یکی بهتر از من پیدا کرد

 

در حالی که به صد تا بهتر از اون  گفتم : یکی دارم !

 

باگریه بهش گفتم نرو .. من

دوست دارم باخنده گفت!

میرم خب 

منم دوستش دارم...!!!

جـان به "لَب" رسیده 
 
است ، 
 
بوسـه ای بزن 
 
مَرا «بُکـُـش» !
 
 
تک عکس های رمانتیک

دﻧﺪﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻟﻘﻪ رو ﺑﺎﻳﺪ ﮐﺸﻴﺪ
ﺍﻭﻟﺶ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻩ …

 

ﺑﻌﺪﺵ ﺣﺲ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﺟﺎﺵ ﭼﻨﺪ
ﺭﻭﺯ ﺭﻭﻭ ﺍﻋﺼﺎﺑﺘﻪ …

 

ﺑﻌﺪﺵ ﻫﻢ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ که
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻧﺪﻭﻧﯽ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩﻩ . . . !

 

این حکایت ِ بعضی از آدمای زندگیمونه

 

مدت هاست تنهایم

اما دلـــــــــــــــــــــــتنگ اغوشی نیستم....

خسته ام

ولی به تکیـــــــــــــه گاهی نمی اندیشم...

چشم هایم ترهستندوقرمز

ولــــــــــــــــــــــــــــــی رازی ندارم....

چون مدت هاست!!!

دیگرکسی را"خـــــــــــــــــیلی"دوست ندارم....

 

 

می لـــــرزم...

سرد بود آب پاکــــی که روی دستانم ریخــــتی..!

 

  1. خبر به دورترین نقطه جهان برسد
    نخواست او به من خسته بی گمان برسد

    شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
    کسی که سهم تو بوده به دیگران برسد

    چه می کنی اگر او را که خواسته ای یک عمر
    به راحتی کسی از راه ناگهان برسد

    رها کنی برود از دلت جدا باشد
    به آنکه دوست ترش داشته به آن برسد

    رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند
    خبر به دورترین نقطه جهان برسد

    گلایه ای نکنی و بغض خویش را بخوری
    که هق هق تو مبادا به گوششان برسد

    خدا کند که ...! نه نفرین نمی کنم نکند
    به آنکه عاشق او بوده ام زیان برسد

    خدا کند فقط این عشق از سرم برود
    خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

    نجمه زارع

ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ ، 

ﻣﻦ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻳﮏ ﻣﺮﺩ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻴﮑﻨﻢ ، 

ﻣﺮﺩﻱ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺗﻮ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻢ ﺛﺒﺖ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻣﻦ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻴﺸﻪ،

  ﻣﺮﺩﻱ ﮐﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﻣﻦ ﺯﻥِ ﺭﻭﻳﺎﻫﺎﺵ ﺑﺎﺷﻢ ﺍﻣﺎ ،

  ﺍﻭﻥ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﻣﺮﺩ ﺭﻭﻳﺎﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﭼﻮﻥ ،


 ﺭﻭﻳﺎﻳﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﮐﺴﻲ ﮐﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻱ ...

  ﺟﺴﻤﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﻭﻥ ﻣﻴﺨﻮﺍﺑﻪ ﺍﻣﺎ ،


  ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ .

  ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ ،     ﺑﻲ ﻫﻮﺍ ﻭﻗﺘﻲ ﻳﺎﺩﺕ ﻣﻴﻮﻓﺘﻢ ،

 . ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﺎ
   ﻧﻪ ! ؟ ....

  ﺷﺎﻳﺪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮﺭﻭ ﮔﺪﺍﺷﺘﻢ ﺭﻭﻱ ﭘﺴﺮﻡ ،
   ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ ،

   ﻣﻦ ﺯﻧﻴﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﻴﻤﻴﺮﻩ ،


    ﺯﻧﻲ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﮑﻨﻪ ﺍﻣﺎ ، ﮐﻨﺎﺭ ﻳﮏ ﻣﺮﺩ   ﺩﻳﮕﺴﺖ ،

 ﺯﻧﻲ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﻱ ﻣﺮﺩ ﺩﻳﮕﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻴﺪﻩ


  ﺍﻣﺎ ،  ﻧﻪ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ...

  ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ ،

  ﻭﻗﺘﻲ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﺑﻦ ،


   ﻣﻴﺮﻡ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﻳﻪ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﻴﮑﻨﻢ ،

  ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﻧﻮﺭ ﮐﻢ ﺳﻮﻱ ﭼﺮﺍﻍ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑر  ﻣﻴﮑﻨﻢ .
.

ﺍﺯ ﺳﻴﮕﺎﺭﻡ ﮐﺎﻡ ﻫﺎﻱ ﻋﻤﻴﻖ ﻣﻴﮕﻴﺮﻡ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﭼﺠﻮﺭﻱ ﻣﻴﺸﺪ ﺍﮔﻪ ﺗﻮ

   ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺑﻮﺩﻱ ؟


 ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻓﮑﺮﺕ ﻏﺮﻕ ﻣﻴﺸﻢ ، ﺳﻴﮕﺎﺭﻡ


  ﺭﻭ ﺑﻪ


  ﺍﺗﻤﺎﻣﻪ ،

  ﻭ ﻣﻦ ،


 ﺑﺎ ﻋﺬﺍﺏ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻟﻲ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﻢ ،

 ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺮﺩﻱ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺍﺭﺯﻭ ﻣﻴﮑﻨﻢ

 ﺗﻮ ﺟﺎﻱ

 ﺍﻭﻥ ﺑﻮﺩﻱ ...

  ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﻗﻊ ،


  ﺗﻮ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺴﻲ ﻫﺴﺘﻲ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻱ ﺍﻣﺎ ،

  ﻣﻦ ﮐﻨﺎﺭ ﻛﺴﻴﻢ ﮐﻪ ،

  ﻓﻘﻂ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻫﻢ ﺧﻮﻧﻢ ...

  ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ ،

  ﺯﻧﻴﻢ ﺑﺎ ﻣﻮﻫﺎﻱ ﺳﻔﻴﺪ ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﻱ ﺧﺴﺘﻪ ...

  ﺯﻧﻲ ﮐﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﻫﺎ ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻨﺶ ﺍﻣﺎ ،


  ﺍﻭﻥ ﺑﺎ ﻫﻴﭽﮑﺲ ﺟﺰ ﻳﺎﺩ ﺗﻮ ﺁﺷﻨﺎ ﻧﻴﺴﺖ


28685152812873680964.gif

تکیـــــه دادی به دیــــــــــوار ومیخـــــــــندی

انــــــــگار نه انــــــــگار که تـــــو توی عکســـــــی

ومن آویـــــــزان این زندگــــــی بی تـــــــــــو …


Naghmehsara.ir (21)



کسي را ميشناسم که دوستش دارم و دوستم ندارد، شب ها بيتاب خيره به يک عکس مينشينم,

حرف ميزنم ,دلتنگ ميشوم... و او نزديک و نزديک تر ميشود به کسي ديگر و در ارزو تمام

 شدن احساس . . .

من کسي را ميشناسم که دوستم دارد و من دوستش ندارم هر روز هزار قدم براي راضي کردنم

بر ميدارد و من هزااااااااااااار قدم دور ميشوم . . .

کسي را ميشناسم که يک زمان دوستش داشتم و دوستم داشت و امروز فقط يک خاطره است،

بي هيـــــــــــــــــچ احساسي . . .

کسي را ميشناسم که يک روز دوست ترين من بود نزديک تر از خودم به خودم و امروز دشمن

ترين و دورتر از هر که تا امروز شناختم . . .

آري . . .

تمام زندگي همين است

کاش ميان اين ها کمي، فقط کمي "آرامش" بود . .

.




خسته ميشه!

کسى که جسم و روحش ...

باهم اختلاف سنى داشته باشه...


هیچ انتظاری شیرین نیست همه شان تلخند


مـ ـی دانم کــ ــار داری !

سـ ـَرَت شــ ـلوغ است !

مـ ـی دانم !

اما اینکـ ــه موقع خـ ــواب...

روی تخـــتت... چند ثانیه......

فقط لحـ ـظه ای بــه ذهــنت خــ ـطور کند

کــ ـه یکـ ــ جـ ـایی ...

