الهي

الهي چون در تو نگرم از جمله ي تاجدارانم و تاج برسر

و چون در خود نگرم ازجمه خاكسارانم و خاك برسر


اوج خونسردي



بچه هاي محل مشغول بازي بودند كه ابراهيم وارد كوچه شد.
بازي آنقدر گرم بود كه هيچ كس متوجه حضور ابراهيم نشد.
 يكي ازبچه ها توپ رو محكم به طرف دروازه شوت كرد؛ اما به جاي اينكه به تور دروازه بخورد، محكم به صورت ابراهيم خورد. بچه ها بي معطلي پا به فرار گذاشتند. با آن قد و هيكل كه ابراهيم داشت ، بايد هم فرار مي كردند!
صورت ابراهيم سرخ سرخ شده بود.
لحظه اي روي زمين نشست تا دردش آرام بگيرد.همين طور كه نشسته بود،پلاستيك گردو را از ساك درآورد؛ كنار دروازه گذاشت و داد زد: بچه ها كجا رفتيد؟! بياييد برايتان گردو آورده ام.

كتاب سلام بر ابراهيم ص40-41

امام حسين (ع) ميفرمايند:
با گذشت ترين مردم كسي است كه در زمان قدرت داشتن ، گذشت كند.


غيبت



مجالس مهموني يكي از جاهائي كه بستر براي حرف زدن درباره ديگران آماده ي آماده س. توي يكي از همين مهموني ها، منم مثل بقيه شروع كردم به حرف زدن در مورد يكي از آشناها.
وقتي از مجلس برميگشتيم، محمد گفت: مي دوني غيبت كردي! حالا بايد بريم درِ خونشون تا بگي پشت سرش چي گفتي.
گفتم: اينطوري كه پاك آبروم مي ره.
با خنده گفت:تو كه از بنده خدا اين قدر مي ترسي، چرا از خود خدا نمي ترسي؟!
همين يه جمله برام كافي بود تا نه ديگه غيبت كننده باشم و نه شنونده ي غيبت.

كتاب دل دريايي ص70-71

امام باقر(ع) میفرماید:
هیچکس تا زبانش را نگه ندارد از گناه در امان نیست.

مناظره احمدي نژاد و روحاني



آقاي احمدي نژاد اين بار درخواستي از رئيس جمهور آقاي روحاني كرده اند كه از دو حالت خارج نيست.
يا آقاي روحاني مي پذيرد و  مردم به حقيقت پي ميبرند.
يا نمي پذيرد و قفل مناظره همچنان بسته مي ماند و باز هم مردم به حقيقت پي ميبرند.
ولي يه راه ديگه هم هست،اينكه كليد روحاني كارخود را كرده قفل مناظره باز شده و طلسم مناظره با احمدي نژاد شكسته مي شود.
نظر شما چيه ؟؟
چه اتفاقي ميافته حالا؟؟!


ورزش شبانه



(دانشجو بابايي،ساعت دو بعد از نيمه شب مي دود تا شيطان را از خود دور كند)
اين جمله يكي از داغ ترين خبر هايي بود كه بولتن خبري پايگاه رِيس آمريكا چاپ كرده بود.
عباس گفت چند شب پيش، كلنل باكستر فرمانده پايگاه و همسرش كه از يه مهموني شبونه بر مي گشتند، من رو در حال دويدن توي ميدون چمن پايگاه ديدند و براي دويدن در اون موقع شب توضيح خواستند.
گفتم:خوابم نمي اومد؛خواستم ورزشكنم تا خسته بشم.
هردو با تعجب نگام كردند.فهميدم جوابم قانع كننده نبوده.ادامه دادم: مسائلي كه اطرافم مي گذره باعث ميشه شيطان با وسوسه هاش من رو به گناه بكشه.در دين ما سفارش شده اين وقت ها بدويم يا دوش آب سرد بگيريم.
حرفم كه تموم شد تا چند دقيقه به من مي خنديدند.طبيعي هم بود. با ذهنيتي كه اون ها در مورد مسائل جنسي داشتند،نمي تونستن رفتار منو درك كنند.
كتاب پرواز تا بينهايت ص 36

