پس از اَفرینش اَدم ،خدا گفت به او: نازنینم اَدم….



پس از اَفرینش اَدم ، خدا گفت به او: نازنینم اَدم….

با تو رازی دارم !..
اندکی پیشتر اَی ..

اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش !!.

… زیر چشمی به خدا می نگریست !..

محو لبخند غم آلود خدا ! .. دلش انگار گریست …..

نازنینم اَدم!!. قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید !!!..
یاد من باش … که بس تنهایم !!….

بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !!

به خدا گفت :
من به اندازه ی ….
من به اندازه ی گلهای بهشت …..نه …
به اندازه عرش ..نه ….نه
من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !!

اَدم ،.. کوله اش را بر داشت
خسته و سخت قدم بر می داشت !…
راهی ظلمت پر شور زمین ..
طفلکی بنده غمگین اَدم!..

در میان لحظه ی جانکاه ، هبوط …

زیر لبهای خدا باز شنید ،…
نازنینم اَدم !… نه به اندازه ی تنهایی من …
نه به اندازه ی عرش… نه به اندازه ی گلهای بهشت !…

که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!

نازنینم اَدم …. نبری از یادم …



منتخبین چهارمین دوره شورای اسلامی شهر گرگان


منتخبین چهارمین دوره شورای اسلامی شهر گرگان به ترتیب آرائ ماخوذه :

۱- عبدالرضا چراغعلی
۲- نبی هزارجریبی
۳- سید محمد قدس مفیدی
۴- ناصر گرزین
۵-علی اصغر یوسفی
۶- علی کلاتی
۷- اسدالله کبیر
۸- زهرا نورا
۹- مهران فدوی
۱۰- محمدرضا سبطی
۱۱- حسین ربیعی
۱۲- ابراهیم جرجانی

۱۳- صفر علی پایین محلی

--------------------------------

علی البدل:

1-علیرضا پزشکپور

2-فائزه عبدالهی

3-ابوالفضل تجری

4-ذبیح الله میقانی

5-حجت مقسم




 

تبريك ويژه خدمت استاد گرامي ، مهندس چراغعلي





azerbayjan kardeshlerim




bashiniz sagh olson


تفاوت عشق با ازدواج

یک روز پدر بزرگم  برام يه کتاب دست نويس آورد، کتابي که بسيار گرون قيمت بود، و با ارزش، وقتي به من داد، تاکيد کرد که اين کتاب مال توئه مال خود خودته، و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا بايد چنين هديه با ارزشي رو بي هيچ مناسبتي به من بده، من اون کتاب رو گرفتم و يه جايي پنهونش کردم،
 چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندي ؟ گفتم نه، وقتي ازم پرسيد چرا گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندي زد و رفت،
همون روز عصر با يک کپي از روزنامه همون زمان که تنها نشريه بود برگشت اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روي ميز، من داشتم نگاهي بهش مينداختم که گفت اين مال من نيست امانته بايد ببرمش،
به محض گفتن اين حرف شروع کردم با اشتياق تمام صفحه هاش رو ورق زدن وسعي ميکردم از هر صفحه اي حداقل يک مطلب رو بخونم.
در آخرين لحظه که پدر بزرگ ميخواست از خونه بره بيرون تقريبا به زور اون روزنامه رو کشيد از دستم بيرون و رفت. فقط چند روز طول کشيد که اومد پيشم و گفت ازدواج مثل اون کتاب و عشق مثل اون روزنامه مي مونه،
 يک اطمينان برات درست مي کنه که اين زن يا مرد مال تو هستش مال خود خودت، اون موقع هست که فکر ميکني هميشه وقت دارم بهش محبت کنم، هميشه وقت هست که دلش رو به دست بيارم،همیشه وقت هست که اشتباهاتم رو جبران کنم، هميشه مي تونم شام دعوتش کنم اگر الان يادم رفت يک شاخه گل به عنوان هديه بهش بدم، حتما در فرصت بعدي اينکارو مي کنم حتي اگر هرچقدراون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفيس و قيمتي، اما وقتي که اين باور در تونيست که اين آدم مال منه، و هر لحظه فکرميکني که خوب اينکه تعهدي نداره ميتونه به راحتي دل بکنه و بره مثل يه شيء با ارزش ازش نگهداري مي کني و هميشه ولع  داري که تا جاييکه ممکنه ازش لذت ببري شايد فردا ديگه مال من نباشه، درست مثل اون روزنامه حتي اگر هم هيچ ارزش قيمتي نداشته باشه... و اینطوره که آدمها یه دفعه چشماشون رو باز میکنن میبینن که اون کسی رو که یه روز عاشقش بودن از دست دادن و دیگه مال اونها نیست...
و این تفاوت عشق است با ازدواج

چاره ای جز این نبود

 

 

ادامه نوشته

تبریک عیدانه




دلم واسه همه تون تنگ شده




پس و پیش تمام عیدهاتون مبارک

به یاد آن دوران

 

 

دلم تنگ شده ،

 واسه صداي زنگ مدرسه.

واسه صف وايستادن .

واسه از جلو نظام و خبر دار گفتن.

واسه خوندن سرودِ سر صف .

واسه جايزه هاي سر صف .

واسه يوني فرم مدرسه .

واسه زنگ هاي تفريح و دويدن تو حياط مدرسه.

واسه دوستي هاي بي شيله پيله.

واسه جلد كردن كتابام.

واسه پيك نوروزي .

واسه نماينده كلاس شدن.

واسه نشستن رو ميز و نيمكت هاي كلاس .

واسه گچ و تخته سياه .

واسه كتاب فارسي و تصميم كبري و روباه و زاغ .

واسه حسنك كجايي ، باز باران ، صد دانه ياقوت.

واسه رياضي و بسته هاي ده تايي و صد تايي .

 واسه يكان و دهگان و صدگان .

واسه املاي پاي تخته .

واسه مشق نوشتن .

واسه زنگ هاي ورزش .

واسه خاطره نوشتن هاي آخر سال .

واسه اردوها و بازديد ها .

واسه مدير و ناظم .

حتي براي بد اخلاق ترين معلم هامم دلم تنگ شده.

چه شيرين بود اون دوران، كاش مي شد دوباره به اون دوران برگشت.

 

زنده باد گرگان زمین

 

 

 

 

 

 

 ***روز گرگان بر تمامی گرگان دوستان مبارک***

 

 

 

 

اهم برنامه های روز و هفته گرگان/ زمان و مکان دقیق برنامه ها

 

 

 مراسم متمرکز روز گرگان در محل پارک شهر مقابل کاخ موزه در عصر روز یکشنبه مورخ 20 شهریور از ساعت 17 برپا خواهد شد.

" چند قدم تا دالان بهشت"


 

  

 

ادامه نوشته

شب وبلاگی گرگاندوستان

 

 

 

 

 

 

 

جعبه کفش

 
 
زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند
وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد
در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد وپزشکان از او قطع امید کردند
در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آوردونزد همسرش برد
پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید.پس از او خواست تا در جعبه را باز کند
وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود.
پیرزن گفت :هنگامی که ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید
او به من گفت که هروقت از دست توعصبانی شدم ساکت بمانم ویک عروسک ببافم.
پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود
از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد وگفت این همه پول چطور؟پس اینها ازکجا آمده؟
در پاسخ گفت :آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست اورده ام.
 
 

پ ن : دلمان براي فشردن كليد "پست مطلب جديد"  تنگ شده بود.

 

 

 

 

اندر حکایات

 

 

 

ميگويند حدود ٧٠٠ سال پيش، در اصفهان مسجدي مي ساختند.

 

روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خرده کاريها را

 

انجام ميدادند. پير زني از آنجا رد ميشد وقتي مسجد را ديد به يکي از کارگران گفت:

 

 فکر کنم يکي از مناره ها کمي کجه!

 

کارگرها خنديدند. اما معمار که اين حرف را شنيد، سريع گفت : چوب بياوريد !

