ناگفته هایی از دور. مرتضا ۲۹ ساله از مشهد مقدس

سلام به همگی دوستان

عذرخواهم بابت تاخیر چند ساله...

باز هم همان حکایت همیشگی

حرفهاییست برای گفتن که اگر گوشی نبود نمیگوییم و حرفهاییست برای نگفتن که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی اورند و ارزش ماورایی هرکس به اندازه حرفهاییست که برای نگفتن دارد. حرفهایی که پاره های بودنه ادمی اند و هرگز بیان نمیشوند مگر انکه مخاطب خویش را بیابند

درد....

 دردهایت را دورت نچین تا دیوار شوند

زیر پایت بگذار تا پله شوند...

تکیه گاه بی پناهیم شکسته است....

دردهای من...

جامه نیستند ، تا زتن در آورم

جامه و چکامه نیستند ، تا به رشته ی سخن در آورم

نعره نیستند ، تا ز نای جان برآورم

درد های من نگفتنی

درد های من نهفتنی است

درد های من

گرچه مثل درد های مردم زمانه نیست

درد مردم زمانه است

مردمی که چین پوستینشان

مردمی که نامهایشان

جلد کهنه ی شناسنامه هایشان ، درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم

لحظه های ساده ی سرودنم ، درد می کند

انحنای روح من

شانه های خسته ی غرور من

تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است

کتف گریه های بی بهانه ام ، زخم خورده است

درد های پوستی کجا ؟

درد دوستی کجا ؟

این سماجت عجیب ، پافشاری شگفت درد هاست

درد های آشنا

درد های بومی غریب

درد های کهنه ی لجوج

اولین قلم

حرف حرف درد را ، در دلم نوشته است

دست سر نوشت

خون درد را ، با گلم سرشته است

من چگونه سر نوشت نا گزیر خویش را رها کنم ؟

درد ، رنگ و بوی غنچه ی دل است

پس چگونه من رنگ و بوی غنچه را ، زبرگ های تو به توی آن جدا کنم ؟

دفتر مرا ، دست درد می زند ورق

شعر تازه ی مرا ، درد گفته است ، درد هم شنفته است

پس در این میانه من ، از چه حرف می زنم ؟

درد ، حرف نیست...

درد ، نام دیگر من است

من چگونه خویش را صدا کنم...

واقعیت الان زندگیم

گاهی باید نبخشید کسی که بارها اورا بخشیدی و نفهمید

تا اینبار در آرزوی بخشش تو باشد


گاهی نباید صبر کرد باید رها کرد و رفت تا بدانند

اگر ماندی رفتن را بلد بودی


گاهی بر سر کارهایی که برای دیگران انجام میدهی 

باید منت گذاشت تا آنرا کم اهمیت ندانند

گاهی باید بد بود برای کسی که فرق خوب بودنت را نمیداند

و گاهی باید به آدمها از دست دادن را متذکر شد

آدمها همیشه نمیمانند

یکجا در را باز میکنند و میروند.

متنفرم از نامردیهای مردنماهای اطرافم

بعد از ۵ سال برگشتم...!!!

سلام به همگی دوستان . اینم شاید رسم روزگاره چون من قول داده بودم به خودم تا دلم نگیره نیام وبلاگ و متنی بزارم یا متنی بنویسم. ولی باید اعتراف کنم کمرم شکسته الان. خیلی بیشتر از قبل دلم گرفته. اومدم تا با خودم با خودت با خودش با همه حرف بزنم تا شاید یکمی دلم ارومتر بشه. خیلی دلم تنگ شده. نمیدونم برای کی برای چی چرا ولی خیلی پرم. دوستان اول خدا بعدم شما. یا علی

 

فقط برای خودم هستم " مـــن...! "

این پست زیبا رو از روی وبلگ زیبای ذوست عزیزم گذاشتم براتون...

((تراوشات ذهن یک بیست و چند ساله))...

http://noname111.blogfa.com/

فقط برای خودم هستم " مـــن...! "

خودِ خودمـــــــــ ـ ـ ـ ...

نه زیبایم و نه عروسکی و نه محتــــــاج نگاهی...!

برای تو که صورتــ ـــهای رنگ شده را می پرستـــی

نه سیرتــــــ آدمها را ،

هیــــــچ ندارمــــــ...

