وصیت و سفارش امیر المؤمنین علی (ع) به امام حسین(ع):


وصیت و سفارش امیر المؤمنین علی (ع) به امام حسین(ع):

پسرم!
گنه کار را ناامید مکن.

چه بسا کسى هست که همیشه با گناه است
سرانجامش بخیر پایان یابد.

چه بسا آدم خوبی ست در اول عمرش
سرانجامش به آتش کشیده شود.

پناه می برم بخدا از آن آتش.

برگرفته از کتاب الروضه در مبانی اخلاق صص ۲۵۳ الی ۲۵۶

مهم نیست


مهم نیست
 چقدر به چه کسی میبخشی مهم این است در حد خودت بخشنده باشی

عزت نفس در نگاه (گوته)

گوته می گوید:

اگر ثروت مند نیستی, مهم نیست; بسیاری از مردم ثروت مند نیستند.

اگر سالم نیستی, هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند.

اگر زیبا نیستی, برخورد درست با زشتی هم وجود دارد.

اگر جوان نیستی, همه با چهره پیری مواجه می شوند.

اگر تحصیلات عالی نداری, با کمی سواد هم می توان زندگی کرد.

اگر قدرت سیاسی و مقام نداری, مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان هاست.

اما اگر (عزت نفس) نداری, برو بمیر که هیچ نداری.


نقل از: یک دقیقه برای خودم, از: جانسون اسپنسر

در تعجبم


در تعجبم از کسی که چیزی را گم کرده و به دنبال آن می گردد، ولی خودش را گم کرده و آن رانمی جوید


امیر المومنین علی ابن ابیطالب صلوات الله علیه

رحمت الهی

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می نویسد: در خبر آمده است که روزی حضرت عیسی متبسم و خندان بود، حضرت یحیی گفت: «مالی اراک لامیا کانک آمن؛ چه شده که تو را در حال لهو و خوشی می بینم مثل این که تو(از عذاب خدا) ایمن هستی؟»

حضرت عیسی علیه السلام گفت: «مالی اراک عابسا کانک آیس؛ تو را چه شده که تو را عبوس و غمگین می بینم مثل این که(از رحمت خدا) مأیوسی؟»

لذا گفتند: ما نمی رویم تا وحی نازل شود پس خدا به آن دو وحی فرمود: «احبکما الی الطلق البسام احسنکما ظنا بی؛ بهترین شما دو تا در نزد من آن کسی است که چهره اش متبسم و خندان باشد و به من خوش گمانتر باشد.


آپلود عکس رایگان و دائمی آپ سیتی

 سرمایه سخن ، ج 2، ص 349

ان مع العسر یسرا


خدا تو سوره انشراح میفرماید:

با هرسختی، آسانی است.
"فان مع العسر یسرا..... ان مع العسر یسرا"
خدا دو بار تکرار کرده که ته دلمون قرص باشه...

آپلود عکس رایگان و دائمی آپ سیتی

تلنگر

همه فکر می کنند چون گرفتارند به خدا نمی رسند!

اما چون به خدا نمی رسند گرفتارند...

از هر راهی كه داری میری همین الان پات رو بكوب رو ترمز!

فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقیم"

تا تـــهِ تــــــهِ ش برو

میرسی به خـــــــــــدا...

حتی اگه آخرش بن بست باشه!


http://www.vip.irfreeup.com/do.php?img=55948

... من دوست دارم صدای او را بشنوم ...

گاهی بنده مومن دعا می کند و خدا به فرشتگان می فرماید:
دعای او مستجاب است، ولی اجابت آن را به تاخیر بیندازید، زیرا ...
... من دوست دارم صدای او را بشنوم ...

images.jpg

ارسالی :گمگشته

چرا ابلیس با آن که در ملکوت بود و حقایقی از جبروت الهی را می‌دانست و می‌دید،

همین خود درس بزرگی است تا بدانیم «انسان به طرف آن چه دوست دارد می‌رود، نه آن چه می‌داند».

