Aghushe to...

و زن ها تمام دردهایشان را
در آغوش مَرد
دلخواهشان فراموش می کنند .!

🕉

رفیــــــــــــــــــــــق

خـــــــــماریه نبودنت را میکشم رفیق...

اما هرگزتن به نعشــــــــــــگی با نامردان نخواهم داد.....!!!

 

+سلامتی رفیقای دیروز که شدن لاشی های امروز....

شرف داشته باشین...

♦شرف مرد هم چون بکارت یک دختر است / اگر یک بار لکه دار شد دیگر هرگز جبران پذیر نیست♦

من بدونه من...


مــَـرا ڪُــجــا صـَـבَقـــﮧ ڪــرבﮮ ؟؟؟
ڪـــﮧ مُــבامــ بَــلاﮮ
بــﮯ تـــو بــوבטּ سـَــرَمـــ مــﮯآیَــב ...


+
گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی

وقتی می مانی و تحمل می کنی ، از خودت یک احمق می سازی

فردا...

فرقی نمی‌کند دیگر چوپان دروغ بگوید یا راست . . .


گرگ‌های این حوالی آنقدر گرسنه‌اند که آدم‌ها را هم

می‌درند!!!



+زیاد زور نزن هیچ اعتباری نیس...سری که الان رو شونه هاته فردا لای پای یکی دیگه نباشه

....

من نه یک فاحشه ام..

نه یک مذهبی پاکیزه...

نه یک سنگ نه یک فرشته اسمانی

برای رسیدن به من نه لازم است پول بدهی نه سوار بنزشوی

نه مثل قهرمان داستان ها رفتار کنی تنها کافیست خودت باشی  اگرتو به هم جنسای من میگویی اهن پرست 

  انگشت شمار نیستند مردان اندام رست...                                         

خیانت...هه

بوی گنــد خیانت تمام شهر را گرفته...!                                         


مردهای "چشم چــران" زن های "خـــائن"

پسرهای "شهــوت ران " دخترهای "پـــول پرست"

پس چه شد آدمیت ؟؟؟

چیدن یک سیــب و اینهمه تقــــاص؟!

لعنت به این زمونه!لعنت به همه...

من ...

جام چشمــــــــــهایت را

با عشـــــق،...

یک جا سر کشیدم


و تــــــو چه بی هــــــــوا...

تمام هستی ام شدی....!

+هی تو هرزگی کن... در آن دور دست ها معشوقه ات در آغوش فاحشه ای نفس نفس میزند

هرزپریدن!!!


سينه بند هرزگي ام را باز كرد...

و در بستري كه گناه برايم بي تفاوت شده بود بر پيكرم لغزيد...

و تو نمي داني كه لحظه لحظه عصيان،شهوتش را تنها با يك تصور تاب آوردم...

جوراب نجابتم را بالا كشيدم،سينه بند هرزگي ام را بستم و چه خوب است كه

غذاي گرم مي خورد امشب كودك بيمارم...

یک دقیقه نعشـــــگی...

ذهنـَ ـش پـُـر بـود از هرزگی...


فـکرَش در گــرو شهوتــش بـود...


اَز خود بیـخود میـشد وقتـی دختـــر رآ میدیــد


تمــآمـِ دیـن و مذهبـ ـش بینِ پآهآیـ ـش خلآصه میـ شـد!


وقتــی زبآنـ ـش هـــرز میرفـت رویِ بدنـ ـش


بآورش دآشتی


خریـت از خودت بـود...


خودتـ رآ خرجِ کســی کردی که،..


مغــزش رآ بآ آلــتـش معآملــه کردهـ بود...

فعلا بای...


سلام

خوبید؟

دوستای خوبم مرسی که منو یاد کردید...

امیدوارم بتونم جبران کنم!

حالم گرفته...

زندگیم به هم ریخته

حوصله ندارم!

الان نزدیک به 3یا4ماه هست که نت رو وصل نکردم...

به خاطر یه مسائلی...

الانم با نت خالم اومدم!

دوســـــــتتون دارم!

