بازگشت پس از 7 ماه و 3 روز

یه آدمایی تو زندگیت هستن که نمیدونی باید باهاشون چیکار کنی...

نه میتونی باهاشون تو رابطه جلوتر بری...

نه میتونی از زندگیت حذفشون کنی...

این آدما مثل استخون لای زخمن...

همیشه تو پس زمینه زندگیت باقی میمونن...

انگار میخوان همه عمر بهت یادآوری کنن...

عجب حماقتی کردی...

زن ها را بشناسید....


سه چيز- يك زن را مانند ملكه ميسازد:


١-وقتي كه پول در دستهاش باشه

٢-وقتي كه لباس سفيد عروسي ميپوشه براي داماد

٣-وقتي كه اولين بچش به دنيا مياد و براي اولين بار مادر ميشه.


سه چيز-زن را به گريه مياندازد:


١-حرفي كه جريحه دارش كند

٢-از دست دادن كسي كه دوستش داره

٣-مرور كردن خاطره هايي كه خوشحال كننده بوده براش و حالا از دستش داده


سه چيز-كه زن به آن احتياج دارد:


١-آغوشي كه از قلب و با محبت باشه

٢-حرفي زيبا كه انگيزه هاش را بالا ببره

٣-وقتي داشته باشه براي استراحت و تجديد قوا


سه چيز -زن را ميكشد:


١-زني بر او ارجحيت داشته باشد

٢-داغون شدن آيند ه اش

٣-رفتن پدر و مادر و پسرش


سه چيز-زن به آن افتخار ميكند:


١-زيباييش

٢-اصل و نسبش

٣-كارنامه و مقام اجتماعيش


سه -حالتِ زن كه اخطار به ديگران به حساب ميآيد و ديگران را میترساند و تعجب ميكنند:

١-سكوتش

٢-جرأت آنيَش

٣-سرد شدنش در يك آن


یک چيز-راز زن را فاش ميكند:


نوع نگاه كردنش


سه چيز-زن را وادار ميكند كه از زندگي شخصي برود بدون برگشت:


١-خيانت

٢-نا اميد و ضربه به او زدن

٣-عدم وجود امنيت


وسخن اخر اینکه:


زن (قوت تحملي)را دارد كه مرد را شگفت زده ميكند!

سختيها را تحمل ميكند...

و غم و اندوهي را تحمل ميكند كه با خود خوشبختي و عشق به همراه دارد...

ميخندد وقتي كه ميخواهد جيخ و فرياد بزند!

ترانه ميخواند وقتي ميخواهد گريه كند!

گريه ميكند وقتي كه خوشحال است!

و ميخندد وقتي كه ميترسد!

عشقش بدون شرط است



خطا از مــن است، میـدانم

ازمـن کــه سالهاسـت گفته ام “ایاک نعبد”

اما به دیگراטּ هـ ـم دلســپرده ام

از مـטּ که سالهاســت گفتـ ـه ام “ایاک نستعیـטּ”

اما به دیگراטּ هـ ـم تکیــﮧ کرده ام

اما رهایم نکـטּ …

بیش از همیشــه دلتنــگم

به اندازه ے تمام روزهاے نبودنــم


” خـُـدا “

آیا میدانستید که:


1.اولین مردمان جهان که نخ به سکه می‌بستند

و در داخل تلفن‌های عمومی می‌انداختند،ایرانیان بودند.


2.اولین مردمانی که فقط به گذشته بسیار بسیار دور خود افتخار می‌کنند

ولی چیزی در ۵۰۰ سال اخیربرای دنیا نداشته‌اند ، ایرانیان بودند.


3.اولین مردمان دنیا که در خانواده های دیکتاتور زندگی می کردند

و انتظار حکومت دموکرات داشتند !ایرانیان بودند.



4. اولین مردمانی که در اولین صادرات به کشورهای

شمالی ایران به جای حنا، خاک رنگی فروختند، ایرانیان بودند.


