کامنت پنجاه و یکم
چهار سال میگذره از روزی که یه تیکه ی بلاگفا رو به نام خودم زدم.اولش همه چیز واست جذابه.کلا ذوق و شوق داری هی بیای و بری.هی بیان و برن.عاشق اینی که تا مطلب میزاری یه ملتی بیان و چپ و راست واست کامنت بزارن. خودتم یه سره فر میخوری تو این وبلاگ و اون وبلاگ که " وای چه وب قشنگی داری.به وب منم سر بزن. " که چی بشه ؟ که چهار تا نظر بیشتر واست بزارن.آخه نمیدونی چه ذوقی داره کامنت پنجاه و یکم.
دلیلشو میدونی دیگه؟
نصف وقتتو میگردی از اینور و اونور مطلب کپی کنی که خبرت به روز باشی! ولی اینا همش واسه چند ماه اوله. تبادل لینک و به منم سر بزن و ...
بعد یه مدت خودت رو پیدا میکنی مطلباتم پخته تر میشن.کامنت هاتم کمتر.اصولا اونایی میان که براشون مهمی و بعضا برات مهم هستن.
اینم یه دوره ای داره.شایدچند ماه.شایدم چن سال.
بعد دوس داری یه مدت نباشی فقط یه مدت کوتاه.ولی یه روز به خودت میای و میبینی یه ساله به خونه ی اینترنتیت یه سر هم نزدی.یا سال...
تویی که ولت میکردن با اون اینترنت زغالی تو بلاگفا بودی دیگه خبری ازت نیست.به کامنتات نگا میکنی.به نوشته هایی که یه عده از ته دل مینویسن.که واقعا واسه نبودنت ناراحتن.
و این برات میشه یه امید
یه انگیزه واسه برگشتن....

روزای اول مینوشتم که خونده بشه.عاشق این بودم که یه جماعتی بیان و نظر بدن و بخش نظراتم چند صفحه ای شه.حالا دیگه او روزا گذشته .حالا مینویسم واسه دلم و می نویستم واسه شما که گوشه دلم جا دارید. خوش اومدید