نقــــــاب...
چگونه است؟!
صبح كه بيدار شدي
كدامين نقاب را بر مي داري؟
فصل نقابهاست...
انگار كسي ما را بي نقاب نمي بيند
اگر روي واقعي داشته باشيم
كسي ما را نمي پسندد
به دنبال لحظه ايم كه تمام نقابها از چهره ها برداشته شود
ایا آن روز هيچ "خودي" باقي خواهد ماند؟
*عاخااااا....عید همه مبااااااااااارک...
*شاااااااااااد باشین و سلامت....
*ارادتمند همههههههههه...
*دوستتون دااااااااااااارم هوارتا
سیلام سیلام
کاش میدانستی
لحظه هایم
بی تو تنهاست....
*سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام....ملی اومد...![]()
*چه خبرا؟![]()
*ما نبودیم خوش گذشت؟
*اگ فک کردین امتحانا تموم شده اومدم ...اشتباه فک کردین..
*اومدم عیـــــــــــــدتونو تبریک بگم.....یووووهوووووووووو![]()
*اقا نظرات پست قبلو داشتین؟؟؟خخخخخخ
*دوستان با معرفت ما ارادتمندیم...بعلهههههه
*از امروز پیاده رو بر میگرده ب قبل شاااااااااااااااد.....
*میخوام آهنگ بزارم برا وب پیشنهاد بدین لفـــطا...
*جیییییییییییییییییییییییییییییییییییغ![]()
*کیا شام میان خونه ما؟؟؟؟؟
بابا...!...
دقایق سنگینی بود.
سنگ بود که میبارید.
نیزه بود که خون میچکاند.
و شلاقها که میچرخیدند و زخم میشدند .
و نالهها که میروییدند و خون میشکفتند
و چشمها که آوار میشدند و شعله میزاییدند
خدا نخواست از این بیشتر، بیپناهیات را ببیند
آسمان نتوانست بیش از این حوصله کند.
زمین نتوانست از این بیشتر، شاهد رنج تو باشد.
باران خون، کوچهها را درنوردید.
سیل اشک، پنجرهها را در هم کوبید.
توفان، پنجه بر گیسوان شام انداخت.
تاریکی از در و دیوار بالا رفت.
مصیبت، زمین را مچاله کرد.
شام غریبی بود.
شام سنگدلیها و شقاوت ها
شام دربدریها و مصیبتها
شام دل آزاری ها
شلاقها، احترام تورا نگه نداشتند
کوچههای شقی، انگشتان به خار خلیدهات را نادیده گرفتند
خرابهها، کفشهای سهسالگیات را طعنه زدند.
تازیانهها، پیش پایت سر خم نکردند
دهانهای تهمت، از چشمهای معصومت شرم نکردند.
دندانهای تیز و گرسنه، روشنان گیسوانت را دریدند
رگبارهای شب و تازیانه، کوتاه نیامدند.
مردان شقاوت، کودکیات را رحم نکردند.
شامِ بیحرمتی بود.
شامِ بیخبری بود.
شامِ گرسنگی دروغ بود.
شامِ سیری دیوسیرتی بود.
شامِ حیوان سیرتی بود.
شامِ درنده خویی بود.
کوچهها، زخمه آتش میزدند.
لبخندهها، مست متولد میشدند.
چشمها، مست به بار مینشستند.
شامِ دل گرفتگی مداوم بود؛
شامِ دستهای نیازمندِ حریص.
شامِ تالارهای سیاهبخت.
شامِ دریچههای تاریک اشرافی.
شامِ پنجرههای فروبسته.
تو بودی و زنی صبور که آواز گوشوارههایت را در گوش باد میخواند.
تو بودی و کفشهای سه سالگی که بر شانههای کاروان رها بودند.
تو بودی و دستان کوچکی که پرندگی مشق میکرد.
تو بودی و گونههای سرخی که شادی میپراکند.
شام سادهلوحی بود.
شام فخر فروشی بود
شام فریادهای جگرخراش!
کوچهها، گرگ میشدند
مرگ در ویرانهها، پناه میگرفت
دهانها، به لکنت میافتادند
کاروان بر مرگ فایق میآمد
زنجیرها را در هم میشکست
تشنگی دیدار پدر بر تو غلبه میکرد.