5. اولین مردمانی که کشف کردند

دروغگویی و ریا و کلک‌بازی برای موفقیت ضروری است، ایرانیان بودند.



6. اولین مردمان دنیا که همزمان هم مایل هستند

گرمشان شود و هم سردشان ایرانیان بودند،

چون همزمان با روشن کردن بخاری، پنجره‌ها را هم باز می‌کنند.
 


7. اولین مردمانی که در گروه کم‌توسعه‌ترین کشورهای دنیا قرار دارند

ولی ادعا و توقع برترین مردمان دنیا را دارند ، ایرانیان بودند.



8.اولین مردمان دنیا که کمتر از همه کار کردند

اما بیشتر از همه عجله داشتند

و تندتر از همه رانندگی می کردند، ایرانیان بودند.



9. اولین مردمان دنیا که کمتر از همه کتاب می خواندند

و بیشتر از همه اظهار فضل،ایرانیان بودند.



......اهای ملت بیدار! تا ما خودمون درست نشیم هیچی درست نمیشه


تا ما فقط بشینیم و غر بزنیم که فلان چیز گرون شد دلار اینقدر شد

و این حرفا وضعمون همین میمونه

فقط حرف میزنیم....فقط گیر میدیم.....

طرف برات داستان میگه جای اینکه منظورشو بفهمی

دنبال این هستی که یه جوری ازش ایراد بگیری ضایعش کنی.

فتوشاپه...چرنده! چرا فلانش فلان بود!

یکم عوض بشیم خودمون باید درست بشیم که کشورمون هم درست بشه

چون ایران یعنی ما! یعنی من یعنی تو!


پ . ن :

سلام دوست من

با یک کلیک بر روی کادر مستطیل رنگ در قسمت امکانات وب از اینجانب پشتیبانی کنید
ممنونم

شکر ایزد فن آوری داریم

صنعت ذره پروری داریم


از کرامات تیم ملی مان

افتخارات کشوری داریم


با "نود" حال می کنیم فقط

بس که ایراد داوری داریم


وزنه برداری است ورزش ما


چون فقط نان بربری داریم


می توانیم صادرات کنیم

بس که جوک های آذری داریم


برف و باران نیامده به درک

ما که باران کوثری داریم!


گشت ارشاد اگر افاقه نکرد

صد و ده تا کلانتری داریم


خواهران از چه زود می رنجید

ما که قصد برادری داریم


ما برای ثبات اصل حجاب

خط تولید روسری داریم


چاقی اصلا اهمیت دارد

ما که ژل های لاغری داریم؟


ما در ایام سال هفده بار

آزمون سراسری داریم


این طرف روزنامه های زیاد

آن طرف دادگستری داریم


جای شعر درست و درمان هم

تا بخواهی دری وری داریم!


چند تا شعبه بانک و دانشگاه

بین مریخ و مشتری داریم


به حقوق بشر نیازی هست

ما که اصل برابری داریم؟


حرف هامان طلاست سی سال است

قصد احداث زرگری داریم


اجنبی هیچکاک اگر دارد

ما جواد شمقدری داریم


خنده اصلا به ما نیامده است

بس که مداح و منبری داریم


تا بدانند با بهانه ی طنز

از همه قصد دلبری داریم


هم کمال تشکر از دولت

هم وزیر ترابری داریم!



سعید بیابانکی

عجایب ما ایرانیها

ما ایرانی ها صبح در تهران از خواب بیدار می شویم.

