آقایون میتونید امتحان کنید


با اعصاب دخترا بازی نکنید

نتیجش میشه این ..



هوش خانم ها را دست کم نگیرید


طناب کشی همسر اوباما در کاخ سفید!! + عکس


ده مرد و یک
زن



ده مرد و یک زن به طنابی آویزان بودند


طناب تحمل وزن یازده نفر را نداشت


باید یکنفر طناب را رها میکرد وگرنه

 همه سقوط میکردند



زن گفت: من در تمام عمر همیشه

 عادت داشتم که



داوطلبانه خودم را وقف فرزندان و همسرم

کنم و در مقابل چیزی مطالبه نکنم...

 من طناب را رها میکنم چون به



فداکاری عادت دارم


در این لحظه مردان سخت به

هیجان آمدند و شروع به کف



زدن کردند...


هوش خانوم ها روهیچگاه دست کم نگیرید


کاریکاتورهای روز ولنتاین

795eadc00f46970ce903fd0106a87eeb عکس های خنده دار از کاریکاتورهای روز ولنتاین


fa947bb37880af1933bcaa7830d03f66 عکس های خنده دار از کاریکاتورهای روز ولنتاین


cfc8a66c5621b094d863940ef854f9e1 عکس های خنده دار از کاریکاتورهای روز ولنتاین


40900c3cb8eceb19097e35f5a3fcda72 عکس های خنده دار از کاریکاتورهای روز ولنتاین


650cf16dccf5c3a1d856a4b85822ca78 عکس های خنده دار از کاریکاتورهای روز ولنتاین


fc59ed967ab4fa4a1c1dfa79b78e7d55 عکس های خنده دار از کاریکاتورهای روز ولنتاین
aab746daf4d67115b6760e9c745c7f60 عکس های خنده دار از کاریکاتورهای روز ولنتاین



78ab1e7a637767da1a588fbcbdb9a066 عکس های خنده دار از کاریکاتورهای روز ولنتاین



0b9b088996835fec1c52b03c4eab77dd عکس های خنده دار از کاریکاتورهای روز ولنتاین



ab2de29d0af10f2806c3148768681134 عکس های خنده دار از کاریکاتورهای روز ولنتاین

بهار زندگیم بی تو خزانه


علی عزیزتر از جانم


بــه اوج دل نــشــانــدمــت....

بــه رهــگــذار زنــدگــی

زمــانــه گــر خــزان شــود....

تــویــی بــهــآر زنــدگــی

بــه پــاکــی دلــت قــســم....

کــه دل ز تــو نــمــی کــشــم

کــه تــکــیــه گــاه مــن تــویــی....

در ایـــن بــهـــار زنــدگــی



دوریت منو از پای در آورده

سفید برفی من


من تو نبودت جزاشک وحسرت جزگریه کردن ....

کاری ندارم بی تونمیشه

بی تونمیخوام حتی یه روزم دوام بیارم

بی تو چجوری باخاطراتت روزا و شبهارو بگذرونم

خاطره هامون از خاطرت رفت اماهنوزم دلتنگشونم

من بی تونابودم ببین زندم ولی دنیای من مرده

تودنیای من بودی ولی دوریت منو ازپادرآورده........


boy-pic-Yedooneh.Ir (11)



نبودنت آزارم میدهد...


دیشب تا صبح دستانم دنبال دستانت کودکانه گریست...


تو را بهانه می کرد...


دیشب تا خود صبح اغوشم برای اغوشت بغض کرد...


ساده بگویم... دیشب دلم بی پروا هوای نبودنت را می کرد...


هوای "اغوشت "را...!!!




فاصله دورت نمی کند عزیزم...!


در خوب ترین جای جهان جا داری نفسم...!


جایی که دست هیچ کسی به تو نمی رسد: "قلبم"




صبح بخیر خورشید من


با پرنده ی صبح شروع شد


تابید ، نور شد و سپاس گفت


صبح پرنده را بیدار کرد


شعر خواند . . .


نور آمد ، یار بیدار شد . . .


صبح بخیر خورشید من


نایت اسکین

تن بیمارم...


عکس عاشقانه


مریضم . . .

چشمهایم درد می کند . . .

تب دارم . . .