 

 کارگرها چوب  بياوريد ! چوب را به مناره تکيه بدهيد.فشاربدهيد.

 

فششششششااااررر...!!!

 

و مدام از پيرزن ميپرسيد: مادر، درست شد؟!!

 

مدتي طول کشيد تا پيرزن گفت : بله ! درست شد !!! تشکر کردو دعايي کرد و رفت...

 

کارگرها حکمت اين کار بیهوده و فشار دادن مناره را پرسيدند ؟!

 

معمار گفت : اگر اين پيرزن، راجع به کج بودن اين مناره با ديگران صحبت ميکرد و

 

شايعه پا ميگرفت، اين مناره تا ابد کج ميماند و ديگر نميتوانستيم اثرات منفي اين

 

شايعه را پاک کنيم...

 

اين است که من گفتم در همين ابتدا جلوي آن را بگيرم !

 

 

 

خبر،خبر

 

 

ادامه نوشته

تبریک روز معلم

 

 

روز معلم رو به تمام معلمین ایران زمین تبریک میگم.

 

اولین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان

 

سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان برگزار  می کند

اولین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان

با حمایت :

- شرکت فنی مهندسی دانش گستر شمال

- پست بانک استان

- موسسه فرهنگی میرداماد گرگان

- حوزه هنری استان

- موسسه آموزش عالی آزاد قابوسیه

- دو روزنامه گلشن مهر

- نشر پیک ریحان گرگان

- هفته نامه گلستان سلام

- آتلیه عکس نگارستان

- شرکت رسا رایان

دبیر جشنواره : علی نصیبی

اهداف جشنواره :

- استفاده بیش از پیش از فضای مجازی در جهت معرفی گرگان

- سوق دادن وبلاگ نویسان در جهت پرداختن به موضوعات مرتبط با گرگان

- ترویج فرهنگ گرگاندوستی

- تحقق بخشی از اهداف شهر الکترونیک گرگان

 موضوعات جشنواره :

-          فرهنگ بومی گرگان ( آداب و رسوم ، گویش ، بازی های محلی ، غذاهای محلی ، و ... )

-          توسعه گرگان

-          هنر در گرگان

-          بافت تاریخی و معماری گرگان

-          ورزش گرگان

-          جاذبه های گردشگری طبیعی گرگان ( ناهارخوران ، النگ دره ، و ... )

-          مشاهیر و نام آوران پیشین یا معاصر گرگان

-          امور خیریه و نیکوکاری در گرگان

-          گرگان از نگاه من ( توصیف گرگان از نگاه نویسنده ، و ... )

-          عناصر گرگان تاریخی ( دیوار تاریخی گرگان ، خلیج گرگان ، رود گرگان ، دشت گرگان )

قوانین جشنواره :

-          مطالب ارسالی میتواند به شکل معرفی ، خاطره ، تحلیل ، گزارش ، دلنوشته ، و ... بوده و به نحوی با یکی از موضوعات جشنواره ارتباط داشته باشد.

-          وبلاگ های شرکت کننده از لحاظ محتوا و فرم می بایست تابع قوانین کشور باشند.

-          مطالب می بایست از سوی نویسنده وبلاگ تولید شده و از این رو مطالب کپی شده در جشنواره شرکت داده نخواهند شد.

-          در صورت استفاده نویسنده از منابع ، ذکر شود.

-          تعداد آثار ارائه شده برای شرکت در جشنواره حداقل یک و حداکثر ده اثر می باشد که البته آثار مذکور میتواند مربوط به یک موضوع و یا هر ده موضوع ذکر شده باشد. لیکن در انتهای ارزیابی ، هر وبلاگ حداکثر در سه موضوع جزو برترین ها معرفی خواهد شد.

-          هر فرد  فقط میتواند با یک وبلاگ در مسابقه شرکت کند.

-          آثار شرکت داده شده در جشنواره می بایست طی فاصله زمانی 10 اردیبهشت ماه تا 20 خرداد 90 تولید شده باشد.

-          کلیه آثار شرکت داده شده در جشنواره می بایست تا 27 خرداد در صفحه اول وبلاگ شرکت کننده به نمایش گذاشته شود. نمایش آثار دیگر فرد بر روی صفحه اول وبلاگ همزمان با مطالب شرکت داده شده در جشنواره بلامانع است.

-      علاوه بر محتوا ، که از ملاک های اصلی ارزیابی خواهد بود،    نوآوری و خلاقیت در آثار تولید  شده ، استفاده از تصویر یا تصاویر مرتبط ، قابل دسترس بودن مطالب در بازه زمانی کوتاه ، تعداد بازدیدها ، پویایی نظرات ، به روز رسانی مستمر و منظم وبلاگ ، در ارزیابی مورد نظر خواهد بود.

برگزیدگان جشنواره :

- با انتخاب هیئت داوران سه اثر برگزیده در هر موضوع انتخاب و افراد برتر تشویق خواهند شد.

منبع : گرگان ما

گردهمایی وبلاگ نویسان گرگاندوست

 

یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۸-۲۰

چگونه وبلاگ نویس شدم؟ ( با حضور همه وبلاگ نویسان گرگان دوست)

دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۸-۲۰

چند نکته در باب وبلاگ نویسی با حضور مهندس دائمی کارشناس ارشد ارتباطات

 و دبیر شورای روابط عمومی منطقه 10 دانشگاه آزاد

سه شنبه ۶ اردیبهشت ۱۸-۲۰ آشنایی با وبلاگ نویس ناشنوا و کاریکاتوریست گرگانی با حضور علیرضا باقری
برگزیده جشنواره بین المللی جوانان کشور های اسلامی
۴ شنبه ۷ اردیبهشت ۱۸-۲۰

وبلاگ نویسی در گرگان و ضرورت ها با حضور مهندس چراغعلی مدیر وبلاگ گرگان نامه

و منتخب اول مردم گرگان در شورای شهر

۵ شنبه ۸ اردیبهشت ۱۸-۲۰

از وبلاگ نویسی بیشتر بدانیم با حضور دکتر حسین مومنی دکترای کامپیوتر

از دانشگاه علم و صنعت ایران

جمعه ۹ اردیبهشت ۱۸-۲۰

محیط زیست و وبلاگ نویسی با حضور دکتر مزدک دربیگی دکترای محیط زیست

شبنه ۱۰ اردیبهشت ۱۸-۲۰

قرائت بیانیه، خاطرات وبلاگی، اختتامیه با حضور همه وبلاگ نویسان گرگان دوست

 

ساعت بازدید :10 صبح الی 8 شب 

  غرفه انجمن وبلاگ نویسان گرگان دوست

 

خانه های هوشمند یا Intelligent House  

 

ترکیب فناوری های روز جهان با هنر و علم معماری طی سالهای اخیر منجر به ارائه طرح ها و ساختارهای هوشمند مسکونی شده است که می توانند در آینده ای نه چندان دور آرامش مطلق را به انسانها هدیه کرده و نیاز به هر نوع فعالیت در محیط خانه را از بین ببرند.

به گزارش خبرگزاری مهر، خانه بیل گیتس را به یاد دارید؟ یکی از مشهورترین خانه های هوشمند جهان که به یکی از مشهورترین چهره های جهان فناوری اختصاص دارد و بخش بیشتری از آن عملا در دل زمین جای گرفته و بیشتر به یک پناهگاه مجهز به انواع تجهیزات فناورانه شباهت دارد.

وجود انبوهی از امکانات و سامانه های فوق مدرن و از همه مهمتر گرانقیمت همواره سارقان را بر آن داشته است تا به این عمارت بزرگ دستبرد بزنند اما حتی فکر کردن درباره این کار نیز کار بیهوده ای است چون این خانه توسط سامانه های روباتیکی محافظت می شود که به سلاحهای لیزری مجهز هستند و از این رو به سادگی می توان متصور شد که در صورت ورود غیرقانونی به این عمارت، چه سرنوشتی در انتظار سارقین خواهد بود.