محل شرکت تجاری و مرکز خریدمان در دبی است؛

استعدادمان در تهران کشف شده، اما نبوغمان در اروپا شکوفا می شود؛

برای تحصیل به فرانسه یا لندن می رویم،

اما چون از کار در اروپا خوشمان نمی آید، در ایالات متحده آمریکا کار می کنیم،

و هر وقت بیکار شدیم برای گرفتن حقوق بیکاری به اروپای مرکزی می رویم؛


برنامه های تلویزیونی مان ازلوس آنجلس پخش ودرخرم آباد دریافت میشود


فیلم های مان را در بیابان های ایران می سازیم


اما در ونیز و پاریس و برلین آنها را نمایش می دهیم

و از آنجا جایزه فیلمسازی می گیریم؛

در کلن طرفدار جمهوری و در تهران طرفدار سلطنت هستیم؛

مهم ترین مقالات سیاسی مان در اوین نوشته می شود،

اما در پاریس خوانده می شود؛

از واشنگتن نامزد انتخابات می شویم، اما صلاحیتمان در تهران رد می شود،

بنابراین در برلین انتخابات را تحریم می کنیم

و در لندن تصمیم می گیریم رفراندوم برگزار کنیم؛

در هلند عضو پارلمان و در اسرائیل رئیس جمهور می شویم،

در تهران با حکومت مخالفت می کنیم، در عراق با حکومت می جنگیم،

اما در لبنان از حکومت دفاع می کنیم؛

در تهران کنسرت موسیقی راک برگزار می کنیم، 

اما در فرانکفورت کنسرت موسیقی سنتی مان

با استقبال آلمانی ها روبرو می شود؛

در آنکارا در کنسرت موسیقی پاپ ایرانی شرکت می کنیم،

اما در آنتالیا می رقصیم، در کانادا برنده مسابقه ملکه زیبایی می شویم،

حقوق زنانمان در مشهد نقض می شود،

اما در سوئد از حقوق زنان دفاع می کنیم؛

ولیعهدمان در امریکاست،

ملکه مان در یکی از شهرهای فرانسه زندگی می کند،

رئیس جمهور سابقمان در پاریس زندگی می کند،

رئیس قوه قضائیه مان متولد عراق است،

در عوض نخست وزیر عراق سالها در ایران زندگی می کرد

و رئیس جمهور اسرائیل متولد ایران است؛

در ایران زندگی می کنیم، در ترکیه تفریح می کنیم،

در آمریکا پولدار می شویم و برای مرگ به ایران برمی گردیم.

در نهایت هم از وضع موجود ناراضی هستیم.


خداوندا

دیگر نه نمازی به جا می آورم

نه چندین ساعت بی آب و غذا می مانم

نه سالی چند بار قرآنت را ختم میکنم

نه دستی برای کمک کردن به سوی کسی دراز میکنم

هیچ هیچ و هیچ

تصمیم گرفته ام کافر شوم

شاید اینگونه چرخ روزگار بر وفق مرادم بچرخد

هیچکدام از این عبادات سودی جز ضرر نداشت.

 

پ .ن : حرفام جدیه توی این ۱ سال زیاد اذیت شدم همش بدشانسی پشت بدشانسی.منفی باشم شاید نتیجه خوبی گرفتم

سلام دوستان عزیز

ممنون بخاطر محبتاتون توی این چند وقتی که نبودم.

برای جبران غیبت طولانی.چند خطی طولانی تر نوشتم امیدوارم شکیبا باشید و تا آخرش بخونید.


چه خالیست کوچه‌هایِ ما

از گذرِ مردان عاشق

چه غریبند

پنجره ها

از انتظارِ زنی‌ دلداده

مرا به افسانه‌ها ببر

به دوران عشق‌های آتشین

به روز‌هایِ اراده‌های آهنین

قصه هم اگر هست

اسطوره‌ام باش

خراب شو

مست شو

در کوچه‌های این شهر آواره‌ام باش

به دروغ هم که شد

سینه چاک کن

دیوانه‌ام باش

عاشقم باش

عاشقم باش

عاشقم باش


نیکی‌ فیروزکوهی


-------------------------------------------------------------------------


نمیدانستم اگر بروی

چه خاکی بر سرم کنم


رفتی


نه چهَ ش مهم بود

نه خاک َ ش

رفتنت مهم بود

که رفتی


حامد

رهگذر


---------------------------------------------------------------------------
ما زن ها رسم خوبی داریم؛ زمانه که سخت می گیرد،
شروع می کنیم به کوتاه کردن
ناخن ها،
موها،
حرف ها،
رابطه ها...

