بی خبر از من تو چرا رفته ای
نمیگی این دیوونه دل تنگِتِه
تو نیستی امّا تویِ شَهرَم هنوز
دِلِ یه مُشت دیوونه توو چَنگِتِه

دِلِت نسوخت برایِ دیوونه ها
شکستی مُشتی دِل، تو با رفتَنِت
گذاشتی پائیز، بمونه تویِ شهر
تمومِ سال هر بار با نه گفتَنِت

نخواه اَزَم تا که به شَهرِت بیام
کسی توو شَهرِت فِکرِ دیوونه نیست
نداره شَهرِت یه نِشون از دِلِت
توو کوچه هاتون حتا یک خونه نیست

حالا من اون دیوونه ی شَهرِتَم
که هیچ کجا ردّی اَزَت نداره
رسماً میرم قاطی ِ دیوونه ها
بی تو دلم شبیهِ گُرگِ هاره

بارون میباره توی شَهرِت هنوز
مَنَم که بی چتر مثِ گُرگِ خیسم
لَجَم میگیره از تمومِ دنیا
واسِه به هم ریختن شهر حریصم

میریزم این شهرو برات تا بگم
که عاشقی این روزا یه دروغه
می گفتی عاشقِ کسی نمیشی
چرا توو چشمات همیشه شلوغه

سید محمد اکبری

#آماده_واگذاری
#ترانه_سرا
#گرگ

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 


داره کم کم خطِ عِشقمون به آخر میرِسه
سَردی اَشکام رو گونه واسَم آخرین حِسه

داره سر میره مثِ شیر رو اجاقِ گازِمون
طاقتی که تَه کشیده توو آغوشِ بازِمون

داره پاک میشه مسیرِ خونه انگار توو سَرَم
طَعمِ روزایی که میگفتم الان پُشتِ دَرَم

من تَمومِ خاطراتی رو باهات بود کُشتَم
جایِ حلقَه ت یه رَگه سفیدِه رو انگُشتَم

تو میری اما به جات من خودمو بخشیدم
تو مثِ ماه بودی که من توو مُودِ خورشیدم

کی دیده خورشیدو ماهُو توو یه خونه جا شَن
صبح که میشه از توو رختخواب دوتایی پا شَن

تو مثِ ماهی که توو مَدارِت هی می چرخی
من مث خورشید که گاهی گرم میشم با برخی

تو به من می گفتی که احساسِتو میکُشتم
تا که یه رگِه سفید موند به تَنِ انگشتم

سید محمد اکبری

#آماده_واگذاری
#ترانه_سرا
#رگه_سفید

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 


دل میبرم دامن کِشان به گوشِه های اصفهان
به شَهرِ شاعِرانِه ای که دِل رُبایَد از شَهان

می خوانَمش غَزَل غَزَل لَهجِه به لَهجِه با سرود
شهری به تَحریرِ خوشِ آوازی از زاینده رود

هر بار می گویم ولی هربار به اِقرارِ زمان
تو با شکوهتری اَمّا شانه به شانه ی جهان

تو اصفهانِ سَر خوشی من با تو میرسم به عشق
همچون تو پیدا کی شود حتا به سامانِ دمشق

هر بار که بر خاکَت نهم پیشانیم را به سُجُود
سَر می دهم به هنرِ پنهانِ دستانَت درود

سَهمِ تماشا می شود سیمایِ تو در جانِ خِشت
یک قطعه از دنیا شود به نامِ اصفهان بهشت

با دلبری ها بُرده ای پُشتِ جهان را تو به پُل
آوازه ی زیبایی ات پیچیده همچون عَطرِ گُل

در دام عِشقَت مانده ام می خواهَمَت تا پایِ جان
بر قلبِ ایران خورده است با نامِ تو نقشِ جهان

سید محمد اکبری

#آماده_واگذاری
#ترانه_سرا

#سنتی
#به_نام_اصفهان

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 
سالی سرشار از موفقیت و به روزی برای همه دوستان خوبم آرزو دارم

