برین ادامه چن تا دیگه هم هس
ینی کافیه ببینی، خوشت بیاد اما نظر ندی..

یک نصیحت برادرانه
وقتی تو ماشینید به ملت فوش ندید در برید !
ما یه بار فوش دادیم خوردیم به ترافیک ... !!!!!
باقیش بمــــــــاند !!!
![]()
گوشیمو بعد ۴-۵ روز روشن کردم
دیدم ایرانسل اس ام اس داده که :
مشترک گرامی حالا تو دوس دخدر نداری به جهنم !!! 
لااقل گوشیتو روشن کن شاید یکی شمارتو اشتباهی گرفت و با هم آشنا شدید آخه !

امروز میخواستم یه آهنگ دانلود کنم
تا روی دکمه دانلود کلیک کردم
هیچ صفحه پاپ آپ اضافه ای باز نشد مسئولین رسیدگی کنن لدفن !!!

من به عشق همون صفحه های پاپ آپ میرم واسه دانلود ! 
![]()
اعتراف کن که حتی به بار هم که شده اون خوراکی هایی رو که خیلی دوست داشتی
رو تو خونه قایم کردی تا تنهایی بخوریش !؟
اقـــــــــــــرار کن ... همه خودین باوا
من خودم همیشه این کارو میکردم و میکنم !
عشق در زمان تفنگ...( خودم نوشتم)
از پشت سر صدای پا شنیدیم... یه سرباز بود... تا اونو دیدم به عشقم گفتم حالا بدو و فرار کن... داشتیم می رسیدیم پشت دیوار که صدای تیر اومد... سرباز به عشقم تیر زده بود....از یه ظرف تنش گلوله رفت و از طرف دیگه در اومد... شوک شده بودم.. انگار آب یخ ریختن روم نمی تونستم جم بخورم... عشقم افتاد تو بغلم... بردمش پشت یه دیوار.. خیلی عصبانی بودم سربازه خواس دوباره شلیک کنه.. اما من حالیم نبود.. اون عشقمو زده بود... رفتم سمتش... یه تیر به شکمم زد... خواست بازم شلیک کنه بهم بهش رسیدم با عصبانیت مشت کوبیدم به کلش.. سرشو کوبیدم به دیوار...چشام تار می دید... نمی تونستم رو پاهام راه برم... اما هرطوری بود خودمو به خونه ی عشقم رسوندم و زنگو زدم .. پدرش اومد پایین.. گفتم که تیر خورده و تو کوچه ی بغلی هس... دیگه بیهوش شدم و نفهمیدم چی شد.... اولین صدایی که بعد اون ماجرا شنیدم صدای پرستار بود... گفت: حالت بهتره؟ می تونی منو ببینی؟ تلویزیون روشن بود... معلوم بود سربازا موفق شدن دشمنو از خاکمون بیرون کنن... یهو یاد عشقم افتادم...از پرستار خواستم خواهرمو صدا کنه.. خواهرم دو سال ازم بزرگتر بود.. اون از وقتی پدرومادرمونو تو یه صانحه رانندگی از دست دادیم ازم مواظبت کرد و کنارم بود.. اومد تو اتاقم.. پرسیدم: عشقم کجاس؟ نگام کرد و سرشو انداخت پایین.. وااای.. نکنه که...
بقیه ادمه مطلب...
عاشقانه کوتاه

نسیم پاییزی ملایم وزید.... از درخت جدا شد و خود را به باد سپرد برگ زرد درخت.....گویی خود می دانست سرنوشتش چیست...اویی که روزی عاشقانه ای با درخت داشت حالا................ حالا درخت فراموش کرده بود که روزی برگ با او جان داشت و سبز بود... درخت حالا برگش را فراموش کرده بود... معشوقه ی جدیدی جای برگ را گرفته بود....
خزان...
این بود نهایت آن همه عشق بی پایان... به راستی پایان عشق همین باشد شاید...تا پای جان پای عشقت بمانی و آخرش...صدای نابودیت زیر پای یک رهگذر... یک عابر پیاده.. شاید هم زیر پای دو عاشق که شاید روزی سرنوشت آن ها هم همین باشد....
....