 ویرجینیا وولف - خاطرات خانه ییلاقی


---------------------------------------------------------------------------

زن ها گاهی اوقات چیزی نمی گویند...

چون به نظرشان لازم نیست چیزی گفته شود

با نگاهشان حرف میزنند..

به اندازه یک دنیا حرف میزنند

هرگز نباید از چشمان هیچ زنی ساده گذشت...


----------------------------------------------------------------------------

اینجا

نام هیچ بیمارستانی

مریم نیست

تخت های زایشگاهها اما

پر از مریم های درد کشیده ای است

که هیچ یک ، مسیح را

آبستن نیستند


---------------------------------------------------------------------------

هجوم شهوت که بالا میگیرد. . .

بکارت و نجابت را نمی فهمی!!!

عصمت و قسمت را یکی می بینی !!!

تن آدمی میشود جولانگاه هرزگی ها. . . .

اما ارضا که می شوی

تازه می فهمی چه دریدگی هایی که نکردی


ای انــــســـان. . . !!!



----------------------------------------------------------------------------------------
بیشتر مردان سرزمین من


تا پیش از اولین بوسه ...
 

تا قبل از آغوش نخستین ...
 

تا شروع تپشهای بی امان دلتنگی ...


تا آغاز قصه ای که در گوشت زمزمه می کنند ...


عاشقند..

فقط .

وبعد فارغ

دلتنگی

گلوی آدم را باید گاهی بتراشند ؛

تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ،

دلتنگی هایی که جایشان نه در دل !

که در گلوی آدم است ....

دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنند ... !!!

-روزگار بدی برای زنهاست ...

-ریشو می بینی، می ترسی ...

-لباس روی شلوار می بینی، می ترسی ...

-ژیگول می بینی، می ترسی ...

-ماشین مدل بالا از کنارت رد می شه تو خیابون، می ترسی ...

-ماشین قراضه رد می شه، می ترسی ...

-موتوری با اون نگاه کثیفش از کنارت ویراژ می ده، می ترسی ...

-کنار خیابون یه پیرمرد نشسته تو سایه درخت و با همون عینک ته استکانیت نگاهت می کنه
که باد بزنه و مانتوت کمی بره کنار، می ترسی ...

-کنار خیابون یه دسته مرد وایستادن و مثل گرگ نیگات می کنن، می ترسی ...

-سوار تاکسی و کرایه ایی هم بخوای بشی،حتی اگه جلوهم بخوای بشینی که راحتترباشی،می ترسی ...

-مانتوی روشن بپوشی بیای تو خیابون از نگاه مردا که دنبال رد لباس زیرمانتوت هستن، می ترسی ...

-عینک آفتابی می زنی میای تو خیابون از نگاههایی که دنبال چشمهای اون زیر هستن، می ترسی ...

-از پدری که دست پسر کوچکش رو گرفته و از کنارت رد می شه و تیکه ایی بارت می کنه

و به پسرش نگاه می کنه و می خنده،از هر دوشون، می ترسی ...
-از مردی با ظاهر معمولی که کنار خیابون به ظاهر داره با موبایلش صحبت می کنه
 اما هربار که زنی از کنارش رد می شه حرفهای زشت و کریهی می زنه و تو خیالش
با همه ( که فرقی نمی کنه زنی چادری باشه،کسی باشه با لباس های کار یا دختری دیگر)
عقده های جنسیش رو خالی می کنه ...

-که نه فقط از نگاه که حتی از متلک ها و حرفهای کریهی که باید بشنوی و فقط رد بشی و فرار کنی
 از این آدمها، می ترسی ...

-از نگاه آدمها تو پمپ بنزین، ترافیک، گشت ارشاد و و و و می ترسی ...