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 

بازم میون انتخاب میزنه قلبم پر و بال

دوباره بین بودنو نبودنم مونده سؤال

دوباره فصل ماتمو اشکام چراغونی باز

فصل شکستن منو دلای داغونی باز

بازم همون خاطره ها توو دو حرفی زدنا

رهگذرای عاشقو با گوله برفی زدنا

فصل دلت زمستونی آخر حرفات بارونی

بازم دله که می مونه تو این دو راه حیرونی

حرفای عاشقونتو رو فرش ماجرا بریز

نا گفته های دلتو تو عرصه ی چرا نریز

حرفی بزن چیزی بگو دوباره مبتلام بکن

اگه تو حرفی نداری فقط منو سلام بکن

 

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 

نفس بکش نفس بکش از عطر بارون تنم

بوی شقایق می ده باز دستای سبز وطنم

شامه ی  من شامه ی تو میشناسه بوی کاهگلو

بارون میاد میشوره باز این صورتای خوشگلو

تا باز به روی گونه مون شبنم نقره میشنه

یه دست بد میاد یه گل از توی گلدون میچینه

نگاه من نگاه تو باز مثله ابرا می بارن

جای نبودنت میان یک گل لاله می کارن

بارون بزن بارون بزن با ساز ناودون نی لبک

نزار که تازه بمونه رو زخمامون سوزه نمک

بگو تا باز بارون بیاد ترانه هامو خیس کنه

وقتی که خوابه آرزوم زنجره ها رو هیس کنه

 

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 
برای محرم و نغمه جانسوز عاشورا

روی سنگفرش خیابون رژه می رن عاشقا

تنگ هم شونه به شونه لشکر پیاده ها

انگار عاشقات می دونن هر قدم یه عادته

یه نفس بیشتر و کمتر این خودش سعادته

بی تو عاشقا میمیرن نمی خان زنده باشن

حتا توی مردنم یه فرد بازنده باشن  

من برنده ام برنده خیلی وقته مرده ام

بس رفیق مردنم مرگ و از رو برده ام

من می خام تنها نباشم تو غبار جاده ها

پر میگیرم پا برهنه تو صف پیاده ها

نمی تونم بی تو حتا با نفس زنده باشم

حتا توی مردنم یه فرد بازنده باشم

نزار این جاده تموم شه بسته شن دروازه ها

دارن از راه می رسن لشکر پیاده ها

 

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 

وقتی که غم

دلم رو پاشویه کرد

به حال زارم

همه کس گریه کرد

 

ابرای هم گریه

 ازم دور شدن

بدبختی و غصه

 بازم جور شدن

 

تو بودیو  منو

 یه دیدارکم

تو رفتیو

یه آسمون ابر غم

 

بیا که آسمون

 منو جا گذاشت

بیا که فردا

 منو تنها گذاشت

 

بیا که خستم

از نفس ، زندگی

با این غل و

 زنجیر وابستگی

 

یه شب که دنیام

خسته از ماه نبود

یه شب که دردام

خالی از آه نبود

 

با آسمون میگفتم از صورتش

مویه کنان از تشنگی العطش ... العطش ... العطش

 

 

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 

خوندمو گریه کردمت

 با دوتا چشم خیس و تار

همه ترانه هاتو من

دونه به دونه  با سه تار

 

خوندمو تا تو پرزدم

تو آسمونی که نبود

صورت گرم و ناز تو

پشت این ابرای کبود

 

خوندمو بارونی شدم

تا برسم قعر زمین

میخام به آخر برسم

در امتداد نقطه چین

 

منو به آغوشت بکش

ثانیه هامو تازه کن

دوباره می خونم گلم

دنیامو پر آوازه کن

 

می خونم از برق چشات

رمز عبور دلتو

ولی چه سرد و ساکته

این صورت خوشکل تو

 

خوندمو با ترانه هام

نام تو را صدا زدم

قرعه ی عاشق شدنو

بین توو خدا  زدم

 

 

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 

برای نیمه شعبان :

یک لحظه خاموشم نکن

وقتی که شب آبستنه

اینجا سکوت کوچه مون

 با نور فانوس میشکنه

 

ببین ماه و ستاره ها

از رفتنت بی نور شدن

رنگین کمونای قشنگ

از خونه هامون دور شدن

 

از شوق اینکه تو میای

 نگاه جاده پرپره

تا وقتی یک روزی بیای 

 پلکای جاده می پره

 

