رقیـــــــــــــــب....

 

این همه حسود بودم و نمی‌دانستم به...

 

 

این همه حسود بودم و نمیدانستم

                به نسیمی که از کنارت موذیانه میگذرد

به چشمهای اشنا و پرراز که بی حیا نگاه میکنند

به افتابی که فقط تلاش گرم کردن تو را دارد حسادت میکنم...!!

                        من انقدر عاشقم

                     که به طبیعت بد بینم...

طبیعت پر از نفسهای ادمی ست
 

که مرا وادار می کند حسادت کنم؟!

                             به تنهائیم

                    به جهان!!...
به خاطره ای دور از تو...


 Heart Divider

 

رقیب من...!؟

 تو میدانی  

ان نازنین یارت

-عشق نافرجام من ـ

هر نیمه شب در خواب من پرسه میزند؟!

که هر شب سرهمان قرار همیشگی

می اید و من از ترس خیانت از خواب میپرم

 

عکس

  برای مشاهده در ابعاد واقعی روی عکس کلیک کنید.

    
  
 

تقدیــــــــــــــــــر(المیــــــــــرا)

بمباران تنهایی

غربت سخت و دلگیـــــــــــــر

لب های فریاد همیشه بـــــــــــاز

امــــــــــا

بی صدا

نفس بریده!

مردمک های نم دار

در حسرت غوطــــــه ور شدن در اب

و اشکی که نمی ریـــــــــــــزد....

تنهـــــــــــــــا

خاطره    خاطره    خاطــــــــــــــره!؟

شیرینی راز ماندگاری ان است

تقدیر من   

تنهائیــــــــست؟!....؟؟

گيتار عشق


خالیِ دستانت را به من بسپار ، تا عاشقانه نواختن را به انگشتان همیشه زخمی ات بیاموزم

تا به آنها بیاموزم چگونه طرحی از عشق بزنند

دستانت ، اگر زبرند و خشن ، اگر پینه بسته و مرگ پذیر ، اگر آشنا با فقر ، اگر پركینه از خیانت .. اگر ... و اگر ...... نترس

به من بسپارشان تا به آنها بیاموزم كه چگونه محبت را بر حریر سبز احساس گلدوزی كنند

دستانت را ، دستان تنها و پر مهرت را بسپار به من ؛ گیتار دلت نوازنده می خواهد

این را خیلی وقت است كه می دانم .. كه می دانی . پس دستان كوچكت را به من بسپار تا به آنها یاد بدهم چگونه بر تن فقر مشت بكوبند

آنها را به من بسپار و مطمئن باش دستان من و دستان تو ، بر فراز بلندترین بام ، بوم خوشبختی را به زیباترین رنگ آغشته می كنند ..

به رنگ ماندگارِ عــــــــــــــــــــــــــــشـــــــــــــــــــــــــــــق

روز مبــــــــــــــادا...

عکس عاشقانه - برای تبریک روز ولنتاین Valentine

وقتی تو نیستی

نه هستهای ما

چونانکه بایدند

                     نه باید ها....

مثل همیشه اخر حرفم

و حرف اخرم را

                     با بغض میخورم....

عمری است

لبخندهای لاغر خود را

در دل ذخیره میکنم:

                         باشد برای روز مبادا!

اما..!

در صفحه های تقویم

روزی بنام روز مبادا نیست

ان روز هر چه باشد

روزسی شبیه دیروز .......روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روزهای ماست

اما چه کسی میداند؟

شاید ...

امروز روز مبادا باشد

وقتی تو نیستی

نه هست های ما

چونانکه بایدند

                        نه بایدها.....

هر روز بی تو روز

                       مباداست....!؟

شاعر: یک اشنا

 

 

 

بــــــــــــــــــاران

نیا باران

زمین جای قشنگی نیست...

من از اهل زمینم خوب میدانم

که گل در عقد زنبور است

ولی سودای بلبل دارد و ...

پروانه را هم دوست میدارد!...!! 

نیا باران....

پشیمان میشوی از امدن..

زمین جای قشنگی نیست

درون ناودان ها گیر خواهی کرد

من از جنس زمینم خوب میدانم...!

که اینجا جمعه بازار است!

و مردم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه میگیرند

در اینجاقدر مردم را...

به جو اندازه میگیرند!

در این جا شعر حافظ را...

به فال کولیان در به در اندازه میگیرند...

