----
من بختیاریم.
از تبار خاک ایران ، از نژاد پارس قوم بختیاری.
از تبار مردمی که اگر نام و رسمشان به بلندای ایران نباشد ولی به بلندای تاریخ هست.
من اگر زاده ی کوروش نباشم عموزاده ی او هستم.اگر مرا نسبی با مردان مشروطه ی فاتح تهران نباشد سببی هست.

برچسبها: توهین به بختیاری محکوم است , عشق , علیرضاشب نشین , love
ادامه مطلب

می دوزم نگاهم را به نگاهت
می بافم خیالم را به خیالت
گره گره این لحظه ها
فرش خواهد شد برای زندگی
.
.
ابوالویرا_ززی را پرسیدند : " زندگی چیست؟
پاسخ داد :زندگی همین ساده بودنهاست ،
همین بودن های دور یا نزدیک..
همین که باد بوزد و شاخه ی پیر بلوط بجنبد،برقصد...بی شک در خیالش رقص برگ دارد"
برچسبها: علیرضاخادمی , شب نشین , فرش زندگی , عشق


پسرم ای زاد خورشید
نشو از تقدیر نومید
مادرت اردیبعشقه
دل تو مرداد و پوشید
تن تو مخمل نازه
دیدنت دنیا رو ارزید
با تو این دنیا قشنگه
میشه دست تودست رقصید
میشه از سوسوی چشمات
یک بغل ستاره رو چید
پسرم ای رادمهرم
ای گل زیبا چهرم
دیدنت دنیا رو ارزید
دل تو مرداد و پوشید
برچسبها: رادمهرخادمی , من لرم , رادمهر , کُرپَل

✍ #علیرضا_خادمی
در روزگاری نه چندان دور از جمله رسومات ساده و تاثیر گذار در روابط اجتماعی رسمی بود به نام #کاسهومسا یا #کاسه_همسایه که در بین اهالی یک محله و همسایه ها انجام می گرفت.
محله و همسایه هایی که خود را عضوی از جامعه بزرگتر یعنی خانواده_محله میدانستند.
خیلی از ما هنوز در خاطر داریم این شیوه از یکی بودن را در قالب های مختلف خود.
از بخشیدن و گرفتن چند عدد نان به اصطلاح قرضی گرفته تا دعوت کردن مهمانان همسایه یا فامیل برای کمک به صاحب خانه..
از پذیرایی و نشستن در کنار مهمان در نبود صاحبخانه تا بردن ظرفی غذا که نکند همسایه بوی آن را شنیده باشد..
رفتار و سنتی کوچک در دل مردمی بزرگ که برادری و خواهری را برای هم مجسم می کردند ، زمانی که هنوز زندگی رنگ و لعاب مهربانی را داشت.شاید اگر همین رسم ساده را با دقت بنگریم متوجه می شویم که همین کاسه همسایه و همین بخشش نان و نمک و پذیرا بودن از همدیگر باعث می شد که بزرگتری ارج داشته باشد و حرمتها محفوظ بماند. همین رسم ساده باعث می شد همسایه و فامیل از حال هم با خبر باشند و دست گیران همدیگر در روزهای تنگی و غم باشند و برعکس با شادی دیگری همه شاد بودند.
امام صادق علیه السلام میفرمایند :
"همسایه خوب بودن و رفتار خوب داشتن با همسایه، مایه افزایش روزى است."
چه خوب است که تک تکمان دوباره سعی کنیم این سنت زیبا احیا شود تا بدینوسیله به احیای ارزشهای انسانی برگردیم تا جامعه ای مهربانتر و مردمانی یک دل تر داشته باشیم.
#آنچه_بودیم
#فرهنگ_لری
#فرهنگ_ایرانی
برچسبها: فرهنگ لری , کاسمسا , کاسه همسایه , علیرضاخادمی

من لرم
ریشه دار در کوهساری سترگ
زخمی تیر و تبرهای دوست و دشمن
خسته از انتقال آب و نفت
از ریش خند به شاخه شاخه ام
به زبان مادریم
من لرم
همان که برای شکستن غرورم جوکهای تلخ ساختند.
همان که پس از کشتار زنان و کودکان بی دفاعم از فتح الفتوح نام بردند.
آری من لرم
برخاسته از آوار تاریخ
برخاسته از زخم تبرهای از جنس خود
برخاسته از شکوه هزاران ساله
من لرم ققنوس زمان
در خود سوختم تا قدر زبان و فرهنگم را بدانم
قدر طبیعت زاگرس را
قدر آب کارون و دز را
در خود سوختم تا بدانم لر باشم پیش از آنکه دیر شود
در خود سوختم تا تولد دیگری بیابم
برچسبها: من لرم , قوم لر , علیرضاخادمی , شب نشین
علی عزیز امیدوارم این گام اول زمینه ای باشه برای رسیدن به سقف آرزوهات.
برای رسیدن به هدفت و به زودی مزد تمام تلاشهات رو بگیری.
فراموش نکن با توکل به خدا و تلاش خودت میتونی به آنچه میخوای برسی.
❤