خوش تيپ

باشگاه كشتي بوديم كه يكي از بچه ها به ابراهيم گفت:
ابرام جون! تيپ و هيكلت خيلي جالب شده.توي راه كه مي اومدي دوتا دختر پشت سرت بودن و مرتب از تو حرف ميزدند.
بعد ادامه داد:شلوار و پيرهن شيك كه پوشيدي، ساك ورزشي هم كه دست گرفتي ، كاملاً معلومه ورزشكاري!
ابراهيم خيلي نارحت شد.رفت توي فكر.اصلاً توقع چنين چيزي را نداشت.
جلسه بعد كه ابراهيم را ديدم خنده ام گرفته؛
پيراهن بلند پوشيده بود و شلوار گشاد! به جاي ساك ورزشي هم كيسه پلاستيكي دست گرفته بود.
تيپش به هر آدمي مي خورد غير از كشتي گير.
بچه ها ميگفتند: تو ديگه چه جور آدمي هستي! ما باشگاه ميايم تا هيكل ورزشكاري پيدا كنيم.بعد هم لباس تنگ بپوشيم.اما تو با اين هيكل قشنگ و رو فرم،آخه اين چه لباس هائيه كه ميپوشي؟!
ابراهيم به اين حرف ها اهميت نمي داد و به بچه ها توصيه مي كرد: ورزش اگه براي خدا باشه، عبادته؛ به هر نيت ديگه اي باشه ، فقط ضرره.
كتاب سلام بر ابراهيم ص 41

امام علي (ع) ميفرمايد:
زكات زيبايي عفت و پاكدامني است.

سنگر انفرادي




به خدا قسم اين دنيا با تمام ظواهر فريبنده اش براي عاشقان بسيجي بسان قفسي است كه ديگر طاقت ماندن در آن را ندارند و چشم اميدشان به گشودن درب زندان قفس دوخته گشته تا اينكه روزي روي دلدار و حبيب خود را ببينند و در آغوشش پر بگشايند.


رضا نادري -عمليات نصر8

روايتگر



قمقمه اش رو مي گرفت جلو دهان عراقي ها تا آب بخورن.
مي گفت مسلمون بايد هواي اسير رو داشته باشه...
بلند شد بره ، آرپي جي سرشو قطع كرد...
تشنه بود، قمقمه هم تو دستش!

عاشورا يا Ashora

توجه                            توجه                        توجه


اگـر در گوگـل جستجـو کنیـد عاشورا (ashoura) و تصـاویر رو ببینـید خودتــان متوجـه همه چیــز خواهیـد شـد!بیایید حداقـل ما بچـه شیعه هـا که در محیـط سـایبری هستـیم ، برای اینـکه این عکـس ها نشانگر اسـلام شیـعی نباشـد از تـگ (برچسـب) های زیر استفـاده کنیـم و عکس هــای واقعـی و زیبا از مظلـومیت مولایمـان در وبلاگ ها و یا همان سنگر های جنـگ نـرم تاکیدا بارگذاری کنیم.
تگ (برچسب) ها عاشورا :
+hosein + ashoora + ashoura + ashora + ashura + yahossein + hossein

خنجرهاي نرم

اين سالها كه همه از جنگ نرم صحبت ميكنند و سخن از فرهنگ به تاراج رفته ايراني و اسلامي به ميان مي آيد و جوانان انقلابي ايران عزيز با از خودگذشتگي ، تمامِ تلاش خود رادر جهت بازگرداندن اين مهم روي كار مي آورند، يك عده خودي خنجر هاي نرم بر سينه اسلاميت جامعه فرو مي برند.

در اين روزها كه روزهاي تقابل حق و باطل است، روزهايي كه بايد از عاشورا درس گرفت، درس آزادگي و مردانگي، درس ايثار و گذشت در راه دفاع از دين ،درس ولايت مداري و درس حفظ حجاب در بدترين شرايط ، برخي مسئولين طرح اجراي محرمسازي مدارس را ميدهند!

