تنهایی

فرقی نمی کنه چقدر تنها باشی...اصلا کی گفته تنهایی بده خیلی هم خوبه...تنهایی به تو فرصت فک کردن میده...تنها باش شاید تنهایی هم آدم خودت شدی

اینم یه دیالوگ ماندگار از فیلم جدایی نادر از سیمین...

نادر: معادل فارسی کلمات زیر رو بنویسید؛ نهضت.


ترمه: جنبش.


نادر: گارانتی.


ترمه: تضمین، ضمانت.


نادر: گفتم معادل فارسی نه عربی!


ترمه: خانوممون گفته...


نادر: دیگه هیچ وقت این جمله رو نگو، چیزی که غلطه، غلطه؛ مهم نیست کی گفته! واسه

گارانتی بنویس، پشتوانه.


ترمه: خانوممون نمره کم میکنه ازم.


نادر: مهم نیست، بذار کم کنه!

                                                                                      امضاء:محمد مهربانیان

دیدار

به دیدار دوباره دلبستیم...همین

خط ویژه

مردم وقتی پول داشته باشند، دست به هر خفتی نمی‌زنند{خط ویژه}

1392/11/20

ممنون مصطفی کیایی عزیز...

گریه کودک و ادامه رانت خواری را میفهمم اما اشک چشمان کاوه را نه...

دیشب خط ویژه رو دیدم...وای خدای من وقتی دیالوگ طلایی هومن سیدی

رو تو اون قاب به اون بزرگی میشنیدم اشکم در اومد نه من بلکه همه...

حقیقت حرف هومن سیدی یه قسمتی از ماجرا بود،ولی ماجرا چیز دیگس...

صحنه آخر فیلم یادتونه؟؟؟؟

اونجایی که فریدون به اتفاق همسرش پولامون(ما) رو میریزن پایین؟؟؟؟

من نمیدونم چی دارم میگم میخوام حسن ختام این متن یه دیالوگ از

فیلم باشه و چه دیالوگی بهتر و قشنگ تر از:

کاوه در هنگام نصیحت به کاوه میگوید:

«همین نامزدت ببینه پول نداری محل سگم بهت نمی‌ذاره.

وقتی پول نداشته باشی همه چیز یادش میره یه خرپول می‌بینه

تو رو فراموش میکنه یه ماشین مدل بالا ببینه

آب از لب و لوچه‌اش آویزون می‌شه.»



در کلاس خدا

در کلاس درس خدا؛

 آ ن هایی که ناله می کنند، رد می شوند؛

 آن iهایی که صبر می کنند، قبول می شوند؛

 آن هایی که شکر می کنند، شاگرد ممتاز می شوند

ببار

ببار ای نم نم باران ، زمين خشک را تر كن

سرود زندگی سر کن

دلم تنگه ، دلم تنگه ...

بخواب ای دختر نازم ، به روی سینه بازم

که همچون سینه ی سازم ، 

همش سنگه ، همش سنگه ...

نشسته برف بر مویم ، شکسته صفحه رویم

خدایا ! با چه کس گویم ، که سر تا پای این دنیا

همش ننگه ، همش رنگه ...

یک کودک...

 

یک کودک می تواند سه چیز را به یک بزرگ سال یاد دهد.

اوّل: شادی بدون دلیل.

دوّم: همیشه مشغول بودن با چیزی.

و سوّم: دانستن این که چگونه با تمام وجود چیزی را که می طلبد،

درخواست کند .

دوست

آدما نباس دوست پیدا کنن
چون وقتی میرن
وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی
وقتی نمیتونی درد و دل کنی
یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی
... و همه دوستی خلاصه میشه تو عکسهات و خاطراتت
هی بغض تو گلوت گیر میکنه
خفه ات میکنه
آدما باس همیشه تنها بمونن ...!

مشترک مورد نظر...

ﻣﺮﺩ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﯾﮏ ﺯﻥ ؛
ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﻣﺎﻻﻣﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﻬﺮ ﺑﺎﺷﺪ ... ﻧﻪ ﭘﻮﻝ !
ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺷﺪ  ﻧﻪ ﻏﺮﻭﺭ !
ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻣﺎﻣﻦ ﺁﺳﺎﯾﺶ ﺑﺎﺷﺪ  ﻧﻪ ﺑﺎﺭ ﻭ ﻓﺮﺳﺎﯾﺶ !
ﺁﻏﻮﺷﺶ ﺍﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﺳﺮﺩ !
ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺍﺯ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻣﻬﺮ ﮔﺮﻡ ﺑﺎﺷﺪ ؛
ﻧﻪ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﻫﻤﭽﻮ ﮐﻮﻩ ﯾﺦ !
ﻭﺟﻮﺩﺵ ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻩ ﺍﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ؛
ﻧﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭ ﺿﺮﺏ ﺷﺴﺘﺶ ﻣﺤﮑﻢ !
ﺟﯿﺒﺶ ﮔﺮﭼﻪ ﺑﯽ ﭘﻮﻝ ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺵ ﺣﻼﻝ ﺑﺎﺷﺪ . . .
ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﮔﺮﭼﻪ ﭘﯿﻨﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ . . .
ﺻﺪﺍﯾﺶ ﮔﺮﭼﻪ ﺧﺶ ﺩﺍﺭ ﻭﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻫﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﺎﺷﺪ. . .
ﻣﺮﺩ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﯾﮏ ﺯﻥ ؛
ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪِ ﮐﻼﺱ ﺑﺎﻻﯼِ ﺧﻮﺵ ﭘﻮﺵِ ﺧﻮﺵ ﭼﻬﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖ !!
ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﻠﺒﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺸﻘﺶ ﺑﺘﭙﺪ ... ﺑﺪﻭﻥ ﺧﯿﺎﻧﺖ ... ﻫﻤﯿﻦ

سنگ ترقی

سلام بچه ها...بعد از مدت ها اومدم...خیلی واسم سخت بود...اتفاقای بدی افتاده بود...

دیگه مرگ و زندگی واسم تفاوتی نداره....از شما ها میخوام فقط آرومم کنید.همین

دوست دارم وقتی مردم،روی سنگ قبرم این شعر رو بنویسن...

 

{قطعه هنرمندان}

محمدجان:آئین چراغ خاموشی نیست.

هنرمند عرصه تئاتر و کارگردانی

 

 

اولین پگاه:۳/۱۰/۱۳۷۳

آخرین نگاه:هر چی خدا بخواهد

 

 

گل من چندین منشین غمگین شام محنت بسر آمد


سر و دست افشان غم دل بنشان غمخوارت از سفر آمد


ز چه بنشستی بگشا دستی آذین کن صحن و سرا را


که پس از غمها به رخ شبها آب و رنگ سحر آمد


شب مهتابی ز چه بیتابی روشن کن شمع صبوری


منشین غمگین که مه دیرین تابان و جلوه گر آمد