نیا باران زمین جای قشنگی نیست

نیا باران.....

نیا باران....!!...؟؟

چه زود از بودن کنارمان خسته شدی/چه زود در میان خاطرات محو شدی

/چه زود شمع های وجودت خاموش گشتند/چه زود و زودتر به باد فراموشی سپرده شدی غزلکم

زود رفتی اما هنوز با یادت با خاطراتت با تمام بودنت روز را شب ومیکنم و شبها در غم نبودنت میگریم/

رفتنت را هیچگاه باور نخواهم کرد چون تو را در اعماق وجود خود همیشه زنده و شاد میابم..!

دیگر از تمام بودن ها و نبودن ها بیزارم...

کاش معجزه شود...!

 

 

برای دوست عزیزم عســـــــــــلی

 

سلام دوستای گلم بعد یه مدت اومدم اپ کنم .دوستای خوشگلی که افتخار میدن و میان به وبم سر میزنن و منو لینکیدن و از تنهایی در اوردن میخوام این یه بار رو بخاطر من اگه یه کوچولو دوسم دارن سنگ تموم بذارن.تو رو خدا درخواستی رو که ازتون دارمو رد نکنید پلیز

بچه ها جونم عسل خوشگلم که خیلی دوسش دارم دانشگاه قبول شده منم که از این راه دور نمیتونستم کاری کنم تو رو خدا ادرسی که پایین براتون مینویسمو برید و براش تبریک بگید...البته یه تبریک ساده نه تبریک جانانه بخاطر من میخوام خوشحالش کنید .تو رو خدا رومو زمین نندازیداااااااااااااااااا وگرنه میقهرمبچه ها جونم پایین ادرس وبشو مینویسم فقط رفتین بگید از طرف منید تا بفهمه چه دوستای گلی دارم تازه وبشم خیلی قشنگه بلینکینش.خوشحالم میکنید با این لطفتون ممنونم ببینم چیکار میکنیدااااااااااا

فدای همه تون بشم بای

http://asal2.blogfa.com

عسل جون خوشگلم امیدوارم خوشت بیاد نفسم.خیلی دوستت دارم خیلی ماهی

کجای سکوتت هستم؟....؟!

هنوزم ساکتم و حسودانه مینگرم به انهایی که نگاهت را میبینند و صدایت را میشنوند و شاید دوستت بدارند...انهایی که نمیگذارند فریاد دستهایم به گوشت برسد.دلم میخواهد دوست داشتنت را بر سرشان اوار کنم تمام بغضم را و تمام دلتنگی هایم را ببین...نگاهم را!همان است که همیشه منتظر امدنت بود همانی که عاشقش کردی اما دیگر برقی ندارد...دیگر مثل ان روزها نیست خسته شده از بی پاسخ ماندن چرا نمیبینی؟چرا دیگر جستجویش نمیکنی....؟من اینجا هستم...همانجا که بوده ام!میان خاطرات...

نه!

خاطرات نه...بگذار بگوییم هم انجا که رهایم کردی اری همانجا...حتی یک قدم هم جلو نیامده ام مبادا کمرنگ شوی باورت میشود؟انقدر سرسپرده باشم؟...!انقدر که خودم را فراموش کرده ام یادم نیست ان زمان که نبوده ای چگونه بودم؟؟گویی همیشه بوده ای گویی همیشه داشتمت و حالا نیستی عجیب نیست؟

ان مدت کوتاه بودنت تمام زندگیم را رنگی از با تو بودم زده اری تو همیشه میمانی و همیشه خواهی ماند اما میترسم نبودنت را چگونه به قلبم بفهمانم؟چگونه زندگیم را فراموش کنم تو برایم حکم زندگی را داشتی...!

تمام من هوای تو را دارد چه کنم با این هوای نبوده که نفسم را گرفته و درمانی نیست میترسم از روزی که بودنت را به گوشم برساننداز روزی که دستانت دستان دیگری را بگیرند روزی که بودنت التیام دیگری شود ارام خواهم مرد...

خسته ام از این حجم تنهایی از این سردرگمی نمیدانم به کدام سو باید رفت هر طرف که بروم هستی دور نمیشوی اما نزدیک هم نیستی....ولی دوستت دارم...و این تنها

یقین قلبم است اری میان تمام ندانستن ها و...سردرگمی ها تنها به دوست داشتنت ایمان دارم

اما تو!

