درباره نویسنده
من با سور و سات به دنيا آمدم  و بي سور و سات بزرگ شدم و می خواهم با سور و ساتي بزرگ تر از دنيا بروم و چه روز خوبي ست  روزي كه دوستان تو را بدرقه می کنند

  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
مطالب اخیر
  • ویرانه
  • قصه ی عشق
  • تفاهم
  • ماجرای حیرانی
  • معرفی رمان (( یک درام آرام ))
  • پرواز
  • قوی سفید
  • داستانک های بی اسم
  • مسافر کودکی
  • مطلب ثابت
  • درختان دوردست
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اسفند ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
دوستان من
  • دكتر محمد رضا مهديزاده
  • علي شهسواري
  • مريم حاجي اده
  • رویای خیس
  • حسين محبي
  • الهه وكيلي مطلق
  • مريم عبدي
  • ابوالفضل عباس زاده
  • پريسا گلي نيا
  • مسافر مشرق
  • شاعر متروكه
  • ابوالقاسم خورشيدي
  • امرداد
  • فاتمه فه ر هادي
  • غزل هاي بهمن صباغ زاده
  • دل نوشته هاي مسعود جعفر زاده
  • كوروش همه خاني
  • اشرف السادات مشتاقي
  • رزيتا
  • سیاوش پور افشار
  • ياسين بهمني
  • حسن هنرمند
  • باجووند
  • افسانه
  • اسفنديار پور
  • محمود
  • زهرا سجادي
  • ماهنامه شعر كندو
  • مجله ادبي پياده رو
  • رضا يوسف زاده تهراني
  • احمد كرد زنگنه
  • شوكا
  • م. آرمان
  • غزلسرا
  • علي الفتي
  • محمد رضاخدابنده
  • م. دانش
  • سعيد بخشنده
  • فريد بنو
  • بابک شهبازی
  • ابراهیم بابلی
  • معصومه جمالی مهر
  • آزاده
  • آرمین رادمهر
  • مجید لطفی
  • راضیه
  • رضا خالدی
  • افسانه توکلی
  • فرهاد
  • پایگاه رسمی انجمن ادبی رامهرمز
  • سلمان جلالی
  • ليلا انهاري
  • غزلسرا-کلبه ی شاعرانه
  • محمود غریبی جویباری
  • منور مهراجی
  • سروده های پیمان جسری
  • انجمن شعر مهر ایران
  • غزلخانه
  • یوسف خورشیدی
  • ایرج
  • مسعود والیزاده
  • ماچند نفر
  • آلماباغی(انجمن ادواری شعر)
  • سحر احمدی شعار
  • سوژه ی قاصدک ها( الهه تاجیک زاده آریایی)
  • مهدی شادخواست
  • مجید جعفرزاده کسیانی
  • مقالات شبنم فرضی زاده
  • الهام
  • اخبار وبلاگستان
  • قالب های بلاگفا
کدهای اضافی کاربر


سروده هاي شهرام زارعي
اینستای من shahramm.zarei
ویرانه
نویسنده: شهرام زارعي - پنجشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۴
صدا کردم تو را اما جوابی باز نشنیدم

وهمراه صدایم بین صدها کوه پیچیدم

 

نگاهم آنچنان غمگین به کوه بیستون افتاد

که شیرین را دوباره غرق در خون خودش دیدم

 

تمام عمر می گشتم به دنبال گلی اما

چرا هرگز گلی غیر از شقایق را نمی دیدم

 

بیاتعریف کن یک بار دیگر سرنوشتم را

که احساسم به من گفت انتهایش را نفهمیدم

 

نگو ویرانه را بعد از از گذشت سال ها ول کن

که من جغدم ... و دور از لحظه ای زرد خورشیدم




قصه ی عشق
نویسنده: شهرام زارعي - یکشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۳
اگر ابراهیم ( ع)

تنها یک گوسفند را قربانی کرد

سوگند !

اگر در توانم بود

تمام گوسفند های دنیا را

به پایت قربانی می کردم




تفاهم
نویسنده: شهرام زارعي - چهارشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۳
شعری از مجموعه غزل ( افق ماندگار ) که به تازگی توسط انتشارات نصیرا به چاپ رسیده است


با پنجشنبه ها به تفاهم رسيده اي
از روزهاي ديگر هفته بريده اي


پيش از غروبت از همه ي دره هاي سبز

يك آسمان ستاره و گيلاس چيده اي


ا
ز نیمه شب نشسته و در انتظار توست

كالسكه اي سفيد كه در خواب ديده اي


كالسكه را طلوع سحرگاه مي كشند

قوها ، در امتداد انار رسيده اي


خوابي عجيب روح تو را پاك مي كند

خوابي كه در اسيري دنيا  نديده اي

*   *  *

شب آمدو جزيره ي خورشيد غرق شد
در آب هاي بي نفس و سربريده اي


نوري ميان سينه ي شب را شكاف داد

از سمت يك شهاب به اين سو دويده اي


حالا... نگاه دهکده از آسمان گذشت

انگار تا حوالي آنجا رسيده اي
 

 






مطالب قدیمی تر »