شراره شمشیر بود و ضربههای مهلک تازیانه
و سنگبارانِ بدنهای معصوم
و دقایق بیرغبتِ اندوه
و صدای روشن کودکانهات:
بابا!!! چه کسی محاسن تو را خونین کرده است؟!!؟
بابا ! چه کسی رگاهای تو را بریده؟!!؟
بابا!!؟ چه کسی مرا در این کودکی یتیم کرده است؟!؟
بابا!! چه کسی یتیم را پرستاری کند تا بزرگ شود؟!؟
بابا؟!؟ این زنان بی پناه را چه کسی پناه دهد؟!؟
بابا؟؟ این چشمهای گریان، این موهای پریشان،
این غریبان و بی پناهان را چه کسی دستگیری کند؟!!؟
چه کسی با دستهایش موهایم را شانه کند؟!؟
چه کسی با لبهایش اشک هایم را بروبد ؟؟
بابا؟؟!!؟ چه کسی با بوسه هایش غصه هایم را بزداید؟؟
چه کسی سرم را بر زانویش بگذارد؟
چه کسی دلم را آرام کند؟؟!!؟
کاش مرده بودم بابا ...مگر نگفتند به سفر میروی ؟
این چه سفری بود که میان سر و بدنت فاصله انداخت؟!!؟
این چه سفری بود که تو را از من گرفت؟!!؟
بابای من؟!!! چه کسی جرات کرد سرت را از تن جدا کند؟
چه کسی جرات کرد دخترت را یتیم کند؟!!؟
تو کجا بودی بابا وقتی ما را بر شترهای بی جهاز نشاندند؟
بابا تو کجا بودی وقتی مردم به ما می خندیدند؟
تو کجا بودی بابا وقتی مردم از اسارت ما شادی میکردند و
پیش چشمهای گریان ما می رقصیدند؟!!؟
بابا تو کجا بودی
وقتی عمه ام نماز های شبش را نشسته ی خواند
و دور از چشم ما تا صبح گریه میکرد؟!!!؟
تو کجا بودی بابا وقتی سکینه
سرش رابر شانه های عمه می گذاشت
و زار زار میگریست!!؟
تو کجا بودی بابا
وقتی از زخمهای غل و زنجیر سجاد خون میچکید؟!؟
بابا تو کجا بودی
وقتی همه ما فقط تو را صدا می زدیم؟!!!؟
جان من فدای تو باد بابا !! که مظلومترین بابای عالمی
*سلام بر تو ای تشنه....بر تو ای مظلوم....بر تو ای کسی که عالم را گرفتار خود کردی
سلام بر تو ای پسر شیر خدا....
سلام بر زینب...سلام بر قلب صبورت ای بانوی صبر...
سلام بر تو ای غیرت الله...
سلام بر تو ای شیر خواره....سلام بر تو ای شبه رسول..
سلام بر تو ای سه ساله ....سلام بر عبدالله....
سلام بر سجاد....
سلام بر تن های بی سر.....
........
*سلام دوستای خوبم....ده روز عاشقی مثله باد گذشت....
اما ...چه یاد گرفتیمو ....این مهمه..درس عاشورا...داده شدو..
امتحانش اربعینه...
تا اربعین ۳۹ روز باقیست...
بیایم خودمان را آماده کنیم....
باز هم ماه عشـــــــــــــق...

این کاروان نیست که پیش می رود؛ حادثه است.
این بیابان های داغ است که گام های کاروان را به دوش می کشد.
این ظهر دم کرده بیابان های تفتیده اتفاق است که بر تن دقایق، عرق کرده است.
کاروان، آرام آرام رهسپار می شود با صدای زنگ شتران و شیهه اسبان.
کربلا، نفس نفس می زند
و فرات، تشنه تر از همیشه، در خویش می جوشد
و سر بر جداره ها می کوبد...
سلام بچه ها..
داریم کم کم اماده ماه عشق میشیم..
کربلا آخر خط است ...پیاده نشوی بر میگردی
ماه عزاداری اهل بیت....
بچه اینروزا همه ی ادما ی غم دارن تو دلشون..بیاین دلامونو اماده کنیم برا ماه حسینی
بیاین حسینی شیم...فقط برای یک ماه
بیاین این محرمو متفاوت عمل کنیم...
یا حســـــــــــــین...
ب مناسبت محرم اهنگ وب قطع میشه...
توروحش هرکی اینو ساخته..و یه خبر..

























سلاااااااااااااااااااااااااااااام..
بازم منم..
اینم مطلب و آهنگ شاد...
نظرتون چیه؟؟؟؟؟
ی خبر دارم شاید برا بعضیا خوب باشه..
شایدم برا بعضیا بد..
نمیدونم..
خبرمم اینه که..
این وب...
پیـــــــــــــاده رو...
تنها کاری ک میکنم تایید نظراتتونه و جواب نظراتتون..
پس با معرفتا وبمو تنها نذارن...![]()
چون برگردم حالتونو میگیرم هاهاهاها![]()
خب دیه دوستان..
نیازمند دعاتونم حسابی..
ملی رو هم فراموش نکنین..