در این خانه بزرگ استخر فوق مدرن و زیبایی وجود دارد که در ساخت آن از سامانه پخش موسیقی زیر آبی استفاده شده است تا شناگران مهمان و اعضای خانواده بیل گیتس به هنگام حضور در آن لذت گوش دادن به موسیقی را در کنار لذت شنا کردن تجربه کنند. از آن گذشته در زیر تمامی سطوح کاغذ دیواری این عمارت بزرگ سامانه بلندگوهای پخش موسیقی نصب شده است تا شخص در جریان عبور از راهروها و ورود و خروج از اتاقها، جریان پخش موسیقی را از دست ندهد.

 

 

مهمانانی که وارد خانه بیل گیتس می شوند، در بدو ورود ریزتراشه ای دریافت می کنند. این ریزتراشه علائم مختلفی را در سراسر خانه منتشر می کند. دمای اتاقهای مختلف خانه و سایر فاکتورهای محیطی بر اساس علاقه مهمان و مبتنی بر پیش تنظیماتی که از سوی وی صورت می گیرد، تغییر می کند.

با این همه زمان زیادی از ساخته شدن این خانه بزرگ می گذرد و با توجه به سرعت بالای پیشرفت فناوری های مدرن؛ خانه های هوشمند از جنبه های گسترده تری رشد پیدا کرده اند. ایمنی، قابلیت دسترسی به وسایل، راحتی، اتصال وایرلس تجهیزات خانگی و به تازگی کنترل سلامتی سرنشینان خانه از زمینه هایی هستند که معماران و طراحان ساختمانی طی سالهای اخیر به آن توجه فراوانی نشان داده اند.

از فناوری هایی که برای خانه های هوشمند در نظر گرفته می شود، استفاده از تکنیکهایی است که می تواند هرچیزی را در دسترس ساکنان خانه قرار دهد. عامل اصلی در عملی شدن این برنامه وایرلس بودن انرژی مورد نیاز ابزارهای مختلف خانگی است، در این صورت می توان هر یک از لوازم برقی در خانه را در هر کجا رها کرد، سطح هوشمند خانه آن را احساس کرده و درک می کند که ابزار خاموش است و به آرامی انرژی رسانی به آن را آغاز می کند.

برای ایجاد چنین سطوح هوشمندی در خانه های آینده از میدانهای مغناطیسی استفاده خواهد شد و این میدان مغناطیسی به گونه ای یک کتری را داغ می کند که تنها بخش مرکزی ان داغ خواهد شد، به این شکل درصورتی که آن را در کنار دست خود قرار دهید، احتمال سوختن دستهایتان وجود ندارد. این فناوری حرارت رسانی القایی بی سیم توسط شرکتی به نام فولتون در حال تکمیل است.

بیشترین بخش فناوری های هوشمندانه در خانه ها بر روی ایمنی متمرکز است، چه ایمنی مربوط به ساختمان و تجهیزاتش باشد چه به ساکنان آن ارتباط داشته باشد. برای مثال گروهی از دانشمندان در دانشگاه هرتفوردشایر بریتانیا سیستم آزمایشی را ارئه کرده اند که علاوه بر کنترل کوچکترین حرکات در خانه و بو کشیدن کوچکترین خطر در ایمنی ساختمان، می تواند سلامت ساکنان خانه را نیز کنترل کند.

 

خانه ای که سلامت ساکنانش را کنترل می کند

طرح آزمایشی InterHome که در ابعاد یک خانه عروسکی ساخته شده است به صفحات کنترل لمسی که به اینترنت اتصال دارند، کنترل از طریق موبایل و کنترل از راه دور مجهزند. این خانه نه تنها از ویژگی های کم مصرف بودن و ایمنی بالا برخوردار است بلکه می تواند از رفتارهای ساکنان خانه کارهای مختلف را فرا گرفته و برای مثال زمانی که هیچ کس در خانه حضور ندارد چراغها را به صورت خودکار خاموش کند.

همچنین ساکنان خانه با بستن مچ بندی به دور مچ دست خود نشانه های حیاتی مختلفی از قبیل ضربان قلب و حرارت بدن خود را به واسطه حسگرهای متعددی که در این مچ بند تعبیه شده است، کنترل خواهند کرد. از سویی دیگر این خانه متناسب با نیازهای افراد سالمند به گونه ای طراحی شده که در صورت زمین خوردن افراد و یا ایستهای قلبی یا مغزی به سرعت آژیر کشیده و دیگران را از بروز اتفاقی ناخوشایند آگاه می کند.

شاید به جرات بتوان گفت جالب توجه ترین خانه هوشمندی که تا کنون ساخته شده و مورد استفاده قرار گرفته است، خانه ای در شهر ورشو در کشور لهستان است، قلعه ای نفوذ ناپذیر با قابلیت تبدیل شدن به خانه ای بسیار مدرن و زیبا.

در واقع زمانی که کسی در خانه حضور نداشته باشد، این خانه به یک مکعب بزرگ بتونی شباهت دارد که نمی توان هیچ منفذی را برای نفوذ به داخل آن پیدا کرد، نه دری در دیواره این ساختمان دیده می شود و نه پنجره ای. در این هنگام این خانه به قلعه ای نفوذ ناپذیر شباهت دارد اما تنها کافی است مالک وارد خانه شود، آنگاه می تواند نما و کل ساختمان را به گونه ای تغییر دهد که این قلعه بی روح و مستحکم به خانه ای مدرن و سرسبز تبدیل شود.

در این زمان صفحات باز شونده ای که در ورودی خانه کار گذاشته شده اند از یکدیگر فاصله گرفته و ظاهر واقعی خانه را نمایان می کنند. خانه متحول شده دارای اتاقهای وسیع، دیوارهای پهن شیشه ای و پنجره هایی بزرگ است که برخلاف نمای خاکستری و مرده ساختمان، بزرگی اتاقها و پنجره ها فضایی دلنشین به این خانه هوشمند می بخشند.

طراحی های مشابه به این خانه لهستانی گرایش شدید طراحان را به حفظ ایمنی خانه و سرنشینان آن به خوبی آشکار می کند، اما با توجه به موج جدیدی از اختراعات لوازم الکترونیکی خانگی هوشمند و بی سیم به وجود آمده است، می توان گفت به زودی و با ترکیب این دو گرایش، به اضافه نفوذ روباتهای هوشمند به میان زندگی روزمره انسانها و حضور آنها در خانه های مسکونی، خانه های هوشمند مطلقا به مکانی برای استراحت محض انسانها تبدیل خواهند شد، خانه هایی که ساکنانش واقعا دست به سیاه و سفید نخواهند زد.

در ادامه تصاویری از خانه هوشمند و تبدیل شونده لهستانی که به واسطه ویژگی های فیزیکی اش، سارقان را برای نفوذ به داخل نا امید خواهد کرد را مشاهده می کنید:

 

خانه پیش از تبدیل شدن به یک قلعه نفوذ ناپذیر شباهت دارد

 

یافتن منفذی که بتوان از آن به داخل خانه راه پیدا کرد بسیار دشوار است
علاوه بر اینکه دوربینهای مدار بسته متعددی بر دیوارهای این خانه دیده می شوند

 

با باز شدن دیوارها کم کم فضای سبز دیده می شوند

 

و پنجره های بزرگ پدیدار می شوند

 

و با باز شدن درها بخشهای داخلی خانه نیز نمایان می شوند

 

چهره واقعی همان قلعه نفوذ ناپذیر

 

دیوارهای شیشه ای خانه تصاویر طبیعت سبز را به داخل منعکس می کنند

 

و در هنگام شب نیز منظره ای زیبا از خانه را به نمایش می گذارد

 
 

 
پ ن ب ۱: بعد ۳۵ روز،نوشتن که بماند؛بالاخره حس  کپی پیست را پیدا کردم و تصمیم گرفتم مثلا وبلاگم رو به روز کنم .
 
