من اگر نخواهم چه؟!!!
من اگر اشك,من اگر تجاوز,من اگر اندوه همه وقت نخواهم چه؟!!!
چه كسي مسئول است؟!!!
كيست پاسخ دهد مرا؟!!!
كجاست نر اين دوران تا پاسخ م دهد؟!!
من به دنيا آمدم بي آنكه امروز را بدانم.
من براي بسيار آدم ها,شدم گوش-چيزها شنيدم
من دستان م سرد است
من پوست م زخم دارد
من روح م مي سوزد
من اينها سرمشق م است
تو كه بودي هم,هيچ از نگاه هاي هرزه
هيچ از حرفاي سنگين
هيچ از سرماي تن من
هيچ........ندانستي
فقط انگار گوش خواستي تا بگويي
پوست خواستي تا بلمسي
روح خواستي تا . . . .
مرا اما امروز كجايي تا ببيني؟!!!
بودي,چه توانستي كرد؟!!!
من زخم دارم,زخم............آهاي......آي.....زخم,ايهاالناس..زخم
شما زديد...تو
من آمدم بي آنكه بدانم چه در انتظار من است.
من امروز همه چيز در من است جز من.