سلام       ببخشید       دیگه         ایام      مدرسه      

هس      کم میان      نت      البته      حتما      ماهی  

یکی     دوبارو   میام ممنون       ازتون       دوستون    


دارم       خدافظ..........

نقـش یـــک درخــت خشک را



در زنـدگی بازی میکـنم



نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم




یا هیزم شکن پـیــر..!



نمی نویسم …


کــه کـلـمـات را آلــوده نـکـنـم بـه گـنـاه…


گـنـاهـی کـه از آن مــن اسـت…


نمی نویسم …


تـا سـکـوت را بـیـامـوزمـ….


نـمـی نـویـسـمــ….


تـا احـسـاسـاتم را مـحـبـوس کـنـمــ….


تـا نـخـوانـی…


نـدانـی….


کـه چـه مـی گـذرد ایـن روزهـا بـر مــن!!


مـی خـنـدمــ….


تـا یـادم بـمــانـد…


تـظـاهـر بـهـتـریـن کـار اسـت…!


تـا یـادم نـرود…


کـه دیـگـران مـرا خـنـدان مـی خـواهـنـد…


تـا یـادم بــمــانـد مـن دیـگـر آن احمد سـابـق نـیـسـتـمــ…


شـکـسـتـه امــ….


روزهـای زیـادی اسـت کـه شـکـسـتـه امــ….


آن زمـان کـه لـب بـه شـکـوه بـاز کـردم و گـفـتـم خـسـتـه امــ….


و آن هــا یـکــ بـــه یــکـــ رفـتـنـد…


خـسـتـگـی هـایـم را تـاب نـیـاوردنـد…


و اکــنـون ایــن مـنـمــ!


هـمـان مهدی دلـتـنـگـی کــه دلـش مـدام شــور مـی زنــد!


بـگــذار نـنـویـســـمــ…


مــن…


لــبــخـنـد مـی زنــمــ….


به سلامتی پسری که رفت سربازی مرد بشه


وقتی برگشت دید عشقش زن شده


ازتکرار"دوستت دارم"خسته شدم!


کمی هم توبگو تامن ناز کنم!نترس!


باورم نمیشود...

چه زیباست وقتی میفهمی


کسی زیر این گنبد کبود


انتظارتو میکشه...


چه شیرین است طعم پیامکی که میگوید :


کجایی دیوونه ؟؟؟؟


 

سـرمـا را دوسـت دارم. زمـسـتـان را هـم. امـا تـابـسـتـان را اصلا...


 

هـوا كـه سـرد بـاشـد، چـشـمـانـت اگـر قـرمـز شـد و كـسـی ديـد، نـمـی پـرسـد چـه

شـده؟ بـا خـودش مـی گـويـد از سـرمـاسـت...


 

هـوا كـه سـرد بـاشـد، دسـتـانـت اگـر لـرزيـد و كـسـی ديـد، نـمـی پـرسـد چـه شـده؟ بـا خـودش مـی گـويـد از سـرمـاسـت...

 

هـوا كـه سـرد بـاشـد، گـلـودرد از بـغـض اگـر گـرفـتـی و كـسـی فـهـمـيـد، بـا خـودش 


مـی گـويـد، سـرمـاخـورده...

 

هـوا كـه سـرد بـاشـد، سـرفـه از گـريـه اگـر كـردی و كـسـی شـنـيـد، بـا خـودش مـی گـويـد سـرمـاخـورده...


 

سـرمـا كـه بـاشـد تـشـخـيـص ِ بـعـضـی چـيـزهـا بـرای ِ هـمـه راحـت نـيـسـت...


و تــو مـی تـوانـی بـا خـيـالـی آسـوده، بـغـض كـنـی، گـريـه كـنـی، دسـتـانـت بـلـرزد، 


چـشـمـانـت قـرمـز شـود، گـلـودرد بـگـيـری و سـرفـه كـنـی...


 

بـی آنـكـه نـگـران بـاشـی كـسـی " حــالــت " را بـپـرسـد...

مرگ روزمرگی ...


بی صدا و خاموش ...

ایستاده و محکم ...


بلند قامت و مقتدر...


این است مرگ روزمرگی هایم ...!


و نقطه چین هایی که نمی خواهند از نوشته هایم جدا شوند...


وصال عاشقانه به آن ها میگویند...


نمیدانم روزی که خداوند سرنوشت مرا رقم میزد ... چرا این همه جای خالی در زندگی ام قرار داد...