کاش میدانستم کجای سکوتت هستم عشق یا نفرت...؟؟!

 

هوس....

ایینه زیر سنگینی نگاهم خم میشدوقتی خودم را برایت بزک میکردم...!

تنگ در اغوشم میکشیدی که چه؟تمام دخترانگیم تقدیمت میشد..............به سادگی!

بوسه های ارامت وحشی ام کرد..اما غرورم برایم ماند...هیچ وقت لذتی نخواستم......

درخشش چشمانت را که ذوق میکردی در کسی ندیده بودم!

چشمان مستتو هوس بیدارت این ها عجیب وفادارم بودند!!!؟؟...در غیابشان .......پسم میزدی

اغوش زده شدم و از محبت بیزار..تو را با تمام خاطراتت از ذهن کندم و

به دوری انداختم!

چه خوب که قلبی برای خود نداشتم تا تسخیرش کنی...؟

در چار دیواری تنهایی خودم را حبس کرده ام...

به تنهاییم چنگ نزن...!

دیگر ترحم هم نمیبینی بهای ان هم گران شده!!!...؟

هر روزم را به مناسبت بی تو بودن جشن میگیرم....

قربانی دیگری برای هوسهایت انتخاب کن ....؟!!!!

اینو تقدیم میکنم به یکی از دوستای دوران دبیرستان ام اسمش هانیه بودبچه ها براش دعا کنین قربانی هوس یه نامرد شده و الان بخاطر اتفاقایی که براش پیش اومده خودکشی کرده الان حالش خوب نیست نمیدونم چرا من که دوست صمیمیش نبودم در واقع دوست نبودیم فقط یه همکلاسی بودیم منو خواسته و وقتی رفتم انگار همونی که میشناختم نبود خیلی ناراحت شدم امیدوارم حالش خوب بشه  ؟؟!!.

سال نـــــــــــو


عید داره نزدیک میشه...

متاسفم که بدون کسایی که سالهای قبل دوستشون داشتم باید امسال رو اغاز کنم

کاشکی عقربه ها همگی خراب شن...

اصلا دلم نمیخواد یه ساله تلخ دیگه به سالهای زندگیم اضافه شه

تصمیم گرفتم واسه ساله جدید  عقده های عشقتو که خیلی وقته روی دلم سنگینی کرده دور بریزم

حالا دیگه خیلی بی تفاوت وسردم نسبت به هر کس و هر چیز

دیگه مث قبل نیستم که بشینمو خودممو تو خاطراتت غرق کنم تا درد هام فراموشم شه...

من دیگه اشکی واسه ریختن ندارم

ببین باهام چیکار کردی که دیگه تا اخره عمرم برات گریه میکنم...

من فقط یه گوشه میشینمو به نقطه ای نا معلوم خیره میشم

تصمیم گرفم از این به بعد شهوت رو جایگزین عشق کنم...

از عشق جز اه و حسرت چیزه دیگه ای نسیبم نشده

هیشکی دلش به حاله من نمیسوزه وقتی دارم تو کثافت غرق میشم...

من بین خودم با قلبم یه حصار میکشم تا اونو از خودم جدا کنم...

من هیچوقت انقدر قدرتمند نبودم که فراموشت کنم...

حالا دیگه من از عشق تو فرسخ ها دورم

قسم میخورم تا اخر عمرم هرگز عشقه کسی نشم...تا اخره عمر

قسم میخورم هرکی بهم دل بست به سادگی از روی دلش رد بشم

من تبدیل به سنگی میشم که همه ی قلب هارو میشکنه...

من امسال رو تا اخر عمربدون داشتن عشقی اغاز میکنم...

سال نو مبارک...




90

 

 

 

 

 

 

 

 

شیشه میشکندو زندگی میگذرد

نوروز می اید تا به ما بگوید تنها

محبت و عشق ماندنیست

پس دوستت دارم...!

چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت

نوروز ۹۰مبارک

سلام بچه ها جونم امیدوارم سال خوبی در پیش داشته باشین مرسی که تو این مدت کم هوامو داشتین و بهم سر میزدید

بچه ها جونم دلم براتون خیلی تنگ میشه

خیلی دوستون دارم

بچه ها برام دعا کنیییییییییید

یادتون نره هاااا....؟!

شایدم عید اومدمو یه سری پست جدید گذاشتم نمیدونم

........

