بدترین شکل دلتنگی اینه که آدم پیش کسی که دوسش داره باشه
ولی بدونه که هیچوقت بهش نمیرسه.
بدترین شکل دلتنگی تموم کردن قشنگترین قصه زندگی با جداییه
بدترین شکل دلتنگی نداشتن یه همراه اون هم درسخت ترین شرایط زندگیه
بدترین شکل دلتنگی نادیده گرفتن قشنگترین احساس زندگیت یعنی عشقته...
چهارتا پست اول نوشته های ثابت وبلاگ هستند
خيلی دلم گرفته........
تا که بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدن خفته ایم و همه بیدار شدن
قدر آیینه بدانید چو هست نه در آن وقت که افتاد و شکست
....................................................................
خداوندا:
تو می دانی که انسان بودن
و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه زجری می کشد آنکس
که انسان است
و از احساس سرشار است.
.................................
......
تو همونی که تو موج بلا
واسه تو دستاما قایق می کنم
اگه موجا تو را از من بگیرن
قطره قطره آب می شم دق می کنم
وای که دلم طاقت دوری تو را هیچ نداره
بغض نبودن تو اشکاما در می یاره
ای که بی تو آن کویر خواب بارون می بینه
وقتی نیستی،غم دنیا تویه قلبم می شینه
ای که بی تو واسه ی من همه ی دنیا قفسه
هستی از نبودن تو التهاب نفسه
تویه بهت و غم تنهایی من
به سرم دست نوازش کشیدی
.
با مرام جان کپی میکنی ایراد نداره فقط ذکر کن نویسنده وبلاگ nefrat2000.blogfa.com هست
هميشه عاشقتم
اگه تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت چشم به راه تو می مونم با دلی پر از صداقت.
اگه با اشکهای گرمم دلتم برام بسوزه اگه جسم من بپوسه بعد دنیای دو روزه
اگه نقش قصه ها شی مه روی قله ها شی بری و از من جدا شی اگه باشی و نباشی
من فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خستم
این تویی که می پرستم سر سپرده ی تو هستم.
اگه جای تو به این دل همه دنیا را ببخشن یک ذره ان از هرچه دارم اگه باشی عاشق من
اگه زنجیر به پاهام اگه قفل و اگه سختن می رسم
هرجا که هستی به تو و عشق تو سوگند
اگه باشی تاجی بر سر یا که از ذره ای کمتر دل من داغتو داره تا ابد تا روز اخر
من فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خستم
این تویی که می پرستم سر سپرده ی تو هستم.
اگه با یه مرگ تب دار بشم از عشق تو بیمار یا وجود عاشقم را ببرن تا چوبه ی دار
اگه زندگیم فنا شه طعمه ی خشم خدا شه یا که در حسرت عشقت روحم از بدن جدا شه
اگه قلبما شکستی رفتی و از من گسستی مهربون یا خودپرستی
هرچه هستی هرکه هستی
من فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خستم
این تویی که می پرستم سر سپرده ی تو هستم.
عشق فرمان داده.......
عشق فرمان داده که به تو فکر کنم روز و شب زیر لبم اسم تو را ذکر کنم دوستم داشته باش دوستم داشته باش من به ان می ارزم که به من تکیه کنی گل اطمینان را تو به من هدیه کنی.
من به ان می ارزم که در این قربانگاه تو به دادم برسی تو نجاتم بدهی از غم بی هم نفسی تو به ان می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم.دوستم داشته باش دوستم داشته باش. من به ان می ارزم که به من تکیه کنی گل اطمینان را تو به من هدیه کنی.
تو به ان می ارزی که اسیر تو شوم و به یومن نفست انقدر زنده بمانم تا که پیر تو شوم تو به ان می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم. دوستم داشته باش.دوستم داشته باش
دوستت دارم
........................................
اي سزاوار محبت اي تو خوب بينهايت
همه ذرات وجودم به وجودت کرده عادت
به خدا دوست داشتن تو هم يه عشقه هم عبادت
تو سزاواري که باشي همدم روزها و شبهام
تا که عشقتو ببيني توي جونم و تو رگهام
بشنوي دوستت دارم رو حتي از هرم نفسهام
با نوازشهاي دستت سوختن از تب رو شناختم
تب عشقي آتشين که من به اون قلبمو باختم
قاصد بودن من بود موج خوشحالي چشمات
وقتي که عشقو ميديدم توي قطره هاي اشکات
هر که از عشق گريه کرده شادي رو تجربه کرده
با شبي در حرم عشق سفري به کعبه کرده
اي که برده اي مرا تا مرز يک عشق خدايي
بيا پاره تنم باش تو که پاک و بي ريايي
اوج فرياد دلم شد عاشقانه دل سپردن
در وجود تو شکفتن با تو بودن يا که مردن
هر که از عشق گريه کرده شادي رو تجربه کرده
با شبي در حرم عشق سفري به کعبه کرده
غريبي يار
سلام حالتون خوبه عزیزان.ممنون که نظر می دین.اگه بیشتر بشه بهتره
این عکس و شعر زیبا را به عشقم که فقط به خاطر اون می نویسم تقدیم می کنم.
.................................
من آهنگ غریب روزگارم
غمی در انتهای سینه دارم
تمام هستی ام یک قلب پاک است
که آنرا زیر پایت می گذارم
شبی غمگین شبی باران و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستیم بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
فراموش.......
..............................................................................
کاش ای تنها امید زندگی
می توانستم فراموشت کنم
یا شبی در اتش سوزان دل
چون مهیب سینه خاموشت کنم
کاش احساس نیاز دیدنت
چون وجودت از وجودم دور بود
کاش هرگز نمیدیدم تورا
کاش ان شب هر دو چشمم کور بود
********************************
عاشقا ای عاشقا
عاشقا ای عاشقا عشق من رنگ خزونه
تب من رنگ شقایق تو یه دشت بی نشونه
هستی را یکسره باختم سوختن و موندن و ساختن
اول عاشقی اینه اخر عاشقی اونه****
عاشقا ای عاشقا اون می گفت برام می میره
اون که می گفت از محبت تا منا از من بگیره
دیگه تو نگاه گرمش واسه من حرفی نمونده
بارونمحبتی نیست دیگه قلبش یه کویره
روز و روزگاری داشتیم شوق انتظاری داشتیم
تویه شهر عاشقی ها پاییز و بهاری داشتیم
تو دیار بی کسی ها گل ارزو می کاشتیم
باسه ی یه لحظه دیدن دل بی قراری داشتیم
اشیونه را به هم ریخت بازیه دست زمونه
من یه سرگردون عاشق اون نمی خواد که بمونه
تویهچشماش نمی خونم قصه ها ی اشنایی
من هنوز باور ندارم این دوتا چشماهمونه
********************************
فکر جدايی را از سرت بيرون کن
گفتمش : دل می خری ؟
برسید چند؟
گفتمش : دل مال تو، تنها بخند !
خنده کرد و دل زدستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای بایش روی دل جا مانده بود ......
دوست داشتن....
| |
|
اگه کسی رو دوست داشته باشی نمی تونی تو چشماش زل بزنی ....
نمی تونی دوریش رو تحمل بکنی ....
نمی تونی بهش بگی چقدر دوستش داری ...
نمی تونی بهش بگی چقدر بهش نیاز داری ...
برای همین عاشقا دیوونه میشن ....
|
| 7915 کامنت که به سختی باز میشود |