جای خالی هایی که جز با نقطه چین نوشته هایم پر نخواهند شد....!


اما من راضیم ... ایستاده به تماشای مرگ روزمره ام مینشینم...


خودش تراژدی زیبا است...

تکیه گاه2

 
گاهــی کسـی رو دوســت داری ، نمی فهمـــــــــــد...

گاهــی کسـی تو را دوست دارد ، نمی فهمـــــــــی...

گاهی هر دو هم را دوست دارید ، نمی فهمنــــــــد!!!

شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت ازکنارهم بگذریم

و تو...

آهسته زیر لب بگویی چقدر آن غریبه شبیه خاطراتم بود.....
..

بی خیالی...


همیشه نمی شود زد به بی خیالی



و گفت تنهـــــــــــا آمده ام ٬ تنهـــــــا می روم...



یک وقت هایی ٬ شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای ٬‌کم میاوری ! ...


 


دل وامانده ات یکـــــــــــــ نفر را می خواهد .........!





دوستت دارم ؛ نه بخاطر شخصیت تو ، بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم .

هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود .

اگر کسی تو را آنطوری که میخواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد .

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند .

بدترین شکل دلتنگی برای کسی؛ آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید .

هرگز لبخند را ترک نکن ، حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امان دارد عاشق لبخند تو شود.


   مـرداب  بـه رود گفـت :

 
چـه کـردی کـه زلالــــی ....؟!؟!
 
رود جـواب داد :
 گذشتـم ....؟!؟!


امروز صبح که از خواب بیدار شدم از خودم پرسیدم:«زندگی چه می‌گوید؟»
جواب را در اتاقم پیدا کردم!
کولر گفت: خونسرد باش.
سقف گفت: اهداف بلند داشته باش.
پنجره گفت: دنیا را خوب بنگر.
ساعت گفت: هر ثانیه با‌ارزش است.
آیینه گفت: قبل از هر کاری به بازتاب آن بیندیش!
تقویم گفت: به روز باش.
در گفت: در راه اهدافت، سختی‌ها را هل بده و کنار بزن!
زمین گفت: با فروتنی نیایش کن.



آپلود عکس


                  عشق را با تو تجربه کردم


                         امید به زندگی را در تو آموختم


                                     محبت را در قلب تو یافتم


                          با هر تپش قلبم میگویم دوستت دارم


آهاي آقا پسر ....
 
* دختري که تا مسخره بازي در مياري نگات ميکنه
 
و چشاش برق ميزنه و زير لب ميگه "عزيزم"...
 
*دختري که روسري بد رنگي رو که واسش خريدي
 
با کلي ذوق و شوق ميپوشه مياد پيشت تا تورو ببينه ...
 
* دختري که وقتي اعصابت از يه جا ديگه داغونه سر اون خالي مي کني
 
اما فقط دستتو ميگيره هيچي نميگه ...
 
* دختري که وقتي تو خيابون با هم قدم ميزنيد
 
يه پسر خوشتيپ تر از تورو ميبينه بيشتر خودشو بهت ميچسبونه
 
* دختري که روز زن يه شاخه گل براش مي خري با يه لبخند غمگين ميگه "خودت
 
واسم مهمي"
 
"" اين دخترو حق نداري اذييت کني؛
 
مي فهمي !!! 
 
حق نداري؛ ""
 
*********
 
آهاي ...
 
با شمام دختر خانم !!
 
* پسري که از اين سرِ شهر ميکوبه مياد دنبال تو
 
* پسري که بدون ترس و محکم, همه جا دستاشو دورت حلقه ميکنه
 
* پسري که اس ام اساش کوتاه هست اما پر احساسه
 
* پسري که دستات رو تو چراغ قرمزِ خيابونا محکمتر ميگيره
 
* پسري که بي هوا برات اس ام اس هاي غمگين ميفرسته
 
* پسري که تو بيرون رفتناي دسته جمعي ساکت تر از هميشه است
 
* پسري که وقتي داري حرف ميزني تو صورتت لبخند ميزنه
 
* پسري که موهاتو از جلوي چشمات ميزنه کنار
 
* پسري که وقتي تو خودتي , قلقلکت ميده !!
 
"" اين پسر رو 
 
حق نداري اذيت کني؛ حق نداري ""


 

سر خاک من!

اونی کة بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه

اونی کة نخواست مارو بالاخره میاد دیدن جسدم

اونی کة حتی نیومد تولدم زیر تابوتم رو گرفته

اونی که سلام نکرد میاد برا خداحافظی

عجب روزیه اون رو
ز..