کـــ ـسی ...

روی تخـ ــتش ...

موقع خــوابــ ـش ...

برای "تــ ـو" اشـ ــک مـــ ـی ریزد !

همین هـ ـم بـ ـرای مــ ـن کـــافیست


ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ...
ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮﺍﺳﺖ

ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ

ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﺤﺾ ﺍﺳﺖ

ﺩﻟﺶ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ...

ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻫﻢ ﺑﺎﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ

ﻭ ﻓﻘﻂ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ...~



اکنون که دارم این نامه را مینویسم؛

دلم میخواست ، تو را در کنار خود بیابم نه در آغوش

دیگران .



دلگیرم

از دنیآ و روزگآرش

از بی کسی هآ و سکوت هآ!

این منم که اینگونه خسته ام

منی که همیشه خوب بودم و خندآن
...
منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل!

نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برآیم!

چون “تـو”، “من” نیستی!

پس لطفا قضآوتم نکن...

عکس های عاشقانه و رمانتیک دوری



خدايا من بهترشو نميخوام

من همون رو ميخوام....





زیاده خواه نیستم !

جاده ی شمال..

یک کلبه ی جنگلی..

یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی.

کمی هیزم..

کمی آتش..

مه ِ جنگلی..

کمی تاریکی محض...

کمی مستی.. .

کمی مهتاب...

و بوی یـار..

و بوی یـار.. و بوی یـار ...!

تـو باشی مـن باشمو ...هــیچ !

دنــیـا هم ارزانی خودشان




به کسی چیزی نگویم

شاید روزی خودت

آدم شوی….




من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم

که چه می کنی !؟

پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم

تنهاییت برای من ...

غصه هایت برای من ......

همه بغض ها و اشک هایت برای من ...

بخند برایم بخند

آنقدر بلند

تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را ...

صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده ...



ای ابرها نبارید

من دریا را به پایش ریختم ...

برنگشت

آرامم!

دارم برایِ تو خواب می‌بینم:

خابی خوب

خوابی خوش

خوابی پر از چشم‌هایِ قشنگِ تو!

صدایِ "جانم" گفتنِ تو وُ

"برایِ تو مُردن" ِ من!

آرامم

به‌ خوابی پراز "خیلی دوستت دارم!"

پر از "کجا بودی؟"...
پر از "سلام! دلم برایِ تو تنگ شده است"

دارم برایِ تو خواب می‌بینم.

آرامم!

کنارِ تو حرف می‌زنم؛

چای می‌ریزم؛

تنَ‌ت را بو می‌کنم وُ

لبت را می‌بوسم؛

دستت را می‌گیرم و به‌سمتِ پاییز قدم می‌زنم وُ

دل، به‌دریا می‌زنم وُ به تو سلام می‌کنم.

سلام علاقه‌یِ خوبم!

علاقه‌ جانِ من!

من به خیالِ تو


آرامم



بغض ميكنم ؛

از ترس روزهايي كه

سهممان از هم،

فقط يك يادش بخير ساده باشد




بیا باهم

رفت و آمد نکنیم

مثلا

وقتی می آیی

نرو



لحظه ب لحظه ي بودن با تورو دوره كردم...
من خدا رم

خسته كردم...



هیس دختر ها فریاد نمیزنند!

هیس دخترها بلند نمیخندند!

هیس دخترها حقی ندارند!

هیس دخترها باید ارام زندگی کنند!

هیس دخترها باید بسوزندو بسازند!

هیس دخترها باید ظلم و حرف زور را قبول کنند!

"فقط به جرم دختر بودنشون!!"

هیس دخترها باید تحمل کنند و اعتراض نکنند

هیس دخترها حتی حق اینو ندارن که عکسشون روی اگهیه ترحیمشون چاپ بشه!

هیس دخترها باید ارام بمیرند!!

و این داستان ادامه خواهد داشت...


تنها که می شوی،

می بُری!!!

از تمام زندگی، سیر می شوی و خسته...

و مدام با خود می گویی:

لعنتی!

کاش هرگز وارد زندگیم نمی شدی.....