هوی زندگی؟ اگه بگم غلط کردم دست از سرم بر می داری؟
....
یکی از سخت ترین کارا پاک کردن مسیج هاییه که یه روزی برات یه دنیا معنی داشه...
.....
تنهاییم را گردن هیچ کس نمی اندازم.. گردن هیچ کس تاب این همه سنگینی را ندارد....
....
این روز ها چقدر ساکت شده ام.. راه گلویم بسته شده... دارم تمام حرفهایم را از چشمانم بیرون می ریزم... چقدر حرفهایم خیس شدند... انگار باران می بارد...
....
ثانیه به ثانیه ناه می کنم... شاید از خواب بیدار شوم... شاید دروغ باشد دنیای بی تو... دلخوشم.. به بوی عطر ماندگارت در یادم! که از خط خطی شدن در گذر ثانیه ها مبراست....
.....
سخت است
نترس
اگر هم بخواهم از این دیوانه تر نمی شوم
گفته بودم بی تو سخت می گذرد
بی انصاف
حرفم را پس می گیرم بی تو اصلا نمی گذرد........
......
هیس.... ساکت... اینجا کسی نیست درکت کنه... همه ی حرفاتد نگه دار تو خودت... بذار فک کنن همیشه شادی..بالاخره یه روزی میاد که شاد میشی... آره دلم.. ساکت باشی بهتره
....
آهسته گفت: خداحافظ
و در را آهسته بست و رفت....
آدم ها چه راحت وظیفه ی خود را به گردن خدا می اندازند...
پی نوشت: من خودم تنها نیستم... برا معنوی شدن فضا بود این متن
اعترافات
.......
یه بار تو حیاط خونه داشتم سیگار می کشیدم... صدای در اومد هول شدم سیگارو روی صفه ی گوشیم خاموش کردم!!!!! بدتر اینکه بلافاصله گوشیو انداختم تو باغچه سیگار خاموش موند تو دستم....😕😕
هعی روزگار...
خوندنش حوصله میخواد . . .
میخوام چند تا سلامتی بگم خیلی غمگینه. . .
سلامتی پسری که یه روز عاشق شد. . .
سلامتی دختری که یه روزعاشق شد. . .
سلامتی پسری که اندازه یه نگاه هم به عشقش خیانت نکرد. . .
سلامتی دختری که هیچی کم نذاشت. . .
سلامتی عشق پاکشون. . .
سلامتی اون همه خاطره ها و شیطنت هاو دیووونه بازی های زیر بارون
قرار گذاشتن ها خیس شدن ها از سرما به خود لرزیدن ها. . .
سلامتی دوستی که زیراب پسرو به دروغ زد. . .
سلامتی دختری که حرف دوست مثل خواهرش رو باور کرد. . .
سلامتی دختری که بی خبر خطش خاموش شد. . .
سلامتی اون قسم ها اون دوست دارمهایی که هیچوقت تحویل داده نشد. . .
سلامتی پسری که هر چی قسم خورد خواهش کرد اثری نداشت. . .
سلامتی دختری که با چشم خیس به پسر گفت ازت بدم میاد. . .
سلامتی پسری که رفت خدمت تا زود برگرده و دلشو بدست بیاره بره خواستگاری. . .
سلامتی 21 ماه پست دادن ها و لحظه شماری ها دور بودن ها. . .
سلامتی روزی که پسر دعوت شدبه جشن عقد عشقش. . .
سلامتی اون شب. . .
سلامتی اون دوستایی که بخاطر حال پسر بغض داشتن
اما پسر خندیدتا جشن خراب نشه. . .
سلامتی اون خنده ی زوری. . .
سلامتی عروسی که ماه شده بود. . .
