اول از همه بگم...

خــــدا جــــووووون سلام به روی ماهت...

... * . * . * . * . * . * . * . * . * . * . * ....

هــــــــی!سلام بچه ها...0

وب من یه کم تلخه, یعنی در واقع تلخ نوشته است

ورود همه به این وب آزاده...

می تونید منو با اسم "ســــایــــه هـــای یــــخــــی" بلینکید.و بعد بهم خبر بدید با چه اسمی لینکتون کنم...

در ضمن پروفایلم هم فعاله.

می دوستــمتــون....

نــــظــــر یــــادتـــــون نـــــره 0

 

..

 

دلم تنگ می شـود گاهـی ...

 

برای يک دوستت دارمِ سـاده !

  دو فنجـان

          قهــوه ی داغ !

سه روز تعـطيلی در زمسـتان !

چـهار خنـده ی بلنــد !

و پنــج انگشـتِ دوست داشتـنی !

که لابلای انگشتانم جای گیرد...


جایــي بایــــد باشد....

غیـــــــر از این کنــج ِ تنهایــــي...!

تــــا آدم گاهـــي

آنجـــــا جــــان بـدهَــــــد...!

مثـــــلا آغـــوش ِ تــــــو...!


 تیلیک....


مثل عكاسـي ماهر نگاهـت مي كنم ...!

از نزدیكترین زاویه ممكن...مي خندانمت!

و سرت را دقیقا روبرویم نگه مي دارم!

خورشید را روي صورتت پخش مي كنم...!

و در ذهنم ...

از امروز ِ تو عكس مي گیرم...!

براي روزهایي كه نیستي!!

بَرآے هَمِــﮧ פֿـــوب بآش!


بَرآے هَمِــﮧ פֿـــوب بآش!

آنکــﮧ فهمیـב همیشــﮧ کنآرت و بــﮧ یآבت خوآهـב بوב...

و آنکس کــﮧنفهمیـב،

روزے دلش برآے تمآمــِ خوبے هآیَت تنگ میشوב...

siLi9A_497.jpg

...

گاهيــ ــ...

گاهی پشت یه کلمه هزاران کلمه نهفته هست...

زندگيـــ.

هی فلانی... زندگی شاید همین باشد...

یک فریب ساده و کوچک...

من گمانم زندگی باید همین باشد...

زخم خوردن...

آن هم از دست عزیزی که...

برایت هیچ کس چون او گرامی نیست...

بی گمان باید همین باشد...

......

هـنـــوز نرفتـه دلـــــــم براش تنگـــــــــ شــدهـ.....

محـــــــرم رو ميگــم....

عزاي تو...خلاصه تمام دلتنگي هاست.............

تقاص...

از فردا
بیشتر مراقب باش!
تقاص ِ
اشک های ِ
امشب ِ من،
سنگین تر از
تمام روزهایی است
که عاشقانه گریه کردم
……..

خاطــ ــ‌ره...

دیگر وقتی هوا سرد است

دستانم را در جیب نمیکنم

میترسم

خاطره ای

ته جیبم

مانده باشد

که هنوز گرم است

سلام دوست جوناي خوشگل خودم

اومدم فقط بگم تا آخر هفته نيستم.(آخه دارم ميرم قم)hiker.gif

معذرت اگه نظراتون رو نمي تونم جواب بدم..

خدافظـــــــي..........

 

 

 

 

خداي خوبم..

تو خوشحال تري اگــــــــــــر...


خــ ــ ــــ ــوب...

حالــم خـوب اسـت

 

مـثل پدربزرگ کـه گفت :حالم خوب اسـت!

 

اما مــُـرد

فقط..

فراموش کرده ام

فقط گاهی بی اختیار

اسمش را که میشنوم

میشکنم.......

چقد بده آدم نتونه دردشو به هيشكي بگه.............

چه فايده؟؟

چه فايده اگـــر ...