-از آدمهایی که ظاهری عادی دارن اما کلی عقده های روانی و جنسی توشون جمع شده
و حتی با شخصیتترینشون هم تو موقعیتش قرار بگیرن این عقده ها رو می خوان تسکین بدن
 و دست به وحشیانه ترین اعمال بزنن، می ترسی ... که آوازه غیرت و ناموس پرستیشون دنیا را
کر کرده است اما چند نفره به یک زن بیگناه حمله می کنن، می ترسی ...
-ترس ترس ترس ...
-کابوس های روزانه و شبانه آدمهایی شده که می خوان فقط کنار دیگران تو جامعه زندگی کنن ....
-حالا درک می کنم که چرا خیلی از مردها برای دختران و همسران خود ماشین می گیرند
 تا راحتتر بتواننددر جامعه حضور داشته باشند
-قويترين آدم جهان اون نيست که دويست و پنجاه کيلو رو يه ضرب ميزنه ...

-قويترين آدم جهان زن ايرانيه که با وجود تجاوز فردی و گروهی و اسيد پاشی و گشت ارشاد
و مزاحم هاى خيابونی و زور گيری و قتل و هزار خطر ديگه هنوزم تو اين مملکت درس ميخونه ،
 ورزش ميکنه ، رانندگى ميکنه ، کار ميکنه ، عاشق ميشه ، أعتماد ميکنه ،
مادر ميشه و به بچه اش ياد ميده آدم باشه


راستی روسپی!

از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد

رگ غیرت اربابان بیرون می زند؟

اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است !

...


مگر هردو از یک تن نیست؟

بفروش !

تنت را حراج کن…

من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان،


شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.



فریدون فرخزاد

نوروز فرخنده باد

بنگر به رستاخیزی طبیعت........

که چه زیباست......

وچه زیباتر.....

رستاخیزی انسان.......

در این عصر آهن و تباهی.........

لبخند

دلم گرفته است...

ادعا می کنی از همه به من نزدیکتری ولی سالهاست نیستی.

مرا به انتظار چه گذاشته ای؟

خسته ام بیا...

برگرد آیینه منتظر دیدنه دوباره توست.

لبخند لبهایم کجایی؟


من زنم.....

من زنم!

و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو

میدانی؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی

قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند
دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم

دردم می آید ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است

به خواهر و مادرت که میرسی قیصر می شوی


دردم می آید در تختخواب با تمام عقیده هایم موافقی

و صبح ها از دنده دیگری از خواب پا میشوی

تمام حرف هایت عوض میشود

دردم می آید!

نمی فهمی تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است

من محتاج درک شدن نیستم

دردم می آید خر فرض شوم!

دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری!

و هر بار که آزادیم را محدود میکنی

میگویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است

نسل تو هم که اصلا مسئول خرابی هایش نبود

میدانی؟

دلم از مادر هایمان میگیرد

بدبخت هایی بودند که حتی میترسیدند باور کنند حقشان پایمال شده

خیانت نمیکردند!

نه برای اینکه از زندگی راضی بودند نه

خیانت هم شهامت میخواست

نسل تو از مادر هایمان همه چیز را گرفت

جایش النگو داد

مادرم از خدا میترسد

از لقمه ی حرام میترسد

از همه چیز میترسد

تو هم که خوب میدانی ترساندن بهترین ابزار کنترل است

دردم می آید!

این را هم بخوانی میگویی اغراق است

ببینم فردا که دختر مردم زیر پاهای گشت ارشاد به جرم موی بازش کتک میخورد

باز هم همین را میگویی

ببینم آنجا هم اندازه ی درون خانه،غیرت داری؟؟

دردم می آید که به قول شما تمام زن های اطرافتان خرابند
 
و آنهایی هم که نیستند همه فامیل های خودتانند

دردم می آید

از این همه بی کسی دردم می آید


دختر خوب

دخترهای خوب مثل سیب های روی درخت هستند.

بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند!
پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون میترسند سقوط کنند و زخمی بشوند
 بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است اکتفا می کنند...
سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل از آنهاست در حالیکه آنها فوق العاده اند...

آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بیاید..


یلدا

آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!

روی تختت امشب ،

بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی ...

بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی ...

بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی ...

فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟!


جوجه ها را بعدا با هم میشماریم ...

یلدا مبارک...

تولد

سال ها شنیده بودم اما لمس نکرده بودم.

وقتی در کنارت بودم تازه دانستم معنای دوست چیست؟

سخت ترین دوران زندگی ام بود اما تو آسانش کردی.

هیچ زمانی نمیتوانم بابت تمام مهرهایی که هیچگاه پاسخش را ندیدی ازتو تشکر کنم.

بخاطر همه محبت های بی ریایت ممنونمممممممم.

اگر تمام گل های عالم را تقدیمت کنم باز نمی توانم زحمت هایت را جبران کنم.

25 آذر را از تک تک روزهای سال 365 تکه بیشتر دوست دارم.حتی از روزهای عید.

از روز تولدم.از روز......

خدا را سپاس برای بهترین اتفاق این روز.


تولدت مبارک الناز جونم.


امام حسین (ع) هنوز مظلوم است

امام حسین (ع) هنوز مظلوم است


 

چون وقتی محرم می‌آید  ... صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، یکماه تکیه راه می‌اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می‌مالد و 11 ماه هم سرشان شیره  !


 


 

امام حسین (ع) هنوز مظلوم است


 

چون وقتی محرم می‌آید  ... قدرت سامورایی  ! شب ها در تکیه لخت می‌شود و میانداری می‌کند و روزها مردم را لخت می‌کند و زورگیری   ...!


 


 

امام حسین (ع) هنوز مظلوم است


 

چون وقتی محرم می‌آید  ... فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می‌کند و آخرین ورژن! پوسترهای علی‌اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن...!


 

 
 

امام حسین (ع) هنوز مظلوم است


 

چون وقتی محرم می‌آید  ... آقای .... تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می‌کند و تا آخر سال هم مشتری‌هایش را


 

  
 

امام حسین (ع) هنوز مظلوم است


 

چون وقتی محرم می‌آید  ... قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می‌زند و علم می‌کشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی‌افتد  !


 


 

امام حسین (ع) هنوز مظلوم است


 

چون وقتی محرم می‌آید  ... سیامک چشم چران  ! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دسته‌های عزاداری اسفند دود می‌کند  !

 

 


 

امام حسین (ع) هنوز مظلوم است


 

چون وقتی محرم می‌آید  ... مداح معروف شهر بابت 7 ساعت مداحی حقوق   365 روز یک کارگر را می‌گیرد  !


 

  
 

امام حسین (ع) هنوز مظلوم است


 

چون وقتی محرم می‌آید  ... رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر  30  شب شیر صلواتی به خلق خدا می‌دهد و 335 روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را می‌دوشد ! 

 

هنوز فریادم بی جواب است

هنوز هر روز فریاد میزنم ولی ندایی نمی آید

بگذار کمی گوشهایم را تیز کنم. هیس.....

ندا نیست . فریب است فریب.....

گرگها فراوان شده اند و دل ها لرزان

امید داشتم فریادم تا رسیدن به جوابی پر قدرت باشد.

حالا که دقت میکنم می بینم فریادم چقدر شبیه ناله شده است.

هراس دارم از روزی که گلویم خشک شود و دیگر صدایی به گوش نرسد

راستی یادم رفته بود

میگویند تو جایت در دلهاست

خدایااااا....... میبینی از هرجا که شروع میکنم پایانش به تو ختم میشود

حتما حکمتی ست.....؟؟؟؟؟!!!!!!!

ما آدمها با اختراع این کلمه راه خوبی برای کلاه گذاشتن سر خودمان پیدا کردیم

پشت تک تک  حرفهایم هزاران حرف نهفته است. عمیق تر بنگر..................