برچسبها: علی شیخ شمسی , داماش تهران , فوتبال , جندی شاپور دزفول
ادامه مطلب

باید شبی دوباره دست در دست هم دهیم
ایستاده به دور آتشی انبوه از هیمه
زن و مرد شانه به شانه
آرام و آرام
پایکوبان بر زمین سرد بکوبیم
یک
دو
سه
سنگین سماع تا شانه شکی
برای ریختن هوار سرما از شانه هایمان
برای گرم شدن دستهایمان
و تو ای سر چوپی
برقصان دستمال خود را
و بخوان هماوردمان اهریمن سرما را
زن و مرد شانه به شانه
محکم و محکم
پای بکوبیم بر زمین سرد
ایستاده به دور آتشی انبوه از هیمه گرم
تا خروس خوان...،
که سحر نزدیک است.
برچسبها: من لرم , اتحادقوم لر , رقص اتحاد , علیرضاخادمی
ادامه مطلب
صدایت
صدایت آرامش زمان صفر من است
آنگاه که سایه های سرد زندگی هوارهوار میبارند به زندگیم
تو نجوای شبانه ی منی
بمان هرچند تلخم
بمان..

برچسبها: زمان صفر , بمان , علیرضاخادمی , شب نشین
خشاب ها را گل بکارید
و پیچکی به دور باطوم
شلیک را به آب پاش بدهید برای رستن دانه های عشق
می شود به جای بمب از طیاره ها نامه ی صلح فرستاد
و از موشکها عطر
می شود به جای هر خوشه ی مین ، گندم کاشت
تا ده ، صد و هزار دانه شود برای نان خانه
هنوز هم عشق دیدنی است
اگر قبل از رسیدن به دست باروت پرپر نشود.

برچسبها: کبوتر صلح , عشق , علیرضاخادمی , شب نشین

زاْ داخ دیری اٛز تو شۉ بیارم
مٱیٱر اْبۊ کاْ بی تو لؽز ڤارم
زاْ واٛیناٛت تا سٱهٱر جور دینشڌ
سٱر تٱش تا نسوسم لؽز نارم
ترجمه به فارسی👇👇
از داغ دوری از تو شب بیدارم(شب نشینم)
مگر می شود بدون تو آرامش داشته باشم
از عشقت تا سحر مانند اسفند
روی آتش تا نسوزم آرام نمیگیرم
برچسبها: عشق , love , خط پاپریک , دوبیتی لری
کنار مرداب پشه زده است
کنار تاریکی هر شب
میان تنهایی من و دستانم
سکوت
اما سرشار از دق کردن هاست
و این تکرار شب نشینی من و مرداب است ،
تنها
گندیده
خسته

برچسبها: عشق , love , علیرضاخادمی , مرداب
وارث بلوط و زاگرس خواهم ماند

برچسبها: من لرم , وارث بلوط و زاگرس , من لرهستم , قلم و تفنگ
ادامه مطلب
مرحوم بهمن علاالدین و ایرج رحمانپور شاخصترین چهره های آواز لری هستند.
که هر کدام به طریقی فریاد لر بوده و هست.
یکی با فغان از ستم به لر آزادی را روی بال ابرها و با آواز می نویسد تا همگان بدانند آنچه مهم است این واژه و رسیدن به آن است
و دیگری در غم جدایی و تفرقه ی مردمان لر می سراید که چقدر خوب است همدل به یاری برزگر بشتابیم که تکیه بر خود یعنی آنچه باید می بودیم.
هنر اگر رشد دهنده نباشد میرا و زود گذر است و این را استادان بهمن علاالدین و ایرج رحمانپور بخوبی پی بردند.