راهت را بگیر و برو.

حوالی من٬ توقفـــ ممنـــــــــوع استــــــ...!!!

نوشتن برای تو ، وقتی ندانی که برایت نوشته ام به چه درد می خورد ؟


دلم دوست داشتن می خواهد
نه هر دوست داشتنی
از همان ها که می شود ساعت ها
در آغوشش بی هیچ حرفی نشست
می شود بی هیچ حرفی
هزار نگفته گفت
از همان ها که این آدمها اسمش را
گذاشته اند
افـــسانه !
اما . . .
افسانه هم دست نوشته ی خودِ آدمهاست
نیست ؟
پس من . .تو
می توانیم از قصه هایمان یک افسانه بسازیم
تنها اگر
از سینِ سلامِ رابطه
دلمان؛ چشممان؛ حواسمان
اصلا خودِ خودِ خودمان
تنها برایِ
او
باشد
میشود

خوبی...؟ 
گاهی با تمام تکراری بودنش غوغا می کند...

حتی اگر درمیان مردمان این شهر شلوغ یک نفر تو را بفهمد کافیست...

باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد... آن قدر که اشک ها خشک شوند.
. باید این تن اندوهگین راچلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد...
.به چیز دیگری فکر کرد...
 باید پاها را حرکت داد 
و
 همه چیز را از نو شروع کرد


ﭼﻪ ﻓﺮﻗــــﯽ ﺩﺍﺭﺩ ؟
ﭘﺸﺖ ﻣﯿﻠﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﺷــــﯽ ...
ﯾﺎ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫـــﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﺩﺭ ﺣـــﺎﻝ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻥ ..
ﻭﻗﺘــــــــﯽ ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﺘــــــــــــ ﺩﺭ ﺣﺒﺲ ﺑﺎﺷﻨﺪ
...!!!!!


از تو چه پنهان , وقتی کسی دیوانه میشود حتما چیزی را فهمیده که دیگران نمی دانند. زخمی کاری یا دردی کشنده !


گل آفتابگردان را گفتند:
چرا شبها سرت را پایین می اندازی؟
گفت: ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند

هیچ کس متوجه نمی شود


هیچ کس متوجه نمی شود
که برخی از افراد چه عذابی را تحمل می کنند
تا آرام و خونسرد به نظر بیایند...

آلدوس هاکسلی

سوء تفاهم (؟) بدبینی (؟) یا غرور !


حس می کنم برای بعضی بازیها کمی پیرم، مثل این بازگشتن های بی هوا به نوجوانی ! اینکه حال و روزت به تلفنی بند باشد! اینکه نگران کسی باشی که نمی دانی حقیقتا دوستت دارد یا نه .. گاهی چند قدم عقب می روی ، نه اینکه دلت نخواهدش ، برای اینکه از اینهمه احساسات گنگ خسته می شوی ، فکر می کنی تنها که بودی دست کم روزهایت ثبات داشت.

من برای گفتن " دوستت دارم" های با تردید پیر شده ام ، برای کلنجار رفتن با اینکه این جملات ناشی از احساس است یا شهوت .. من برای دلواپسی هام وقت دور شدن و کمرنگ شدن ، برای فال حافظ گرفتن های وقت دلتنگی پیر شده ام .. با این حال می دانم آنقدر عزیز بودی که همچنان آرزویم خوشحالی ات باشد .

دیگر به اینکه مرتکب اشتباهی شده ام (؟) مقصرم یا نه ، باید ببخشم یا بخشیده شوم ، فکر نمی کنم ; فقط می خواهم تنها باشم .. مساله اینجاست تو باور نداری دوستت دارد ، او باور ندارد دوستش داری ! نمی دانم به این می گویند

سوء تفاهم (؟) بدبینی (؟) یا غرور !

هنوز هم کسانی هستند...!!!!

کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم؛
مثل ساعت هایی که صبح،
دلسوزانه زنگ می زنند؛

و در میانِ خواب و بیداری،
بر سرشان می کوبیم؛

بعد می فهمیم که خیلی دیر شده ...!!!

خدایی شهامت میخواهد...!!!!


شهامت میخواهد
دوست داشتن کسی که 
هیچ وقت 
هیچ زمان 
سهم تو نخواهد شد !