پ ن ب ۲: به خاطر اینکه بی خبر رفتم عذرخواهی میکنم.شاید روزی علت این تاخیر بی سابقه ام رو مفصل براتون نوشتم.
 
پ ن ۳: راستی خانه های هوشمند موضوع  مقالمه. ۱۵ اردیبهشت باید ارائه بدیم ولی من هنوز پروپزالم رو تکمیل نکردم و منتظر امداد های غیبی و نداهای آسمانیم.
 
 
بعدا نوشت:خدمت دوستانی که با خوندن پی نوشت ها نگران بنده شدند باید عرض کنم،ماخوبیم
فقط کمی با کمبود انرژی مواجه شدم؛همین وگرنه مشکل حادی به وجود نیومده وشاید من زیادی سخت گرفتم و اگه بهتون بگم چی شده بهم بخندید.
 

نوروز 90 مبارک

 

 

 

باد نوروزی همی در بوستان بتگر شود ****** تا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شود

 

باغ هم چون کلبه بزاز پر دیبا شود ****** باد هم چون طبله عطار پز عنبر شود

 

سوسنش سیم سپید از باغ بر دارد همی ****** باز هم چون عارض خوبان زمین اخضر شود

 

روی بند هر زمینی حله چینی شود ****** گوشواره هر درختی رسته گوهر شود

 

چون حجابی لعبتان خورشید را بینی ز ناز ****** گه برون آید ز میغ و گه به میغ اندر شود

 

افسر سیمین فرو گیرد ز سر کوه بلند ****** باز مینا چشم و دیبا روی و مسکین پر شود

 

روز هر روزی بیفزاید چو قدر شهریار ****** بوستا چون بخت او هر روز برناتر شود

 

 

 

 

درشکفتن جشن نوروز برایتان  در همه ی سال ؛ سر سبزی جاودان وشادی و

 

اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم . . .

 

 

2راهی

 

 

امروزا نمی دونم چم شده. روحیاتم مثل ابر و باد در حال تغییره.یه روز خوشحالِ خوشحال،یه روز غمگینِ غمگین.

حس هیچ کاری رو ندارم.همش دوست دارم بخوابم که به اون چیزی که باید فکر کنم؛  کمتر فکر کنم.

دانشگاه رو هم از شنبه تعطیل اعلام کردیم ؛ ولی  من امروز مثل این بچه مثبت های تر م یکی؛ ساعت7 با هزار و یک غرلند از خواب ناز بیدار شدم و رفتم دانشگاه.دیدم استاد داره می گه هفته ی قبل  و بعد عید حضوروغیاب انجام نمیشه و به عبارتی با زبان بی زبونی  داره میگه دیگه نیاید.

 با شنیدن این جملات در طی یک حرکت کاملا نامحسوس کلاس رو پیچونده و .....

فکر بد نکنید بابا ؛اومدم خونه . تو این سرما؟؟عجبا.

و دیگه اینکه حواس پرتیم کاملا رفع شده و در ساعاتی که بیدارم حسابی دارم حواسم رو جمع می کنم که یه تصمیم  درست و معقولی بگیرم که بعدا پشیمون نشم که پشیمونی فایده نداره.

چه کار سختیه تصمیم گیری در مورد آینده.اینبار سر دو راهی موندم ؛نمی دونم باید چکار کنم؟؟

خدایا کمک کن ؛ بهترین و درست ترین تصمیم رو بگیرم

 

 

ادیسون

 

 

 

 

اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد.

اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود. هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود.

در همين روزها بود كه نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است!

آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود...

پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي كند!!!

پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر مي برد.

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سر شار از شادي گفت: پسر تو اينجايي؟ مي بيني چقدر زيباست؟!!  رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟!! حيرت آور است!!!

من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! واي! خداي من، خيلي زيباست! كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد. كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!

پسر حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيت در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله ها صحبت مي كني؟!!!!!!

چطور ميتواني؟! من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي آيد. مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند. در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد...!

در مورد آزمايشگاه و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكر مي كنيم! الآن موقع اين كار نيست! به شعله هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!!!

توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود. آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

 


پ ن بی ربط طولانی : نمی دونم جدیدا چرا اینقدر فراموش کار شدم؟؟خوبه تازه وارد دهه ی سوم زندگیم شدم.

چند روز پیش  کیف پولم رو تو خونه جا گذاشته بودم(همیشه از در خونه که می اومدم بیرون چک می کردم ها). چشتون روز بد نبینه سوار تاکسی شدم ...!!!! بقیه اش رو هم که خودتون می دونید چه حسی به آدم دست میده.

ولی خدا را شکر؛ در پی امداد های غیبی و  کاوش های  فراوان در عمیق ترین نقاط کیف ، چشمم به دو عدد ۱۰۰۰ ریالی افتاد .نمی دونید چقدر خوشحال شدم.انگار گنج قارون رو پیدا کرده بودم.

 امروز هم اومدم رمزی رو وارد کنم هر چی فکر کردم شماره شناسنامه ام یادم نیومد. باز خوب شد بعد چند دقیقه ؛ سلول های خاکستری مغزم یه مقدار به حرکت در اومدن و یادم اومد که میشه شماره شناسنامه رو از رو  کارت دانشجویی و... هم دید.حالا بماند اینکه پسورد سایتی که عکس هام رو آپلود میکردم رو هم کلا فراموش کردم.

بعدا نوشت:یک مورد دیگه به افتخاراتم اضافه شد.فلشم رو هم  گُُُ ُ ُ ُ ُ ُ ُم  کردم.واقعا نمی دونم باید گریه کنم یا بخندم

 

شروع ترم جدید و...

 

 

تعطیلات بین  ا لترمین هم تموم شد و از امروز کلاس ها رسما از طرف دانشجویان شروع شد.

از ساعت 7:45 تا  15:45 امروز؛ کلاسِ برداشت از بناهای تاریخی داشتیم ، هنوز نیومده باید یکی از موضوعاتی رو که استاد مربوطه محترمه تعیین کرده بودند رو انتخاب می کردیدم  وساعت 14همون روز ارائه می دادیم.با این که من از کارای تحقیقاتی و بگرد و پیدا نکن و ... خوشم میاد؛ ولی اول ترمی اصلا حسش نبود ولی با هر ترفندی شده  باید  تا ساعت 2 موتورمون رو گرم می کردیم.آخر سر هم طبق معمول و مثل ترم های  قبل ؛ به دلیل پر بودن کلاس های سمعی بصری ، نتونستیم کارامون رو ارائه بدیم .نمیدونید چه قدر ناراحت شدیم .

 

 

بعد از دوران راهنمایی؛ اولین بار بود که وقتی برمی گشتم و به کارایی که در چند وقت گذشته انجام دادم ؛ نگاه می کردم ,احساس رضایت بهم دست می داد .سه چهار سالی می شد؛ هر کاری انجام می دادم؛از نتیجه ی کارم ؛ گر چه از نظر خیلی ها ایده آل و خوب بود؛ راضی نمی شدم و احساس می کردم می تونم بهتر از این باشم و فکرمی کردم ؛ لحظاتم داره به بطالت سپری می شه.دقیقا نمی دونستم ایراد کار از کجاست؟؟ از سیستم آموزشی( که مطمئنا در کشف و پرورش استعداد های نهفته ؛ بی تاثیر نیست) ؟؟؟؟یا شاید هم به خاطر این بود که به هیچ کدوم از کارایی که انجام می دادم علاقه ای نداشتم و صرفا داشتم در جهت جریان آب حرکت می کردم ، ولی با انتخاب این رشته (معماری) ، مخصوصا از چند وقت پیش که عملا وارد محیط کار شدم ، تونستم 50 درصد رضایت خودم رو از خودم جلب کنم .

