روچک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دل تنگ

سلام یهو بعد 4 سال دلم برای وبلاگم تنگ شد 

هرچند الان تلگرام و اینستا و... امدن دیگه وبلاگ دنیای و عالم خودشو داره

آشتی با امام زمان


توی پست قبلی اشاره کردم به اینکه من توی دعاهام از خدا

میخواستم که امام زمانی که برای من تصویر کرده بودند ظهور

نکنه اما مدت ها بعد ها در یه برنامه ایی که تو دانشگاهمون

بر گزار میشد (دوستانی که منو میشناسند میدونند کدوم دانشگاه )

چهره ایی دیگه ایی از امام زمان رو برای من به تصویر کشیدن

پدر مهربان ،حامی ، از مادر مهربانتر ، رفیق شفیق ،

از پدر دلسوزتر ، کسی که همیشه میتونی حرفاتو بهش بزنه

، کسی که تو رو میشناسه و برات دعا میکنه ،کسی که

با غم های تو غمگین میشه با شادی های تو شاد ،کسی

که حتی موقعی که به یادش نیستی به یادته ، کسی

که هدایت کننده بندهاست ، کسی که  رحمته ،مهر ، کسی

که نه فقط دلش برای مسلمونا  و شیعه ها میتپه بلکه دلش

برای همه انسانها میتپه چه توی آمریکا باشی یا توی آفریقا یا توی تهران

من بعد از اون توی دعاهام اولین چیزی که  خواستم و میخوام سلامتی

و تعجیل در فرج اون آقا ی  مهربونه  دوستش دارم قد یه دنیا دلم

براش تنگه میدونم که خیلی کارای بد کردم اما همیشه میگن

باباها دلشون بیشتر برای بچه نا خلف  یا به قولی بدست

دوست ندارم دلشو بشکنم خودشون میدونن که چه قدر

دوستشون دارم حالا از همه کسایی که طعم مهربونی این

پدر مهربونو چشیدن میخوام همین لحظه برای سلامتیشون

صلوات بفرستنو ودعای الهم کن لولیک و بخونند.

دعا کنیم پدر مهربونمون زوده زود زود از صحرای غیبت

به باغ ظهور تشریف بیارند

پدر مهربونم امام زمونه خوبم دوست دارم دوست دارم

ترس از امام زمان


دعای بعد از نماز :  (خدایا میگن تو امامی را میفرستی که گردن همه

گناهکارا رو میزنه دنیا رو سراسر خون میکنه خدایا من خیلی گناه کردم خدایا

میدونم که اگه امامت ظهور کنه اول کسی که گردن میزنه منم ، خدایا من از

امامت میترسم خدایا ظهور امامتو بعد از مرگ من قرار بده  خدا نمیخام زمان

ظهورش زنده باشمو گردنمو بزنه باشه خدا باشه  )


 این داستان ادامه دارد...

جاده ی خوشبختی

همه پدرا،وقتی حس میکنن دارن به روزای آخر عمرشون نزدیک می شن بچه هاشونو دور خودشون جمع میکنن و براشون از تجربیاتشون میگن تا بدونن بعد از رفتنش،راه چیه،چیکار بايد بکنن

 اما پدر قصه ما،مهربونترین پدر عالمه،رحمتش برای تمام آدمای دنیاست.تجربه های زندگیش معمولی نیستند.این پدر دلسوز،روزای آخرزندگی بچه هاشو جمع میکنه تا راه خوشبختی رو براشون مشخص کنه، راهی که خدا بهش یاد داده بود تا به ما بچه ها یاد بده تا بچه هاش بعد رفتنش راهوگم نکنن.

آره،پیامبری که حاضر نیست کوچیکترین آسیبی به بچه هاش برسه ۱۲ هزار نفر رو چند ساعت تو آفتاب داغ نگه نمی داره تا فقط یه جمله بگه! ایشون چکیده ی همه ی ۲۳ سال رسالتشون رو تو یه تابلوی قشنگ ترسیم کردند.تابلویی که همه جزییات اسلام توش گفته شده.تابلویی که هرچقدر بهش نگاه کنی،بازم حرف تازه ای برای گفتن داره.

گفتن صراط مستقیمی که هرروز تو نماز می خوایم،فقط راه امیرالمؤمنین و فرزندانشونه

اینکه هرجا توی قرآن از مومنین گفته،ویژگی های امیرالمومنین بوده

همه ی خوشبختی فقط برای کسیه که تو راه اونا باشه

گفتن که راس امربه معروف ،امر به ولایت ائمه است، این که همه حرف های پیامبرو به آدما برسونی و اون روز به همه ما واجب شد ،که هرکس این حرف ها رو میشنوه،بايد به همه کسایی که نشنیدن برسونه،تا آخرین روز دنیا...

 همه اون ۱20 هزار نفر تک تک با امیرالمؤمنین و پیامبر بیعت کردند،اما...هنوز یک ماه نگذشته،همون آدمایی که پیامبر هشدار همراهی با اونارو داده بود،زیر حرفشون زدن و مردم رو با خودشون همراه کردن و بقیه هم، ساکت نشستند،و نتیجه سکوت مردم اون زمان،نتیجه نرسوندن پیام غدير، شد خونه نشینی امام زمانشون

اون آدما با گوش نکردن به فرمان پیامبر، مسیر تاریخ رو عوض کردن و باعث بدبختی خودشون و نسل های آینده شون شدن...

 

 خب حالا ماچی؟ ما میگیم اگر اون موقع بودیم، امکان نداشت سکوت کنیم، اجازه نمی دادیم مردم خودشونو به فراموشی بزنن و حرفهای پیامبرو زیرپا بذارن

نمیذاشتیم اماممون غریب بمونه...

اما

الانم یه امامی هست

امامی با همون ویژگی های منحصر به فرد امیرالمؤمنین،با همون رحمت بی نهایت پیامبر
امامی که یک بخش کامل خطبه غدير به معرفی ایشون اختصاص پيدا کرده
امامی که هرسال غدير،منتظره تا ما بچه هاش، بریم باهاش بیعت کنیم و قول بدیم که تنهاش نذاریم.قول بدیم که پیام غدير رو به همه آدمایی که می شناسیم برسونیم.به همه بگیم،امام ما هزار ساله منتظر بیعت ما و یاری ماست...
نکنه سکوت ما درقبال خطبه غدير، و غربت بی نهایت تنها وارث غدير،مثل اون موقع مسیر تاریخ رو عوض کنه.
هم باعث بدبختی خودمون بشیم و هم فرزندانمون،
                                            و غربت وخونه نشینی امام زمانمون...