زيباتــــرين

شعرهاي عالم را

بسرايم

و تــــو

با حجب و حيايي مردانه

فقط بگــــويي :

خيلي قشنگند...

وقتيکه

چشم هاي تـــو

قشنگتر از

شعرهاي من هستند

و من

هيـــــچ وقت نتوانسته ام

چشم در چشم تـــو

بدوزم

و بگــــويم :

خيــــلي قشنگنــــد...

بي تـــــو...

بی تو دلم میگیرد ...

و با خودم میگویم

کاش آن یک بار که دیدمت

گفته بودم

که بی تو گاه دلم میگیرد

که بی تو گاه زندگی سخت میشود

که بی تو گاه هوای بودنت دیوانهام میکند

اما نمیگفتم

که این «گاه» ها

گهگاه

تمامِ روز و شب من میشوند ...

يعني آهنگ ترسناك تر از اين تو عمرم نشنيدم من:
باز آمدددد بوووي ماه مدرسهههه....2 30

خداااااااااا.....

باز دوباره اول مهر شد..چه غمي بزرگتر از اين؟؟؟

وااااااقعا چه غمي؟؟؟؟؟؟

باز دوباره بي خوابي،درس خوندن،امتحان،

تازه مشق نوشتن رو نگفتمممممم!!!!!!!!!!2 33

شايد...

خدارا چه دیدی؟!

شاید یک روز در کافه ای دنج و خلوت

این کلمه ها و نوشته ها صوت شدند!

برای گوش های تو

که روی صندلی روبروی من نشسته ای

و برای یکبار هم که شده

قهوه ی تو سرد شد

بس که خیره ماندی به من!!!

http://khorjinapp.ir/unkown-user-data/uploads/Untitled-94.png
بــروبـچ حمــایت کنیــد !:)

***

دووووسه تان(!)اين پست رو به در خواست يكي از بچه ها اين جا گذاشتم...

لطفا حمايت كنيد،و اين عكس رو تو وبلاگ هاتون بذاريد... 

هم اكنون نياز مند ياري سبزتان هستيـــــــــــــــم!!!

چـــ ـ ـ‌ ـ‌‌را؟؟

چرا نگفتم به بودنش تکیه کرده ام؟؟؟؟

 به اینکه،

 اگر برود

 زمین لرزه از شانه های من شروع می شود....؟؟؟

گمان کنم

 باید بروم سراغ شیشه های همسایه

 شیشه های خانۀ خودمان دیگر کفاف نمی دهند

 بس که ها کرده ام

 و رویشان "قــــــلب" کشیده ام

 فقط قول بده

 زودتر بیایی

 پیش از آنکه شیشه های همسایه ها هم

 دیگر ...

 جایی برای من نداشته باشند!

تصميم...

انسان،

کوچک بماند بهتر است؛

به دنیا نیاید بهتر است.

اصلاً این فیلم را به عقب برگردان:

آنقدر که پالتوی پوستِ پشتِ ویترین ؛ پلنگی شود

که میدَود در دشتهای دور.

آنقدر که عصاها پیاده به جنگل برگردند

و پرندگان دوباره بر زمین...

نه! به عقب تر برگرد:

بگذار خدا، دوباره دستهایش را بشوید؛

در آینه بنگرد؛

شاید، تصمیم دیگری گرفت...

خوبم...

تمـامـــِ اشکهایمـــ حـرامــ شد!!

 

وقتی فهمیـدمـــ

 

" دوستتــــ دارمــــ" گفتن هایـــــــِ تـو

 

به سبکـــِ گفتنـــِ " خــوبمـــ" هایــــِ هرروزِ منــــ

 

بـــ ه تمـامـــِ احوالپرسیـــ ـهایـــِ ناشیانهــــ بود!!

زخــــــــم...

هـــي پسر . . .

زخمي که به دلم گذاشتي

خيلي عميق تر از پک هاي مردانه ايست که هر روز به سيگارت

ميزني!!