۱۴۰۱/۰۲/۰۲

من خوبم 

ولی توباورنکن!!!!

 همین که بعداز ۲۰ سال  تاریخ تولدم رویادته و تومشغله روزهات تبریک کوتاه وساده بهم میگی حالم روخوب میکنه 👇👇👇👇👇👇

🌹تولدت مبارک🌹

 

 

😇😇😇ازهمین تریبون تولدم مبارک 🥰

لعنت ب عشق

شاید کسی شبیه تو پیداشود 

ولی 

دیگر کسی شبیه من عاشق نمیشود......

زمان...

‌‌
             𝕿𝖎𝖒𝖊 𝖍𝖆𝖘 𝖕𝖗𝖔𝖛𝖊𝖉 𝖞𝖔𝖚 𝖆𝖑𝖑

           زمان ثابت ڪرده همتونو••͜!


        

اشتباه

من آفریده شده‌بودم برای یک انیمه‌ی کوتاه. آفریده شده‌بودم تا دخترکی شاد و خوشبخت وسط یک عالمه رنگ و اعجاز باشم و تمام آنچه که دوست دارم، حوالی‌ام باشد؛ کتاب، شعر، خیال، موسیقی،
و دلخوشی‌هایی جادویی که تمام نمی‌شوند.
من آفریده شده‌بودم برای یک بغلْ خوشبختیِ عمیق، برای قصه‌های مسحور کننده، برای خیالات و صداهای شگفت‌انگیز، اتفاقات خوب، بوی گیاه، لبخندهای اصیل.
من آفریده شده‌بودم تا دخترک بندانگشتیِ یک قصه‌ باشم. مرا اشتباها به اینجا آوردند.

من آفرید ه شدم برای عشق ورزیدن  عاشق بودن و عاشقی کردن نه برای حسرت  های کوچک و بی ارزش سوختن و ،مرااشتباهی در این سرزمین سرد و بی روح رها کرده اند .....

حیف روح لطیف احساسم  ک همیشه  درحسرت  آرزوهای کوچک شکنجه شد و سوخت.

حیف من حیف زندگی حیف رویاهایم ....

دوستت دارم

 

گاهے . . . !
اگر یک "دوستت دارم"را
ثانیه اے به تاخیر اندازی
سالها دیر میشود .

 

 

 

 

 

 

دیرشد 

دیرررر

عشق...

.
        «طُ» اسمِ‌ دیگَری نداری
        مَن‌ به‌عشِق‌ میخوانَمَت....❤️

اسکار

برترین هدیه اسکارمیرسه به مزخرف ترین  عشق های پوشالی ک  ظاهرش پرلبخنده و باطنش پراز درده !

 

معذرت میخوام خود دوست داشتنیم

🌷🌼🌷🌼🌷

🌺🧚‍♀️بعضی وقتها باید رو به روی خودت سر به زیر بایستی !!
انقدر سر به زیر که "خودت" بفهمد تمام ماجرا را ...
گاهی وقتها باید از "خودت" عذر خواهی کنی ...
به خاطر تمام شبهایی که میشد با خیال راحت سر به بالش بگذاری اما نشد ...
بخاطر لبخندهایی که میتوانستی بزنی اما نزدی ...
بخاطر آوازهایی که میشد بخوانی اما نخواندی ...
بخاطر زمزمه هایی که میشد زیر لب داشته باشی اما لب گَزیدی ...
بخاطر قدمهایی که میتوانستی در خیابانی باران زده برداری اما نزدی ...
بخاطر لباسهایی که میشد بپوشی اما تن نکردی ...
بخاطر لی لی هایی که میتوانستی در خیابانی شلوغ تا انتهای مسیر را بروی اما نرفتی ...
بخاطر عطرهایی که نزدی ...
بخاطر موهایی که از بی شانگی سفید شدند ...
بخاطر چشمهای خون زده ات ...
بخاطر خودت 
خودت
خودت ...
گاهی وقتها معذرت خواهی از خودت سخت است .

بانوی بهار ۱۴۰۰.۰۲.۰۲

من همیشه حوصله تورو دارم

حتی وقت هایی که 

حوصله خودمو ندارم .😊

 

 

 

تو

خوشترین حال منی 

جانِ من

 

ادامه نوشته

هیچ....

nᎬᏙᎬᏒ, nᏫᎢᎻᏆnᏀ, ᎰᏒᏫᎷ nᏫ ᏫnᎬ, ᏆᎢ ᏆᏚ nᏫᎢ ᏆᎷᏢᏫᏚᏚᏆᏴᏞᎬ..

هيچوقت ، هيچ چيز ، از هيچكس ، بعيد نیست..!

 

فدای تو

♥️♥️♥️♥️
▫️"چڪیده از دلم غزل" 
                    براے چشم هاے تـووو
       تمام هستےام ببین، 
                       تمام شد به پاے تـووو

چگونه بے تـو سر ڪنم،
                    تمام دردهاے من
       تـو زنده باش جاے من،
                    تمام من به جاے تـووو

"رسیده بیت آخرم، 
               چڪیده از دلم غزل"
      فداے تـو تمام من...
                  تمام من فداے تـووو

                      ☆  ℒℴνℯ☆
‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍

.

