بازگشت پس از 7 ماه و 3 روز
نه میتونی باهاشون تو رابطه جلوتر بری...
نه میتونی از زندگیت حذفشون کنی...
این آدما مثل استخون لای زخمن...
همیشه تو پس زمینه زندگیت باقی میمونن...
انگار میخوان همه عمر بهت یادآوری کنن...
عجب حماقتی کردی...
نه میتونی باهاشون تو رابطه جلوتر بری...
نه میتونی از زندگیت حذفشون کنی...
این آدما مثل استخون لای زخمن...
همیشه تو پس زمینه زندگیت باقی میمونن...
انگار میخوان همه عمر بهت یادآوری کنن...
عجب حماقتی کردی...
و در داخل تلفنهای عمومی میانداختند،ایرانیان بودند.
2.اولین مردمانی که فقط به گذشته بسیار بسیار دور خود افتخار میکنند
ولی چیزی در ۵۰۰ سال اخیربرای دنیا نداشتهاند ، ایرانیان بودند.
3.اولین مردمان دنیا که در خانواده های دیکتاتور زندگی می کردند
و انتظار حکومت دموکرات داشتند !ایرانیان بودند.
4. اولین مردمانی که در اولین صادرات به کشورهای
پ . ن :
سلام دوست من
با یک کلیک بر روی کادر مستطیل رنگ در قسمت امکانات وب از اینجانب پشتیبانی کنید
ممنونم
صنعت ذره پروری داریم
از کرامات تیم ملی مان
افتخارات کشوری داریم
با "نود" حال می کنیم فقط
بس که ایراد داوری داریم
وزنه برداری است ورزش ما
می توانیم صادرات کنیم
بس که جوک های آذری داریم
برف و باران نیامده به درک
ما که باران کوثری داریم!
گشت ارشاد اگر افاقه نکرد
صد و ده تا کلانتری داریم
خواهران از چه زود می رنجید
ما که قصد برادری داریم
ما برای ثبات اصل حجاب
خط تولید روسری داریم
چاقی اصلا اهمیت دارد
ما که ژل های لاغری داریم؟
ما در ایام سال هفده بار
آزمون سراسری داریم
این طرف روزنامه های زیاد
آن طرف دادگستری داریم
جای شعر درست و درمان هم
تا بخواهی دری وری داریم!
چند تا شعبه بانک و دانشگاه
بین مریخ و مشتری داریم
به حقوق بشر نیازی هست
ما که اصل برابری داریم؟
حرف هامان طلاست سی سال است
قصد احداث زرگری داریم
اجنبی هیچکاک اگر دارد
ما جواد شمقدری داریم
خنده اصلا به ما نیامده است
بس که مداح و منبری داریم
تا بدانند با بهانه ی طنز
از همه قصد دلبری داریم
هم کمال تشکر از دولت
هم وزیر ترابری داریم!