+بعضی وقتا تموم زندگیتو میزاری پاش بدون خیانت..

بعداز چندوقت میگه نمیشه با هم باشیم...

حرصم نمیگیره که رفته حرص میخورم که تکپرش بودم...

تکپره کسی که لیاقت نداشت...

اونم با کلی موقعی های خوب تو زندگیم که بخاطرش پروندم!

هه اونم منو پروند...

+گمشوعوضی!! :)

محــــــــکم ایستاده ام !

ایستاده ام بگذار سرنوشت راهش را برود...

من ...

همینجا ...

کنارقولهایت درست روبه روی دوست داشتنت

و در عمق نبودنت محکم استاده ام....


+به سلامتیه سیگارم که قبله من از هیچکس لب نگرفته

زن=مـــــرد؟!!

کاش گاهی "مــــــــــــــرد" بودم...

میشد تنهاییم ا به خیابان بیاورم و سیگاری دود کنم...

ونگران نگاه های مردم نباشم...

میشد شادی ام را به کوچـــــــه ها ببرم وبا صدای بلند بخندم

و هیچ ماشـــینی برای سوارکردنم ترمز نکند...

+یادش بخیر یه روزی ادما به جای شماره به هم دل میدادن...

خسته مغــــــــــــــز

لعنت به زمونه ای که "مـــرد" بودن درد داره و "نامرد" بودن کیف...

لعنت به زمونه ای که "خوبی" کردن تاوان داره و "بدی" کردن احترام...

لعنت به زمونه ای که "پاک" بودن تنــهایی میاره اما "خیـــــــانت"

کلاس... لعنت به زمونه ای که تا وقتی براشون "صرف" داری تو دلشون

جاداری.... خدایا لعنت به این ادمات با این رسماشون با این

نامردیاشون...خدایا بگو چه باید کرد با این همه سردرگمی؟!!به "فردا"

بگو نیاد...من هنوز " دیروزم" را زندگی نکرده ام....

قانون طبیعت!!!

کـ ــآش مـ ـی دانـسـتــَــمـ ،،

چـِـطـور بـهـ صبـح رِســـآنــَـمـ ،

تـمـــآمــِ شـَـبـ ـهــآیـ ـی رـآ . .

کـهـ بــآ رَفـتـَـنـتـ یـلـــدا شـُـدنـد . . {!!}


۱+کسي که احساسات تو رو بازي مي گيره و تنهات ميذاره
چند قدم اونور تر زير پايِ کسي ديگه  له مي شه ، شک نکن
ايـــــــــــــن قانــــــــــــــــــــــــــــــونِ طبيعـــتــــــــــــــــــــــــــه...

◄•داســـــتان زندگــیم•►


اگــــــر روزی داســتانم را نقــل کردی بگــــو:

تنـــــــها بود اما کسی رو تنـــــــــها نذاشت....

دلشــــکسته بود اما دل کسی رو نشـــکست.....

کوه غـــــــم بود ولی کسی رو غـمـــــگین نکرد ......

وشاید بـــــــــــد بود اما برای کسی بــــــــــــد نخواست.......


وقتی ارزش ها عوض میشوند عوضی ها با ارزش میشوند...

✘نمیـــــــــــــ خواهمتـــــــــــــ✘


وقتی خواستن ها بوی "شهـــــــــوت" میدهند وقتی بودن ها طعم "نیـــــاز"

دارن وقتی تنهایی ها بی هیچ یادی از "یــــار" با هر کسی پر میشودوقتی  

نگاه های "هــــرزه" به هر سو روانه میشود وقتی "غریــــزه" احساس را    

پوشش میدهد وقتی "انســـــــــــان" بودن ارزویی دست نیــــافتنی     

میشود دیگر نمیخــــواهمت...نمیــــخواهمت..                

لـــــــــــــــیــــــــاقت✘

وقتی تنــــــــــــــهام گذاشت و "رفـــــــت"بهش گفتم:

خط زدن تو پــایــــان من نیست اغازبی لیاقتی توست

همیشه بهترین ها برای من بوده و هست...