 

 

خیلی دوستتون دارم بای تا سال ۹۰

 

الی جون غمتو نبینم....

cArtpostal-vv44.tk

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم

اینم به خاطر اینکه قلبت شکسته...

الهی من شکستگی قلبتو نبینم ولی این مطلبو برات میزارم....

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد

cartpostal-vv44.tk

 

نوشته شده توسط:مهشید(سلام غریبه)به الی جون

سخته...درک سختی ها..!

چقدر سخته که منتظر بهار باشی و زمستون از راه برسه

چقدر سخته از دیدنش خوشحال بشی و اون ناراحت

چقدر سخته وقتی میبینیش اشک بریزی

وقتی فکرشم اشکتو در میاره

چقدر سخته همیشه فکر کسی باشی که به فکر کسه دیگه ایه

چقدر سخته وقتی دوسش داری اون باور نداشته باشه

چقدر سخته بخوای خودتو از تنهایی در بیاری ولی نتونی

چقدر سخته تو تنهایی اسیر بشی

چقدر سخته شبا براش اشک بریزی اما باور نکنه

چقدر سخته از تنهاییت و ترس از دست دادنش گریه کنی

چقدر سخته بخوای بگی دوسش داری اما نتونیو نخواد بشنوه

چقدر سخته تو تنهایی خودت قدم بزنی

چقدر سخته شکستن قلبت به دست کسی که دوسش داری

چقدر سخته شنیدن دوستت ندارم

از کسی که همیشه

ارزوی بودن در کنارشو داشتی

چقدر سخته مرگ همه ارزوها

امید ها  

......!؟!!....

 

قول میدهم.....

                  سال جدید قول می دم بهتر از سالهای قبل زندگی کنم.........

                     شاید و احتمالا پایم بسیار خواهد لرزید......

                       شاید دستم به خطا برود.......

                               شاید.......!

                تا الان که همینطور بوده.......

                 ولی......ولی......

          با همه اینا خیالت تا الان باهام بوده!

       منم سعی میکردم همیشه بهت نگا کنم......

     گاهی با اطمینان......

    گاهی با اعتماد........

   گاهی با التماس.......

گاهی گیج...........

   گاهی...... گاهی.....گاهی...

   همه ی خوشی من این است...

اگر چه از بود و نبودهای این سال هیچ خبر ندارم...

از بودن تو در خیالم همیشه ی همیشه خبر دارم و اطمینان.....

             این یعنی ارامش من......؟؟!!

 

اخرین چهارشنبه سال...

سلام بچه ها جون امشب چهارشنبه سوری اخرین شب سال بود منم نمیدونم چرا دلم گرفتههههه

امیدوارم سال خوبی داشته باشین و امشبو بهتون خوش گذشته باشه من که امسال زیاد سال خوبی

برام نبود فداتون بشم خیلی دوستون دارم فدای تک تک تون امیدوارم سال خوبی در پیش داشته باشین.

دوستتون دارم

خیلی دوستت دارم فدات شم ...

میمونم بازم تو سال جدید باامیدبیشتر...

بازم مینویسم.....

بازم ......!

نگرانی؟

من هر روز و هر لحظه نگرانت میشوم

که چه میکنی؟پنجره اتاقم را باز میکنمو

فریاد میزنم تنهاییت برای من.......

گریه هایت برای من......

همه بغضها و اشک هایت برای من......

غصه هایت برای من.....

بخند برایم...!

انقدر بلند بخند تا من هم بشنوم صدای خنده های نابت را

صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده ...!

بیا......................................................................................المیرا

بیا

در ژرفای شب

زیر نو ر ماه

درخشندگی عشق را

پنهان کنیم

تا سپیده

بیا...

پنهان از چشمان همه ی سایه ها

مرثیه ی عاشقانه ی رسوایی را

در اغوش یکدیگر

زمزمه کنیم

و در قماری عاشقانه

باز

ـو دیگر بازـ

ببازیم

بیا.......!!؟

گامت را ارام بردار

joksms.coo.irای جدا نشدنی گامت را ارامتر بردار از برم اهسته تر بگذر تا 

بکام دل ببینمت بگذار با اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم اه

که نمیدانی سفرت روح مرا دو نیم کردو شگفتا که زیستن با نیمی

از روح تن را میفرساید مگذار یک بارهاز پاافتمفراق صاعقه وار

را برنمی تابمارامتر بگذر!گامت را ارامتر بردار اگر فریاد

رعد را در طوفان وداع نمیشنوی باران هنگام طوفان را که

میبینی؟اری باران اشک بی طاقتمرا که میبینی.