سعید بیابانکی
محل شرکت تجاری و مرکز خریدمان در دبی است؛
استعدادمان در تهران کشف شده، اما نبوغمان در اروپا شکوفا می شود؛
برای تحصیل به فرانسه یا لندن می رویم،
اما چون از کار در اروپا خوشمان نمی آید، در ایالات متحده آمریکا کار می کنیم،
و هر وقت بیکار شدیم برای گرفتن حقوق بیکاری به اروپای مرکزی می رویم؛
برنامه های تلویزیونی مان ازلوس آنجلس پخش ودرخرم آباد دریافت میشود
فیلم های مان را در بیابان های ایران می سازیم
اما در ونیز و پاریس و برلین آنها را نمایش می دهیم
و از آنجا جایزه فیلمسازی می گیریم؛
در کلن طرفدار جمهوری و در تهران طرفدار سلطنت هستیم؛
مهم ترین مقالات سیاسی مان در اوین نوشته می شود،
اما در پاریس خوانده می شود؛
از واشنگتن نامزد انتخابات می شویم، اما صلاحیتمان در تهران رد می شود،
بنابراین در برلین انتخابات را تحریم می کنیم
و در لندن تصمیم می گیریم رفراندوم برگزار کنیم؛
در هلند عضو پارلمان و در اسرائیل رئیس جمهور می شویم،
در تهران با حکومت مخالفت می کنیم، در عراق با حکومت می جنگیم،
اما در لبنان از حکومت دفاع می کنیم؛
در تهران کنسرت موسیقی راک برگزار می کنیم،
اما در فرانکفورت کنسرت موسیقی سنتی مان
با استقبال آلمانی ها روبرو می شود؛
در آنکارا در کنسرت موسیقی پاپ ایرانی شرکت می کنیم،
اما در آنتالیا می رقصیم، در کانادا برنده مسابقه ملکه زیبایی می شویم،
حقوق زنانمان در مشهد نقض می شود،
اما در سوئد از حقوق زنان دفاع می کنیم؛
ولیعهدمان در امریکاست،
ملکه مان در یکی از شهرهای فرانسه زندگی می کند،
رئیس جمهور سابقمان در پاریس زندگی می کند،
رئیس قوه قضائیه مان متولد عراق است،
در عوض نخست وزیر عراق سالها در ایران زندگی می کرد
و رئیس جمهور اسرائیل متولد ایران است؛
در ایران زندگی می کنیم، در ترکیه تفریح می کنیم،
در آمریکا پولدار می شویم و برای مرگ به ایران برمی گردیم.
در نهایت هم از وضع موجود ناراضی هستیم.
دیگر نه نمازی به جا می آورم
نه چندین ساعت بی آب و غذا می مانم
نه سالی چند بار قرآنت را ختم میکنم
نه دستی برای کمک کردن به سوی کسی دراز میکنم
هیچ هیچ و هیچ
تصمیم گرفته ام کافر شوم
شاید اینگونه چرخ روزگار بر وفق مرادم بچرخد
هیچکدام از این عبادات سودی جز ضرر نداشت.
پ .ن : حرفام جدیه توی این ۱ سال زیاد اذیت شدم همش بدشانسی پشت بدشانسی.منفی باشم شاید نتیجه خوبی گرفتم
---------------------------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------
راستی روسپی!
از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد
رگ غیرت اربابان بیرون می زند؟
اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است !
...
مگر هردو از یک تن نیست؟
بفروش !
تنت را حراج کن…
من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان،
شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.
فریدون فرخزاد
بنگر به رستاخیزی طبیعت........
که چه زیباست......
وچه زیباتر.....
رستاخیزی انسان.......
در این عصر آهن و تباهی.........
دلم گرفته است...
ادعا می کنی از همه به من نزدیکتری ولی سالهاست نیستی.
مرا به انتظار چه گذاشته ای؟
خسته ام بیا...
برگرد آیینه منتظر دیدنه دوباره توست.
لبخند لبهایم کجایی؟
سال ها شنیده بودم اما لمس نکرده بودم.
وقتی در کنارت بودم تازه دانستم معنای دوست چیست؟
سخت ترین دوران زندگی ام بود اما تو آسانش کردی.
هیچ زمانی نمیتوانم بابت تمام مهرهایی که هیچگاه پاسخش را ندیدی ازتو تشکر کنم.
بخاطر همه محبت های بی ریایت ممنونمممممممم.
اگر تمام گل های عالم را تقدیمت کنم باز نمی توانم زحمت هایت را جبران کنم.
25 آذر را از تک تک روزهای سال 365 تکه بیشتر دوست دارم.حتی از روزهای عید.
از روز تولدم.از روز......
خدا را سپاس برای بهترین اتفاق این روز.
تولدت مبارک الناز جونم.
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید ... صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، یکماه تکیه راه میاندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل میمالد و 11 ماه هم سرشان شیره !
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید ... قدرت سامورایی ! شب ها در تکیه لخت میشود و میانداری میکند و روزها مردم را لخت میکند و زورگیری ...!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید ... فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع میکند و آخرین ورژن! پوسترهای علیاکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن...!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید ... آقای .... تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه میکند و تا آخر سال هم مشتریهایش را
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید ... قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه میزند و علم میکشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمیافتد !
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید ... سیامک چشم چران ! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دستههای عزاداری اسفند دود میکند !
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید ... مداح معروف شهر بابت 7 ساعت مداحی حقوق 365 روز یک کارگر را میگیرد !
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید ... رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر 30 شب شیر صلواتی به خلق خدا میدهد و 335 روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را میدوشد !
هنوز هر روز فریاد میزنم ولی ندایی نمی آید
بگذار کمی گوشهایم را تیز کنم. هیس.....
ندا نیست . فریب است فریب.....
گرگها فراوان شده اند و دل ها لرزان
امید داشتم فریادم تا رسیدن به جوابی پر قدرت باشد.
حالا که دقت میکنم می بینم فریادم چقدر شبیه ناله شده است.
هراس دارم از روزی که گلویم خشک شود و دیگر صدایی به گوش نرسد
راستی یادم رفته بود
میگویند تو جایت در دلهاست
خدایااااا....... میبینی از هرجا که شروع میکنم پایانش به تو ختم میشود
حتما حکمتی ست.....؟؟؟؟؟!!!!!!!
ما آدمها با اختراع این کلمه راه خوبی برای کلاه گذاشتن سر خودمان پیدا کردیم
پشت تک تک حرفهایم هزاران حرف نهفته است. عمیق تر بنگر..................
آن روز که سقف خانه ها چوبی بود
گفتار و عمل در همه جا خوبی بود
امروز بنای خانه ها سنگ شده
دل ها همه با بنا هماهنگ شده
عاقبت روزی از این رفتن پشیمان می شوی
باوجود ِ دل شکستن خاک گلدان می شوی
گوشۀ تنهایی و روزی ز درد بی کسی
یاد ِعشق ما می افتی و پریشان می شوی
ای که بردی لحظه ها و خنده از لبهای من
در کنار دیگران هم خوب و خندان می شوی -
شرط می بندم زمانی خاطرات عشقمان
انتقام از تو بگیرد سخت نالان می شوی
روزی از دستان من با دیدن هر شاخه رز
سرخ گردی از خجالت بعد گریان می شوی
در کنار هر سفر تا آب دریا و شمال
بی من و انگار تو ، راهی ِ زندان می شوی
من که چشمم آسمانی صورت زیبای توست
ابر ِ بارانزای ِ اشک ِ آسمانان می شوی
عشق بودم من سراسر ، خاک گشتم پای تو
بعد من تو نیز هم در خاک مهمان می شوی
اینهمه شعر و غزل عین خیالت هم نبود
بیت بیت اش نوحه خوان ، شام غریبان می شوی
شاعر: میکائل شریفی
میشود برایم دعا کنی؟
یا اگر خدا اجازه میدهد.
کمی به جای من خدا خدا کنی؟
راستش دلم مثل یک نماز بین راه
خسته و شکسته است.
میشود برای بی قراری دلم
سفارشی به آن رفیق با وفا کنی؟
پ . ن : تو این شبا اگه جایی واسه منم بود فراموشم نکنید.
2 تا آرزوی مهم دارم:
1. سلامتی و شادی خانوادم.
2. قبولی کنکور ارشد.
پ. ن : ممنون از همه کسانیکه وقت نبودنم به یادم بودن.
خستگی ام را ورق میزنم به فصلی که تمام صفحاتش سفید است میرسم.
رجوع میکنم به ابتدای کتاب زندگی ام نوشته:
فصل اول : تنهایی
تو آمدی تا تنهاییم را پرکنی نمیدانم تنهاییم پر شد یا پر شدم از تنهایی.
راستش دلم برای تنها بودنم میسوزد.
بیا.بیا قلب تیکه پاره ام را پس بگیر و گرنه پرتش میکنم گوشه ای
شاید کسی آمد برش داشت و بازیافتش کرد.
