رویای من اینه...دنیای بی کینه

دراز کشیدم و داشتم پادکست هزار توی آگاهی مجتبی شکوری رو گوش میدادم، یهو ذهنم جرقه زد و وبلاگم رو یادم اومد و بلاگفا رو سرچ کردم و اومدم کلی زیر و روش کردم و چقدر خاطره برام زنده شد ...

 

 

 

+ تاريخ شنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۰ساعت 16:24 نويسنده بانوی خلیج |

ما نباشــــــیم

که باشــــــــد

که جفای تو کشـــــــــد؟!!!

+هر چقدر اینجا سوت و کور بشه بازم نقطه ی امن دنیامه!

 

+ تاريخ دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 20:31 نويسنده بانوی خلیج |

 

آرزو داشتم سیدعلی جانِ صالحی بنشیند برایم شعر بخواند

اما این روزها آرزوهایم هم عوض شده ،دوست دارم سید علیِ جانِ  بنشیند ،دست بزند زیر چانه ، چایش را هورت بکشد و من برایش غزل بخوانم .

میلادت مبارک مردِ خوبِ شعرهایِ بی نظیرِ روزهایِ گَسَم.

.

+ تاريخ چهارشنبه دوم فروردین ۱۳۹۶ساعت 11:5 نويسنده بانوی خلیج |

گلدونا رو صف دادم پشت پنجره تا حموم آفتاب بگیرن،لباسارم تو کمد جا دادم و اومدم دراز کشیدم دارم داریوش گوش میدم و با کیبورد گوشی تایپ میکنم،داشتم فکر میکردم حاشیه ی امن زندگی کجاست؟

 

+ تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ساعت 14:57 نويسنده بانوی خلیج |

فکر میکردم و دلم میخواست آخر هفته م قشنگ تر از اینی که الانه باشه ،خیلی بهش امیدوارم بودم ...اما،همه چی بدجور بهم ریخت،از خراب شدن لپ تاپم تا مریض شدن قلب کسی که نباید مریض میشد،از همه چی تا هیچ چی ،نبودن شماها،نبودنی که اصلا تصور نمیکردم به این شدت باشه .دلم نمیخواد این نسخه رو بپیچم اما ظاهر امر نشون میده هر چیزی یه تاریخ انقضایی داره ...

تنها چیزی که با امیدواری در حال حاضر میتونم براش دعا کنم اینه که حال همه دم عیدی خوب باشه .

.........ّ.............................

یوقتایی با دل خوش پی نوشت مینوشتم اما ...

+ تاريخ جمعه بیستم اسفند ۱۳۹۵ساعت 20:2 نويسنده بانوی خلیج |

پیــــام 

دادم

و 

گفتم

بیا 

خوشم

می دار

.

.

.

-------------

قِسَم به جونِ چشوی سیاه جنوبیم دلُم تنگتو بی !

*بامعرفتا ،اومدیم من نبودم اصن شما نباید بیاید دور هم جمع شید؟!!!نه واقعا نباید ؟

 

 

 

+ تاريخ چهارشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 21:50 نويسنده بانوی خلیج |

گفته بودی دلت برا اینجا تنگه،گفته بودی من بی معرفتم،گفته بودی هنوزم مثل سابق سر زدن به اینجا جزو سرگرمیاته اما اسمتو نگفته بودی !!

خوشحالم که هنوز هم هستن کسایی که کافه لیانو دوست دارن و کافه چی خسته شو تنها نمیذارن .

*همه کامنتا رو میخونم ،درسته تایید نمیشن و جوابشونو اینجا نمی ذارم ،اما دوسشون که دارم اونم خیلی زیاد .

 

میــان این همه اگـــــر ،شمـــا چقدر بایدید!!!!

 

...

+ تاريخ جمعه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۵ساعت 18:5 نويسنده بانوی خلیج |

کاش همه تون برمیگشتین ...

:0)

من اینجا منتظرتونم .

مرضی تو میدونی من چقدر کیف کردم وقتی دیدم بلاگفا صفحه تو برگردونده .تو حال اون شب منو فهمیدی ...

برگردین .لطفا

...

+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 19:10 نويسنده بانوی خلیج |

 

صدایم میکنی حروف نامم کیف میکند...

-----------------------------------------------------

*به رسم قدیم بگذار دوباره و چندباره کیف کنم...

 

+ تاريخ دوشنبه هشتم شهریور ۱۳۹۵ساعت 16:53 نويسنده بانوی خلیج |

کامنتای دلگرم کننده تون رو میخونم و خیلی دوسشون دارم.

+به فکر سر و سامون دادن اینجا هم هستم . ارادتمند شما :خودم ^ـــــــ^

 

 

.

+ تاريخ جمعه هجدهم تیر ۱۳۹۵ساعت 18:27 نويسنده بانوی خلیج |