عروس خانم
حتی خودم باورم نمیشد پست 11 اردیبهشت رو که دارم میزنم کمتر از یک ماهه بعدش پسری بیاد خواستگاریم که دلم بخواد و بتونم به زندگی کنار فرد دیگهای فکر کنم....
و حالا یکسال و 5ماهه که لحظههامو باهاش ساختم
لذتبخشه توی خونه خودتون با سیستم خفنتون بشینی و باز بیای بلاگفا و مرور خاطرات کنی!
من که باورم نمیشه بزرگ شده باشم!! حتی اگه دو سال دیگه با نینیمون بیام و پست بزارم بازم همون عاطی دیوونهی 18 سالهام....
من توی سن 18 سالگی برای همیشه موندم![]()
امیدوارم زندگی مشترک هم مثل خونه بابا خوش بگذره خیلی زیاد و خیلی بیشتر از اونجا ... توی این یک ماهه که زیر یه سقف بودیم که وری وری نایس بوده باشد که بماند همینجور خوشگل و عشقول تا ابد ^^
حس میکنم قلم فاخرنویسیمو از دست دادم!!!
بسی وقت است که کتاب نخواندهام و این خوب نیست زشته قبیحه مستهجن است![]()
![]()
![]()
شما دعا کن با زودتر کتابخونه بگیریم کتابامونو از خانه پدری بیاوریم و همچنین بنده خواب و خستگی و تنبلی را بزارم کنار و پایتون و وردپرس رو قشنگ یاد بگیرم![]()
به امید ماندگاری بلاگفا و اوقات شما به شیرینی![]()
![]()


دقیقا همین شکلی
اینجوری و حتی لبخند کمرنگ تری...