هوا بارانی ست


ولی شیشه ؛ چرا بخار نمیگیری ؟

نترس ؛ رفت … دیگر اسمش را رویت نمی نویسم




سردرد

دلپیچه

حالت تهوع

کسی چه میداند...

شاید باردارم

ازغصه هایی که هرشب بامن نزدیکی میکند!!!



هر کسی برای خودش خیابانی دارد…

کوچه ای…

کافی شاپی..

و شاید عطری…

که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ  میزند!


خیابان عشق




گفتی دهانت بوی شیر میدهد…

و…

رفتی …

آهای عشق من …

امشب به افتخار تو دهانم بوی مشروب، بوی سیگار، بوی دروغ میدهد …


برمیگردی





دوست داشتـن 
همان "سرباز" وظیفـه ای ـست ؛ 
که با اسلحـهِ احساس روی 
برجِ دیدبانـی 
می ایستد 
و نمیگذارد جُز «من» ، 
کسـی واردِ حیطه ـی خیالَت شـود






حرمت تـــــه سیگارم

مــن سـرد
هــوا ســرد
بــــرف ســرد
زمســتان سـرد
تــو بــا مــن ســرد
دنیـای مــن ســرد
همــه چــی ســرد !
ولــی سیــــــــگارم گــــــرم ،

ایــن تضــاد ، بـرای یه لحـــظه مــرا بـه آرامــــش میـبـرد..




راستی گناه تو رفتن نیست


گناهت این است که حرفایت بوی ماندن میداد




می گویند دل به دل راه دارد

پس چرا وقتی دلم را شکستی

دلت نشکست؟



باختی  در کار نیست

برای تو قلبم را ریسک می کنم

یا می برم یا    می میرم …


سایت عاشقانه ساکار






خاموشی بهانه است


مشترک مورِد نظر فراموشت کرده است !





نترس حوا... سیب را با عشق گاز بزن!


 آدم بی عشق، ‌ لیاقت بهشت ندارد...




ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ!

ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ...

ﻟﺠﻢ ﻫﻢ ﺑﮕﯿﺮﺩ از ﺩﺳﺘﺖ…

ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻓﺤﺶ ﻫﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ…!!!!



من و تنهایی ...

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:


چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟...


چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟


اما افسوس که هیچ کس نبود...


همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره...


آری با تو هستم!...


با تویی که از کنارم گذشتی...


و حتی یک بار هم نپرسیدی


چرا چشم هایم همیشه بارانی است...!!!




مگر خودت نگفتی خداحافظ!

پس چرا وقتی گفتم به سلامت نگاهت تلخ شد؟؟

بروبه سلامت حوصله سر راهت نشستن را ندارم

خسته تر ازآنم که دلیل رفتنت راجویاشوم!
برو

برو ...
خوش اومدی...





سلام روزگار…

چه میکنی با نامردی مردمان؟… من هم.. اگر بگذارند.. دارم خرده های دلم را چسب

میزنم… راستی!

این دل.. دل میشود؟..




وقتی رفت،گفت:تو را هم میبرم!

!!
با خوشحالی گفتم کجا؟گفت:ازیادم…….





من پذیرفتم شکست خویش را!من پذیرفتم که عشق افسانه است!این دل درد آشنا دیوانه است!

میروم شاید فراموشت کنم!

با فراموشی هم آغوشت کنم!میروم از رفتنم دل شاد باش!از عذاب دیدنم آزاد باش!گرچه تو

تنهاتر از من میشوی!آرزو دارم ولی عاشق

شوی!آرزو دارم بفهمی درد را!تلخیه برخوردهای سرد را!



امروز هم پستچی پیر محلمان نیامد!! یا باید خانمان را

عوض کنیم یا پستچی را…

تو که هرروز برایم نامه مینویسی مگه نه…!

tanha





به آینده بگویید دیگر نیاید !

حال من

آینده اى که در گذشته انتظار داشتم


                   نیست…!!



تنهایم گذاشت



ﻣﺎ ﺁﺩﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿﺸﯿﻢ

ﺑﻪ ﺟﺎﯼ اینکه ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﻋﺸﻘﻤﻮﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯾﻢ

ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻧﺶ ﺩﺍﻏﻮﻧﻤﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ ...

ﺷﮑﺎﮐﻤﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ ؛

ﺑَﺪﺩﻝ ﻣﯿﺸﯿﻢ

ﺑﺪ ﺧُﻠﻘﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ

ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﺸﻪ ؛

ﺑﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ ﻣﯿﺸﻪ

ﻗﻬﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺳﺮﺩﺗﺮ

ﻣﯿﺸﯿﻢ ...

ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻤﺶ ﺑﺨﺎﻃﺮِ ﺗﺮﺱِ ﺍﺯ
ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﻪ



درد ِ دل کـه می کنــی؛

ضعـف هـایـت، دردهـایــت را می گـذاری تـوی ِ سیـنی؛

و تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد

بــردارنـد؛

تیــز کننــد …

تیــغ کننــد …

و بــزننـد بـه روحـت …!



ﻋﺸــــــﻖ!!! ﻫـــــــــــﻪ .....
ﺑــــــــﯿــﺎ '' ﺷﯿﻨﺶ'' ﻣﺎﻝ ﺗﻮ!
 ﻣﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﺭﺍ
'' ﻋــــــــــــــــــــــــــﻖ''
 ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ..
 

رر



راستی خودت نخواستی یا خدا نخواست؟





این روزها هوا خیلی غبار آلود است؛

گرگ را از سگ نمی توان تشخیص داد !

هنگامی گرگ را می شناسیم؛

که دریده شده ایم



آدم های احساساتی را باید کشت..

میدانی راست میگویم..

آدم های احساساتی به درد زندگی آهنی امروز نمیخورند...


هيچي بدتر از اون نيست که

بدوني يکي يه جايي با يه آهنگي به يادت ميفته...

و اون آهنگ کلاه قرمزيه:سلام الاغ عزيز حالت چطوره؟!
از

    بس خر بودي تو اون رابطه



ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﺭﻓﺘﻢ ...

ﻧﺨﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻤﻮﻧﻢ
ﺻﺪﺍﯾﻢ ﻧﮑﺮﺩ
ﻧﮕﻔﺖ : ﻧﺮﻭ ، ﺑﺮﮔﺮﺩ
ﻭ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ
ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﻮﯾﺶ
ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺻﺪﺍﯾﺶ

....ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﮔﺮﺩ


به بعضیا باس گفت عوض نمیشی بیخیال

تعویض که میشی....!




 اینطور نگاه نکنید !!!

 ﺗﻘﺼﯿﺮﻩ ﻣﺎ ﻧﯿﺴـــــﺖ!!! ﻣﻘﺼﺮ ﺷﻤﺎ ﭘﺴــــﺮﺍﯾﯿﺪ!!!

ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﭙﺴﻨﺪﯾﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﺩﻡ ﻣﯿﺰﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ

ﺧﻮﺏ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ

 ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﮐﻪ ﻋﻤﻠﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﻗﺶ ﻣﯿﺮﻩ ﻣﯿﮕﯿﺪ ﺟــــﻮﻥ ﭼﻪ ﺩﺍﻓــــﯽ !!!

 ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻪ ﻟـــﯿﺎﻗــــﺖ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ﻫﻤـــﯿﻦ ﺷﻤـــﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ تیپ

ﺳﺎﺩﻩ وارایش که به چشم

 نمیاد، ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﯿﺪ ﺍَﻣـــــــــــــــﻞ !!! ﺗﻘﺼﯿﺮ ﻣــــﺎ ﻧﯿﺴــــﺖ ﺗﻮ

ﻫﻨﻮﺯ ﺭﺷﺪ ﻧﮑـــــﺮﺩﯼ ...


 ﺩﺧــــﺘﺮ ﭘــــﺎﮎ ﻭ ﺳــــــﺎﺩﻩ ﺯﯾـــــﺎﺩ ﻫـــــــﺲ


 ﺗـــــــﻮ ﭼﺸــــــﻤﺎﺕ ﮐـــــــﻮﺭ ﺷﺪﻩ !








دلتنگــی هایــــَم را زیر بغـل زده اَم


نشسته اَم در انتظار ِ روز های ِ مبـادا !


سهم ِ من از تــو


همـین دلتنگـی ها ییست


که بی دعوت می آینـد


و ...


خیال ِ رفتن نـدارند


من بارهاشماره ات راميگيرم!

و کسی در گوشم مدام زمزمه ميکند:

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است



من برايش از تو ميگويم



اما او سرحرفش ميماند!



به طرز احمقانه ای دلم برایت تنگ شده.
باور کن تفریحاتم کم نیست,
هنوز دور ورم پر است از آدم های رنگارنگ...
ولی باز درگیر لحظه ای هستم که تو باشی.
حتی حرفی نزنی ولی باشی.

امشب

زود میخوابم

باید با هم حرف زنیم


ﺑﻌﻀـﯽ ﺍﺷـﮏ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ .. 

ﺑــﯽ ﺩﻟﯿﻞ، 

ﺑــﯽ ﺑﻬﺎﻧـﻪ، 

ﯾـﮏ ﺩﻓﻌــﻪ، 

ﻧﺼﻒ ﺷﺒـﯽ .. ... 

ﻋﺠﯿـﺐ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﻨـﺪ ...





آرام بگیر دلم....

او بی تو آرام است..


می آیی . . می روی . .

و فقط یک سلام . .

و گاهی یک خداحافظی . .

نه . . این انصاف نیست . .

” مـــــنــ “ و یک دنیا عشق . .

” تــــــ
ــو “ و یک دنیا بی تفاوتی...!


ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﻪ ﺍﯾـﻨﮑﻪ ﻫــﻤــﯿــﺸﻪ

ﺩﺭ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻫــﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺍﻡ،ﺧــﻮﺩﻡ ﻫﻮﺍﯼ ﺧــﻮﺩﻡ ﺭﺍ

ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ …

ﺩﺭ ﺷـــﺐ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺨــﻮﺍﺑﯽ،ﺧــﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺧــﻮﺩﻡ ﻻﻻﯾﯽ

ﺑﺨــﻮﺍﻧﻢ …
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻐﺾ ﻣﯿــﮑﻨﻢ،ﺧﻮﺩﻡ،ﺧــﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ

ﺑﮕــﯿﺮﻡ ﻭ ﺩﻟــﺪﺍﺭﯼ ﺑﺪﻫــﻢ …

ﻣــﯿــﺒــﯿﻨــــــــــــــﯽ؟ !…

ﺗــﻨﻬـﺎﯾﯽ،ﺑﺎ ﻫـﻤــﻪ ﯼ ﺩﺭﺩﯼ ﮐـﻪ ﺩﺍﺭﺩ،ﻣـﺮﺍ ”ﻣــﺮﺩ ”

ﺑﺎﺭ

ﺁﻭﺭﺩﻩ …

ﺁﻧـﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻤـﻪ ﯼ “ ﺯﻧـﺎﻧﮕﯽ ﺍﻡ ” ،
“ﻣـﺮﺩﺍﻧﻪ ” ﺑﻪ ﺧــﻮﺩﻡ ﺗﮑﯿﻪ ﻣﯿــــــﮑنم

 یه زمانی می گفتن

از تو چشماش میشه فهمید راست میگه یا دروغ...

 اما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن

بعضیا که با چشمشونم دروغ میگن !







برای من بخـشیـدن ِ آدمـهـا کار آسانی ست

امـا ...   

اینـکـه بـخـواهم دوبـاره بـه آنـهـا اعـتـمـاد کنـم ،

داستـان ِ کـامـلا متـفـاوتـی سـت..





آی فلانی......

اینجا

همانجاییست

که

باید

بودی

هستم

نیستی؟


آدمي که مي خواهد برود ،
مي رود !
.
داد نمي زند که من دارم مي روم!!!
.
.
.

آدمي که رفتنش را داد مي زند
نمي خواهد برود
داد مي زند که نگذارند برود.



گاهی دلم چقدر ساده تنگ میشود
برای کودکی هایم
خنده هایی از ته دل
خوابهایی آرام
نگاه هایی متفاوت
قهر هایی ساعتی
حرفهایی ساده



سیگار را ترک کرده ام..

نشسته ام و از روزگار میکشم..!

روزی روزگار را هم ترک خواهم کرد..

