html>
اگه یه روز
خواستم همه رو ول کنم و برم
اونم تنها...
یا میرم
ا د ی ن ب و ر گ
یا و ل ی ن گ ت ن...
حس میکنم
روحم تو یکی از این دو تا کامل میشه
....
:)
...
*****
الودگی هوا داره فاجعه میشه
گلوم د ر د میکنه
یه سرمای وحشتناکی هم خورده بودم
...
خدارو شکر بهترم
****
دلم میخواد
برم یه جای خیلی دور
...
جایی که فقط شب باشه
همیشه بارون بزنه
...
زیر نور مهتاب قدم بزنم و
هیچکس رو نشناسم
...
اوناهم منو نشناسن
....
من باشم و دنیای خودم
...
****
کاش میون این همه
سختی
و رنج
تو" براورده بشی
عسل
من به
چشم خویشتن دیدم
که جانم می رود
...
عسل
ولی یه
ر و ز جمع میکنم
میرم یه ج ا ی
خیلی د و ر
که دست
هیشکی بهم نرسه
*****
کسی پیدام نکنه
هیچ کدوم اینایی که الان دورمن
رو نشناسم نبینم
عسل
مث اونی که
همیشه میخندید
اما ته دلش
دریایی از غصه ها رو داشت
.....
مث اونی که همیشه پر از انرژی بود
اما یه شب همه چی رو
ول کرد و رفت
پیش خدا
....
مث اونی که نتونست بگه
کی و
چی داره عذابش میده
ولی یه روز
قید زندگی کردن رو زد
....
مث اونی که
انگیزه داشت واسه ادامه دادن
اما خسته بود از پاره آجرایی که
مینداختن سر راهش
...
مث اونی که
دلش از این زندگی هیچی نمیخواست
جز آغوش خدا
*****
😔
ولی قبول دارید
یه آدمایی
به شدت
نابن
...
رفاقتشون
فامیلیشون
دوستیشون
حتی
عشقشون
مث من :)
اومدم اخر سالی همین رو بنویسم و برم :)
عسل اسفند چهارصد و ۳
دیگه خبری از بارون نیست
اون دو سه ساعتی هم که چند روز پیش برف اومد رو
از دست دادم
تا به خودم بیام اب شد
....
***
...
یکم بهم ریختم
ولی دوباره خودمو جمع میکنم
...
ان شالله دوباره ادامه میدم
...
عطر خدا رو تو جای جای زندگیم حس میکنم
محتاج دعا
عسل
داره بارون میاد
...
خاطرات...
لبخندا
اشکا...
گذشته
گذشته
گذشته...
داره تک تکش رو با خودش میاره
....
****
امون از اشتباهاتی که تو سن کم انجام میدیم و
گاهی بهم میزنه یه پارت بزرگی از اینده رو
....
****
عسل
امون از دلتنگی...
یهو بغض خفه ات میکنه
یهو دلت میخواد
بعضیا رو از تو خاطراتت بکشی بیرون
بگی دلم برات تنگشده
خیلی
عسل