ميگويند: مقنعه و چادر در مدرسه نباشد! دانش آموزان راحت باشند!

آخر ميدانيم مدرسه خانه دوم ماست ديگر!!

امروز در مدارس چادر و مقنعه را از دختران ميگيرند ، لابد فردا در خيابان مانتو كوتاه و ساپورت تنشان ميكنند!

آقايان اشتباه برداشت نكنيد،  اين نرمشي كه رهبري از آن ياد ميكند مربوط به خنجر هاي خيانت كارانه شما نيست كه بر پست دوستان فروببريد، خنجر هاي نرم براي خودتان نرمش قهرمانانه بياوريد!

روضه ارباب


بر سر نی

   
    ز بس که نیزه نشسته به جسم پرپر تو

    ورق ورق شده در قتلگاه دفتر تو


    چقدر نیزه شکسته کنارت افتاده

    چقدر تیر فرو رفته بین پیکر تو


    هنوز از گلویت خون تازه می آید

    هنوز بر سر نی جاری است کوثر تو


    سر شکسته عباس آب آور را

    نشانده اند سر نیزه ای برابر تو


    چقدر لطمه زده روی گونه اش امروز

    نمانده سوی نگاهی به چشم خواهر تو


    زدند بر رخ ماه تو هیجده ضربه

    که نیست نقطه سالم به صورت و سر تو


    غروب گوشه گودال روضه می خواند 

    برای این همه زخم تن تو مادر تو

يا حسين(ع)

معراج




مبادا خويشتن را واگذاريد
امام خويش را تنها گذاريد
زخون هر شهيدي لاله اي رست
مبادا روي لاله پا گذاريد

فرهنگ جبهه



آنقدر در دنيا فرو نرو كه هيچ نجات غرقي نتواند به دادت برسد!

زنجير خاك از پاي اراده ات بگشاي و از دلبستگي هايت هجرت كن!

روايتگر




سوار بلم بوديم،
از شناسايي برمي گشتيم،
رضا زخمي شده بود و آب مي خواست،
نداشتيم...
از آب شط هم كه نميتونستيم بهش بديم بخوره
بين اون همه آب،
وسط رودخانه ،
تشنه!
شهيد شد...

صرفا جهت خنده

اول سلام میکنم به دولت خدمتگزار

خسته نباشید!

و دوم:

از اونجایی که چند تن از مسئولين بزرگوار کشوری در سایت های فیلتر شده مطلب میزارن و کامنت رد و بدل میکنن، تو ذهن یه عده شبهاتی ایجاد شده!! که

۱-فیلتر بد و فیلتر شکن خوب است.

 ۲-فیلتر و فیلتر شکن هردو بد هستند.

۳-فیلتر و فیلتر شکن هر دو در جای خود خوب هستند.

یه عده با فیلتر کاری ندارن و یکسره رفتن سراغ فیلتر شکن( مشتری عادی)

یه عده با فیلتر شکن کاری ندارن و مشکلشون فیلترِ (سرور خارجی)

یه سری هم کلا با فیلتر مشکل دارن و راه رفعش رو در فیلتر شکن میدونن( بالایی ها)

خلاصه انقدر این قضیه پیچیده است که خود منم قاطی کردم.

و اما راحل: مسئولین محترم به جای اینکه این همه مشکلات رو تحمل کنید و یه روز برا۴ ساعت فیلترا رو بردارید و یه روز دیگه از فیلتر شکن استفاده کنید،

خوب چه کاریه !! مگه ما دل نداریم؟؟؟ یهو کلاً فیلتر و بردارید همگی با هم مستفیض شیم!!!!

 

 

حسين اباعبد الله، حسين ثار الله

اين مطلب را از دست نديد...