دل از تو سرخوشه ببین

با دف و سنتور می زنه

هنوز یه فانوس تو کوچه

به عشق تو نور می زنه

 

تو کوچه های شهرمون

 اگه یه عابر می گذره

تموم مردم می پرن

دوباره پشت پنجره

 

نگاهمون به جاده هاست

از شوق اینکه برسی   

پلکم به پلک نمیرسه

 از اینکه یک روز میرسی 

 

کاشکی که اون لحظه بیاد

 که میرسی از راه دور

نمیره فانوس امید

توی دلامون سوت و کور

 

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 

یه حسی تو وجودم هست

 برام از جنس ابهامه

اگر از تو خبر دارم

فقط از راه الهامه

 

یه حسی تو وجودم هست

 شبیه رنج و بی تابی

چه دردی تو سرم دارم

 تو این شبهای بی خوابی

 

نه تصویری از تو هست

که غم از گریه آویزد

نه مرزی بین ما باقیست

 که قلبم از تو بگریزد

 

هنوزم شهر من بی خواب

 از اون چشمان چون خورشید

چکاندی ماشه ی ابروت و

 مغزم در دهان پاشید

 

نمی سوزم اگر مُردم

 نمیمیرم اگر هستی

که هر جا با تو بنشینم

همانجا اوج سرمستی

 

تو را هر لحظه می خواهم

به احساسی که در من هست

قسم بر دوستی هامان

 که دل تنها به تو دل بست

 

چه سر مست و پریشانم

من امشب از تو سرشارم

یه حسی در وجودم هست

 که میگه دوستت دارم

 

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 

یکشنبه 15 خرداد 1390 مصادف شد با درگذشت « مادر همسرم »

برای او که مادرم بود:

کی می تونه برسه به تو که دوری

بتونه ماهو ببینه نگه تو یه پارچه نوری

 کی می تونه خودشو تا تو بیاره

بتونه عشق دلارو مثل بوسه پات بکاره

 کی می تونه نگه رفتنِ تو حیفه

بتونه با تو بخنده نگه حرف زدن چه کیفه

پاشو گوشی رو تو بردار تا بگم خبر چه داری

پاشو تا برات بگم که خبر از دلم نداری

رفتی و فرصت حرفام رو پدال گاز تموم شد

جاده بام نامهربون بود ساعتامون بد حروم شد

نرسیدم  تا بتونم مهمون قلب تو باشم

تا از این خواب نکرده بتونم بهت زده پاشم

نرسیدمو تموم شد دیدن خوابتو ای وای

نرسیدم تا ببینم صورت ماهتو ای وای

 

 

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 

به من خندید و کم کم گریه کم شد

فرود آمد ؛ نشست و زود خم شد

مرا با دستهایش کرد آغوش

گمانم گفت : نخواهی شد فراموش

من از او هیچ در خاطر نداشتم

از اندوهی که پشت سر گذاشتم

فراموشی تمام خاطرم برد

شدم فرتوت و خشک و ساکت و تُرد

به من نزدیک شد تا یک قدم دور

منِ مجنونِ مستِ منگِ مغرور

به من نزدیک شد تا گریه تا درد

مرا از آسمان تا سجده خم کرد

تمام هستی ام از قامتم ریخت

مرا با ریسمان از گردن آویخت

دوباره صورتش گل کرد و خندید

به من نزدیک شد تا مرز تردید

گمان کردم که شاید خواب هستم

یکی شاید بگیرد باز دستم

ولی افسوس خواب از من جدا بود

تبر امروز دستی از خدا بود

 

 

+    مجموعه آثار محمد اکبری | 

از سر کوچه نگاتو کم نکن

بزار کوچه از نگات گُرّ بگیره

تویی تنهایی یک خاطره عشق

بی تو هرجا که برم دل میمیره

 

توی این کوچه ی بن بست که بیای

دوباره کوچه ی ما کاغذیه

برا ترک کوچه ها دلم گرفت

حالا که اشاره ها کاغذیه

 

بی تو از کوچه گذشتمو گذشت

مثه خواب سرد روز بی کسی

یه روزی میای پلاک خونه رو

می نویسی گوشه ی دلواپسی

 

