مردان در مسیر عشق به وسعت نامنتاهی نامردند.
تا زمانی که به تسخیر قلب زن مطمئن نیستد گدایی عشق میکنند
اما همین که مطمئن شدند
نامردی را در کمال مردانگی بجا می آورند
لطفا مرا به فنجانی مرگ دعوتم کن
به جای درد کمی مرگ بر من بپاش
به جای اشک مرگ در مشکم بنه
عزیز دلم خسته ام از این زندگانیی که ساختی
یا بمیرانم و نو بسازش یا بمیرانمو خلاصم کن
مریم
همیشه آخر قصه
یکی راهی شده رفته
یکی مبهوت و یاده روزای رفته میوفته
نه اونکه میره میخواد و نه اونکه مونده میخنده
شاید اینجوری قسمت بود
چی میشه بی تو آینده…
بی تو آینده..
♫♫♫
چی میشه بی تو روزایی
که هر لحظه اش یه دنیا بود
نمیشه بی تو خندیدو
نمیشه فکر فردا بود
تموم لحظه هام آهه
خیال با تو بودن شد
چه روزایی که پژمردو
چه رویایی که پرپر شد..
یه عمره با خودم تنهام
ولی سخت میشه عادت کرد
نمیشه رفته باشی تو
نمیشه اینو باور کرد
خیابونای تاریکو
یه از خود بی خود شب گرد
یه مشت رویای تو خالی
همه دلتنگتن برگرد..
باهام بد تا نکن
اونجوری باهام حرف نزن
منم یه روزی عزیز دل کسی بودم...
نه ۱۵ دی... تقریبا ۱ سال پیش بود.یک سالی که خیلی سخت گذشت.... خیلی
یک سال نبودی.یک سال نیستی و از این به بعد باید باور کنم که یک عمر دیگر هم نخواهی بود
این نبودن از اون نبودن هایی نبود که به انتظارت بنشینم که در را باز کنی و بیایی تو و تورا با آن لبخند دلنشین و آن چهره معصوم و خسته تماشا کنم
وقتی بهت بگم خوبی سرت را تکان بدهی و لبخندی شیرین مهمانم کنی
تمام امروز مجبور بودم نبودنت را گریه نکنم اما حالا که مراسم سالگردتت تموم شد و من بر گشتم خونه و تو اتاقمم یه دنیا اشک برای ریختن دارم
دلم برات تنگ شده.خیلی.امشب خیلی خونه آقا اینا جات خالی بود عزیزم ![]()
شام دعوت بودن همه ادما مثل اون شب دعوت عروست.یادته؟اما امشب شام دعوت بودن برا ا دست دادنت![]()
دایی کجایی فدات شم؟؟؟؟؟
دیگه اشکا نمی ذارن کیبوردو ببینم.دلم برات خیلی تنگ شده کاش امشب بیای به خوابم
یک ساله حتی به خوابمم نمیای.با من قهری؟![]()
میسپرمت دست خدا عزیز دلم ![]()
هم دیدنی بودی هم خواستنی بودی
هم چیدنی بودی هم باغچمون گل داشت
زنجیر می خواستم دستاتو بخشیدی
از من تا اون دستات هر دره ای پل داشت
پل بود اما ریخت گل بود اما مُرد
عمر منم قده عشقت تحمل داشت
هر روز پاییزه هر هفته پاییزه
هر ماه پاییزه هر سال پاییزه
دلخونم از چشمات ماه پس ِ ابرم
من کاسه ی صبرم این کاسه لبریزه
آروم نمی گیرم از دست زنجیرم
بی عشق می میرم من روز دیدارم
از دوستی پر من از دوست دلخور من
آجر به آجر من ، من پشت دیوارم
لعنت به این دیدار لعنت به این دیوار
لعنت به این آوار من زیر آوارم
هر روز پاییزه هر هفته پاییزه
هر ماه پاییزه هر سال پاییزه
دلخونم از چشمات ماه پس ِ ابرم
من کاسه ی صبرم این کاسه لبریزه
دنیای ما اندازه ی هم نیست
من عاشق بارون و گیتارم
من روزها تا ظهر می خوابم
من هر شبو تا صبح بیدارم
دنیای ما اندازه ی هم نیست
من خیلی وقتا ساکتم سردم
وقتی که میرم تو خودم شاید
پاییز سال بعد برگردم
دنیای ما اندازه ی هم نیست
می بوسمت اما نمی مونم
تو دائم از آینده می پرسی
من حال فردامم نمی دونم
تو فکر یه آغوش محکم باش
اغوش این دیوونه محکم نیست
صد بار گفتم باز یادت رفت
دنیای ما اندازه ی هم نیست
دنیای ما اندازه ی هم نیست
از خرِ زخميِ ابليس زمين گير ترم
تو نباشي من از اعماقِ غرورم دورم
زيرِ بي رحم ترين زاويه ي ساطورم
تو نباشي من و اين پنجره ها هم زرديم
شايد آخر سرِ پاييز توافق کرديم
با لیوان چاییم گرم میکنم!
