خدایا باز هم
باز هم غصه هایم را در درونم بی صدا فریاد زدم
و همچنان دیگران می انگارند که از سنگم...
همه با خود می اندیشند چقدر این دخترک بی احساس است. میگویند انگار اصلا قلب ندارد
چرا ناراحت نمیشود؟ غصه نمیخورد؟ چرا گریه نمیکند؟
بعضی میگویند بچه است هنوز نمیفهمد درد یعنی چه. هنوز معنای مرگ را درک نمیکند. هنوز نمیتواند بفهمد...
اما خدایا تو میدانی چرا این دخترک گریه نمیکند...
فقط تو و من!
شاید به فکر دیگران است شاید میگوید وقتی انقدر ناراحتند چرا با ناراحتی خودم بیشتر عذابشان دهم؟
کاش دیگران بفهمند
هرکس خندید شاد نیست
هر کس خنداند بی احساس نیست
هرکس گریه نکرد بی رحم نیست
کاش بفهمند ناراحت بودن غصه دار بودن فقط به های های گریه و جیغ کشیدن در میان جمع نیست
ای کاش بتوانند در مورد احساس آدما از تعداد قطرات اشکشان قضاوت نکنند
کاش میشد آدم ها یکدیگر را درک میکردند
کاش وقتی سعی میکنی دیگران را در اوج غصه شاد کنی
نگویند تو چقدر بی احساسی
فقط یک لحظه با خود فکر کنند چقدر من را دوست دارد که نمیخواهد ناراحت باشم
کاش....