اباعبدالله
این لقب به معنای اوج خلوص و سرآمد بندگی است. چنان چه ما نیز در ادبیات فارسی به سرآمدها لقب پدر می‌دهیم. مثل: پدر شعر، پدر شعر نو و ... . لذا لقب «ابا عبدالله» توصیف جایگاه آن حضرت نزد حق‌تعالی می‌باشد. البته برخی ایراد کردند که «ابا عبدالله» لقب نیست، بلکه کنیه است. که البته فرقی ندارد و برخی دیگر نیز گفتند: این صرفاً یک لقب یا کنیه است، همین. باید دقت شود که در کلام معصوم، کلام همین‌طوری و بی‌معنی و مقصود و یا صرفاً افتخاری وجود ندارد.

الف - لقب یا کنیه‌ی «ابا عبدالله»،‌ توسط حضرت رسول اکرم (ص)، طبق فرمان وحی و در بدور تولد به ایشان اعطا گردید. وقتی قنداقه‌ی حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام را به ایشان دادند، او را در آغوش کشیدند و فرمودند: «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله – هیچ روزی مانند روز تو نیست، ای ابا عبدالله»‌(شفاء الصدور فی شرح زیارت العاشورا، چاپ اول، ص 102)

ب – اما در خصوص لقب «ثار الله». کمال انسان در کمال بندگی خداوند متعال است و کمال بندگی نیز مستلزم کمال در معرفت، خلوص و عمل است. هر چه مراتب بیشتر باشد، انسان بیش از پیش تجلی حق تعالی می‌گردد و در واقع رنگ خدایی می‌گیرد. چنان چه فرمود:

«صِبْغَةَ اللَّهِ  وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً  وَ نحَْنُ لَهُ عَبِدُونَ» (البقره - 138)

ترجمه: [بگو ما آراسته شديم به زيور] رنگ خدا [دين خدا]، و كيست بهتر از خدا كه كسى را به رنگ [دين خدا] بيارايد؟ و ما پرستندگان اوييم.

خدا که جسم نیست، رنگ و بو طعم و سایر خواص ماده را نیز ندارد، بلکه منظور از «رنگ خدا» همان خدایی شدن و تجلی او شدن است. لذا اگر چشم کسی جز آن چه خدا می‌خواهد و جز آن چه برای اوست ندید، چشم او «عین الله» می‌گردد. اگر گوشش تسلیم محض بود «اذن الله» می‌گردد، اگر افعالش که تعبیر به دست می‌شود تسلیم محض بود «یدالله» می‌گردد و اگر سرتاسر وجودش تسلیم بود «عبدالله» می‌شود. پس به خونی که برای خدا در بدن می‌چرخد و برای خدا به زمین ریخته شود نیز «ثارالله» گفته می‌شود.

در حدیث قدسی نیز بدین مضمون آمده است که خداوند فرمود، هر کس به انجام واجبات و ترک محرمات عبادتم کند و سپس به نوافل بپردازد، من چشم او می‌شوم که با آن می‌بیند، دست او می‌شوم که با آن فعل انجام می‌دهد ... و من خود به جای عقل او قیام می‌کنم.

ج – به تعبیر دیگر. حضرت امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «موتوا قبل ان تموتوا». یعنی بمیرانید خود را، قبل از آن که بمیرانند شما را -. بدیهی است که منظور خودکشی نیست. بلکه به هنگام «موت» از انسان سلب اختیار می‌گردد و همه‌ی وجودش را تسلیم خدا می‌کنند که به آن «توفی - وفات» گفته می‌شود. پس اگر کسی قبل از مرگ، «من» را کنار گذاشت و اختیاری برای خود به جز اختیار الهی در نظر نگرفت. چشم و گوش و دست و پا و سایر اعضا و جوارحش جز به امر خدا و برای خدا فعلی انجام نداد، مرگ اختیاری کرده است. چنین کسی روح و جسمش رنگ الهی گرفته است، عین‌الله،‌یدالله، سمع‌الله ... و ثارالله می‌شود. و چون در میان همه‌ی بنی‌آدم، معصوم انسان کامل است، این القاب به آنان اختصاص یافت.

