تلنگر :

 

گاهی وقتا یه تلنگر لازمه . . . 

 

حتی اگه بعضی اوقات محکمتر از یه تلنگر باشه . . .

عاشقانه ها :

از ازل تا ابد قصه همین بوده است

مثلث عشقی

عاشق فرد اشتباهی می شویم

دلمان می شکند

اشک می ریزیم

تنها می شویم

می سوزیم

در نهایت کسی را پیدا می کنیم که او هم عاشقمان است

به هم می رسیم

و قصه به پایان می رسد

عشق جایش را به دوست داشتن

و دوست داشتن جایش را به عادت می دهد . . .

حاضرم سالها عاشق کسی باشم که دوستم ندارد

تا از روی عادت ، تظاهر به دوست داشتن کنم . . .

"سکوت درمانی "

سکوت کن . . . !

هنگامی که نمیدانی چه بگویی ، چه پاسخ دهی و یا چطور بگویی ، فقط سکوت کن !

گاهی نگفتن شیرین تر از گفتن سخنان آشفته است که در لحظه ، تو را سبک می کند . . .  در آن لحظه سکوت کن .

یک وفت هایی سعی کن چشمانت را ببندی بر حرف های نیش دار ، سکوت کنی و به زبانت اجازه دهی سکوت را تمرین کند . . .

آن روز ها که نفهمیدی چه شد و از کجا بر سرت آوار مصیبت آمد ، کسی را مقصر نکن ، سکوت کن تا دلیل اصلی را ، در آرامش بیابی !

دقیقه هایی که حس انفجار در سلول هایت تو را از درون می خورد ، سکوت را تجربه کن ؛ که ذهنت با آرامش با قلبت مشورت کند و تصمیمی درست بگیرد .

یک وقت هایی " سکوت " پاسخ همه ی درد هاست . . .

فقط خدا :

در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت

در حالی که گویی ایستاده بودم . . .

و چه غصه هایی که فقط باعث سفیدی موهایم شد

در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود . . .

دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود و اگر نه نمی شود . . .

کاش نه می دویدم و نه غصه می خوردم . . .

فقط او را می خواندم . . .

فقط خدا . . .

تقدیر امسال تو :

دیگر جای نگرانی برای هیچ کدام از معلم هایم نیست . . .

حواسم دیگر پرت نخواهد شد

از وقتی تو به زندگی ام پا گذاشته ای ،

حواسم پیش توست !

یعنی درست در بهترین نقطه دنیا ! ! !

من که طالع بینی نمی دانم

اما امیدوارم تمام حیوانات

دست به دست هم دهند

تا تقدیر امسالت . . .

بهتر از همیشه شود ! ! !

خانه را از نو ساختم . . .

در باغچه گل هایی که دوست داری ، کاشتم . . .

نام شهر را به اسم تو تغییر دادم . . .

کما :

نمی دانم چه کسی برای نخستین بار گفت :

" انسان نمی تواند در یک زمان ،

هر آنچه را که می خواهد داشته باشد ! "

. . .

آن روزها که تو بودی ،

من مالک تمام دنیا بودم ! ! !

رفتنت آن قدرها هم که فکر می کردم ،

درد نداشت !

پزشک ها معتقدند کسی که به "      کما " می رود ،

هیچ دردی را احساس نمی کند ! ! !

آرام بخواب فرزند زیبای من . . .

بزرگ تر که شدی

برایت داستانی خواهم گفت

از بهشتی که با دستان تو ساخته خواهد شد !

باور کن که زمین ،

آن قدرها هم جای بدی نیست ! ! !

ادامه نوشته

زمین های سرد :

آدم های بی تفاوت از کنارم رد می شوند

و نمی دانند

شاعری که شب ها شعرهایش را برای

عشقشان می فرستند

من هستم !

دوستم بدار . . .

من با بی تفاوتی های زیادی کنار آمده ام

اما . . .

قبول کن از تو ،

کمی بیشتر از آدم ها انتظار دارم

فرشته من ! ! !

ببخش که موهایم به هم ریخته است

و حواس درستی ندارم

گاهی شب ها از خواب می پرم

و در یخچال را بی دلیل باز و بسته می کنم

و بی دلیل دوستت دارم !

ببخش که می دانم این روزها

وضعیتم برای دوست داشتنت هم ،

مساعد نیست ! ! !

ادامه نوشته

پل عابر پیاده :

همه گفتند چه عکس زیبایی !

چه ژست فوق العاده ای

چقدر جذابی بانو . . . . ولی ،

یک نفر نگفت . . .