اینهمه صغری کبری چیدن نمیخواهد

تو نیستی

دارم می میرم !


boy-pic-Yedooneh.Ir (11)


سفید برفی 2

ستاره درخشانم


عاشقونه شدم عاشق دلت


یکی بیاد و کاشکی بگه بهت


بگه بهت شدی تو وجود من


از ته دل تو را دوست دارمت


بوسه بازی شیرین در پارک


ترنم باران را نصار چشمانت میکنم  نازنینم


تا شبنمی شود بر سرخی گونه هایت


و داغی بوسه ام را به پیشانی ات به یادگار می گذارم


و دست نوازشم را به موهایت هدیه می کنم


که تا عمر داری مرا از خاطر نبری


سفید برفی


سفید برفی من



آسمانت پر از نگاههای گرم پر از مهر قشنگ چشمانـــــــت


در چشمانــــت نـــــگاه کردن مانند پرواز در آسمانهاســــــت


مثـــل غـــرق شــــــدن در خــــــاطــــرات خـــــوب اســـــت




در هر رقصی چیزی شبیه تو وجود دارد


در هر رقصی چیزی شبیه تو هست


در فلامنکو،غرور و خشونتش


در تانگو،گرمایش


در سالسا،هیجانش


در عربی،هوسش 


در باله،کمالش


در سماع،از خود بیخود شدنش


در باقی رقص ها هم بی شک می توان چیزی


شبیه تو پیدا کرد من اما


در میان تمام رقص ها،رقصی را برمی گزینم


که حتی شده 1 ثانیه زودتر آغوشمان را پیوند دهد



عاشقانه های سفید برفی

ای چشمه ی نور ، انشعاباتت کو ؟

ای خانه ات آباد ، خراباتت کو ؟

در شهر نشانه ای ز تبلیغ تو نیست

ای عشق ! ستاد انتخاباتت کو ؟




تا عشق ترانه خوان چشمان غم است

راه من و تو همیشه پر پیچ و خم است

ای حسرت روزهای بی برگشتم

صد بار که عاشقت شوم باز کم است . . .






سال ها دویده ام …

با قلبی معلق و پایی در هوا

دیگر طاقت رویاهایم تمام شده است

دلم رسیدن میخواهد !


عشــــــــــــــــــــــق تنها سهم مرغ عشق نیست


می‏توان عاشــــــــــــــــــق شد و گنجشک زیست

دلنوشته های بارانی زیبا

بغضهای مرطوب مرا باور کن،

این باران نیست که میبارد ،

صدای خسته ی قلب من است که از

 چشمان آسمان بیرون میریزد




همینکه بگویید : « آه , گمـــانم امروز بـاران ببــارد . »

کـافـی ست تا ابـرها دوستــتان داشتـــه باشنــد

وَ البـته شمـا را کـه چشـم به راهـشان بـوده اید





دِلِ مَـــــن

کُــــلــبـــۀ بـــارانــیـستـــــــ ...

وَ تُـــــو ،

آن بـــارانِ بــــی اِجــــازهِ ای ؛

کِــــه نـاگــــهــــان دَر اِحــســــاسِ مَـــــــن ،

چِـــکِّــــــه مـــــی کُـــنــــــی...




همچنـان منتـظرم

تـا قطره هاي بـاران

تـو را از آن بـالا در آغوشم رهـا کننـد



يا غـرق مي شوم

يا رفيـق شبهاي بـارانيت مي مانـم ...

داستان آموزنده دایره های زندگی


وقتی کودکی هفت ساله بودم ، پدر بزرگم مرا به برکه ای در یک مزرعه برد و

به من گفت : سنگی را به داخل آب بینداز و به دایره هایی که توسط این سنگ

ایجاد شده نگاه کن . سپس از من خواست که خودم را به

جای آن سنگ تصور کنم . او گفت : " تو می توانی تعداد زیادی از

جلوه ها و نمود ها را در زندگیت خلق کنی اما امواجی که از این

جلوه ها پدید می آید ، صلح و آرامش موجود در تمام مخلوقات

تو را بر هم خواهد زد . به خاطر داشته باش که تو در برابر هر آنچه

در دایره زندگیت قرار می دهی مسئولی و این دایره به نوبه خود با بسیاری

از دایره های دیگر ارتباط خواهد داشت . نیازمند خواهی بود تا

در مسیری زندگی کنی که اجازه دهد ، خوبی و منفعت ناشی از دایره ات ،

صلح و آرامش را به دیگران منتقل کند . آن جلوه هایی که از

عصبانیت و حسادت ناشی می شود ، همان احساسات را به دیگر دایره ها

خواهد فرستاد .تو در برابر هر دوی آن ها مسئولی . "


این نخستین بار بود که دریافتم هر شخص قادر است صلح و یا ناسازگاری درونی

خلق کند که در جهان پیرامونش جریان یابد . اگر وجود مان سرشار از نزاع ،

نفرت ، تردید و خشم باشد ، هرگز نمی توانیم صلح را در جهان برقرار سازیم .