بنا


آن روز که سقف خانه ها چوبی بود


گفتار و عمل در همه جا خوبی بود


امروز بنای خانه ها سنگ شده


دل ها همه با بنا هماهنگ شده


شرط بندی

عاقبت روزی از این رفتن پشیمان می شوی

باوجود ِ دل شکستن خاک گلدان می شوی


گوشۀ تنهایی و روزی ز درد بی کسی

یاد ِعشق ما می افتی و پریشان می شوی


ای که بردی لحظه ها و خنده از لبهای من

در کنار دیگران هم خوب و خندان می شوی -


شرط می بندم زمانی خاطرات عشقمان

انتقام از تو بگیرد سخت نالان می شوی


روزی از دستان من با دیدن هر شاخه رز

سرخ گردی از خجالت بعد گریان می شوی


در کنار هر سفر تا آب دریا و شمال

بی من و انگار تو ، راهی ِ زندان می شوی


من که چشمم آسمانی صورت زیبای توست

ابر ِ بارانزای ِ اشک ِ آسمانان می شوی


عشق بودم من سراسر ، خاک گشتم پای تو

بعد من تو نیز هم در خاک مهمان می شوی


اینهمه شعر و غزل عین خیالت هم نبود

بیت بیت اش نوحه خوان ، شام غریبان می شوی



شاعر: میکائل شریفی

خدا

كودكی از خـــــــــــدا پرسـيـد:
خـــــدايا تو چي مي خـــوری و چــی می پوشی؟
نــدايـــی در دل كـــــودكـــــ  زمــــزمــــه كـــــــرد
غـصــــه بـنـدگـــانـم را می خـــورم و گــــنــــــاه آنـان را می پـوشــــم.

زن

زن که باشی،

درباره‌ات قضاوت می‌کنند؛

درباره‌ی لبخندت،

که بی‌ریا نثار هر احمقی کردی!

درباره‌ی زیبایی‌ات،

که دست خودت نبوده و نیست!

درباره‌ی تارهای مویت،

که بی‌خیال از نگاه شک‌آلوده‌ی احمق‌ها،

از روسری بیرون ریخته‌اند!

درباره‌ی روحت، جسمت،

درباره‌ی تو و زن بودنت، عشقت، همسرت،

قضاوت می‌کنند!

تو نترس و زن بمان،

احمق‌ها همیشه زیادند.

نترس از تهمت دیوانه‌های شهر،

که اگر بترسی

رفته رفته............

دعا

نردبام دلم شکسته است.

میشود برایم دعا کنی؟

یا اگر خدا اجازه میدهد.

کمی به جای من خدا خدا کنی؟

راستش دلم مثل یک نماز بین راه

خسته و شکسته است.

میشود برای بی قراری دلم 

سفارشی به آن رفیق با وفا کنی؟



پ . ن : تو این شبا اگه جایی واسه منم بود فراموشم نکنید.

2 تا آرزوی مهم دارم:


1. سلامتی و شادی خانوادم.


2. قبولی کنکور ارشد.


پ. ن : ممنون از همه کسانیکه وقت نبودنم به یادم بودن.


سکوت

خستگی ام را ورق میزنم به فصلی که تمام صفحاتش سفید است میرسم.


رجوع میکنم به ابتدای کتاب زندگی ام نوشته:


فصل اول : تنهایی


تو آمدی تا تنهاییم را پرکنی نمیدانم تنهاییم پر شد یا پر شدم از تنهایی.


راستش دلم برای تنها بودنم میسوزد.


بیا.بیا قلب تیکه پاره ام را پس بگیر و گرنه پرتش میکنم گوشه ای


شاید کسی آمد برش داشت و بازیافتش کرد.


در سکوت خودم می نشینم به تمام رویاهایم فکر میکنم.در سکوتم میشکنم نمی آید


از خدا نشانه او را سوال کردم سکوت کرد ومن دوباره در سکوتم شکستم و شکستم.