 


 

پ ن ۱:از اونایی که وقتی به جایی می رسند _اونم از صدقه سری اطرافیان_ و دیگه  خدا رو بنده نیستند ، در حدِ بی نهایت بیزارم. (ببخشید که از این کلمه ی منفی استفاده کردم ، واقعا جا نداشت.)

 

پ ن ۲:خدایا : به هر کی مقامی میدی ، خواهشنا جنبه ش رو هم بده.

 

روز مهندس بر جامعه معماران مبارک باد.

 

 

برای مهندسین بن بستی وجود ندارد.مهندسین یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت.

 

 

 

 

روز بزرگداشت حکیم خواجه نصیر الدین طوسی و روز مهندس رو بهتون تبریک میگم

 

امیدوارم همانند حکیم مایه مباحات جامعه ایرانی ما باشید.

 

ابداع سبک ترین جامد جهان/ ژل گازی با قدرت ردیابی آلودگی

 


محققان نوعی ژل گازی ابداع کرده اند که از قدرت پوشش بالا و حیرت انگیزی برخوردار است و می تواند در ردیابی آلودگی ها کاربرد داشته باشد.

این ماده به خاطر ظاهر شفافی که دارد "بخار منجمد" نام گرفته و از مواد ژلاتینی تولید شده که در آن عناصر ژلاتینی به واسطه گاز جایگزین شده اند و در نتیجه این تغییر و تحولات سبک ترین ماده جامد جهان به وجود آمده است.

می توان از این "ژل گازی نانو لوله های کربنی چند لایه" در ساخت حسگرهایی استفاده کرد که می توانند آلودگی ها و مواد سمی، رآکتورهای شیمیایی و تجهیزات الکترونیکی را ردیابی کند.

با وجود اینکه تا به حال ژلهای گازی از سیلیس، اکسیدهای فلزی، پلیمرها و مواد کربنی ساخته شده و در تولید محصولات مختلف به کار گرفته شده اند، تعداد محدودی از دانشمندان توانسته اند در ساخت ژلهای گازی با استفاده از نانولوله های کربنی موفق شوند.

به گزارش بنانیوز به نقل از مهر، ژل جدید مانند فنر از قابلیت ارتجاعی برخوردار است و قابلیت کشسانی آن هزار برابر ابعاد اصلی جرم است و در صورتی که نانولوله های یک مکعب یک اونسی از این ژل از هم باز شده و پهلو به پهلو یا انتها به انتهای یکدیگر چیده شوند، می توان با استفاده از آن یک زمین فوتبال را پوشش داد.

بر اساس گزارش گیزمگ، این ژل در عین حال رسانای الکتریسیته بوده و از این رو برای تولید تجهیزات حسگر در قطعات الکترونیکی بسیار کاربردی خواهد بود.

 

 


 

پ ن ب ط :  تا یک گام (تازه ؛ اونم با کفش  کوچک پا سایز32)در راستای به روز شدن بر میداری ،میگن : نگاش کن؛خوبه دو روزه رفته دانشگاه اینقدر متحول شده ، حالا برعکس؛ یه چند وقتی همش فرق سرت رو از یک طرف باز کنی،میگن امل رو می بینی ؛ مثلا دکتر یا  مهندس آینده است.

واقعا نمی دونم این افراد رو چه طور باید راضی نگه داشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

تولد 20 سالگی

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

بافت های فرسوده ی شهری

 

 

 

 

 

 

بررسی جهانی در زمینه سازماندهی بافت های فرسوده ی شهری و تجارب چند کشور:

 

در این راستا تجربیات و سیاست گذاری  کشور های مختلف در زمینه سازماندهی بافت های فرسوده را می توان به سه نوع زیر تقسیم کرد:

 سیاست نوع اول :تا سال 1960 را شامل می شود،تاکید بر ویژگی های کالبدی و محیط مصنوع بوده ؛هدف آن بهبود شرایط سکونتی غیر قابل تحمل در ساختمان های قدیمی و خیلی قدیمی در شهر های در حال رشد (کاریرد مناسب تر )اراضی مرکزی شهری و خارج کردن فقرا از دید عمومی و همچنین احیاء رویکرد (پاکسازی ذاغه ها)بوده است.که به عنوان یک استراتژی تجدید حیات شهری و در بیشتر مکان هایی که اجرا شد ،محکوم و نا مناسب شناخته شد.

سیاست نوع دوم:سالها ی 1960 تا 1970 را شامل می شود ؛ مبتنی بر باز زنده سازی محلات ؛به عنوان یک راهکار جامع با تاکید بر مسائل اجتماعی  مطرح می گردد که متاثر از انتقاد های شدیدی است که به راهکارهای بولدزری نوع اول وارد شد و با پیش زمینه رشد اقتصاد عمومی وسیر صعودی گروه های مختلف جامعه در اثر (درک دوباره فقر)شکل گرفت.در نتیجه امکان اجرای برنامه ی بهسازی گسترده ای در راستای ارتقاء و بهبود واحد های مسکونی و محیط زیست ساکنین ؛مهیا گردد. این در حالی است که در همان زمان حل مشکلات اجتماعی مردم از راه ایجاد خدمات اجتماعی و بهبود کیفیت آن در تمام برنامه ریزی ها جدید صورت می گرفت و زمینه آن مشارکت ساکنین در فرایندهای تصمیم گیری بوده است.لذا شعار این دوره (مشارکت حداکثری )بوده است.

 

سیاست نوع سوم:باززنده سازی ؛ به ویژه در مراکز شهری و راهکاری اجرایی با تاکید بر توسعه اقتصادی است.در اوایل دهه 1970 ؛رکود اقتصادی در سراسر دنیا حاکم شد. در همان زمان ؛دولت ها و مردم کشورها ی مختلف غربی ؛تحت اثر نتایج تحقیقاتی قرار گرفتند که منعکس کننده نتایج مثبت و قابل توجه بسیاری از برنامه های اجتماعی دهه 1960 نبود.در سال های دهه 1970 و 1980 ؛فرایند های خود به خودی جالب توجهی از باززنده سازی در شهرهای  بزرگ توسعه یافته  مورد استفاده قرار گرفت.قیمت پایین زمین و مسکن در مرکز شهرها سبب جذب پیمانکاران بزرگ و کوچک شد.از سوی دیگر مشارکت عمومی مردم و سرمایه گذاران در بافت های فرسوده ؛ چه به طور مستقیم (خصوصا به شکل وام های کمکی)یا غیر مستقیم (مقررات خاص،سرمایه گذاری در خدمات عمومی فراگیر و ...)نشان داد که اقدامات تجدید حیات و فراینده ای اصالت بخشی به صورت خصوصی و عمومی ؛ تاثیر مثبتی بر شرایط محدوده ای مورد نظر دارد.

 

 

آلمان

 

ضرب المثل معروفی است که می گوید:هرگاه دو آلمانی در کنار هم قرار گیرند ؛یک انجمن تشکیل می دهند.و این حکایت از وجود مشارکت بالا در بین مردم این کشور است که دولت با برنامه ریزی های مختلفی ؛آنها را تقویت می کند.در برلین برای آگاهی از نظر شهروندان ، نهادی با عنوان تریبون مارزا نتشکیل شد که ارتباط بین شهروندان ؛کارشناسان ؛مدیران شهری را سبب می شود.در واقع در این کشور اجرای طرح بهسازی و نوسازی شهری به صورت یکپارچه و با هم افزایی مدیریت محله ای NM  و مدیریت دولتی و مدیریت عمومی در جهت شهر اجتماعی یکپارچه ( بدون تیعیض ) است که راهی برای توسعه ی همه جانبه شهر و بهسازی مناطق فرسوده ی شهری بوده است.در این کشور رویه اجرایی برنامه ی بهبود بخشیدن مناطق فرسوده و مسئله دار شهری بیشتر بر روی سه زمینه یکپارچگی مداخله؛آموزش مقتدرسازی؛ متمرکز است.این برنامه ها در پی گزارش رئیس جمهور در سال 1998 نشان داد مشکلات محلات با روش های برنامه ریزی شهری کلاسیک قابل حل نبوده ؛ بنابر این استراتژی جدید بر مبنای منابع جمعی شراکت بر فعالیت هماهنگ شبکه ساکنان محلی با تشریک مساعی عوامل اجتماعی و اقتصادی محلات و مبتنی بر همافزایی مدیریت های مختلف در جهت اقدان یکپارچه بوده است.