انسان نیز در این رفتار فرقی با ابلیس ندارد و حتماً لازم نیست که جلوه‌هایی از اولوهیت، ربوبیت و جبروت الهی را در عالم دیگری ببیند. در همین عالم ماده نیز می‌بیند و اگر کمی تعمق و تأمل کند، لایه‌های درونی نیز برایش مکشوف می‌گردد، اما روی بر می‌گرداند و به دنبال نفس می‌رود.

یکی به اندازه یک چوپان یا کشاورز خورشید را می‌شناسد و یکی به اندازه یک دانشمند فیزیک و یکی هم ممکن است با جهالتی که دارد، اصلاً با خورشید قهر کند و برود در یک غاری زندگی کند [هر چند که از فواید خورشید خواسته یا نخواسته بهره‌مند می‌گردد]...........

ادامه نوشته

راز زندگی

راز زندگی آرام این است امروز در کنار خدا گام بردار و فردا را به او بسپار

Image Hosted by Free Photo Hosting at IranXM


دنيا


هركه دل به دنيا بندد ، به سه خصلت دل بسته است:

1- اندوهي كه پايان ندارد

2- آرزويي كه بدست نيايد

3- اميدي كه به آن نرسد

امام صادق (ع)

علامه جعفری

روزی علامه جعفری سوار تاکسی بودند ، در مسیر راه نفس عمیقی میکشه و از ته دل میگه : ای خدای من !

راننده تاکسی با اعتراض میگه یه جوری میگی ای خدای من که انگار فقط خدای شماست ! ایشان در جواب فورا دو بیت از سعدی می خواند:

چنان لطف او شامل هر تن است
که هر بنده گوید خدای من است
چنان کار هرکس به هم ساخته
که گویا به غیری نپرداخته


از قبر بيرون مي آورم..


امام رضا ( ع ) به فرزندش فرمود : ( قربانت گردم ، چرا اين گونه در فكر غم گونه ، فرو رفته اي ؟ ! )

حضرت جواد ( ع ) در پاسخ گفت : ( به خاطر آن مصيبتهايي كه بر مادرم زهرا ( س ) وارد شد سوگند به خدا آن دو نفر را از قبر بيرون مي آورم سپس با آتش آنها را مي سوزانم ، و بعد خاكسترشان را به سوي دريا پراكنده مي سازم ) .

امام رضا ( ع ) فرزندش را در آغوش گرفت و دلداري داد و بين دو چشمش را بوسيد و فرمود : ( پدر و مادرم به فدايت ، تو شايسته اين امر ( امامت ) هستي 

داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم عليهم السلام      نوشته محمد محمدی اشتهاردی

حرف دل

(اي محبوب دل رضا،...چیزی برای گفتن نیست چون خود آگاهی....)


دوست داشتن به دله، بی خیال ظاهر

بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟

گفت: آره ! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟

گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

گفت: چرا؟

براش یه مثال زدم:

گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟

بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهمدلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟

گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

گفتم: پس حجابت….

اشک تو چشاش جمع شده بود

روسری اش رو کشید جلو

با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده

گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!

خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره

می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه

مطالب ارسالی/ وبلاگ عشق الهی

گنهکاری که در لحظات آخر عمر نجات یافت

روایت است: در ایام «مالک بن دینار» مردی بود که تمام عمر خود را در خرابات به سر برده و روی به خیر نیاورد و اندیشه نیکی بر او نگذشت. نیکان روزگار از او حذر کردند، تا وقتی که فرشته مرگ دست مطالبه به دامن عمرش دراز کرد. او چون دریافت وقت مرگ فرا رسیده نظر در جراید اعمال خود کرد، نقطه امیدی در آن ندید. به جویبار عمر نگریست شاخی که دست امید بر آن توان زد نیافت، آهی از عمق جان کشید و به سوی ربّ الارباب روی کرد و گفت:

«یا مَنْ لَهُ الدُّنْیا وَالآخِرَةُ ارْحَمْ مَنْ لَیسَ لَهُ الدُّنْیا وَالآخِرَةُ: ای آنکه دنیا و آخرت از آن اوست رحم کن بر کسی که دنیا و آخرت از آن او نیست.»