این اوج تنهاییست . . .
همیشه لازم نیست راه دوری رفته باشی
می توانی همین جا
پشت تمام بغض هایت، گم شده باشی
این روزها خوبم، کار میکنم، شعر می خوانم
قصه می نویسم و گاهی
دلم که برایت..... تنگ می شود
تمام خیابان ها را با یادت.... پیاده میروم
وقتی جهان
از ریشه ی جهنم
و آدم
از عدم
و سعی
از ریشه های یأس می آید
وقتی که یک تفاوت ساده
در حرف
" کفتار"را
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه های بی طرفی
مثل "نان "
دل بست
" نان "را
از هر طرف بخوانی
" نان " است !
در ذهن زنانه من ...
مرد یعنی تکیه گاهی امن ...
یعنی بوسه ای از روی دوست داشتن ... بدون اندکی شرم !
در ذهن زنانه ی من ... مرد یعنی کوه بودن ... پر از سخاوت ... پر از حیای مردانه ...!
در کنار این ابهت ... لوس شدن های کودکانه ...!
در ذهن زنانه ی خوشبین من ... مرد یعنی دوست میدارمت ... تو هر لحظه با منی ... !
تو مردی ... من بی تو از تمام آفرینش بیگانه ام !
با تمام احساس های ظریفم به بودنت ...
کافی است دست رد بزنی ... میروم پی زندگی ام ...
تا بدانی چقدر محترم است این آسایشت !!!
"نیما یوشیج" در سالروز تولد پسرش چنین نوشت :
پسرم یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی
زین بعد تمام چیز های جهان تکراریست به جز ؛
مـــــــــــــــــــــــــــــــــهــــربـــــــــــانــــــــــــــــــــتی
یکدفعه می زنند روی ترمز
و
تو مقصر می شوی...![]()
باید دروغ بگے................!!.......تا همیشہِ تو فڪرت باشن...!!
باید هے رنگ عوض ڪنے......!!..............تا دوسِت داشته باشن...!!
اگه یك رنگے.......!!.........همیشہِ تنہِایے...!!
آرام بخواب عزیز من....
من کابوس ها را یکی یکی
از فضای اتاقت دوووووووووووووووور خواهم کرد!!!!
گلا چقد زود پرپر ميشن،گل من نشد پژمرده شه و کم کم پرپر شه...به محضي که گلي زيبا و بي عيب و نقص شد،درست وقتي که عطرش همه جا رو پر کرده بود ،يهو پرپر شد.
اونقدر يهويي رفت ،اونقدر عجله داشت که نشد ببينمش
از گل ما هيچي نموند ،غنچه هاشم سوختن،برگ و ساقشم سوختن ،کمر بوته گل شکست ،زمين خشک شد
وقتي گل ما پرپر شد همه چي تو دنيا يه لحظه وايستاد،همَه چي پژمرد ،حال هوا و زمين بد شد...
گل ما گل محبوبه شب بود
اسم قشنگيه،به گل من خيلي مياد،گل من خيلي محبوب بود از غريبه و آشنا همه خودشونو مي زدن مي گفتن حاج خانم علي ،پسر شاد و خندونت رفت "حاج خانم علي هميشه مي خنديد...
کمر هممون شکست. حقش نبودهمه دلداريم مي دن ميگن پيمونش همين قدر بوده ،و من هي از خدا مي پرسم :چرا يه پيمونه قدر دنيا بهش ندادي؟جا کم بود واسه گلمون؟فقط اون زياد بود؟
اونا خوشبخت بودن با کسي هم کاري نداشتن.مي گم خدايا اي کاش حداقل پيمونش اونقدري بود که مدرسه رفتن بردياشو مي ديد
عليرضاي من،عليرضاي خوبم تو رفتي ما تنها شديم
رفتي اينجا ديگه کسي يادش نمياد چطوري بايد عضلات صورتشو منقبض کنه و لبخند بزنه
نيستي و من يه همدم ميخوام ،يکي که آرومم کنه اما تو نيستي که بغلم کني
سردم که شد با اون آغوش بزرگت بغلم کني و بگي هنوزم سرده؟يه چيز بخور لاغر مردني آخرش ميميري ها...