بازوانت را به مستی حلقه كن برگردم
تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم
چهره زیبای خود را از رخ من وا مگیر
جز به آغوش چمن یا دامن من جا مگیر
راز عشق خویش را آهسته خوان در گوش من
جستجو كن عشق را در گرمی
  آغوش من


من ازت چيز زيادي نميخوام . . .♥
خيلي ساده با دلت کنار ميام . . .♥
مثل آسمونو اون ستاره هاش . . .♥
به تو وابسته شدم , يواش يواش .

http://asheghaye-tanha1.persiangig.com/image/qxv90mup9bqfi4b54q.jpg

عمر من

تا دشت پرستاره انديشه هاي گرم

تا مرز ناشناخته ي مرگ و زندگي

تا كوچه باغ خاطره هاي گريز پاي

تا دشت يادها

هان اي عقاب عشق از اوج قله هاي مه آلود دوردستها

پرواز كن

پرواز كن به دشت غم انگيز عمر من

http://asheghaye-tanha1.persiangig.com/image/PhotoFunia_15fe1c9.gif


کاش میشد دیدنت رویا نبود

گفته بودی با تو میمانم ولی

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالیان سال تنها مانده ام

شاید این رفتن سزای من نبود

من دعا کردم برای بازگشت

دستهای تو ولی بالا نبود

باز هم گفتی که فردا میرسی

کاش روز دیدنت فردا نبود

http://asheghaye-tanha1.persiangig.com/image/stp2p6l8bln767f1tus8.jpg


عشق يعنی با غم الفت داشتن

سوختن با درد نسبت داشتن

عشق دريک جمله يعنی انتظار

انتظار روز رجـــعت داشتن

عشق يعنی مستی و ديوانگی

عشق يعنی در جهان بيگانگی

عشق يعنی شب نخفتن تا سحر

عشق يعنی سجده ها با چشمان تر

عشق يعني سر به در آويختن

عشق يعنی اشک حسرت ريختن

عشق يعنی در جهان رسوا شدن

عشق يعنی مست و بی پروا شدن

عشق يعنی سوختن يا ساختــن

عشق يعنی زندگی را باختن

عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار

عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

عشق يعنی ديـده بر در دوختـن

عشق يعنی در فراقش سوختن

عشق يعنی لحظه های التهاب

عشق يعنی لحظه های ناب ناب

عشق يعنی با پرستو پر زدن

عشق يعنی آب بر آذر زدن

عشق يعنی سوز نی آه شبان

عشق يعنی معنی رنگين کمان

عشق يعنی با گلي گفتن سخن

عشق يعنی خون لاله بر چمن

عشق يعنی شعله بر خرمن زدن

عشق يعنی رسم و دل برهم زدن

عشق يعنی يک تيمم يک نماز

عشق يعنی عالمی راز و نياز

عشق يعنی چون محمد پا به راه

عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

عشق يعنی بيستون کندن به دست

عشق يعنی زاهد اما بت پرست

عشق يعنی همچومن شيدا شدن

عشق يعنی قلــه و دريا شدن

عشق يعنی يک شقايق غرق خون

عشق يعنی درد ومحنت دردرون

عشق يعنی يک تبلور يک سرود

عشق يعنی يک سلام و يک درود

عشق يعنی جام لبريز از شراب

عشق يعنی تشنگی يعنی سراب

عشق يعنی حسرت شبهای گرم

عشق يعنی ياد يک رويای نرم

عشق يعنی غرقه گشتن در سراب

عشق يعنی حلقه های بی حساب

عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت

عشق يعنی آخــرخط بهـشــت

عشق يعنی گم شدن در لحظه ها

عشق يعنی آبـی بی انتـــها

عشق يعنی زرد تنها و غريب

عشق يعنی سرخی ظاهر فريب

عشق يعنی تکيه بر بازوی باد

عشق يعنی حسرتت پاينده باد

عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او

عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن

 


در دست مـــــن بگذار آن دستان تنــها را

در من بــریـــز آشوب آن چشمان زیبـا را

بی طاقتـــی های تـــو را آغوش واکــردم

ماننــد بنــــدرها که تــــوفانهای دریــا را

بر صخره های من بکوب اندوه هایت را

بر ماسه هایـــم گرم کن غمهـــای دنیا را

اسم تــو را بردم لبـان تشنـــه ام خشکـید

مثــل دهان نیـــــل وقتـــی اسم مــوسی را