سرانجام بزرگ مرد ایران
کوروش
در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ایرانیتبار سکا که با حمله به نواحی
مرزی
ایران به قتل و غارت میپرداختند. به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد
میان
مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانهای بود که لشگریان کورش باید از آن عبور
میکردند.
هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، تهمرییش ملکه سکاها به او
پیغام دادکه
برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین
سکاها به نبرد بپردازند
و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک
ایران به جنگ بپردازند.
کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت.
بیشتر سرداران ایرانی
او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق
لیدیه که تا پایان عمر
به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین
سکاها را پیشنهاد کرد.
استدالال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر
لشگر کورش شکست بخورد
تمامی سرزمین در خطر میافتد و اگر پیروز هم شود
هیچ سرزمینی را فتح نکرده. در
مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی
ایرانیان با فتح این سرزمین همراه
خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست
نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران
آسیبی نمیرسد. کورش این استدلال را
پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود...
فكر كنم شنيده باشيد كه فرزندان ما دیگر حتی اسم کورش آریایی را نمی شناسند.
و اين چه قدر درد آور است كه29 اکتبر روز جهانی
کورش آریایی است و این روز فقط در تقویم ایران نیست!
فكر میكنم هیچ كشوري در جهان
پیدا نمیشود كه مانند ایران دارای تمدن و
فرهنگ كهن و غنی باشد؛ اما مردمش با
فرهنگ كشورهای دیگر بیشتر آشنا
هستند. زنان و مردان امروز ایران چقدر از آداب و رسوم
گذشتهی خود آگاه هستند.
تحقیق و بهدست
آوردن آمار در این زمینه هیچ چیز جز شرمندگی برای ایرانیان
نخواهد داشت. حقیقت
این است كه ما در كنار كوهي ایستادهایم،بی آنكه از بزرگی
و عظمت آن باخبر باشیم
داریم باحسرت به قلههای كوچك همسایه افتخار
میكنیم. هیچ چیز بدتر از این نیست كه تمام قهرمانان مرد و زن یك سرزمین
غریبهها
باشند و قهرمانان باستانی سرزمینت در خاك خود غریبه!....