نترس چاق شي نمي ترشي
دلم به اندازه خدا برات تنگه.تنهام خيلي.شکستم ،خيلي زياد ...خيلي خيلي
سينم مي سوزه داغ گذاشتي بهش.اما برو گلم جاي تو اينجا نبود ، نه بين اين ادمايي که نگاه کردن تا جون بدي
کمکت نکردن تا هنوزم باشي
همون بهتر که رفتي تا ندوني به جاي بيمارستان بردنت سرد خونه(ميگن در ثانيه فوت کردي.من که باورم نميشه اونا ترسو بودن)همه چي دست به دست هم داد همون آدمايي که عاشقت بودن نتونستن زنده نگهت دارن
با اشکام چيکار کنم ؟با حواس پرتم؟با خاطراتم چيکار کنم؟
يادته نون ببر کباب ببر :انقد محکم ميزدي راستي راستي کباب مي شديم اما گريه نمي کرديم،مي خنديديم
بيا گلم دلم کبابه نونتو بيار کباب ببر ولي من ايندفه بيشتر از اقيانوسها گريه مي کنم
آروم بخواب همبازي روزاي خوبم،روزاي کودکي
مي بوسمت
خدایا مراقب گلمون باش
17/10/1391 19:38
بیشترین دروغی که این روزا میگم این کلمه
است:خوبم...
زندگی پر است از گره هایی که تو آنها را نبسته ای
اما باید تمام آنها را به تنهایی باز کنی
،تنهای تنها........!!

کوتاهترین شبها هم بی تو نمی گذشت....
....
رحم کن عشق من
امشب شب یلدا ست!!!
عمرتان یلدایی، دلتان دریایی، روزگارتان بهاری
یلدای خوشی را برایتان آرزو می کنم . . .

تا همیشه
پا به پایت میآیم
قدم به قدم
آهسته، آهسته
تا وقتی گرمای دستانت به دلم گرما میبخشند
تا همیشه
تا ابد
...
دست و پایت را گم نکن
عاشقی دست و پا نمیخواهد
یک دل میخواهد
به وسعت دریای بیکران
"فرناز افسردل از تهران"
امروز روز تولدم است و تو نیستی
وقتی تو نیستی انگار هیچ کس نیست...
پاییز و من یه دنیا هدیه پر غصه از روزگار
آغاز ماه محرم تسلیت
در حسرت می کنند و میغلتند و به دامانم میچکند
اینروز ها باید برای چشمهایم واشر نو بخرم نشتی داده اند![]()
دکتر رفته ام اما او هم نداشت
((مریم))
توي بهار که زنگ بزنم بدون هيچ دليل ،
بگم: مياي بريم زير اين رگبار و هواي خوش قدم بزنيم؟
در جوابم فقط بگه: نيم ساعت ديگه کجا باشم...
...
...توي تابستون که زنگ بزنم بدون هيچ دليل ،
بگم: مياي بريم خيابون تا هر جا شد قدم بزنيم؟
در جوابم فقط بگه: ناهار اونجايي که من ميگم...
...
توي پاييز زنگ بزنم بدون هيچ دليل ،
بگم: مياي صداي ناله ي برگاي پارک رو در بياريم خش خش صدا بدن؟
در جوابم فقط بگه: دوربينتم بيار...
توي زمستون زنگ بزنم بدون هيچ دليل ،
بگم: چناراي خيابون منتظرن با يه عالمه برف، بعد با ترديد بپرسم: مياي که؟
در جوابم بدون مکث بگه : يه جفت دستکش ميارم فقط . يه لنگه من يه لنگه تو...
سر اينکه دستاي گره شدمون توي جيب کي باشه، بعدا تصميم ميگيريم..
خدایا خسته ام فردا بیدارم نکن
گفتی که ما به درد هم نمی خوریم !
اما هرگز نفهمیدی تو را برای دردهایم نمی خواستم....
"وقتی دلت گرفته باشد...."![]()
عشق را
با تمام وجود فریاد خواهم زد تا به دنیا ثابت کنم:
تمام مسیر ها به طرف مشترک مورد نظر اشغال
نمی باشد!!!!!"![]()
دلم مي خواهد در عمقش آرام بگيرم تا سحر مثل کفش دوزکي قشنگ