دووووووووستتون دارم خییییییییییییلی..
متشکرم از همتون بابت این ک
این چند وقت با نظراتتون ب پیاده روم رونق بخشیدین..
مطمئن باشین زودتر از چیزی ک فک کنین
بــــــــاز خواهــــــــــــــــــم گشـــــــــــت...
عاخاااااااااااااااااا
دلــــــم برا همتون تنگــــــــــ میشه..
سکوتـــــــــــــ
کاش سکوت نمی کردم
کاش با صدای رد برق سرم را بالا برده بودم
که می دیدم چه خبر است
اما دیگه دیر شده
باران باریده!
و اسمان لبخند رنگی میزند
ولی برای من نیست
دیر شده!
نتونستم
کم اوردم
اما
مگه من نبودم، دنبال آسمان پس چرا ؟
حالا بارون امده ولی من چتر دارم
اما دوستم زیر بارون
اسمان او را دوست دارد
خودش به من گفت
من باورم نمی شد
دوستم بی خبر از دل من گفت:
دستو قلاب کن من می خوام برم اون بالا
نمیدونم دستم طاقت دارد
تا نگه دارد
دلم نیود، آسمون مشتاقش بود
قلاب کردم
کی فکرشو می کرد من عاشق آسمون نقره ای باشم
ولی اسمون عاشق...
ملی نوشت۱:سلام ب همه ی دوستای گله خودم..
ملی نوشت ۲:عاخا....چه حوصله ام سریده اینروزا ..
ملی نوشت ۳:دارم چرت مینویسم شما ب دل نگیر..
ملی نوشت ۴:لعنت ب تو و من(مخاطب خاص:دی)
ملی نوشت ۵:بچه ها نظر بدید راجبه:
۱.قالب؟ ۲.اهنگ؟ ۳.دفعه بعد با چه موضوعی آپ کنم؟؟؟ ۴.صاحب وب؟؟
۵.نوشته هام؟
همین دیه خواستین سوال بپرسین خودتون ج بدین..(هرچی گفتی خودتیا)
ملی نوشت ۶.قفونت بشممممممممممم...فحلا عاخایون بانوان..
ملی نوشت ۷.شام همگی مهمونین..همینجوری اینم از سخاوتمون...بعله!!

آهای بچــــــــه شیعه ها...
ب امام غریبمون..
الان ک دارم مینویسم دارم یه سخنرانی گوش میدم..
واااااااااااااای ک باورتون اشکم درومده..
واقعا ما برا چی اینقدر بی معرفتیم..؟؟
چی شد ک ما این شدیم..
در گیر زندگیه پر از کثافتمون شدیم..ب گناهامون ادامه بدیم..
بدون اینکه دلمون بلرزه..
بدون اینکه یادمون بیاد اماممون اون ور هر شب برا هر گناهامون اشک میریزه..
اینقدر ک ماها برا عشقای پوچ زمینیمون وقت میزاریم و برا هر دونه اشکشون
دلمون میلرزه.یه بار به اشکای آقامون فک کردیم؟
یه بار شده ب این فکر بیافتیم ک تو خلوتیم..اقامون مارو میبینه و برا هر خطامون
پیش خدا اشک میریزه..
بشینیم فک کنیم...
از دیشب تا الان چقدر ب یوسف زهرا فک کردیم؟
چقدر برا دلخوشیشم ک شده دعا برا فرجش کردیم؟
اینقدر که برای فیلم و سریالای تلویزیون وقت میزاریم برا نمازمون وقت میزاریم..؟
چند تا جمعه شده ک صبحا که بیدار میشیم دعای ندبه بخونیم؟
بشینینیم فک کنیم..
ب غریبی اماممون ...بشین ارزوهاتو بشمار..
شمردی؟حالا ببین چند تاش واسه امامته؟؟چند تاش برا آخرته؟
چقدر امام مون غریبه تو خونه امون ..
چند تامون وقتی میخوایم بریم لباس بخریم یا با یکی دوست شیم
سلیقه اماممونو در نظر میگیریم؟؟؟؟
چند تامون شبا ک میخوایم بخوابیم ب غریبه فاطمه فک میکنیم..
کی شده بریم بپرسیم اقامون کجاست..وقتی گوشیت گم میشه
اتاقتو زیرو رو میکنی کمدتو بهم میریزی از عالم و آدم میپرسی..
اگه پیدا نشه میریزی بهم آشفته میشیم پچندتامون غروب جمعه از نیومدن آقامون
اینجوری بهم میریزیم..
چندتامون نمازمونو ک میخونیم توی قنوتمون برا امام زمانمون دعا میکنیم؟
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآهای بچه شیعه.....
چند تامون دعای فرجو با نیت میخونیم...