تا آخــــــرِ عمـــــردرگیـــــرِ من خواهی بود !!!

و تظــاهر میکنی کـه اینطور نیست

مقایسه تو را از پــا در خواهد آورد...


"مـــــــــــــــن"

میدانم به کجای قلبت شلیک کرده ام!

"تـــــــــــــــــــــــــــــو"

دیگر خـــوب نخواهی شد



خــوبــ گوشآتـو وآ ڪُـטּ ببیـטּ چـﮯ میگم !
میگم و میخنـבم امآ [ لآس ] نمـﮯزنــم ...
مُـوכَبآنـﮧ وَ بآ لـפـטּ خوبــ جوآبتـو میـבم امآ [

تیڪ] نمـﮯخورم ...
گـَرم وُ صَمیمـﮯ هـωـتَم امآ [ هـــَـرزه ] نیـωـتَم ...
تَنهآم ... ωـآڪـِتم !ام
ولـﮯ ایـنـو بـבوטּ ڪـﮧ مَـטּ یـﮧ כختـر ωـآכه ﮮ ساده ام


ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﻣﯿﻨﮕﺮﯼ ....

ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯿﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ



دلتنگم نه دلتنگ تو...

دلتنگ اینکه یه روزی هوامو داشتی...

دلتنگ اینکه هر لحظه به یادم بودی...

دلتنگ هر دقیقه شنیدن صدات...

دلتنگ تا صبح بیدار موندنت، فقط به خاطر اینکه دل من

گرفته...

دلتنگ اینکه اسممو سوالی صدا کنی..
.
دیدی؟ من که دلتنگ تو نیستم..
.


ــرگــــشتی؟؟؟ امـــا نـــه عـــزیـــزم
تـــو بـــرای ارام کردن اون وجدان نداشـــته ات امدی
برگـــرد و بـــرو مـــن دیـــگر خواهانت نیستـــم.....
بـــــرو مــــرا با دنیای زیبــایـــم تنها بــــگذار...
دنیــای تـــو ارزانی خـــودت....
دنیــای که تو خدایش باشی خـــواستار نیستـــم...
مخاطـــب خاص دیـــروزم از راهی کـــه امدی بـــرگـــرد....
بهای عـــوارضی تنهایی مـــن گران است و تـــو فقــیر...
بـــرو و دیگر برنگـــــرد...
پل های پـــشت سرم را خــــراب کـــردم از عمد...
راه اشتـــــباه را نباید بـــرگشـــت...
اینده ام را در دستهای کــسی دیگر خواهـــــم ساخت..
کســی که دستانش بوی بی کسی بدهد نـــه هــر کسی..


اين آخرين بارم بود !

ديگر احساسم را ؛

براي کسی عريان نميکنم ....

صداقت ،

يعني : حماقت ... !!



هـَمــه بـدهے هایـــَم را هــَم کـِـه صــآفــ

کـُـنـم
بــه ” دل خــود ” مــدیـون مےمــآنم…
بــرای تمـام
“دلــم مےخواســـت” هاے
بے جواب مــانـده اش !!



ﻫﯽ ﻏﺮﯾﺒﻪ !!


ﻗﯿﺎﻓﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ !!

ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻗﺒﻼ ﺟﺎﯾﯽ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﻧﺪﯾﺪﯾﻢ ! ؟

ﺍﻫﺎﻥ ....

ﯾﺎﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪ...


ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﯾﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ !!

ﯾﺎﺩﻣﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺩﻡ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﺯﺩﯼ ...

ﻫﻬﻪ،ﺍﻧﻘﺪ ﻣﺎﺕ ﻧﮕﺎﻡ ﻧﮑﻦ . .

ﻋﺸﻘﺖ ﺣﺴﻮﺩﯾﺶ ﻣﯿﺸﻪ . .

ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻗﺒﻞ ﺭﻓﺘﻨﺖ : ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﺣﺴﯽ ﺑﻬﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ

ﺩﯾﮕﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻣﺖ ﺩﻟﻢ ﻧﻠﺮﺯﯾﺪ .

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺪﻭﻧﯽ




تمام ترسم از این است

که یک شب

بخواهی که به خوابم بیائی و من

بیدار نشسته باشم!