این را گفت و جان داد.

اهل شهر به مرگ او شادی کردند و بر جنازه او به شادی گذشتند، او را به بیرون شهر برده به مزبله انداختند و خاک و خاشاک بر جنازه اش ریختند.

مالک بن دینار را در خواب گفتند: فلانی درگذشته و به مزبله اش افکنده اند، برخیز او را از آنجا بردار غسل بده و در مقبره نیکان دفن کن.

گفت: پروردگارا! او در میان خلق به بدکاری معروف بود؛ مگر چه چیز به درگاه کبریای تو آورده که سزای چنین کرامتی شده است؟

جواب آمد: چون به حالت جان دادن رسید که نامه عمل خود را نظر کرد و چون همه را خطا دید، مُفلسانه به درگاه ما نالید و عاجزانه به بارگاه ما نظر کرد، چون دست بر دامن فضل ما زد، بر دردمندی او رحم کردیم و چنان او را بخشیدم که انگار گناهی نداشته بود، از عذاب نجاتش دادیم و به نعمت های پایدارش رساندیم، کدام درد زده به

درگاه ما نالید که او را شفا ندادیم؟ و کدام غمگین از ما خلاصی طلبید که خلعت شادکامی بر او نپوشاندیم؟

سراج الدین سکاکی


سراج الدین سکاکی از علمای اسلام بوده و در عصر خوارزمشاهیان می زیسته و از مردم خوارزم بوده است.

سکاکی نخست مردی آهنگر بود. روزی صندوقچه ای بسیار کوچک و ظریف از آهن ساخت که در ساختن آن رنج بسیار کشید. آن را به رسم تحفه برای سلطان وقت آهن ساخت که در ساختن آن رنج بسیار کشید آن را به رسم تحفه برای سلطان وقت برد. سلطان و اطرافیان به دقت به صندوقچه تماشا کردند و او را تحسین نمودند.

در آن وقت که منتظر نتیجه بود مرد دانشمندی وارد شد و همه او را تعظیم کردند و دو زانو پیش روی وی نشستند. سکاکی تحت تأثیر قرار گرفت و گفت: او کیست؟ گفتند: او یکی از علما است.

از کار خود متأسف شد و پی تحصیل علم شتافت. سی سال از عمرش گذشته بود، که به مدرسه رفت و به مدرس گفت: می خواهم تحصیل علم کنم. مدرس گفت: با این سن و سال فکر نمی کنم به جایی برسی،

یهوده عمرت را تلف مکن.

ولی او با اصرار مشغول تحصیل شد. اما به قدری حافظه و استعدادش ‍ضعیف بود که استاد به او گفت: این مساله فقهی را حفظ کن:

«پوست سگ با دباغی پاک می شود»

وی بارها آن را خواند و فردا در نزد استاد چنین گفت: «سگ گفت: پوست استاد با دباغی پاک می شود»

 استاد و شاگردان همه خندیدند و او را به باد مسخره گرفتند.

اما تا ده سال تحصیل علم نتیجه ای برایش نداشت و دلتنگ شد و رو به کوه و صحرا نهاد به جایی رسید که قطره های آب از بلندی بروی تخته سنگی می چکید و بر اثر ریزش مداوم خود، سوراخی در دل سنگ پدید آورده بود.

مدتی با دقت نگاه کرد، سپس با خود گفت: دل تو از این سنگ، سخت تر نیست، اگر استقامت داشته باشی سرانجام موفق خواهی شد. این بگفت و به مدرسه بازگشت و از چهل سالگی با جدیت و حوصله و صبر مشغول تحصیل شد تا به جایی رسید که دانشمندان عصر وی در علوم عربی و فنون ادبی با دیده اعجاب به او می نگریستند.