چند تامون واسه ی روزم ک شده بخاطره آقامونم ک شده گناهو گذاشتیم کنار..
چند تامون وقتی میخوایم بریم بیرون دانشگاه و مدرسه...خودمونون میسپریم دست
اماممون.
چند تامون یه رنگیم؟؟؟؟
هممون ب خیالمون سیاست داریم....
دورویی رفته جز ذاتمون...
هم هیئت میریم..هم میریم عروسیو توش میرقصیم..
هم دوستت چادریه هم دوستت با مانتوه ی کوتاه میره بیرون..
یه رنگ باشیم... ی روز ک ب نفعمون بود نشیم عابدو زاهد ..ی روزه دیگه.....
نمیشه ادم هم سره سفره علی باشه هم با معاویه حرف بزنه..
نمیشه اسممون شیعه علی باشه ولی دنیامون بشه معاویه و حیله هاش..
سره کیو داریم گول میمالیم..؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خودمونو...یا خدارو..یا اماممونو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بیایم روراست باشیم..
میگن اباعبدالله غریبه...اما امام زمانمون چی؟؟؟؟؟
امام حسین عباس داشت زینب داشت...علی اکبر داشت..
امام زمان دلش ب کی خوش باشه...
به ما؟؟؟؟؟؟
زینب مهدی امثال ما دختراس ..ماهایی ک تا چشممون ب یه پسر میافته نیشمون باز
میشه..؟
زینب ساپورت میپوشید؟؟زینب بدنشو میذاشت روبرو دید نامحرما...
عباس و علی اکبر مهدی امثاله پسرای ماست؟؟ عباس خدای غیرت بود...
پسرای الان چی؟
غیرتشون شده ابرو بر داشتن و گوشواره گوش کردن؟؟؟
عباس این بود؟؟
زینب این بود؟؟
این وضعمونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اینجوری شدیم منتظرای مهدی؟
اینجوری شدیم شیعه مولا؟؟؟؟
شاید نتونیم داغایی ک رو دل اقامون گذاشتیم برداریم...
ولی حداقال بیایم دیگه داغ نزاریم.....
بیایم براش گریه کنیم با گریمون توبه کنیم..
بیایم یکم ب خودمون بیایم....
زندگی برگ..
سلام ب دوستای گلم داداشو ابجیای عزیزم...![]()
خوبین خوشین؟؟چه خبرا؟؟چیکارا میکنین؟؟ما نبودیم نفس کشیدین؟؟![]()
واااااااااااااااای خدای من..نمیدونین من چه ها کشیدما...
روزگار بد سخت گرفت بهم.....بدجوری...
آدما...(بیخیال..)
درد کشیدم...روحی ...
فشار عصبی زیاد بود...خندیدن های زورکی و...
دیوونه شدم خلاصه...
*من شادیه ظاهریمم مدیونه کمیلم..![]()
*دوستان با مرام تشـــــــــــــــــکر..![]()
![]()
![]()
از جمله :بهروشا جونم..پسر دریا ..داداش مرتضا..سینی...![]()
*عاشختونم همگیییییییییییییییییی..![]()
*نیاز مند دعام شدید...![]()
*کی نظر میده؟؟................................مدرسان شریف![]()
بازم بوی پاییز...........
چشماتونو ببندید
و اون لحظه ای رو به خاطر بیارید
که آخرین امتحان رو تموم کردید
و برگه رو دادید به مراقب
و با یه حس خَلاصی دارید میاید سمت خونه
و واسه تابستون نقشه میکشید و هزارتا رویا ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هووووووووووی عمو کجایی ؟
جلوی پاتو نگاه کن ؛ فردا باید بری مدرسه ...![]()
.
با اومدن ماه مهر و مدرسه ها..و اینکه ما بچه محصلا درسو زندگی داریم
..مخصوصا امسال ![]()
که سال سومم و تا حدودی دروسم اختصاصی شده و صد البته سخت
(انسانیا میفهمن چ میگم
)
و امـــــــــــــــــا مسئله مهم ک غول ساله سومه ..یعنی امتحــــــــــان نهایی ![]()
اجازه زیاد اومدن و آپ کردنو بهم نمیده شاید هر ماه یه آپ کنم...
تا خدا چی بخواد...![]()
*فردا صبح خواب نمونید نظر بدید...![]()
*دعا کنید موفق باشیم همه..![]()
*نمره تک نیاری اول سال نظر بده![]()
*ما رفتیم..![]()
*اگه میخوای دعات کنم نظر بده![]()
*عاخـــــــــــــا....خدا نگهدار..تا بعد...![]()
![]()
![]()
*نظــــــــــــــــــــــــر فراموش نشه..فقط..![]()
![]()





