در شهر شاعری ز جهان بار بسته است
سلام بچه ها.
دنـیـا بـه دور شـهـر تـو دیوار بسـته اســت
هــر جـمعه راه سمت تو انگار بسته اسـت
کی عید می رسد که تکانی دهم به خویش؟
هـر گوشـه از اتـاق دلـم تـار بـسـتـه اسـت
شبــها بـه دور شـمع کسـی چرخ می خورد
پـروانـه ای کـه دل به دل یـار بـسـتـه اسـت
از تـو همیشه حرف زدن کار مشکلی ست
در مـی زنـیـم و خـانـه گفـتـار بـسته اسـت
بـایـد بـه دسـت شـعـر نـمی دادم عـشـق را
حـتـی زبـان سـاده اشـعـار بـسـتـه اســت
وقـتـی غـروب جـمـع رسـد بی تـو ، آفتـاب
انگـار بر گـلـوی خـودش دار بـسـتـه اسـت
مـی تــرسـم آخـرش تـو نیـایـی و پـر کنـنـد
در شـهـر شـاعری ز جهان بار بسته اسـت

دیدم حیفه برای دوستام نزارمش





![[تصویر: 52299013071567595343.jpg]](http://www.shiaupload.com/images/52299013071567595343.jpg)

ای که هر دم دم ز مولا میزنی!