او بعدها کتابی به نام مفتاح العلوم مشتمل بر دوازده علم از علوم عربی نوشت که از شاهکارهای بزرگ علمی و ادبی به شمار می رود

منابع : کتاب یکصد موضوع 500 داستان، اثر سيد على اكبر صداقت

فرات سر درگريبان




حماسه از چشم‌هاي تو آغاز مي‌شود در روزي داغ و خون آلود.

رشادت يعني تو؛ وقتي که در رکاب پدر، تار و پود حادثه را شمشير مي‌زدي.

امروز مي‌آيي؛ عَلَم عشق بر دوش؛ با نشانه‌اي از آن سوي آسمان و زمين با خنده‌هاي نخستين‌ات، شکفتن آغاز مي‌کند.

در وجودت تکه‌اي از بهشت جا مانده است؛ آن‌گونه که از چشمانت عطر ياس عجيب مي‌تراود.

روشناي چهره‌ات با اُفق‌هاي دور و درخشان نسبت دارد.

نخل‌ها پيش قامت‌ات کوچک مي‌نمايند، اي بزرگِ دوست داشتني!

نامت از دهان زمين نمي‌افتد.

آزادگي، دوست ديرينه تو، خورشيد، همبازي کودکي‌ات و عشق، هم‌سفره هميشگي توست.

قبايل عرب از گندم‌زار شجاعت تو نان مي‌خورند.

پرندگان، چشم بر قانون رهايي‌ات دوخته‌اند

مي‌آيي و پنجه در پنجه کوه مي‌افکني و فرو مي‌ريزي‌اش.

مي‌آيي و از جاي گام‌هاي سپيدت، درختاني از آينه قد مي‌کشند.

بر اسب که مي‌نشيني، باراني از ستاره باريدن مي‌گيرد.

مهتاب، امواج نگاه توست که بر دامن آسمان مي‌ريزد.

تو علي اکبري؛ علوي سيرت و محمّدي صورت.

آئين‌ات، جوانمردي است؛ صدايت، لرزه بر اندام آناني مي‌اندازد که نفس‌هاي شيعه را بريده بريده مي‌خواهند.

در آغوش باران زاده شده‌اي و از سينه بهار، شير نوشيده‌اي.

از عشيره گل سرخي و از تبار آفتاب.

کوهستان‌ها هواي پاک نفس‌هايت را به عاريت گرفته‌اند.

شاعرانه‌ترين واژه‌ها شعر بلند حماسه‌ات را سرودن نمي‌توانند. محرم در محرم تصوير تابناک توست که بر صفحه خون رنگ عاشورا مي‌درخشد.

لب‌هاي ترک خورده‌ات، سال‌هاست فرات را سر در گريبان نگه داشته است.

صفحات آن ظهر سرخ را که ورق مي‌زنم، ردّ نگاه‌هاي پر هيبت توست که بر جا ميخکوبم مي‌کند. تو ارديبهشت فصل‌هاي جهاني.

فرات سر درگريبان
    معصومه داود‌آبادي

هر کس امام خود را بشناسد........


امام صادق (ع) :
هر کس امام خود را بشناسد و پیش از قیام او بمیرد، مانند کسی است که در گروه سربازانش نشسته باشد


منبع: بحارالانوار، ج‏52، ص‏141

نصايح سبکی عمل و سنگینی ثواب


می‏گویند: گروهی به عیادت مریضی رفتند، در میان آنان جوان لاغر اندامی بود، مریض به او گفت: این لاغری تو از چیست؟ پاسخ داد: علتش امراض و اسقام است.
گفت: تو را به خدا قسم حقیقت حالت را به من بگو. جوان گفت: شیرینی دنیا را چشیدم تلخ بود، زر و زیورش نزدم کوچک است، طلا و سنگش پیشم یکسان است، گویی عرش حق را برای تماشایم ظاهر کرده‏اند و من آن را آنچنان که هست می‏بینم، رفتن مردم را به سوی بهشت و جهنّم مشاهده می‏کنم، با تماشای این حقایق روزم به روزه می‏گذرد و شبم به بیداری، در آنچه هستم، از عبادت و عمل به چشمم نمی‏آید؛ زیرا عملم در برابر ثواب حق بسیار کم است‏
اثر استاد حسین انصاریان

مرزبانان



هوا گرفته بود...
باران می بارید، کودکی آهسته زیر لب گفت "خدایا گریه نکن درست میشه "...!