د – و البته معنای جامع دیگری در این لقب نهفته است. ثارالله یعنی کسی که خون‌بهای او، خداوند متعال است. خداست که انتقام خون او را می‌گیرد و فقط خداست که می‌تواند اجر خونی که در راهش ریخته شده است را بپردازد.

وقتي خدا صدات ميزنه

 
 اذان ، يعني دعوت خداوند. يعني بنده من بيا و با من حرف بزن ، بيا و هر چيزي كه ميخواي از خودِ من بخواه. چنين دعوتي رو نبايد به راحتي از دست داد.
تصور كن وقتي دوستي تو رو  صدا ميزنه چطور مشتاقانه بطرفش ميري! يا وقتي تلفن همراهت زنگ ميخوره، چطور با شتاب جواب ميدي!

حالا كمي فكر كن.....
وقتي خدا صدات ميزنه همين طور جواب ميدي؟؟!
چه كسي براي تو مهربان تر از خداست؟

خدايي كه تو رو عاشقانه دوست داره و همواره با توست وتويي كه همواره اون رو ستايش ميكني و دوستش داري، آيا سزاوارِ كه عشقت رو به عمل نشون ندي؟ لذت فيلم و سريال اول وقت رو بالاتر از نماز اول وقت بدوني؟ نمازت رو آخر وقت و با سرعت نور بخوني؟ و در آخر هم هيچي از نماز دستگيرت نشه!!!

چقدر حيفه كه نميدوني نماز برا آرامش خودته، براي اينكه توي اين چند لحظه ي عمرت از اينكه با خدا هستي لذت ببري ، لذتي كه واقعيه ، تموم نشدنيه ...و چقدر زيباست وقتي كه براي خوندن نماز اول وقت با نفست مبارزه كني .وقتي كه نفست ميگه : يه فيلم خوب داره نشون ميده تو محكم جلوش وايسي و بگي: نماز اول وقت.وقتي بهت ميگه : خسته اي برو استراحت كن حالا حالا ها برا نماز خوندن وقت داري‌، تو بگي: نماز اول وقت.وقتي تو نماز بهت ميگه : زود تمومش كن، خيلي كار داري، تو پابزاري روي نفست و به لج اونم كه شده نمازت و طولاني كني و ذكرِ سجده رو چند بار بگي سبحان ربی الأعلی و بحمده ، سبحان ربی الأعلی و بحمده ...

منطق شهيد


منطق شهيد
،  منطق حل شدن براي احياي جامعه است.
منطق دميدن روح به اندام مرده ارزشهاي انساني و منطق حماسه آفريني...

سنگر انفرادي

خدايا! ميخواهم سنگ زيرين آسياب باشم به شرط آنكه كاروان انسان ها بسوي تكامل پيش برود،

ميخواهم قرباني شوم تا امت اسلامي باقي بماند.

خدايا! مي خواهم بدنم قطعه قطعه شود امااسلام و قرآن پابرجا بماند.


شهيد قربانعلي آقازاده

نرمش قهرمانانه

نمايندگان سياسي ايران در جهان بايد تيزتر از شمشير ، نرمتر از حرير و سخت تر از سنگ وپولاد باشند.

عرصه سياست خارجي ميدان "نرمشهاي قهرمانانه " است ، اما نرمشي كه در برابر دشمن تيز باشد.

امام خامنه اي


نرمش قهرمانانه به معنای مذاکره با رویکرد محو اسرائیل است رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت:نرمشهاي قهرمانانه به معني استفاده حد اكثري از ضرفيت هاي ديپلماسي است.

تعریف پناهیان از استاد پناهيان نرمش قهرمانانه را درآمیختن اقتدار و انعطاف‌پذیری عنوان کرد و گفت: امروز ما دست برتر را داریم و باید دشمن را به بازی بگیریم .

فرهنگ جبهه

زيباترين فرهنگ، سيره اخلاقي و تربيتي شهدا بود.


نفسش را ادب مي كرد.

ميگفت: مهدي! خيال نكن كسي شده اي كه اينقدر به تو اهميت مي دهند!

