم هم هوای دلتنگی دارد.... با این همه ....
اما بر لبانم لبخندی نقش بسته است... تا مجبور نباشم سكوتم را بشكنم....
دلم پاییز می خواهد ، تا انتهای راه خلوتی بروم برگ ها را رسوا کنم زیر قدم هایم
و تمام رویاهای باران را با یک بوسه از نسیم سوزناک دم غروب به باد دهم..."

دوست من دوستدار علی علیه السلام !
سلام بر تو و آنکه دوست می داری!
می دانی که همه جا سخن از علی علیه السلام است. این روزها از نام مولایمان حیدر کراربر در و دیوار نوشته و گفتار بسیار می بینی.
آری.... نامی آشنا که از هر نامی با آن آشناتری؛ چندان که شاید به یاد آوردی که هنوزنمی توانستیم پدر و مادرمان را صدا بزنیم یا حتی اسم خود را درست تلفظ کنیم که این نام را شناختیم .
چه می دانم؟ .... شاید نام خودت هم علی باشد؛ نامی که پدر از سر عشق به مولا بر تو گذاشته و چه بسا که مادر- در لالایی هایی که برایت داشته- با زمزمه علی بذر محبتش را در دلت کاشته باشد.
یادت می آید که در همان خردسالی و نوپایی ، هرگاه بر زمین می خوردیم ، پدر یا مادر یا حتی پدربزرگ و مادربزرگمان – با هزاران شوق و عشقی که به آموختن نام او به کودکش داشتند- می گفتند یا علی؛ بگو : یا علی و بلند شو!
.... و ما چنین برخاسته و بلند شدیم و با یاد و عشق علی علیه السلام بالیدیم و بر همه می بالیدیم که:
مولایمان علی است.
من هم شبی به خاطره تبدیل میشوم
خط میخورم زهستی و تعطیل میشوم
من هم شبی به خواب زمین میروم فرو
بر دوش خاک حامله تحمیل میشوم
من هم شبی قسم به خدا مثل قصه ها
با فصل تلخ خاتمه تکمیل میشوم
قابیل مرگ، نعش مرا میکشد به دوش
کم کم شبیه قصه هابیل میشوم
حک میکند غروب، مرا شاعری به سنگ
از اشک و آه و خاطره تشکیل میشوم
یک شب شبیه شاپرکی می پرم ز خاک
در آسمان به آیینه تبدیل میشوم
بياكه لحظه . لحظه درهواي هم باشيم
چو كبوتران دسته دسته در بال هم باشيم
درآسمان آبي سيركنيم وخوش باشيم
چو اختران فلك فوج فوج دركنارهم باشيم
به گاه حزن واندوه به داد هم برسيم
چو لاله ها به لحظه غم داغدارهم باشيم
به شادماني هم بانگ شوق برداريم
چو اختران فلك درمدارهم باشيم
سمندعمرشتابنده است وفرصت كم
بياكه تانفسي هست يارهم باشيم
دوری و دوستی کدام است؟؟؟
افسانه ها رو رها کن...
فاصله هایند که عشق را می بلعند !
من اگر نباشم، دیگری جایم را پر میکند
به همین سادگی ...!
دلم تنگ است برای کسی که نمی داند....
نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم....
می دانم که اگر نزدیکش شوم....
دور خواهد شد.....
پس بگذار که نداند بی او تنهایم....
دور می مانم که نزدیک بماند.....
از صدای گذر آب چنان می فهمم
تندتر از آب روان عمر گران می گذرد
زندگی را نفسی است ارزش غم خوردن نیست
آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست . . .
اینجا صداے پا زیاد مـــے شنوم
امـــا ...
هـیچكدامـــ تـــ♥ــــو نیستــــے
"دلــ♥ـــم "
خوش كردهـ خودش را به این فكر
كه شاید " پا برهـنه " می آیے...
----
-----