 

آمریکا

 

از جمله تجربیات موفق کشور آمریکا در مداخله بافت های فرسوده خود؛می توان به دو شهر بالتیمور و برلینگتن اشاره کرد.بهسازی و نوسازی در بلتیمور؛ به دلیل فرسودگی و ناکارامدی  شهر با هدف معاصر سازی و افزایش منزلت اجتماعی – اقتصادی آن انجام گرفت.مسئله ای که در بالتیمور حائز اهمیت است واکنش بالتیمور به مسائل و معضلات  خود بود که به احیای فرصت های  و بخت های آن انجامید؛دو عامل مدیریت شهر و احساس مسئولیت مدنی شهروندان یه ویژه ساکنین پهنه های فرسوده شهری در این امر موثر بوده اند.از دیگر ویژگی ها ی بارز تجربه بالتیمور نحوه نگرش برنامه ریزان و طراحان بود.میدان پایونیر به دلیل آتش سوزی سال 1889 با افول منزلت اجتماعی - اقتصادی رو به رو شده  که زوال و فرسودگی تدریجی منطقه را به دنبال داشت و بهسازی و نوسازی آن با حمایت مردم  و به وسیله ی  ایجاد کاربری های جدید و بهسازی بناهای قدیمی و فرسوده و با سرمایه گذاری بخش دولتی انجام شد.در بالتیمور به طور کلی شیوه ی مداخله و مدیریت در بافت فرسوده به نحوی بوده است که:

حمایت و همکاری صمیمانه بخش دولتی؛ عمومی  و خصوصی از برنامه های شهردار را در پی داشته است و توجه کامل به نیازهای مردم مشارکت کامل مردم  در جریان مداخله داری اولویت  اساسی بوده است،استقلال مدیریت شهری در تصمیم گیری ها  و هم افزایی مدیریت های مختلف با یکدیگر وجود داشته است.اهمیت هماهنگ سازی قوانین با برنامه های مداخله مهم بوده است.در برلینگتن نیز که در شمال غربی ورمونت  آمریکا قرار دارد شورای برنامه ریزی  محلات شامل مردم و سازمان های محلی تاسیس شد.شورای برنامه ریزی محلات به بهبود ارتباط بین شهروندان و دولت محلی (شهرداری) برای تنظیم جلسات در هر کدام از محلات شهر اقدام کرد.ساکنان محلات یاد گرفتند چه مسائلی بر آنان تاثیر می گذارد و با مسئولین شهر درباره  نگرانی ها و نیازهای شان رایزنی کردند.شورای برنامه ریزی محلات با انتخاب نمایندگانی از کمیته شهروندان تلاش می کنند تا اجرای طرح های توسعه محلات را با هماهنگی و مداخله یکپارچه مردم و نهادهای محلی به همراه نهاد های مختلف شهری و دولت محلی اجرا کند.از جمله پروژه های انجام گرفته در این شهر احداث پارک ،زمین بازی کودکان،بهسازی خیابان ها ،بهبود کیفیت زیست محیطی محلات فرسوده بوده است.

 

ژاپن

 

مداخله و برخورد در بافت های قدیم و فرسوده شهری در کشور ژاپن تحت عنوان توزیع عادلانه نوین اجرا می شود. قدمت اجرای این طرح به صورت یک سامانه منسجم بعد از جنگ جهانی دوم شروع شده و عمده وسعت شهرهای ژاپن بوسیله ی این سامانه بازسازی و احیا شده است.اساس ایده های اصلی این طرح شامل موارد زیر است:

 

_ جامعیت طرح های توسعه شهری

_رعایت انصاف در برخورد با مالکان و ساکنان محل

_مشارکت ساکنین محل در اجرای طرح ها

_حفظ هویت محل و بافت اجتماعی آن

_اجرای طرح بر اساس تحلیل هزینه –فایده

_تفکیک مجدد زمین و شکل گیری پلاک ها

 

مدیریت هماهنگ نهادهای مختلف شهری در مداخله با بافت ها و لزوم تشکیل نهادهای مدیریتی محله جهت مشارکت نهادهای مختلف با همدیگر.

از جمله نتایج مطلوب کاربست این روش در ژاپن می توان به موارد زیر اشاره کرد:


_اصلاح محیط زندگی

_بالارفتن ارزش زمین

_مردم محل مانند قبل از اجرای پروژه در محل باقی مانده و هزینه های توسعه را متقبل شدند

_کاربری های زمین به طور موثر اجرا و پلاک های زمین به صورت متناسب تفکیک شد و خدمات عمومی و تاسیسات شهری  با مشارکت نهادهای  مختلف عمومی ،مردمی و دولتی به اجرا در آمد

_پروژه نوسازی و بهسازی بر اساس تحلیل هزینه –فایده تهیه و اجرا می شود

 

 

موارد پیشنهادی شیوه های مدیریتی مداخله در بافت های فرسوده ی شهری با توجه به تجارب کشورهای اروپایی و آمریکایی:

 

_شهرداری هدایت و اجرای پروژه های معاصر سازی پهنه های فرسوده شهری را به عهده بگیرد.

_میان شهرداری و بخش های دولتی همکاری متعامل و هم افزایی نزدیکی وجود داشته باشد.

_بخش دولتی در تصویب طرح ها؛برنامه حفاظت از پهنه های فرسوده و پروژه های معاصر سازی را مورد توجه قرار دهد.

_سازمان حفظ میراث تاریخی و فرهنگی در شناسایی؛حفظ و احیای میراث تاریخی با شهرداری همکاری نزدیکی داشته باشد.

_دولت از طریق سازمان های مختلف کمک های مالی در اختیار شهرداری قرار دهد.

_بانک ها و موسسات اعتباری مبادرت به اعطای وام های ویژه یا سرمایه گذاری کنند.

_در دفاتر محلی نمایندگان ؛ نهادهای مختلف عضویت داشته باشند.

_قوانین و مقررات منطبق با نیازها؛تغییر یا تهیه و تصویب  شوند و مردم محل به طور مستمر ، گسترده و عمیق در جریان کار قرار گرفته و نظرات آنها مورد توجه مسئولین قرار گرفته و ابزار مشارکت مردم فراهم شود.

_سرمایه گذاری را مردم و و سازمان های سرمایه گذرای انجام دهند.

_تاسیسات و زیر ساخت های شهری و جاگذاری خدمات مورد نیاز را بخش عمومی و ساخت و سازهای جدید را مردم و بخش خصوصی انجام دهند.

_کارگروه ها؛نمایندگان مردمی و نهادهای محلی برنامه های مشارکت را هدایت کنند.

_شهرداری در پاره ای از موارد به عنوان پیشگام یا برای تشویق دیگران به فعالیته های اجرایی و به طور مقطعی به ساخت و سازه ها ی محدود مبادرت کند.

_مداخله مرحله به مرحله انجام گیرد.

_اقدامات آموزش در راستای آگاه سازی مردم مستمراً وجود داشته باشد.

_توجه کامل به نیاز های مردم اهمیت ویژه ای داشته و همکاری مدیریت های مختلف  شهری در سطح دولتی ، عمومی ، خصوصی و مردمی به صورت صمیمانه وجود داشته باشد .

_مدیریت شهری در تصمیم گیری ها؛استقلال داشته و به صورت یکپارچه عمل نماید.