روزی به ایشان گفتند :کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید

مرحوم آیت الله بهجت (ره)
روزی به ایشان گفتند :کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید
فرمودند:

لازم نیست یک کتاب باشد یک کلمه کافیست که بدانی "خدا می بیند"


آپلود عکس رایگان و دائمی آپ سیتی


سفال ماندنی، بهتر از کلامی نماندنی

نقل شده نادرشاه افشار، به سید هاشم خار کن (که از علمای بزرگ نجف بود) گفت: من تعجب می کنم که چرا این همه ثروت و شوکت و شهرت و لذت را واگذاشته و به عبادت و نیایش و خارکنی و ریاضت پرداخته ای؟ به راستی چرا از لذت روی برگرفته ای و به ریاضت روی آورده ای سید هاشم خار کن گفت: من هم تعجب می کنم که چگونه و چرا تو از آن همه لذت های عالی و ماندگار اخروی بریده و به لذت های فانی دینوی مانع لذت های عالی دینوی می شود. به راستی اگر دنیا طلای فانی باشد که نیست و اگر آخرت سفال باقی باشد (بلکه طلای باقی است) بهتر نیست سفال باقی را به طلای فانی ترجیح دهی؟ در حالیکه آخرت طلای باقی و دنیا سفال فانی است

آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


نقش ما، در دین گریزی دیگران

نقل شده است که شیخ محمد بافقی یزدی، مدتی بسیار می گریست. شاگردانش پرسیدند: استاد مدتی است زیاد متأثر و گریانید، چرا؟ گفت: گریه ام برای دین است که این همه در دنیا غیرمسلمان و بی دین درست کرده ایم؟! پرسیدند: چه ربطی دارد؟ شما چه نقشی در بی دینی دیگران داشته اید؟ گفت: عملکرد ناشایست و رفتار ناصحیح و گفتار نامطلوب ما باعث شده این همه غیر مسلمان به اسلام روی نیاورده و در راه نادرست خود گام بردارند، اگر ما شیعیان حضرت علی علیه السلام به راستی به آموزه های دینی خود عمل می کردیم؛ یک غیرمسلمان در دنیا باقی نمی ماند. همه مسلمان می شدند. چرا که انسان ها بر اساس فطرت خود، عشق، محبت، صحبت، عدالت، ظلم ستیزی، صداقت و معنویت که در اسلام وجود دارد را می ستایند. اگر ما به اسلام عمل می کردیم همه مسلمان می شدند

آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


من خریدار توام

دختر با ناز به خدا گفت: چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار داری خود را برای همگان جلوه نکنم؟

خدا گفت: زیبای من!تو را فقط برای خودم آفریدم...


دخترک پشت چشمی نازک کرد و گفت:خدا که بخل نمی ورزد ،بگذار آزاد باشم .


"خدا چادر را به دخترک هدیه داد"


دخترک با بغض گفت:با این ؟! اینطور که محدودترم .اصلا می خواهی زندانی ام کنی؟ یعنی اسیر این چادر مشکی شوم؟؟؟؟


خدا قاطع جواب داد :بدون چادر،اسیر نگاه های آلوده خواهی شد...هر چیز قیمتی را که در دسترس نمی گذارند .تو جواهری...


دخترک با غم گفت:آخر...آخر آنوقت دیگر کسی مرا دوست نخواهد داشت. نه نگاهی به سمت من خواهد آمد و نه کسی به من توجه می کند.


