... به وبلاگ من خوش اومدید


تقریبا یه سال میشه که نیومدم اینجا
پوف ...چقدر گردو خاک نشسته
خب دیگه الان 23 سالمه نمیرسم بیام اینجا خودتون که بهتر میدونین ادم بعد سربازی چه شرایطی پیدا میکنه ...
ولی مرور خاطرات خالی از لطف نیس واقعا الان که فک میکنم چقد وقت داشتم که میومدم اینجا واسه پر کردنش اون روزا رو دوس داشتم خیلی خوب بود ولی الان ....
شاید دوباره انجا رو راه بندازم ولی فک کنم با اومدن گوشیا و برنامه هایی ک دارع دیگه کسی وب گردی نکنه و مطمعنم دیگه مث قبلنا نمیشه
و سلام دنیای وبلاگی....
دلتنگی یعنی شبی با خاطراتت بهش فکر کنی
بعد شیرینی یه لبخند بیاد رو لبت و بعد چند لحظه شوری اشک های لعنتی !

سکوت در خود گریه دارد
ولی گریه با خود سکوتی
ندارد ...

همـہ چیـزش פֿـآصــہ
لبخنـבش
تیپش
رفـتارش
اפֿــلاقـش
اפــساسـاتـش
בوسـت בاشتـنش؛
مـפֿـاطب نبوבہ ڪـہ פֿـآصـ باشـہ
פֿـاص بوבه ڪـہ مـפֿـاطب شـבه
بچــــه که بودم فکـــر میکردم فقـــط زنبــــورها نیش میزننـــد
بـــــــزرگ شدم
دیـــدم، شنیـــدم، رفتــــم، آمـــدم
و یــــاد گرفتــــم
نــــه، آدمها هم نیــــش میزننـــد
هر چقـدر صمیــــــمی تر، عزیزتر
نیششـــان ســـــمی تــــر ...!
توی زنـدگــی زخمهــایـی هسـت کــه تــو بــایـد
بـــوس کنــی تــا خــوب بشــن...
حــرف هایــی هـســت کــه تــو بـایــد
بــزنـــی تــا آروم بـشــم...
مطمعن باش بیشتر از هر زنی مشتاق نوازش و آغوش بود.

دنبال کبریت بودم ...
گفتم آقا
آتیش دارید...
به کارت میاد
خمار آلوده با جامی بسازد ...
مرا کیفیت چشم تو کافیست...
ریاضت کش به بادامی بسازد...
به سلامتی کسی که نمیشناستت...
اما
نوشته هاتو میخونه...
تا از درونت باخبر بشه....
و زیرش نظر میده...نه واسه این که خوشش اومده...
واسه این که بهت بفهمونه که تو
تنهــــــــــــا
نیــــستی....
تماشاکنی و بعدشم بگی :
ب درررررررک!!!!!!!
15 روز گذشت با همه سختی هاش. ممنون که تو این مدت وبمو تنها نذاشتین.
از دوستانی که کامنت گذاشتن معذرت میخوام که نمیتونم تو وبلاگشون جوابشونو بدم چون اصلا وقت نمی کنم.
از همتون ممنونم.
mehdi7star
خداحافظ ...
بابت این چند وقتی که نبودم ازتون معذرت میخوام
کامنتام 15 صفحه شدن حدود 300 تا بابت اینم معذرت میخوام ک نتونستم جواب بدم یه 10 روزی هستم سعی
میکنم همه ی کامنتا رو جواب بدم ممنون که وبمو تنها نذاشتید. ممنون
mehdi se7en star

ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد ؛
از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داریم !
امـا …. حقیقـت اینه که :
از دست دادن ِ خــودمـون ،
و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ! و چقدر ارزش داریم ….
گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره...
negar
دلها بی صدا میشکنند مواظب زیر پاهات باش
که دردش با اشک و سوزش با آه بر میخیزد و
من رفتم ونفهمیدم که چی زیر پا گذاشته ام
دوستش داشتم دوسم داشت من زیر پاهامو ندیدم reza

حاصل عشق مترسک به کلاغ مرگ یک مزرعه است.
سوگند
چه ستی میشود دستـان مـا کنـارهم ! بـی شک ؛
هیچ طراحی تـا امـروز چنین ستی را بـا هم جـور نکرده است
نرگس سوریان

دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم :
می آید ..... می ماند ....
و به تنهائیم پایان میدهد آمد
..... رفت ......
و به زندگی ام پایان داد ... !
هستی
