|
مسيج بـــازار شعر + اس ام اس + دانستني ها + مطالب خواندني+موبايل + ترفندهاي ويندوز و .....
| ||
|
[ یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۱ ] [ 19:32 ] [ sasy ]
🌿 برقِ خاطرات، نسیمِ لحظهها چه زود گذشت... اما زندگی، همین لحظه است. نه دیروز که گذشته، نه فردا که هنوز نیامده. لحظهای که اکنون در آن ایستادهایم، تنها دارایی واقعی ماست. باید آن را لمس کرد، چشید، و با تمام وجود زیست. باید از طلوعِ هر صبح، از گرمای یک فنجان چای، از نگاهِ مهربانِ یک دوست، لذت برد. زندگی، جشنِ لحظههاست؛ نه مسابقهای برای رسیدن، بلکه رقصی برای بودن. و در این رقصِ کوتاه، چه بهتر که با دیگران مهربان باشیم. دل کسی را نشکنیم، زخمی بر جانِ کسی نگذاریم. دنیا کوتاهتر از آن است که بخواهیم در آن کینه بکاریم. شاید فردا نباشیم، شاید آنکه امروز از ما رنجیده، دیگر فرصتِ آشتی نداشته باشد. پس بیایید نرم باشیم، چون نسیم؛ روشن باشیم، چون صبح؛ و بخشنده، چون آسمان. زندگی، سفریست بیبازگشت. بگذار خاطرهی ما در دلِ دیگران، طعمِ شیرینی داشته باشد. بگذار ردّی که از خود به جا میگذاریم، بوی مهربانی بدهد... موضوعات مرتبط: شعر های عاشقانه، مطالب خواندنی [ یکشنبه هفتم دی ۱۴۰۴ ] [ 20:38 ] [ sasy ]
مدتهاست که این خانه خاموش مانده. دیوارهایش پر از خاطراتیست که با واژهها نقاشی شده بودند؛ خاطراتی از روزهایی که دل پر بود و قلم بیقرار. سالها گذشت، و من در هیاهوی زندگی، از این پناهگاه دور افتادم. اما امشب، چیزی در دل شب مرا صدا زد. صدایی آشنا، مثل زمزمهی یک دوست قدیمی که میگوید: «برگرد... هنوز هم جایت خالیست.» یاد آن روزها افتادم؛ روزهایی که با یک فنجان چای و دلِ پر از حرف، مینشستم پشت این صفحهی سفید و مینوشتم. از شادیها، از غمها، از رویاهایی که گاهی رنگ واقعیت میگرفتند و گاهی در باد گم میشدند. سختیها هم بودند، بیرحم و سنگین، اما همین واژهها بودند که مرهم شدند، که نگذاشتند فراموش کنم چهقدر میشود با نوشتن زنده ماند. امشب، دوباره آمدهام. نه برای نوشتن یک شاهکار، نه برای جلب توجه. آمدهام تا بگویم: هنوز هم دلم برای نوشتن تنگ میشود. هنوز هم این وبلاگ، برایم مثل دفتر خاطراتیست که بوی گذشته میدهد. و شاید، این آغاز دوبارهای باشد... شاید. موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی [ جمعه هفتم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 20:1 ] [ sasy ]
[ شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۳ ] [ 18:14 ] [ sasy ]
[ شنبه سی ام دی ۱۴۰۲ ] [ 18:25 ] [ sasy ]
شـما یادتون نیس، قدیما یسری زنبور بود بهش میگفتن زنبور گاوی، اصلا نگاش می کردی دردت میومد چه برسه بـه این کـه نیشت بزنه فقط خواستم بگم کـه اونا هم از ایران رفتن ...
[ پنجشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۲ ] [ 18:22 ] [ sasy ]
یادش بخیر ... دفترامون خط کشی نداشت، با خودکار قرمز دو طرفش خط میکشیدیم.
[ شنبه دهم تیر ۱۴۰۲ ] [ 18:5 ] [ sasy ]
این آهنک رو خودم خیلی دوست دارم ، دانلود کنید و گوش بدید امیدوارم شما هم دوست داشته باشید.
موضوعات مرتبط: شعر های عاشقانه [ سه شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۲ ] [ 18:3 ] [ sasy ]
هر از گاهی یادم میفته بله یه وبلاگی هم داشتم ...
و این دلیلی میشه برای اینکه دوباره به این یار قدیمی سر بزنم...
یادش بخیر زمانی که وبلاگ داشتن مد بود |
||
| [ تمامی حقوق و امتیازات برای سايت مسيج بازار محفوظ بوده و هر گونه کپی برداری از آن فقط با ذکر منبع مجاز خواهد بود] | ||