در سکوت خودم می نشینم به تمام رویاهایم فکر میکنم.در سکوتم میشکنم نمی آید
از خدا نشانه او را سوال کردم سکوت کرد ومن دوباره در سکوتم شکستم و شکستم.
یه سلام ویژه هم به دوستای با معرفتم که تو این مدت نبودم سنگ تموم گذاشتن
و با پیام دادنشون امیدوارم میکردن فراموش نشدم .
راستش حسابی خستم.از دست کی نه بگید از چی؟
از این امتحانا از این استادا خستم کردن.
توی طول ترم سخت درس خوندم همه تمرینا رو حل کردم.
الان که سوال طرح میکنن هیچکدوم حتی یه ذره هم شبیه چیزی که درس دادن نیست.
اینقدر میخونم و از همه تفریحام میگذرم باز نمرم میشه 11 یا 12
اندازه نمره ی اون کساییکه اصلا تو این چند ماه لای کتابو باز نکردن
یا شبه امتحان خوندن صبح امتحانم تقلبی کردن.
شما بگید زور نداره ؟
دیگه کم کم دیوونه میشم
یا من خنگم
یا اونا خیلی باهوش
آخه مگه نمیگن آدم قدر تلاشش نتیجه میگیره . پس نتیجه زحمتای من کو ؟
هر ترم میگه انشالله ترم بعد. ترم بعدم میاد ولی باز همون آشه و همون کاسه
شیطونه میگه قید درس و دانشگاه رو بزنم
حیف .. حیف که دانشگاه آزاده و تا حالا کلی پول خرجش کردم .
البته هنوز نمرهارو اعلام نکردن اما خودم میدونم چقدر افتضاحن
پ . ن : تورو خدا برام دعا کنید نمرهام خوب بشن
فقط همین بس که میدانم باید کاغذها را خط خطی کنم
حالا با چشم خوانده شود و با مغز مقایسه شود و با دل تایید...
نمیدانم
باورم شده است مثل دانش آموزی که درس هندسه اش را دیوانه وار دوست دارد تنها هستم
آیا میشود یکی از همکلاسیهایم از جا برخیزد و بلند بگوید من هم هندسه را دوستدارم
هرچه با مغزم کلنجار میروم نمیفهمم
چرا دست به هر کاری میزنم طلا میشود اما دست به هر عشقی میزنم به خاکستر تبدیل میشود
فکر کنم به خاطر این است که در این دنیا نمی شود به کسی نزدیک شد
آدمها فقط از دور دستها دوستداشتنی اند
من هنوز در این مانده ام چرا عشقهای رنگینم ناپدید میشوند مگر نمیشود در آغوش من گم شوند؟؟؟
ناراحتم از دوباره شروع شدن
خوشحالم از دوباره تلاش کردن
با دل و جان می جنگم برای دوام آوردن در این آشفته بازار
گامهایم را تندتر بر میدارم تا جا نمانم
قدمهایم محکمتر میشوند روی صفحه نا امن روزگار
باشد که الله دستهایم را بیش از پیش دوستانه تر بگیرد
اکنون روی پله بیست و یکم ایستاده ام
چه حقیرند مردمانی که :
نه جرات دوست داشتن دارند و نه اراده دوست نداشتن
نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن
با این حال مدام شعر عاشقانه میخوانند
دکتر علی شریعتی
پ . ن : شاید من هستم.......
پ ن : هزار تا عذر خواهی. صدتا گل. ده تا تشکر و یه دنیا عشق
تقدیم به همه کسانیکه زمان غیبتم به یادم بودن
زندگی شطرنج دنیا و دل است
قصه پر رنج صدها مشکل است
شاه دل کیش هوس ها میشود
پای اسب ارزوها در گل است
فیل بخت ما عجب کج میرود
در سر ما بس خیال باطل است
مهره های عمر من نیمش برفت
مهره های او تمامش کامل است
من نسنجیده در پی مات او
غافل از اینکه او حریفی قابل است