به جون خودش به پایان آمد این دفتر !
الان دارم پشت جلد دفتر پیره زن می نویسم !
کامنتاتون باعث شد بیام و این توضیحو بدم که آدرس خونه ی جدیدمو تقریبا به همتون دادم !
حالا مستقیم نگفتم من همون پیره زنم یا تو تک تک وبلاگا کامنت نذاشتم ولی جلو چشم همتون
بال بال زدمو منو دیدین و بعضیاتون تشریف اوردین خیلیاتونم خوشتون نیومد از خونه ی جدیدم و به
هر حال گفتم که بیشتر از این منو شرمنده نکنید وقتی هر روز مینویسید منتظر آدرس جدیدید عذاب
وجدان می گیرم ...
اونایی هم که اومدن اینجا و واسم فاتحه خوندن دستشون درد نکنه ... :))
ولی زنده ایم به کوریه چشم دشمنان اسلام و مسلمین !
پدرای عزیز روزتون مبارک ...
بعد نوشت : اومدم ابروشو درست کنم چشمامو از کاسه در آوردین !!!
گفتم که جلو چشم همتون بال بال زدم ...
شاید دو سه نفری باشن که اسممو تو وبلاگا ندیده باشن ...
خب من چیکار کنم که شما از وبلاگ جدیدم خوشتون نیومده ؟!!
به جون خودش همه آدرسمو دیدید ... حتی شما دوست عزیز !
بعد تر نوشت (!) :
همه ی شماهایی که میگید ادرس بهتون ندادم
یا تویه اون وبلاگم مدتیه میاید و کامنتمیذارین حتی !یا حداقل یه بار سر زدین ...
اگه قرار بود بگم وبلاگ جدید پیره زنه که دیگه از اینجا اسباب
کشی نمی کردم قربونتون برم !
یا حق

معجزه ها رخ میداد اگرجوانان می دانستند و پیران می توانستند ...