برچسبها: من لرم , بهمن علاءالدین , ایرج رحمانپور , صدای درد لر
کوله بارم خالی خالیست
من هستم و پاهایی تاول زده از راه
تاول زده از سنگلاخی راه پر از محنت
دل رنجور و پریشان از این همه گناه به درگاهت آمده ام.
سرافکنده از پستی یک آدمیم.
همانکه آفریدی تا اشرف مخلوقاتت باشد
من آدمیت را زیر سوال برده ام.
ریا بوده ام و دروغ
حریص بوده ام و هیز
بد بوده ام و تلخ.
من جز دعا چیزی ندارم.
جز تو هم کسی را ندارم.
دست رد به سینه ام نزن
دست رد به سینه ام بزنی به کجا بروم.
جز تو به که پناه ببرم.
تو خدایی
خود گفته ای مرا بخوانید تا اجابت کنم تورا
من اینک تو را میخوانم
با چشمی پر از گناه
با قلبی پر از حسرت
بادستی لرزان از نا درستی
من اینک تو را میخوانم
پناهم ده
دستم را بگیر
میخوام سرم را به سینه ات بچسبانم و آنقدر بگریم که در آغوش تو خوابم ببرد.
من بدم
اما تو خدایی
تو پذیرایی
من منم
همین قدر هیچ و نیست
همین قدر پوچ و پست
خدایا تنهایم
آنقدر که آن شدم که گفتم
رفیقم باش
تا همان باشم که میخواهی و میخواهم.

برچسبها: من و دعا , شب و دعا , من و خدا , دعا
ادامه مطلب
به قدمت آن روز که تمدن ایلام شکل گرفت و این سر مشق شکوه سلسله ها و شکوه هنر و جلوه ی ایران شد.
سالهاست دشمنان ...

برچسبها: من لرم , قوم لر , هلتمتی , علیرضاخادمی
ادامه مطلب
روز دختر مبارک
با نگاهی به نیایش باران طلو (باران طلب)در قوم لر
🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷
کیچا نازار ای هاک
بازیِ تو بارونه ویوِ
بِواز تا تَژگا دلِم ویونِه گرم ووهه
دُهدرِ نازار ای هاک
باختِن تو اورانه به گِریوه ایونه سی ای هاک تشنه
اور
با
وُ فاش گل
زِ بازیِ تو خَشال ایووهِن
سرنا و دهلِس وا مو
طَلَو مهر و بارونِس وا تو
به میونه پر زِ قهر و تَهلی
پر زِ ظلم و نامردی
بازیِ چوپی وار وا تو...
بِواز تا بِوازیم
🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷
دختر زیبای این خاک
رقص توباران عشق است
برقص تا آتشگاه دلم عاشقانه گرم باشد
دختر زیبای این خاک
رقص تو گریان کننده ی ابر است برای این خاک تشنه
ابر
باد
و شکوفه
از رقص تو به وجد می آیند
سرنا و دهلش با من
طلب مهر و بارانش با تو
در میانه ی پر از قهر و تلخی
پر از ظلم و نامردی
بازی چوپی وار با تو
برقص تا برقصیم..
─┅══════════════┅─

برچسبها: برقص تا برقصیم , باروطلو , هل هله کوسه , دخترلر
خالی تر از احساس
بیخودتر از خویشم
چون نای نی هر دم
آهی به دل دارم
خالی تر از هیچ و
احساس من مرده است
گویی که هیچکس را جز غم نمی بینم
در کوی من ای مهر
خورشید گرما بخش
بگذر دمی، یکبار
آندم که دل خسته م
دست خدا را تو ،روی سرم بگذار
در آب دز شاید
اینک خدا میگفت
غم ها نمیماندچون من نگهبانم
برچسبها: عشق , love , علیرضاخادمی , دزفول
درافسانه های به جا مانده از ایلام باستان در لر بختیاری ،تمتی (ماه تی تی) نام دختری است که خود و 6 خواهرش اسیر الازنگی (دیو) می شوند.
الازنگی فقط در حالت خواب آنگاه که انسان نه هوشیار است و نه بینا ، میتواند آدمی را بخورد.
و چه انسانهایی چنین به دام او گرفتار آمدند.
تمتی این دختر باهوش که متوجه نیرنگ الازنگی میشود هر شب بر خواب غلبه می کند و بیدار می ماند تا مانع از خوردن خود و خانواده اش به دست الازنگی شود...
تا بالاخره شبی با بیدار کردن خواهرانش از خواب غفلت ، از دست دیو رهایی می یابند و حیله های به تکرار تجربه شده و موفق الازنگی را بی اثر می کنند.
نکته ی ظریف و جالب الازنگی این است که از راه صلح و دوستی وارد می شود تا طعمه های خود را گول زده و شکار کند.
و چه داستانی شیرینتر از این پایان از نیاکانمان...
بیداری و آگاهی ما میتواند غفلت از لر برچیند ، اتحاد و یکدل بودن خانواده ی لر میتواند مانع از پیروزی نقشه های الازنگی باشد.
ماه تی تی یا تمتی نماد آگاهی و اتحاد ماست.
اگر بیدار بمانیم پیروز و رها هستیم ،اما کافیست در خواب غفلت بمانیم ،
آنگاه...
هفت فروردین نود و هفت

برچسبها: ماه تی تی , الازنگی , هلتمتی , تمتی