اگر مال من نشدی قطعا بهترین نبودی و نیستـــــــی...

این تو نیستی که مرا فراموش کردی این منم که به یادم اجازه نمی دهم

حتی از نزدیکی ذهن تو عبورکند!!!

صحبت از فراموشــــــــی نیست صحبت از لیــــاقــــــــت است...

محکم تراز انم که برای تنــــــــهانبودنم ان چه را که اسمش را غــــــــــــــرورگذاشتم برایت به زمین بکوبم

احساس من قیمتـــی داشت که تو برای پرداخت ان خیلی فقـــــــیر بودی...

سکــــــــــــوت اجبــــــــــــاری...

انگار آخرین سهم ما از هم همین سکوت اجباریست …
این سیگار که در دستانم هست دارد میسوزد و صدایش درنمیاید مثل من


زندگـــــــــــی سوخـــــــــــته....


               زندگی مثه سیگار  است، روشن که شد ، بکشی یا نکشی ، تا انتها می سـوزد !

یه سری واقعیت...

همیشه همینگونه است

نزدیک ترین افراد... دورترین نقطه می ایستند

آنوقت

جای چراغ ،، سیگار روشن میکنی و

با هر آدمی که حالا نیست

سر ِ یک نخ را نصفه... نصف به نصف می کشی



همیشه همینگونه است

آنکه دوستش داری... عاشقانه هایت را نمی خواند

و آنکه دوستت بود.... سهمگین ترین دشمنت می شود.

همیشه همین گونه است ...

آنکه دستش روی نقطه ضعفت گیر می کند...

روزی... دستش روی شانه ات بوده ........


زندگــــــــــی

زندگی یک نخ سیــــــگار است ، در دست زمان . . .

هــــــــــــــــــــه

سیــــــــــــگار...


  نخی  سیــــــــگار پکی عمیق و لبخند تو رووی دیوار …

                       دود می شویم همه با هم امشب !

                    

بخدا خیلییییییییی ناراحتم :(

واااااااااااای   چرا لینکام نیستن

اصلا همه چی قاطیه پاتیه!!

اصلا دیگه نمیام بچه ها بای

از زندگـــــــــــــــــی خســـــــته ام...



                  دلم کمی هوا میخواهد....اما در سرنگ ...         

                                      از زندگی خسته ام

عشقم....نفسم....مخاطب خاصم :)



         اگر کارگردان بودم صدای نفس هایت موسیقی متن تمام فیلم هایم بود.....

زیــــــــــــــــــــادی ✘    

بیااااااا دوری کنیم از هم

بیاااااا تنها بشیم کم کم

بیااااا با من تو بدترشو...

بیاااا از من تو ردشو

ردشو

ببین گاهیی یه وقتایی دلم سر میره از احساس...

نه میخوابم نه بیدارم از این چشمای من پیداست...

تنم محتاج گرماته زیادی دل به تو بستم...

هیچ دردی در این حد نیست من از این زندگی خستم

دلم تنگ میشه بیش از حد دلم تنگ میشه بیش از حد

دلم تنگ میشه بیش از حد دلم تنگ میشه بیش از حد

بیااااا دوری کنیم از هم

بیاااا تنها بشیم کم کم

بیاااا با من تو بدترشو

بیاااا از من تو ردشو

ردشو....

.مهاجرت.

هنوز از محله قلبم دور نشدی...چه برسد از شهرم که تنهایی و سکوت خانه سیلی

جدایی را به گوشم نواخته مگر چقدر میشود صدای عشق را در قلب خفه کرد؟؟؟

مگر چقدر میشود دوریت را تحمل کرد؟؟؟

تا به کی بی صدا بشکنموسکوت کنم؟

ان همه وعده های عاشقانه ات را به که میسپاری؟؟

سرمای نبودنت ازارم میدهد

کاش میدانستم توهم رفتنی ای...


    قلب من به تیغ کسانی زخم برداشت

         که از انها انتظارمحبت داشتم

        نه فراموشی