من چه کنمکه تو پرواز میکنی و من پایم به زمین بسته است

ای پرنده خدا به همراهت ولی نمیدانی بدون توجای خون اشک

در رگهایم جاریست از خود تهی شده ام نمیدانم تا باز گردی مرا

           خواهی دید.....!!؟؟؟

دل خوشی....

دلمان خوش است که مینویسیم و دیگران میخوانند و وعده ای میگویند

اه چه زیبا و بعضی ها اشک میریزند و بعضی ها میخندند

دلمان خوش است به لذت های کوتاه به دروغ هایی که از راست بودن

قشنگ ترن

به این که کسی برایمان دل بسوزاند یا عاشقمان شود

با شاخه گلی دل می بندیم و با جمله ای دل میکنیم

دلمان خوش است به شبهای دونفری و نفس های نزدیک

دلمان خوش میشود به براوردن خواهشی و چشیدن لذتی

و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود چقدر راحت لگد میزنیم

وچه

ساده می شکنیم همه چیز را...

.....!

 

اخرین نقطه!...

هر بار که مرا میدید ساعتها گریه میکرد!اخرین بار

که به سراغم امددیوانه وار میخندید!وقتی حالت استفهام را

در نگاه من دید با طعنه گفت:تعجب مکن که چرا میخندم من دیگر

ان دختر سابق نیستم!بس بود هر چه تو قاه قاه خندیدی و من

های های گریستم!....

تازه حرفش را تمام کرده بود که یکباره قطره اشکی

سرگردان گوشه ی چشمش لنگر انداخت؟با طعنه گفتم:

بنا بود گریه نکنی.پس این قطره اشک چیست؟اشک را با

دست پاک کرد و فیلسوفانه گفت:این؟این قطره اشک نیست؟!نقطه است!

میفهمی؟(نقطه)!این اخرین نقطه ایست که با اخرین جمله ی

اخرین فصل کتاب ایمانم به عشق مردان گذاشتم!

من دیگر به هیچ چیز مردان ایمان ندارم!...

جز..به یک پارچگیشان در نامردی!.....

 

اه سوخته...................................................................................المیرا

بگو

بگو که دیگر

دوستم نمی داری

چیزی بگو!

لب هایت را

باز کن

برای از عشق گفتن...

سکوت مرگ اور است!

برای دفن عشق

لب هایت را

با حسرت باز کن

بگذار

صدای اه سوخته

مرا

در اغوش بفشارد.....

ابی.....خونین....تب دار....................................................................المیرا

دلم مرگ میخواهد و سکوت

سکوتی مرگبار

مرگی ساکن!

دستم را بسویت اشاره کردم

و نگاهت را ربودم

مرا در گور فراموشی نسپار

احساسم با تو رنگ میگیرد

رنگ ارغوانی....

لبریزم از خواهش

تب دار از عشق

مرا به گوری بسپار

که هر روز از کنارش میگذری.....

رویا....

جالب

هرگز باورم نمیشه که باید بی تو از اینجا برم تنها و بدون همسفر!

یه بار شده فکر کنی که چرا باید من و تو تنها و دور از هم باشیم؟

درسته تو تنها نیستیو هیچ نشونه ای از عشق در قلبت نیست ولی یک لحظه به من فکر کن

خودتو جای من بذار.

خودتو جای یه ادم تنها و دل بسته به کسی که دلش از سنگه بذارشاید تصور حال من برات

دشوار باشه که هست!ولی اینو بدون که تنها تصویر توست که در قاب چشمانم مینشیند و

فقط و فقط عشق تو را به سراچه ی قلبم راه میدهم.

پس برای یک بار هم که شده به روزی برگرد که کفش هایت جاده عشق را بلد بودند

شاید بتونی خودتو پیدا کنیو اما من......

من هر روزچشم به راه جاده عشق هستم تا روزی رویای من به حقیقت

بپیوندد.....

خیال با تو بود.......