فصل امتحان

سلام

یه سلام ویژه هم به دوستای با معرفتم که تو این مدت نبودم سنگ تموم گذاشتن

و با پیام دادنشون امیدوارم میکردن فراموش نشدم .

راستش حسابی خستم.از دست کی نه بگید از چی؟

از این امتحانا از این استادا خستم کردن.

توی طول ترم سخت درس خوندم همه تمرینا رو حل کردم.

الان که سوال طرح میکنن هیچکدوم حتی یه ذره هم شبیه چیزی که درس دادن نیست.

اینقدر میخونم و از همه تفریحام میگذرم باز نمرم میشه 11 یا 12

اندازه نمره ی اون کساییکه اصلا تو این چند ماه لای کتابو باز نکردن

یا شبه امتحان خوندن صبح امتحانم تقلبی کردن.

شما بگید زور نداره ؟

دیگه کم کم دیوونه میشم

یا من خنگم

یا اونا خیلی باهوش

آخه مگه نمیگن آدم قدر تلاشش نتیجه میگیره . پس نتیجه زحمتای من کو ؟

هر ترم میگه انشالله ترم بعد. ترم بعدم میاد ولی باز همون آشه و همون کاسه

شیطونه میگه قید درس و دانشگاه رو بزنم

حیف .. حیف که دانشگاه آزاده و تا حالا کلی پول خرجش کردم .

البته هنوز نمرهارو اعلام نکردن اما خودم میدونم چقدر افتضاحن

پ . ن : تورو خدا برام دعا کنید نمرهام خوب بشن


میخواهم بنویسم اما چه چیز نمیدانم

فقط همین بس که میدانم باید کاغذها را خط خطی کنم

حالا با چشم خوانده شود و با مغز مقایسه شود و با دل تایید...

نمیدانم

باورم شده است مثل دانش آموزی که درس هندسه اش را دیوانه وار دوست دارد تنها هستم

آیا میشود یکی از همکلاسیهایم از جا برخیزد و بلند بگوید من هم هندسه را دوستدارم

هرچه با مغزم کلنجار میروم نمیفهمم

چرا دست به هر کاری میزنم طلا میشود اما دست به هر عشقی میزنم به خاکستر تبدیل میشود

فکر کنم به خاطر این است که در این دنیا نمی شود به کسی نزدیک شد

آدمها فقط از دور دستها دوستداشتنی اند

من هنوز در این مانده ام چرا عشقهای رنگینم ناپدید میشوند مگر نمیشود در آغوش من گم شوند؟؟؟


تولدم مبارک.....

ناراحتم از دوباره شروع شدن

خوشحالم از دوباره تلاش کردن

با دل و جان می جنگم برای دوام آوردن در این آشفته بازار

گامهایم را تندتر بر میدارم تا جا نمانم

قدمهایم محکمتر میشوند روی صفحه نا امن روزگار

باشد که الله دستهایم را بیش از پیش دوستانه تر بگیرد


اکنون روی پله بیست و یکم ایستاده ام


چه حقیرند مردمانی که :

نه جرات دوست داشتن دارند و نه اراده دوست نداشتن

نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن

با این حال مدام شعر عاشقانه میخوانند

دکتر علی شریعتی


پ . ن : شاید من هستم.......

پ ن : هزار تا عذر خواهی. صدتا گل. ده تا تشکر و یه دنیا عشق

تقدیم به همه کسانیکه زمان غیبتم به یادم بودن


شطرنج


زندگی شطرنج دنیا و دل است

قصه پر رنج صدها مشکل است

شاه دل کیش هوس ها میشود

پای اسب ارزوها در گل است

فیل بخت ما عجب کج میرود

در سر ما بس خیال باطل است

مهره های عمر من نیمش برفت

مهره های او تمامش کامل است

من نسنجیده در پی مات او

غافل از اینکه او حریفی قابل است