تو هيچ نيستي ، تو خاك پاي همه ي بسيجي ها هستي!


شهيد مهدي زين الدين

فرهنگ جبهه

یاد شهدا مانع از انجام گناهان میشود!


در جنگ نرم ، دشمن سنگرهای معنوی ما را هدف گرفته است.

نورانی ترین عملیات بچه های جنگ نماز بود.

وضوی دائم و قرائت سوره واقعه آخر شب از فرهنگ های خوب رزمندهای دیروز بود که تو جبهه امروز هم میتونه گره گشا باشه.

شکوفایی استعداد

آدمی تا در صحنه حوادث و شدائد سهمگین قرار نگیرد،کمالالت و استعدادات ذاتی او آشکار نمی گردد.

شهید جمشیدی


وقتي كه در دانشگاه متوجه ضرورت چادر شدم!

تا سوم دبیرستان چادر نمی پوشیدم. نمیتونستم جم و جورش کنم. همه میگفتن شلخته میشی و هیچکس هم نمیگفت بپوش. خانواده من مذهبی بودن و بر اصول دین پایبند ولی پدرم هیچوقت مارو مجبور به کاری نکرده و همیشه طوری برخورد میکنه تا خودمون به نتیجه درست برسیم. واقعیتش اینه که به حجاب اسلامی پایبند هستیم ولی این حجاب را تنها چادر، نمی بینیم. حجابی که من و خانوادم میپسندیم حجاب همراه با عفاف و منش درست است. یک خانم میتونه مانتویی هم باشه ولی عفت بالایی داشته باشه و میتونه چادری باشه و بی عفت. خانوادم قبل اینکه به من چادر پوشیدن و یاد بدن، سنگیني ومتانت رو آموختن.

داشتم میگفتم ، سوم دبیرستان بودم که خواهرم بهم گفت که دیگه باید چادر بپوشی و یکم فلسفشو باز کرد برام. منم که بزرگ شده بودم  و همه همکلاسی هام هم چادر میپوشیدن حرف منطقی خواهرم و قبول کردم.

اوج درک من از چادر در دانشگاه و با حضورم در بسیج دانشجویی شهيد علم الهدي بود.

" اولين روز دانشگاه بچه بسيجي ها ي دانشگاه از ما استقبال گرمي كردن و به بسيج  دعوتمون كردن. راستش ماهاي اول، سراغ بسيج نرفتم ولي وقتي ديدم اكثر برنامه هاي دانشگاه توسط بسيج  انجام ميشه و همه بچه ها خيلي صادقانه كار ميكنن، تمايلم برا حضور در بسيج بيشتر شد.خلاصه رفتم واحد بسيج خواهران و ثبت نام كردم، البته اون موقع دفتر بسيج اووووون دور  دورااا (ته سالن)  نبود و براحتي موفق به حضور در اونجا شدم  ولي امروز شما برا رسيدن به دفتر بسيج نياز به كمي شكيبايي و بردباري داريد!!!! "

خُب  بگذريم، داشتم از چادر مي گفتم. راستش تو خيلي از برنامه هاي بسيج شركت كردم و اين خيلي به شكل گيري انديشه هاي اسلامي در ذهنم كمك كرد.

اولش با شرکت در مسابقه کتابخوانی با مطالعه مسئله حجاب دکتر مطهری شروع شد. بعد اون ما رو به يه دوره حجاب و عفاف فرستادن خيلي دوره خوب و مفيدي بود وبعد با بحث هایی که درباره حجاب شد و اطلاعاتی که درباره جنس مذکر نوع نگاه برخی فرصت طلبان به زن  بدست آوردم متوجه ضروری بودن چادر در جامعه شدم و همیشه سعی میکنم این مهم  رو داشته باشم.

امروز ديگه فقط بخاطر عرف بودنِ چادر در جامعه اونو به سر نميكنم ،بلكه با آگاهي تاج بندگي خودمو بسر ميكنم و با داشتنش احساس آرامش و رضايت دارم.