غرورت رو تن کوچه چشیده

مثه طعم خوش آبنبات دل

تویی تصویر همه کودکیام

میشی با تبسمت حیات دل

 

قرار ماندن و رفتن نداری

گناه آخرین برگ هم همینه

پا تو محکم بزن رو تن کوچه

صدای پای تو نبض زمینه

 

شبونه کوچه ها رو دوره کردم

شنیدیم از تموم کوچه گردا

اگه عطر تو باشه کوچه مسته

دوباره کوچه زنده ست صبح فردا



+    مجموعه آثار محمد اکبری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
محمد اکبری / ترانه سرا

پیوندهای روزانه
استاد شاکر بیگی
ماهنامه سیمای نو
شعر پارسی زبانان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر ۱۴۰۰
بهمن ۱۳۹۵
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۶
آرشیو موضوعی
مذهبی
عاطفی
شعر
اجتماعی
پیوندها
عبدالحمید یعقوبیان
خانه ترانه سرایان ایران
مهدیه مهراجی
حمید حیدر پناه
بهروز رشیدی
محمد مهدی نور قربانی
محمد جعفر عزیزی
زهرا رسول زاده
فاطمه مهرآبادی آرانی
مجتبی رافعی
دختر تنها - یگانه
آبی میشم فقط بخاطره تو
محمد رضایی مقدم
بچه های ورودی86 جنگلداری دانشگاه تهران
عشق و احساس - سپیده
تئاتر بناب
نوشته های ادبی - نسیم
عاشقانه ها - یگانه
اخبار علمی روز
هرچیزی که دوستش داشته باشم- فروغ
نوای غور - پیمان غوری
سایت بزرگ موزیک - محمد آراس
بودن واسه زندگی - طاهره
تاتی تاتی - پارسا
ساحره
رنگ زندگی
زهره ميرعيسي خاني
سنگ صبور من-مهدیه
عاشقم من - مریم
زروتن*سکوت پر از فریاد
فیلمدونی
هزار حرف نگفته - محسن
شکلات تلخ - شاهین
مکانیک فلسفی - مرتضی
هر چی که تو بخوای - شکوه
رویاهای دختر دیروز
ماتون دانلود
کاش راز جمعه آمدنت را می دانستم
سلطان عشق - صبا
پرورش زنبور عسل و زنبور داری
شب مهتابی - سحر
پر اشکفت دیار من
برگ زردی از پاییز - پریسا
پایگاه مباحث قرآنی و اجتماعی حبیب غفاری
محمد رضا فرهمند
آنا لوتیکا - فانوس
مهرداد مرادی - فیزیک
داغ داغ -محمد
مطالب زیبا - تارا
دانلود ترانه - تینا ملیسا
نگین کردستان - فاروق منوچهری
دخترک تنهایی - سارا
وبلاگ خبری حامد
استان یا شهرستان -سعید
... هنوزم می توانم - محمد زارعی
مقالات و اخبار سیاسی
کوثر - جواد شفیعیه
ترانه،احساسي عاشقانه، با صداي محسن يگانه
کبوتر عاشق
چیزی در نظر ندارم
فروغ عمر - مصطفی دانش
گالری هنر فرزین
"گذر از ناسوت(فاطمه صمدی)"
عشق مریم
نیلوفر آبی
مشکلات یادگیری و رفتاری
راه خطیر - امیر حسین
شاپرک
حاشیه
شاعران فردوس
تولدی دوباره
دنیای تصویر - مسعود
شقایق عشق - آناهیتا
دانلود نرم افزار و فیلم
کاغذ پاره هایی از نوشته هام
تنهایی
داس کند - احمد شوشی
فریداد, آفریده باشکوه
شاعری در باران - پوریا عسگری
تمارها
احساسی سرنوشت ساز - تارا
غریبی شب - مریم
مسکالین - علی منتخب
بوستان - م. شریف
چرک نویس های دل - محمد شیخی
رضا منزوی
اسطبل - داریوش معمار
حرف های ناگفته ی مجهول
به روی گاهواره های شعر من نگاه کن - صبا
خرداد
محمدرضا اکبری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان