اینه که فاصله ها رو نمیشه با گریه پر کرد...
برای ماهی عزیزم
با حسرت آغـوش تو هم خواب شدم
هم صحبت عکـس داخل قــاب شدم
ای کاش نفس های تو فوتم می کرد
در جشـن تولّـدت چو شمع آب شدم
برای ماهی عزیزم
با حسرت آغـوش تو هم خواب شدم
هم صحبت عکـس داخل قــاب شدم
ای کاش نفس های تو فوتم می کرد
در جشـن تولّـدت چو شمع آب شدم
جـدّ پـدریــم جــزو مــلّاکــیــن بـود
بابام خودش معلّمی مسکین بـود
من یک تن لش که لنگ دنیا مانده
این عـاقبت تکــامـل داروین بـود!؟
نه یک شب خــوب و یـار دلـکش دارد
نه صبح و شراب صـاف بی غش دارد
یـک زنـدگـــی تـکـــرا را را را را ...
این سی دی لعنتی چرا خش دارد!؟
شب بود و اتاق، غرق خاموشی بــود
در زیــر پـتــو نــور دو تـا گــوشی بــود
از خود بی خود به خود پیامک می داد
یـک زن که در آرزوی آغـــوشــی بــود
همچون حـلــزون به زیــر رگـبــار تـگـرگ
من ماندم و یک خانه پر از وحشت مرگ
محبوب دلم جای تو در چشم من است
بـرگـــرد بـیـــا در سـر جــایت بـتـمـــرگ
دیدی که چه کودکانه پابند شدیم!؟
با یک شکلات، غرق لبخـند شدیم!
از بی هدفی رو به تبـاهـی بـودیـم
یـارانـه گـرفتیـم و هدفمـنـد شدیم!
از عشق، تمام آن چه دارد یادی ست
دلبسته به ویـرانه ی این آبـادی ست
آوای جــدایـی اش جـهـــان را پـر کـرد
این مــرد، شبیـه نــادر فرهـادی ست