خدا عاشقانه جواب داد:من خربدار توام !منم که زود راضی می شوم و نامم سریع الرضاست.آدمیانند و هزار نوع سلیقه !هر طور که بپوشی و بیارایی،باز هم از تو راضی نمی شوند! اصلا مگر تو فقیر نگاه مردمی ؟آن نگاه ها مصدومت می کنند

کپی از وبلاگ خواهرم..فقط خدا(تو پیوندها هست)

http://helma12.blogfa.com/

خیلی جالبتر از وب منه

بهترین تلاش، تلاش برای تغییر خود و نه دیگران است

بیشتر مجالس و نشست های خانوادگی با گفتگوهایی همراه است که برای ایجاد تغییر در دیگران انجام می شود. همه می خواهند دیگری تغییر کند. کسی به تغییر خود نمی اندیشد. شوهر برای تغییر فکر و عمل همسرش تلاش می کند و زن نیز برای متحول ساختن شوهر خود تلاش می کند و این دو برای تربیت و تزکیه فرزندان و... امّا بهترین راه تغییر دیگران، ایجاد تغییر و تحول در افکار و رفتار خود می باشد.

چه خوب وصیتی بوده این وصیت:

دانشمندی وصیت کرده که بر روی سنگ قبرش این جملات را بنویسند: کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر بدهم، وقتی بزرگ تر شدم، دیدم دنیا خیلی بزرگه، بهتر است کشورم را تغییر بدهم: در میانسالی تصمیم گرفتم شهرم را تغییر بدهم. آن را هم بزرگ یافتم در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را تغییر بدهم. اینک در آستانه مرگ فهمیدم که باید از روز اول به فکر تغییر خود می افتادم آنگاه شاید می توانستم دیگران و بلکه دنیا را تغییر دهم...

آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


علت مسلمان شدن

یکی از بزرگان می گفت: در سفر به فرانسه از خانمی که مسلمان شده بود، پرسیدم: چگونه مسلمان شدید؟

گفت: من سال ها پیش مقیم الجزایر بودم، یک روز از جاده ای عبور می کردم که در کنار آن مزرعه ای بود. دیدم کسی رو به سمتی ایستاده و حرکاتی انجام می دهد. کنجکاو شدم و از دیگران پرسیدم: این حرکات چیست؟ گفتند: نماز می خواند. کنجاوتر شدم و سراغش رفتم، پرسیدم چه می کنی، چه می گویی و چه می خواهی ؟

وقتی متوجه شدم که در اسلام ارتباط با خالق این اندازه آسان و این قدر عمیق و لطیف است، تکان خوردم و این بود علت اصلی مسلمان شدن من .

نقل از: حسین دیلمی، هزار و یک نکته درباره نماز،


آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


شیخ رجبعلی خیاط

شیخ رجبعلی خیاط :
قیمت تو به اندازه خواست توست ، اگر خدا را بخواهی ، قیمت تو بی نهایت است و اگر دنیا را بخواهی ، قیمت تو همان است که خواسته ای ...


آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


ارسالی توسط:علی

وبلاگ فانوس جزیره(در پیوند ها هست)


ای خدای باقر !علم نیست آنچه در نزد مردمان است

هنگام ورود به خاک بقیع، کفشهایت را که درمی‏آوری و پایت خاک این مزار را لمس می‏کند، دلت هم می‏شکند.

قبور بی‏سایبان مانده در برابر آفتاب، داغت را تازه می‏کند و بر غمی کهن و دیرین، اشک می‏ریزی و بغض مانده در گلو را در هوای بقیع، رها می‏کنی.

رنج‌نامه‌ی نانوشته شیعه، بر خاک و سنگ این مزار، گویاتر از هر زمان است

آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


هر که بر خدا توکل کند

امام خوبان امام محمد باقر علیه السلام:

هر که بر خدا توکل کند ، مغلوب نمي شود ، و هر که از گناه به خدا پناه برد ، شکست نمي خورد


آپلود عکس رایگان و دائمی


بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 68، ص (151)





تولد


تولد انسان همانند روشن شدن کبریتی است
و مرگش خاموشی آن
بنگر در این فاصله چه کردی
گرما بخشیدی؟
یا سوزاندی...؟

آپلود عکس رایگان و دائمی