ما احساسات و افکاری را که در درون نگاه داشته ایم از خود ساطع می کنیم ،

چه در مورد آن ها صحبت کنیم چه سکوت اختیار کنیم .

هر آنچه در درون خویش داریم به جهان پیرامون ما سرایت می کند و

خلق زیبایی یا ناسازگاری با تمامی دوایر دیگر زندگی مرتبط می باشد .


نتیجه اخلاقی : این تمثیل جاودانی را همیشه به خاطر بسپاریم که به 

هر چیزی توجه کنیم ، رشد و توسعه می یابد، از افکار مان تا اعمال مان 

چهره جدید



هی بازیگر ! گریه نکن ! ما همه‌مون مثلِ همیم ...

صبحا که از خواب پا می‌شیم نقاب به صورت می‌زنیم ...


"ساده"


آنکه " ساده " دروغ هایت را باورمیکند...
آنکه " ساده " به تو اعتماد میکند ...
آنکه " ساده " دوستت دارد ...
آنکه " ساده " غرورش را برایت میشکند ...
همان " او "
روزی " ساده " کم میاورد ...
و خیلی " ساده " میرود ...


1bc25f90dc7d583fc15a586118961121-425

بهترین واژه....


کاش می شد که کسی می آمد

باور تیره ی ما را می شست

و به ما می فهماند...

دل ما منزل تاریکی نیست

اخم بر چهره بسی نازیباست

بهترین واژه ، همان لبخند است

که از لبهای همه دور شده ست

کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم

تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم...!!!


من عاشق خانواده ام هستم ....

پسر : عزیزم من رو بیشتر از خانواده ات دوست داری؟
دختر : نه
پسر : چرا؟
دختر : خوب گوش کن و بفهم
.
.
.

وقتی که شروع به راه رفتن کردم و زمین میخوردم,

تو نبودی که من رو از زمین بلند کنی ولی مادرم بود....

وقتی بیرون میرفتم تو نبودی که دستم رو بگیری ولی پدرم بود.

وقتی که گریه میکردم تو نبودی که اسباب بازی هات رو بهم بدی,

ولی برادر و خواهرم بودن.

خانوادم برای من از همه چیز با ارزش تره..



تصاویری از عشق و علاقه ی پدر به فرزند


تنها آرزویی باقی مانده من


دارم خفه میشوم نفس هایت کجاست؟؟؟

دارم ناشنوا میشوم صدایت کو؟؟؟

نابینا شده ام از بس حضورت در چشمانم نبود...

گر امدی بگذار تا دستانم لمست کند...

تنها ارزویی که باقی مانده است همین است...

"ارزوی گرفتن دستان مهربانت"



دست زندگی

یا صاحب الزمان(عج)


باز هم جمعه شدو غصه ی من تازه شده

درد این بی خبری بی حد واندازه شده

بازهم جمعه شد چشم به ره مانده شدم


باز از دوری تو خسته و در مانده شدم

باز هم جمعه شدو ازتو خبر نشنیدم

باز از بی خبری های دلم نالیدم

باز هم درد فراغ کمرم را خم کرد

باز دوری تو چشمان مرا پر نم کرد

باز هم جمعه شد وچشم به در منتظرم

شاید آورد صبا ازمه رویت خبرم

و باز هم غروب جمعه است و نیامد یار

و من اینک باز هم دست بردم تا بخوانم با تو

العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان

باز هم غروب جمعه شدو نیامدی

باز هم غروب جمعه شدو نیامدی

باز هم غروب جمعه شدو نیامدی




مظلوم ترین فصل خدارو میشناسی؟؟؟؟؟


دیدی که چه بی رنگ و ریا بود زمستان ؟

مظلوم ترین فصل خدا بود زمستان

دیدیم فقط سردی او را و ندیدیم

از هر چه دو رنگی است رها بود زمستان

بود هرچه فقط بود سپیدی و سپیدی

اسمی که به او بود سزا بود زمستان

گرمای هر آغوش تب عشق دم گرم

یکبار نگفتند چرا بود زمستان

بی معرفتی بود که هر بار ز ما دید

با این همه باز اهل وفا بود زمستان

غرق گل و بلبل شد اگر فصل بهاران

بوی گل یخ هم به هوا بود زمستان

با برف بپوشاند تن لخت درختان

لبریز و پر از شرم و حیا بود زمستان

در فصل خودش ، شهر خودش ، بود غریبه


مظلوم ترین فصل خدا بود زمستان …



31042e31cede5e9317dd9634585d9a0e عکس های بسیــار زیبای برف زمستانی

تقدیم به همسفرم...