هنوز هم....!!!!

[Image: s3pw8aiq44ik4ta28a.jpg]

مردهایی هستند که از نگاهشان
از لبخند و حرف زدنشان
از جرعه هایِ کوتاه قهوه خوردنشان
می شود فهمید
رازی دارند
می شود فهمید که می فهمند
مردهایی هستند که با دیدنت دستپاچه نمی شوند
اما عجیب دستپاچه ات می کنند
شاید هرگز کنارِ بودن هایِ تو قرار نگیرند
شاید بودنشان لحظه ای باشد
به حدِ همان چند دقیقه چشم در چشم شدن در کافه ای دور
به حدِ لحظه ای در را نگه داشتن و با احترام تو را راهی کردن
اما باور کن
کفایت می کند
تا تو باور کنی
هستند مردانی که هنوز هم می شود
برایِ بودنشان کنارِ لحظه هایت
زنانه به انتظار نشست
هستند ...

عمر تلف شده ما!!!!


کمتر خواهم خوابید و بیشتر خواهم دید. برای هر دقیقه ای که چشمانمان را روی هم میگذاریم 60 ثانیه وقت را از دست میدهیم چون عمر تلف شده ما
حاصل همین 60 ثانیه هاست.
ما وحشی و بیدار بیداریم نسبت به زندگی!!!!!

زندگے در حال بارگیرے است، لطفا صَبر ڪنیــد... !!!!


زندگے در حال بارگیرے است، لطفا صَبر ڪنیــد... 
اینجا سرعـــــت خوشبختے بسیار ڪم استـــــ...!!! 
تا زندگے ات لــود شّـود ... عُمرت تمام شــده...!!

پس از خود شروع کن...!!!


آنچه که هستی آنچنان فریاد می زند،که آنچه که میگویی نمی شنوند...
پس از خود شروع کن...!!!

این روزها تلخ می گذرد


این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش !
همین بس که :
نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است ،با تیغِ کُند

اِعتمـــــاد !!!

هَـــــر جـــا سُخَـــن اَز اِعتمـــــاد اَست خَـــندِه ام میگیرَد !

                                          چه دنیای عجیبی!!!!!!!!

                                           چه دنیای عجیبی!!!!!!!!

                        همه می گـــــــویند حــــــــرف دلــــــــت را بزن

                                اما هر وقت حــــرف دلـــــم را زدم

                                            دل همه را زدم!!!

بـــراي بـــعضي دردها...!!!


بـــراي بـــعضي دردها...

نـــه مي توان گريــــه کرد ، نــــه مـي توان فريـــــــــاد زد ... !

بــــراي بـــــــــــعضي دردها ...

فـــــقط مي توان نــگاه کرد و بي صدا ،

شـــــــــکــــــــــســـــــــت ...

دلتنگـــــــــــــ!!!!

 گاه  دلتنگــــــــــ می شوم دلتنـگتر از تمام  دلتنگــــی ها

حسرت ها را می شمارم

و باختن ها

وصدای شکستن را

... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

وکدام خواهش را نشنیدم

وبه کدام  دلتنگـی خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم




غمــــــ ــــــگیــنمــــ....


 همــانــنــدِ مــــ ــرد هــ ــزار چــ هــره که میــگفــتــ


” نمــی دونــم چــ ـــــ ـــــرا تــو زنــدگـ ـیم هِــ ـــــی نمـــــ ـــــیــشهـ

 

زندگی...!!!


  اینایـــــــــــ ــــــــی که خنده هاشـــــ ــــــونــــــــــــ

 

گوشـــــــ ـــــــهـ  فلـــــــ ـــــــــــ ــــــــک رو کـــ ــــر می کنهـ ...

 


همونایی هســ ـــــــ ــــــ ـــتن کهـ

 

 صـــــ ــــــــ ـــــدایـــــ گریه هــــــــــ ــــــــــایـ  آرومشــــ ـــــون

 

 حتی بالشتشـــــــــ ـــــــــونـ  نمی شنوهــــــــ...

 

حال این روزهای من...!!!!

فقط دلــــــــــــــــــــم مسه ســـــــــــــــــــــــــگ گرفته.

همــــــــــــــــــــــــــــــــین!!!!