 

بافت های فرسوده (در مفهوم فرسوده شده) شهرهای  کشور ؛زمانی با ساختار و کارکردی متناسب با نیازهای ساکنین خود،ازپویایی و صلابت خاصی بخوردار بوده اند.لیکن با افزایش ناگهانی تغییرات شهر نشینی در چهار دهه اخیر ؛ نه تنها مرکزیت خود را از دست داده اند، بلکه حتی قادر به انطباق با تغییرات و ارئه حیات روزمره خود نیز نمی باشند.از این رو امروزه  به عنوان نقاط مسئله دار شهری یا به عبارتی ؛ وصله های ناجوری بر بدنه شهری مطرح می باشند.فقدان مدیریتی مسئول  که بتواند این بافت ها را با تغییرات سریع ساختاری و کارکردیِ جدید مبتنی با مدرن گرایی در شهرها همگام سازد،آنها را در تنگنای عدم قابلیت و  عدم انطباق با نیازهای جدید گرفتار  می آورد.به همین جهت این بافت ها نه تنها جمعیت اصیل وبومی خود را از دست داده اند بلکه به محل استقرار مهاجرین (به ویژه روستایی ) و اقشار کم درآمدی که به دنبال ارزان ترین نقطه شهری برای سکونت  بوده اند ؛تبدیل شده اند.آنچه که در استمرار فرسودگی این بافت ها  و افزوده شدن فرسودگی اجتماعی ؛اقتصادی و زیست محیطی به فرسودگی کالبدی نقش داشته است نظام مدیریت ناکارامد  شهری در ایران بوده است.این مدیریت با وجود تلاش های مستمر خود در بهبود وضعیت محلات بدلیل ضعف هم افزایی نهادی ,عملکرد تک بعدی عموما منحصر شده به کالبد ؛ناپارچگی سیستم مدیریت شهری و بسیاری از عوامل دیگر ؛نتوانسته است به اقدام  مناسبی که مسئله بافت فرسوده در شهرهای کشور را حل نمایند منتهی شود.از این رو با توجه به مطالب گفته شده می توان به  این اولویت رسید که نظام مداخله در بافت های فرسوده شهری در شرایطی منجر به حل مسئله خواهد شد که برنامه ی هماهنگ ؛مدیریت هماهنگ؛ اقدام هماهنگ ؛اجرای هماهنگ ؛ارزیابی هماهنگ در قالب مدیریت یکپارچه شهری شکل گیرد و منجر به بهبود و حل مسئله بافت فرسوده به صورت هماهنگ شود.لازمه ی این امر همانا دستیابی یه مدیریت یکیارچه شهری است.

 

 

 

 

بررسی مدرنیته و معماری معاصر ایران

 

 

یکی از بارزترین خصایص فرهنگی فلسفه معاصر پدیده مدرنیته و به عنوان سبک تفکر مدرنیسم است. اگر به علوم، فنون و هنرهای مختلف با دیدی محققانه نگریسته شود، به راحتی می توان رد پای تفکر مدرن را در آن مشاهده کرد.

 

لغت مدرنیسم با ریشه یونانی، نخستین بار، قرن ششم میلادی از کلمه Modo یعنی تازگی استخراج شد و در نهایت به معنای تازگی به کار رفت. لغت مدرنوس، مربوط به آثار هنرمندانی می شد که به شکلی نو و بدون توجه به سابقه هنری با خلاقیت های تازه، آثار جدیدی را خلق می کردند.

 

شاید لغت مدرن جزو معدود لغاتی باشد که به رغم پیچیدگی مفهوم، معنایی دیگر چون نوآوری و طرد گذشته را در خود مستتر دارد. اما اگر قرار باشد که مدرنیسم به عنوان گرایش جامعه شناسی و یک سبک هنری بررسی شود باید به یک قرن قبل بازگشت و روند تحولات آن دوره را مورد بررسی قرار داد. مدرنیسم بیش از 150 سال قبل در اروپای غربی تبلور یافت و به عنوان الگویی که با نهادها، افکار و باورهای سنتی مبارزه می کند مطرح شد. استفاده از ابزار فردباوری (راسیونالیسم) روش پیشرفت این نوع تفکر بود و نتیجه عملی این نوع تفکر پیدایش انسان محوری با بینش دنیوی است.

 

نخستین خصوصیت در جوامع مدرن و به تعبیری در معماری مدرن، معادله مدرن سازی برابر با جهش های تکنولوژیکی است. این معادله در کشورهای غیر مدرن به صورت مدرنی سازی برابر با غرب زدگی و این دو برابر با واردات تکنولوژی خود را عیان کرده است. تجربه نشان داده است که این امر به نابودی تمدن های قدرتمند و ارزش های ماندگار کشورهای غیر مدرن منجر می شود.

 

 

واردات تکنولوژی در جوامع رو به پیشرفت به این دلیل مساله ساز است که این واردات ورود فرهنگ مصرف و کاربرد آنها را به دنبال دارد به گونه ای که نمی توان از اتومبیل استفاده کرد و همچنان در بافت های ارگانیک زیست.

 

خصیصه دیگر جوامع مدرن و معماری مدرن، شناخت، تثلیث آن یعنی، تکنولوژی، تولید و مصرف است.

 

در این دیدگاه انسان تنها تولیدکننده و مصرف کننده است‌، اما این تثلیث در جوامع غیر مدرن و به ویژه جوامع شرقی به شکل دیگری نمایان است.

 

تفاوت بزرگی است میان ساختن یک آپارتمان و برج مسکونی به جهت تبدیل به عنصری اقتصادی و عشقی که پدرانمان نسبت به خانه های نیمه مخروبه بافت قدیم داشته اند. در جوامع غیر مدرن، آجرها قسمتی از وجود معمار است که به وسیله ملات عشق به یکدیگر متصل می شده اما در جوامع مدرن یا شبه مدرن مانند کشورهای جوامع سوم، آجر قطعه ای از خاک است که قیمت آن مشخص بوده و باید در استفاده از آن صرفه جویی کرد. براساس تقسیم بندی جوامع مدرن به دو قسمت «سنت و مدرن» یا «شرق و غرب» است و چنانچه این تقسیم بندی مشخص می کند هر جامعه یا شرقی و سنتی است، یا غربی و مدرن.

 

این الگو، الگویی است که آرام آرام در جهان گسترش می یابد و در این دیدگاه جامعه سنتی محکوم با نابودی و انهدام است. این مساله در جوامع غیر مدرن ابعاد مختلفی یافته و در جامعه سنتی ایران، هند، مصر و سایر کشورهای مشابه با کشورهای مدرن بسیار متفاوت است. مدرنیسم و معماری مدرن دارای تفاوت های اساسی هستند که به بخشی از این تفاوت ها اشاره می شود.

 

تفکر مدرن به عنوان یک جهان بینی و ایدئولوژی مطرح می شود، در حالی که معماری مدرن سبک معماری است که سده قبل اروپا و آمریکا را شکل داده است. از سوی دیگر معماری مدرن مربوط به زمان و مکان کاملا مشخصی است، در حالی که جهان بینی مدرن فاقد مکان و زمان است.

 

به رغم این دو مبحث که انفصال سبک و ایدئولوژی مدرن را ملزم می کند، به طور کلی شناسنامه معماری هیچ تفاوتی با تفکر مدرن نداشته و هر دو زاییده خلف گونه ای از زیست بشری هستند.

 

با توجه به شناخت حاصل شده از معماری مدرن اروپا، اکنون می توان پیامدهای این شیوه معماری را در جهان سوم و ایران بررسی کرد چرا که معماری دور مدرن در ایران، نه برگرفته از شناسنامه معماری مدرن، بلکه منطبق بر جامعه شبه مدرن است.

 

در جهت تشخیص خصایص معماری مدرن ایرانی، باید نقطه اشتراک معماری مدرن و جامعه مدرن را بررسی کرد. چرا که این خصوصیات به صورت ترکیبی معماری التقاطی معاصر را رقم می زند.