چشمانت . . . آن اشک ها که ریخته ای

و آن بغض ها که فرو خورده ای ،

به صورت ماهت نمی آید عزیز دلم ! ! !

حال خیابانی را دارم که

عاشق قدم های

کسی است که سال ها ،

از پل عابر پیاده عبور می کند ! ! !

" هر چقدر از ارتفاع بیشتری بیافتی

زمین خوردن آسان تر می شود "

حتی حس نمی کنیم . . .

تحقیقات ثابت کرده است

اکثر آدم ها از ضربه سقوط

نمی میرند !

میان زمین و آسمان از ترس

سکته می کنند ! ! !

به همین سادگی . . .

یکتا :

نمی دانم . . .

شاید در زندگی قبلی ام کشاورز بوده باشم

یا یک جنگجو ،

و شاید یک ماهیگیر !

اما مطمئنم از صد هزار سال پیش ،

عاشق تو بوده ام ! ! !

مثل آخرین چوب کبریت . . .

مثل آخرین دانه قرص . . .

و مثل آخرین بمب خنثی نشده از جنگ جهانی اول . . .

دلتنگت هستم !

بیا و آتشم بزن ،

یا لیوانی آب به دستم بده ،

و یا خلاصم کن ! ! !

از روی ساعت ،

پنج دقیقه است که رفته ای !

از روی قلبم ،

پنج سال !

و از روی دلتنگی . . .

یک عمر ! ! !

من تو را می بخشم !

و دروغ هایت را . . .

و بازی هایت را . . .

اما خودم را هرگز نمی بخشم !

به خاطر ثانیه هایی که هدر کردم

تا به تو لبخند بزنم و به روی خودم نیاورم ! ! !

نوزادی به دنیا خواهد آمد

و یکی از فرشتگان خداوند

کم خواهد شد !

پس راهی نیست جز این که والدینش او را

" یکتا " بنامند ! ! !

هزار و نهصد و هفتاد و یک :

تو کشتی ات را به آب انداختی برای نجات من

و سرزمین های بسیاری را کشف کردی

اروپا ، آمریکا ، اقیانوسیه و . . .

و یادت رفت ،

منی را که امشب

هزار و نهصد و هفتاد و یکمین بطری را از این جزیره

به آب می اندازم

تا شاید روزی به دست تو برسد ! ! !

چقدر خوشحالم که پاییز آمد .

از فردا دوباره روی برگ ها قدم خواهیم زد

و لبخندت . . .

بازار مغازه داران را گرم خواهد کرد

و مشق های بچه مدرسه ای ها را خواهد نوشت

و به من ، تمام دنیا را خواهد داد ! ! !

تعجبی ندارد اگر امروز

هیچ کس مسئول کارهایش نیست !

ما از زمان مدرسه یاد گرفتیم

همه چیز را گردن صبحی ها بیاندازیم و

آنها گردن بعد از ظهری ها ! ! !

انسان ها محل تولدشان را انتخاب نمی کنند

آن سان که گل ها رنگشان

و رود ها مقصدشان را .

اما آنچه از تو به یادگار می ماند

نامی ست که تمامش به خودت بستگی دارد ! ! !

یکی به نام صلح می کشد

یکی به نام امنیت

یکی به نام ظلم ،

و گاهی زلزله ای ، سیلی . . .

به نام تقدیــــــر !

این همه بیگناه از دست می روند

و جهان همچنان به ابعاد کوچکش فکر می کند ! ! !

خاطرات :

با یک چمدان که سفر کنی . . .

تمام دنیا خانه تو خواهد بود !

و نقطه اشتراکت با شهر ها

فقط همان یک چمدان خالی ست !

نرو !

آنها که رفته اند هم

به دنبال راهی

برای بازگشت می گردند !

آمدی ،

درختان شکوفه کردند !

لبخند زدی ،

بهار شد !

بگو دوستم داری . . .

بگذار دنیا بهشت شود !

رفتن راحت است . . .

فقط باید چند قدم برداشت و دور شد !

ولی برای فراموش کردن . . .

باید چند قرن بگذرد !

ولی باز هم ممکن است

یک عطر ، تمام خاطرات را زنده کند !

تنهایت نمی گذارم !

روز ها همه چیز آرام است .

شب ها

صدای همسایه مان تا هفت خانه آن طرف تر هم می رود !

تا همه قدر عشق و آرامش را بهتر بدانند ! ! !