سلامتی عاقدی که اومد. . .
سلامتی شناسنامه ها. . .
سلامتی بغض پسر. . . سلامتی بار اول. . .
سلامتی بغض پسر. . . سلامتی بار دوم. . .
سلامتی بغض پسر. . . سلامتی بارآخر. . .
سلامتی پلاک زنجیری که پسر واسه زیر لفظی روز عقدش گرفت تو جیبش موند. . .
سلامتی زیر لفظی که یکی دیگه داد. . .
سلامتی پسری که هنوز امید داشت که به عشقش میرسه. . .
سلامتی اجازه بزرگترها. . .
سلامتی بله. . .
سلامتی بغض پسر. . .سلامتی چشم خیس دوستان. . .
سلامتی اون حلقه که جایگزین حلقه پسر شد. . .
سلامتی ماشین عروس. . .
سلامتی سستی زانو. . .سلامتی سیاهی چشم. . .
سلامتی اون شب. . .
سلامتی پاکت سیگار و نخهایی که با نخ قبلی روشن شد. . .
سلامتی فرداش. . .
سلامتی مهمونی که دختر گرفت. . .
سلامتی دوستایی که جمع شدن. . .
سلامتی شب و روزایی که سخت گذشت. . .
سلامتی دوستی که به دختر گفت اون حرفو به دروغ گفت از رو حسادت. . .
سلامتی دختری که با تمام وجود گریه کرد. . .
سلامتی تیغی که تیز بود. . .سلامتی رگ دست. . .
سلامتی دختری که خودکشی کرد. . .
سلامتی لحظه ای که به پسر خبر دادن . . .
سلامتی ملاقات تو بیمارستان. . .
سلامتی اون 5 و 6 دقیقه ی تنها با دختر. . .
سلامتی اون چشمای نیمه باز خیس. . .
سلامتی شرم دختر. . .سلامتی صبر پسر. . .
سلامتی قسمهایی که پسر به دختر داد تا فراموش کنه که زندگیش خراب نشه. . .
سلامتی قسم جون پسر. . .
سلامتی قبول کردن دختر. . .
سلامتی لحظه خداحافظی. . .
سلامتی چشمای خیس. . .سلامتی یه عمر تنهایی. . .
سلامتی حرفایی که نمیشد گفت ولی یه متن شد. . .
سلامتی خنده هایی کودکی که توی راه بود. . .
سلامتی دختری که مادر شد. . .
سلامتی پسری که حسرت پدر بودن تا ابد به دلش موند. . .
سلامتی هق هق هایی که پست شد تا دلی آروم شه. . .
سلامتی امشب. . .
سلامتی همه ی عاشقایی که هر گز به عشقشون نرسیدن
واز دور نگران یکی یه دونه شون بودن و با بغض با سکوتشون گفتن آهای غریبه
این که دستش توی دستای تویه همه دنیای منه
خیلی مراقبش باش. . .
سلامتیه نویسنده این متن که دارین بغضاشو می خونین.....
به سلامتی خودم که ته ته معرفت اگه نباشم بی معرفت هم نیستم !
به سلامتی خودم که اگه هیچی نباشم لا اقل نامرد نیستم !
به سلامتی خودم که به هر کی رسیدم خندیدم تا طرف
با دیدنم واسه دو دقیقه هم شده غم و غصش بریزه دور!
به سلامتی خودم که با وجود این همه رفیق بازم بی رفیقم !
به سلامتی خودم که دوست داشتن رو از همون بچگی یاد گرفتم !
به سلامتی خودم که بخشیدم و بخشیده نشدم!
به سلامتی خودم که اشکم در اومد ولی اشک در نیاوردم !
به سلامتی خودم که سکوت کردم تا طرف خالی شه !
ولی سکوت نکرد تا من خالی شم. . ....