 

امشب دلم خیلی گرفته بیشتر دلتنگم بیشتر از همیشه عصبی و بیقرارم نمیدونم ولی حس میکنم تنفر از عشقم تمام وجودمو گرفته خیلی عصبیم براش مینویسم با گریه مینویسم                            ازش متنفرم

                                   ازش متنفرم

                                   ازش متنفرم

از عشقی که به اون  دارم متنفرم ازش متنفرم راستی هیچ فکر کردی برا چی ازت متنفرم قشنگم؟

چون تو دیگه هیچوقت برنمیگردی

چون تو دیگه نمیتونی دوسم داشته باشی

از اینکه از بین این همه عشق تو رو سهم خودم کردم کلافه ام

از اینکه نمیتونم جز تو کس دیگه ای رو به قلبم راه بدم خسته ام

اینکه نمیتونم عاشقت نباشم و برا عشقت گریه نکنم دارم زجر میکشم

میخوام خوشحال باشم میخوام یکی دیگه رو دوس داشته باشم

دلم میخواد دیگه بیقرا ر و منتظر برگشتنت نباشم 

دلم میخواد از قلبم بیرونت کنم و فقط کمی فراموشت کنم

دیگه عاشقت نباشم میخوام زندگیه شادی رو داشته باشم

اما من چطور میتونم عاشق باشم و قلبم مال یکی دیگه باشه ؟

وقتی تو هنوز با این غرور و با این تقدس باز در قلبم زنده ای و

غیر تو را نمیتوانم پذیرا باشم تو هنوز هم هستی با همان شور و شوق شاید هم محکمتر از قبل

من هنوز هم عاشقانه میپرستمت 

عشقم جاویدان و جاودانه است

هر چند با تو نه!

اما باخیال با تو بودن برایم کافیست

هنوز هم دوستت دارم

دوستت دارم

دوستت دارم.........

     

اس ام اس

  • امدی چه زیبا!گفتم دوستت دارم چه صادقانه پذیرفتی چه فریبندهنیازمند شدم چه حقیرانه بخاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه واژه غریب خداحافظ به میان امد چه بیرحمانه و من سوختم چه عاشقانه.....!

 

  •  هنو نیامده ای خدا حافظ!تقصیر تو نیست همیشه همین گونه بوده است برو اما من پشت سرت دست نه که دلتکان میدهم!

 

  • دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هر چه منتظر ماندم کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد!من تنها تر از همیشه به خانه برگشتم....

 

  • گفتی ما به درد هم نمیخوریم....اما هرگز ندانستی که من تو را برای دردهایم نمی خواستم......!

 

  • انگاه که اوار تنهایی روحت را در هم شکست گوشه قلبترا بنگر من انجا به انتظارتهستم.....

 

  • دلتنگ کسی  که باشی هیچ کس جز دلدار به دادت نمیرسد دلداده ی

دلتنگیاتم....!

معجزه....!

عکس های عاشقانه برای عاشق های تنها

طعم خیس اندوه و اتفاق افتاده!!

         یه اه....خداحافظ یک فاجعه ساده

خالی شدم از رویا حسی منو از من برد

           یه سایه شبیه من پشت پنجره پژمرد

                  !!!!؟؟؟ 

گفته بودی.....

 

گفته بودی

        از حال و هوای خودم برایت بنویسم

اینجا

               حوالی نگاه من همیشه مرطوب است

با بارش گاه به گاه خاطراتی دور

اینجا

       دلواپسی هایم

شبیه انار ترک خورده ای است!

                در ارتفاع باغ

                                و دلتنگی هایم

شبیه دست های پراکنده ای است

                              در ازدحام شهر

                                           و عبور سیال غمی مبهم

در مدار تکرار

              اه.....

                   بگذریم

                        راستی

تازگیها

              مرا از نزدیک دیده ای؟؟!

 

 

بندهای کفشهایت را هم بستی!قدر زود!نگاه کن:

التماس غریبانه ی چشمانم را....که بعد رفتنت مهربانی اش خاک میخورد!

خدا خیر بدهد این کفشهای بندی را که رفتنت که رفتنم را دقیقه ای حتی به

تعویق میاندازد!!!

قربانی الهه عشق...

 

 

 

همه چیز شاید یک اتفاق ساده بود....

لغزیدن نگاهم....

بر زلال احساست....

و تپیدن دلم...

که التماس نورانی در خود داشت...

و اری....

انجا من قربانی شدم...

و تو الهه بودی

که این قربانی شایسته ان نبود میدانم....

و اری

من تمام شدم به همین سادگی !!

فاصله....

گاه کوچکم میبینی         گاه بزرگ!

نه کوچکم       نه بزرگ

خودت هستی که

گاه دور میشوی

گاه نزدیک