عجب صبری خدا دارد

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم.
همان یک لحظه اول ،
که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،
جهانرا با همه زیبایی و زشتی ،
بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم.



عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ،
نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ،
بر لب پیمانه میکردم .


عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامۀ رنگین
زمین و آسمانرا
واژگون ، مستانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
نه طاعت می پذیرفتم ،
نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،
پاره پاره در کف زاهد نمایان ،
سبحۀ، صد دانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،
آواره و ، دیوانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ،
سراپای وجود بی وفا معشوق را ،
پروانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،
تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد ،
گردش این چرخ را
وارونه ، بی صبرانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم.
که میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنۀ این علم عالم سوز مردم کش ،
بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،
در این دنیای پر افسانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
چرا من جای او باشم .
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ،تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد،!
و گر نه من بجای او چو بودم ،
یکنفس کی عادلانه سازشی ،
با جاهل و فرزانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !


  شاعر :رحیم معینی کرمانشاهی

قطاري بسوي  ًخدا ً ميرفت و همه سوار شدن.

اما وقتي به بهشت رسيد همگي پياده شدن و

فراموش كردن كه مقصد  ًخدا ً بود نه بهشت!!

السّلام عليك يا علي ابن موسي الرّضاالمرتضي

گاهي يه خصوصيت خوب و دوست داري و وقتي اونو در يك فرد ميبيني برات دوست داشتني تر ميشه!

گاهي هم يه فرد رو اونقدر دوست داري كه وقتي ميبينيش نميخواي از كنارش ج‍ُم بخوري!

گاهي موقع ها تا وقتي كه چيزي و نمي بيني درك درستي ازش نداري ، ولي وقتي ميبيني تازه ميفهمي چي بوووووووده!

گاهي موقع ها هم نديده عاشق ميشي! عاشق كسي كه اگه ببينيش عشقت ميشه دوچندان!

نمونه اين عشق و عاشقي عشق به ائمه است.مثل عشق به آشنايي كه همه ميگن غريبِ !

غريبي كه فكرميكنم كمتر ايراني باشه كه بهش ارادت نداشته باشه!

وقتي ميري پيشش، حال خـــــــــــوب ميشه، خـــــــــوبــــــــــِ خوب. ولي وقت خداحافظي كه ميشه، همه بجاي خداحافظي بهش سلام ميكنيم! بهش سلام ميكنيم به اميد اينكه بازم بطلبه مارو تا بازم از صحن زيباي انقلاب گنبد نورانيشو نظاره كنيم. وايسيم روبروي حرم و با آقا موسي الرضا درد و دل كنيم و غصه تنهايي امام زمانمونو باهاش گريه كنيم!

دوست داريم وقتي ميريم امام رضا نوحه امام زمان و روضه عباس بخونيم.

آآخ...

چـــــــــــــــــقدر دلم تنگ شد...    

السّلام عليك يا علي ابن موسي الرّضاالمرتضي


فراخوان


وبلاگ منور به همراه وبگاه جوان انقلابی و دیگر خادمین سایبری امام رضا علیه السلام برگزار می کند

شمـا هم می توانیـد خـادم سایبـری امـام هشتـم باشیـد |


فراخـوان ملـی خاطـره نویسی ماجــرای من و امــام رضــا علیـه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى، الصِّدّیقِ الشَّهیدِ، صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً، کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیائِکَ

پرودگارا، ‌بر علی بن موسی الرضای برگزیده درود و رحمت فرست . آن پیشوای پارسا و منزه و حجت تو بر هر که روی زمین و زیر خاک است. بر آن صدیق شهید درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودی کامل و بالنده و از پی هم و پیاپی و پی در پی، ‌همچون برترین و درود و رحمتی که بر هریک از اولیائت فرستادی.

شما مي توانيد خاطرات خود و خانوادتون از امام هشتم رو برامون (وبلاگ منور و جوان انقلابي) ارسال كنيد و خادم سايبري آقا باشيد.

برا اطلاعات بيشتر به ادامه مطلب مراجعه كنيد...

ادامه نوشته