تنم را شعله ور ساز برای بار دیگر

که بی صبرانه محتاج آن لعل آتش افروزم

جان و جهانم را سیراب کن

سخاوت ابر دستانت را بر من بباران

و بار دیگر مرا به منتهای عشق فرابخوان

بگذار بار دلتنگی هایم بر دوش با بوسه های تو

سبک تر شوند

این یک نعمت را هیچگاه از من مگیر....


533060_161383934017444_1862476479_n.jpg  as.jpg

بوسه من شبنمی بر گونه تو

ترنم باران را نثار چشمانت میکنم  نازنینم


تا شبنمی شود بر سرخی گونه هایت


و داغی بوسه ام را به پیشانی ات به یادگار می گذارم


و دست نوازشم را به موهایت هدیه می کنم


که تا عمر داری مرا از خاطر نبری


Teenage Love. Follow My Tumblr  http://totheastralplane.tumblr.com | via Tumblr



تو بوسه باران ،من عطش بی حساب


چه می شد دستانم به دستانت گره می شد


چه می شد آغوشم در آغوش خوش تو جا می شد


چه می شد اشک هایم با لبخندت یکی می شد


چه می شد بوسه هایم بر گونه های سرخت جاری می شد


چه می شد گل هایی را که هدیه دادم



در قلب تو سبد سبد عشق می شد.


چشم به راه توام، قفل شبم باز کن


ماه شبم شو دمی نغمه ی نو ساز کن


بوسه ی باران تو باش، من عطش بی حساب


فاصله بردار، باز عاشقی آغاز کن




دیوانه وار دوستت دارم

دوست دارم در اغوشم بگیری و


زیرگوشم زمزمه کنی


که پشت خوابهای نا آرام تو...


چیزی بیش از نگرانی های زنانه نیست...


دستت را بگیرم و زیرگوشت زمزمه کنم


که پشت نگرانی های زنانه ی من...


مردی ایستاده که دیوانه وار دوستش دارم



عمق اغوش تو


 


                              


 05200000پـــــــــــــــرواز را دوســــت دارم 05200000


 05200000وقتـــــے از ارتفاعــــات لبانــــــت 05200000


 05200000به عمــــق آغوشـــت سقـــوط میکنــــم 05200000


 05200000چـــه سقــــوط دلنشینــــے 05200000


 05200000راستــــے 05200000


 05200000میدانستــــے پــــــــــــــرواز  05200000

 

 05200000را تـــو یـــادم دادے 05200000


من را بیشتر در اغوشت نگه دار


میدونستی


آرامش وجود من بــودنــم در آغــوش مــردانــه ات است


بگـذار حـســودان هــرچـه می خــوآهـنـد بگــویـنـد


جــز تـو و عـشــق تــو تـمـوم دنـیــا پَــر...



دلهره نبودنت را دارم...


مــی ترسم آنقـدر نیــایـی،


آنقــدر نبــودنــت از در و دیــوار ببـارد، 


کِـــه غریبـِـه هـــای شهـــر مَحـــرم اَســرار شــونــد...




از یادت غافل نبودم


خوشحالم !!!

آنقدر که نمي دانم....

کدام يک از درد هايم را فراموش کرده ام !


راســتی...!

اگر لحظه ای به یادت آمدم.....

زود از ذهنت بیرونم نکن...

من برای این لحظه...!

ساعت ها به یادت بوده ام...



معنای واقعی عشق من

همسفر زندگیم

بیا تا مقدس ترین عشق دنیا را به همگان نشان دهیم.

بیا تا طعم شیرین ترین عشق دنیا را بچشیم.

بیا تا بهترین لحظه ها را در عشقمان مهیا کنیم.

بیا تا گرمی عشقمان را در قلبهایمان احساس کنیم.

بیا تا عشقی یکدل و یکرنگ داشته باشیم.

بیا تا غروب غم انگیز عاشقان را با نشان دادن

معنی واقعی عشقمان به همگان زیبا کنیم.

بیا تا فاصله عاشقان را با ثابت کردن

معنای واقعی عشق را از بین ببریم و فاصله

بین عاشقان را کم اهمیت جلوه دهیم.

بیا تا ثابت کنیم ما می توانیم در میان تمام عاشقان

برای همیشه عاشق بمانیم.

بیا تا در میان فصلهایمان فصل خزانی نداشته باشیم

و تمام لحظه ها و فصلها بهاری بیش نباشد!

بیا تا شبهای با هم بودنمان را پر از ستاره کنیم.

حالا بیا که همدیگر را باور کرده ایم!