این روز ها گرمای عشقمان آن قدر زیاد شده

که حدس می زنم به زودی . . .

سرم را زیر آب بکنی ! ! !

" هدفمند کردن " و " یارانه "

جدا از هم ، کلمات سودمندی هستند !

نمی دانم چرا از وقتی که کنار هم قرارشان دادند . . .

. . . ؟ ! ! !

با غصه خوردن

مشکلاتت کمتر نخواهند شد !

فقط این گونه ،

تو آنها را دو برابر خواهی کرد !

کمی لبخند بزن و بگو :

مهم نیست ! درست می شود ! ! !

فرزندم ، تلفن را از دستم گرفت

و گفت :

" تنهایت نمی گذارم ! "

. . .

و بعد خودش مرا تا خانه سالمندان رساند ! ! !

زیبایی شهاب ها :

آنگاه که ضربه های تیشه ی زندگی را بر ریشه ی آرزوهایت حس می کنی ، به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است . . .

مناجات . . .

ماهیان دریا از تلاطم امواج دریا به خدا شکایت بردند ، چون دریا آرام شد ، خود را در تور صیادان یافتند ؛

پس بیایید این گونه دعا کنیم :

خداوندا !

دلهای ما را آرام کن ، نه دنیای اطراف ما را . . .

من خیالباف نیستم !

من خیالباف نیستم !

ولی باور کن تو در تمام

کشورهای دنیا

زندگی می کنی !

به هر کجا که سفر می کنم ،

یک نفر درست شبیه تو

مقابلم سبز می شود ! ! !

وقتی می گویی :

من عاشقت شده ام . . .

من تو را دوست دارم . . .

من بی تو نمی توانم زندگی کنم . . .

من . . .

من . . .

یک لحظه به طرف مقابلت هم فکر کن !

او مجبور نیست یک عمر در قفسی که ساخته ای

پرنده سخنگوی تو باشد ! ! !

هنوز هیچ علاجی برای

تنهایی دست هایمان نیافته ایم !

چرا که یک عمر در مدرسه یادمان دادند

که جاهای خالی را فقط می شود

با " کلمات مناسب " پر کرد ! ! !

تو چمدان هایت را می بندی

اثاثیه ات را در کارتن می گذاری

و می روی تا فکر کنی خودت

مالک زندگی ات هستی !

و هیچ گاه نخواهی فهمید که

هر قدمی که بر می داریم

نقشه تقدیر بوده است ! ! !

تنها دلیل نفس کشیدنم :

می دانی ؟

نزدیک ترین عضو انسان به قلبش

کمر اوست !

هر بار که قلب کمی می رنجد

کمر از ده جا می شکند ! ! !

من به حرفایت گوش دادم و تو

آن قدر سبک شدی

که ابر ها را در آغوش گرفتی و

دیگر نگاهت هم

به پاهای در گل مانده ام نیفتاد ! ! !

تو

تنها دلیل نفس کشیدنم بودی !

دیگران فقط عابران خسته ای بودند

که شاید گاهی برای پرسیدن آدرس

کنارم می ایستادند ! ! !

دوری و دوستی

به درد همین وقت ها می خورد !

که هزار آرزو در سر داری و من

در هیچ کدامشان

جایی ندارم ! ! !

من همینی که هستم می مانم و تو

همینی که هستی باش !

من محو لبخند و زیبایی ات

و تو فوق العاده ترین انسانی که

در دنیا وجود دارد ! ! ! !

آدم ها از دور زیباترند !

حرف هایت شبیه برف اند !

از آن برف های بی موقع که

نزدیک بهار می بارد و فقط ،

جان شکوفه های درختان را می گیرد ! ! !

بالاخره پزشک بیماری ام را تشخیص داد !

ایراد از ریتم ضربان قلبم است .

چرا که از نوار قلبی ام فقط

موسیقی دلهره آورِ نبودنِ تو شنیده می شد ! ! !

آدم ها معمولاً از یک طریق دلت را می شکنند !

از همان طریقی که . . .

خودت هیچ وقت انتظارش را نداری ! ! !

پرسیدی کجایت درد می کند ؟

بگو ببوسمش ، تا زود خوب شود !

و من ، عاجز از این که

چگونه می شود محل دقیق خاطرات را

به یک نفر نشان داد ؟ ! !

کاش آن که برای اولین بار گفت :

" آدم ها از دور زیباترند . "

تو را فقط یک لحظه از نزدیک دیده بود !

آن وقت . . .

به هر آن چه که پیش از این گفته بود ،

شک می کرد ! ! !