🗯 نرگس صرافیان طوفان 

زن که باشی
""اگریک شب را از سردرد یا ناراحتی تاصبح بیدارماندی
کمی  شرایط سخت است..
مثلا بعدازساعتهای بی خوابی و کِسالتت نزدیک ظهر چشمانت گرمِ خواب می شود.. اما میان خواب و بیداری یادت می افتد لباس ها رانشُسته ای بازحمت چشمانت را بازمیکنی و روی پا می ایستی..لباسها را میشویی و همانطور که کنار ماشین لباسشویی ایستاده ای و باهمان چشمان خمارِ نیمه بازت به چرخش لباسها خیره شده ای یادت میفتد برای شام باید فکری کنی.. 
به سمت آشپزخانه می روی.. درب یخچال را باز میکنی خمیازه ای می کشی، مواد اولیه ای که برای پختن غذای مورد علاقه ی همسر یا فرزندت لازم است برمیداری ،باهمان حالت خواب آلود مشغول تدارک خوراکی برای شام میشوی...
دراین مرحله از شدت خواب و خستگی ، چشمانت تار می بیند و هرچند دقیقه یک بار باید اشک های بی خوابی ات را پاک کنی تا بهتر ببینی که داری چه می کنی ، مبادا نمکِ غذایت کم یا زیاد شود...!
قابلمه را روی اجاق میگذاری.. درحینِ روشن کردنِ شعله هایِ اجاق، در دلت می گویی میتوانم شعله را کم کنم و کمی دراز بکشم، تاسردرد و بی خوابی ام قدری التیام یابد..
اما گرد و غبارِ روی پیشخوان، توجهت را جلب میکند.. دستمالی به دست می گیری تا همه جارا تمیزکنی.. حین گردگیری، یادت می فتد که باید جارو هم بکشی...! شاید بعد از آن بشود کمی بخوابی...
گردگیری تمام میشود.. باهمان حالتِ خواب آلود و بی حال و بی رمق به سراغ جارو میروی.. روشنش میکنی وبه هرجان کندنی هم شده تمام خانه را مرتب میکنی..
درحالتی که به سختی روی پایت ایستاده ای، تمام اطراف را براندازی می کنی...پیش خودت می گویی کارهاتمام شد.. با لبخندِ رضایتی دراوج خستگی می روی روی مبل تاکمی درازبکشی ...
ناگهان صدای زنگِ در ، مانع از بستن پلکهایت می شود... فرزندت ازمدرسه برگشته است... باید غذایش را گرم کنی و بعد هم بالای سرش بنشینی تا  مبادا تکالیفش را اشتباه انجام دهد.. حواست هم باید باشد که ازخستگی، بی حوصله نباشی..
مهم نیست چقدرخسته ای و چقدر خوابت می آید...
مهم نیست دیشب رانخوابیده ای..
حتی سردرد یا احتمالِ بیمارشدنت هم مهم نیست...
همسر و فرزندت ، نیاز به رسیدگی و آرامش دارند...!""

••این فقط یک سکانس خیلی خیلی کوتاه از زندگی یک زن بود
زن که باشی.. برای خودت زندگی نمی کنی...
زن بودن سخت است..
مادر بودن، خیلی سخت تر....!
‌و زنی عاشق بودن سخت ترین سختی دنیاست ....!

دوست داشتن ...

دوست داشتن
چیزی شبیه‌به گم شدنه
توی یه آدمِ دیگه!
حالا هرچی ڪسی رو
بیشتر دوست داشته
باشی ....
عمیق‌تر گم میشی!
یه جاهایی دیگه
نمی‌دونی برای خودت
 داری زندگی
می‌ڪنی یابرای اون...
 

بدهکار

یک روز از خواب بیدار می‌شوی ، نگاهی به تقویم می‌اندازی ، نگاهی به ساعتت ، و نگاهی به خودِ خودت در آینه ...
و می‌بینی هیچ چیز و هیچکس جز خودت حیف نیست !
لباس‌های اتو کشیده غبارگرفته مهمانی‌ات را از کمد بیرون می‌آوری ، گران‌ترین عطرت را از جعبه بیرون می‌آوری و به سر و روی خودت می‌پاشی  ...
ته مانده حساب بانکی‌ات را می‌تکانی و خرج خودت می‌کنی ...
یک روز از خواب بیدار می‌شوی و به کسی که دوستت دارد بدون دلهره و قاطعانه می‌گویی : صبح بخیر عزیزم ، وقت کم است لطفا مرا بیشتر دوست بدار !

 

 


یک روز ، یکی از همین روزها ، وقتی از خواب بیدار می‌شوی ، متوجه می‌شوی بدترین بدهکاری ، بدهکاری به قلب مهربان خودت هست ...
و هیچ چیز و هیچکس جز خودت حیف نیست !

 

دلبستگی

کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگی ها را یکجا بالا آورد!!!!