 

به طور کلی تفکرات و زیربنای فکری معماری معاصر ایران عبارتند از:

 

_ تاریخ پیدایش اواخر دوره قاجار است و انتقال سریع تفکرات و ایده ها از خصایص جامعه مدرن است. چرا که جامعه مدرن بر مبنای سرعت انتقال اطلاعات پایه گذاری شده و این تبادل اطلاعات در نهایت موجب تعادل فرهنگ و الگوی معماری می شود.

 

_ تهران به عنوان پایتخت ایران و نقطه اتصال ایران و اروپا، مسئولیت پیچیده بسط این معماری را به عهده داشته است.

 

 خاستگاه ها:‌ خاستگاه های معماری مدرن ایران انتقال فرهنگ فریبنده غرب به جامعه درون گرای ایرانی بود. در این راستا حصار شهرها، تخریب شد و بافت های اورگانیک آنها به اشکال هندسی تحول یافت. در این دوره فرمول های غربی با امکانات ایرانی ساخته و اجرا می شد و در این مرحله معماری به عنوان ابزار فرهنگی عمل می کرد.

 

در عین حال دومین خواستگاه این دوره، بهره گیری اقتصادی در معماری است. شاید بتوان دوران میانه معماری مدرن ایران را نخستین زمانی دانست که معماری به عنوان کالای اقتصادی معرفی می شود. چرا که با تکیه بر اصول معماری مدرن یعنی حذف تزیینات، معماری نه یک ابزار برای انعکاس فرهنگ، بلکه کالایی اقتصادی شد و این دستاورد چنان نمودار شد که معماری مدرن ایران به سبکی اقتصادی با نام بساز و بفروش تغییر رویه داد.

 

روش پست رفت: استفاده از تکنولوژی وارداتی در ترکیب با اقلیم و تکنولوژی سنتی، روش های مختلف اجرا را در ایران رقم زد که با تعمیرات محدودی در حال حاضر نیز استفاده می شود.

 

 مقیاس عمل: حرکت معماری از اروپا به تهران و از تهران به مراکز استان ها و شهرهای اصلی بوده است.

 

 نتیجه عمل: انفصال معماری سنتی ایران و حرکت از شیوه اصفهانی به شیوه تهرانی و همه گیر شدن، معماری مدرن ایرانی به صورت قالب و کلیشه ‌در تمام نقاط کشور بود. نبود مبانی فکری و تئوریک در معماری، تبدیل معمار به ساختمان ساز و نقشه کش، تفاسیر مختلف از دیدگاه مدرن در معماری و نامشخص بودن آینده معماری، مهم ترین پیامدهای معماری جامعه شبه مدرنیسم است.

در هر حال زمانی که جوامع مدرن و فرامدرن، زیر بمباران اطلاعاتی قرار دارند و دوره پیدایش تا افول یک سبک به یک دهه می رسد، معماری ایران نه به عنوان سبک پیشگام که به عنوان یک قصد جلوه می کند.

به علت عدم تطابق فرهنگ و اختلاف زمانی در ارسال پیام های معماری از غرب به ایران،‌حالت پویایی و پیشرو بودن هنر معماری زیر پرده اقتصاد محو شده است و با توجه به همه این مسایل شناخت مفهومی از موقعیت اجتماعی معاصر لازم است تا بتوان معماری و کالبد آن را درک کرد و این مهم انجام نمی پذیرد مگر با درک کافی و جامع از تحولات جهانی.

 

 

 

 

 

من اومدم

 

 

اوه.بالاخره امروز پروژه رو هم تحویل دادم و این ترم هم به خوبی و خوشی تموم شد.

اگر ریا نشه ، تا به حال پیش نیومده بود برای درس خوندن یا انجام کارام بی خوابی یا حتی کم خوابی بکشم ولی دیشب برای تموم کردن کارام مجبور شدم تا 4 صبح بیدار بمونم .خسته کننده تر از همه این بود که باید ماکتم  رو با مقوار ماکت سفید می ساختم و برای این که کارم تمییزتر در بیاد باید هر نیم ساعت از جام بلند میشدم  دستم رو می شستم حالا بماند اینکه برش دادن مقوا ماکت هم صبر عیوب می خواست.

 ولی  وقتی سر تحویل پرژه استاد از کارام تعریف کرد و ازشون عکس گرفت همه ی خستگی این چند روز رفع شد و انرژی گرفتم در حد اتم.

نمی دونم چرا این تر م خیلی بهم سخت گذشت.شاید به خاطر این بود که بیشتر از بیست واحد برداشته بودم و درس های عملی مربوط به معماری  کمتر برداشته بودم، البته بهتره بگم ارائه نشده بود و بیشتر درسامون محاسباتی (عمرانی)بود و بسیار کسل کننده.

همیشه بعد امتحانا و تحویل پروژ ؛ خودمون رو به یک عدد پیتزای پستایی یا خودمونی مهمون میکردیم ولی امروز دیگه هیشکی حال و حوصله ی این کارا رو نداشت و به همون پیتزای 3 بهمن که بعد آخرین امتحان (بتن) نوش جان کرده بودیم اکتفا کرده و راهی خانه هایمان شدیم تا یک دل سیر بخوابیم.

الان هم با این که به سختی  دارم این کلمات رو تایپ می کنم و انگشتانم اصلا حس نوشتن نداره ولی اومدم که بگم :

 دلم واسه همه ی دوستان ویبلاگ نویس گرگانی و غیر گرگانیم حسابی تنگیده  بود.

 

 


 

 

پ ن : دعا کنید یه بار دیگه برف بباره ؛ آخه دیروز همه رفته بودند ناهارخوران و زیارت برف بازی ولی من....

 

 

 

خداحافظی

 

سکوت هرشبم طلیعه ی غمی ست
که در انتهای سینه ام جاخوش میکند
در روزهایی
در ابتدای جاده ی بی تو بودن
لبخند تو افسانه ای میشود
ومی رود که به تاریخ بپیوندد
ومن که سعی دارم
در آخرین برگ از دفتر نانوشته هایم
واژه خداحافظی را حک کنم...


پ ن۱ :شعر از شبنم هدایتی

پ ن۲ :با اینکه اصلا دستم نمیره این جملات رو بنویسم ولی باید بگم که تا چند وقت نمی تونم وبلاگم رو به روز کنم.

تو این مدتی که نیستم مراقب صدای سکوت باشید و تنهاش نذارید.

 

بخش هایی از کتاب چمبلوک آقای علی نصیبی

 
چمبلوک - علی نصیبی
 
 
 
هر سال نزدیکا عَید که مِشِه میانِ خانه ما، سَرِ پول بارا خرید رخت و لُباس نو، کَل‌کَل راه مِفتِه.

امسال هم پِزقِه این کَل‌کَل از سر صُبانه زِده شد،

نِمِدانم صُبَت از کُجه به عَید وُ این حرفا رسید که مَمَد درآمِد گفت:

«اِندَفـِه من مُخوام از این شلوار بَگی گوشادها که جُواد دارِه بیگیرم».

جُواد بِچِّه همسادِه مائه که همسِندِ مَمَدِه وُ چیک وُ پیکِ‌شان هم با همدِگِه ئِه.

پییَرِ ما اَم تا این رِ شينید چِشاشِ اَتومتو کرد وُ مَمَدِ گفت:

«خودت از در وُ همسادِه شرم نِمِکُنی مُخوای از اون تُمبانها کَعَینَهو پیژامه مُمانِه پات کنی؟»

سر این یَک موضوع که پییَرِه حق داره،

چون بِچِّه¬ها مَلِّه هم هر دَفِّه جُواد رِ با اون شِلوار مِبینَن مِگَن:

«شِفتِ دینگِلا رِ بیوین چه طور شاب مِزَنه، لَخِّه تُمبان خانوار پاش کرده،

گُمان مُکُنه خَیلی پَک وُ پُز بهم زِدِه،

دُماغِش که مِثِّ دُماغِ ولی بِرِک مُمانه، اینِ رَم مُپوشِه دِگِّه باهاش مو نِمِزَنِه.»