پائولو کوئلیو
به بهانه روز خبرنگار
پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه : هفده روز از مرداد یک تابستان گرم و زیبا می گذرد. امروزش، اما روز دیگری است! چشمهایش؛ گاهی به آیینه مینگرند و نگاهی نه چندان غریبه را میشناسند. این نگاه، نگاه کیست و باید برای چه کسانی ببیند؟! گوشهایش؛ همچنان که مکانی برای شنیدن همهمههای دور و نزدیک است؛ هرازگاهی به دنبال ندایی آشنا ساکت میشوند! حتی گوش هایش نیز متعلق به دیگران است! انگار قدمهایش هم آهستهتر و سنگینتر از همیشه شدهاند و دیگر دستهایش نیز به گونهای دیگر قلم را بر روی کاغذ میرقصانند و با خود زمزمه می کند: من به این قلم و به این مردم متعهدم… آری! امروز، روز خبرنگار است. یک روز در سالی که سیصد و شصت و چند روزش را حتی در روزهای تعطیل به دنبال شکار خبری، لحظهی ناب عکسی، گزارشی و … گذشته، ولی امروزش اندکی متفاوت است. تاملی کوتاه به حرفهاش، اندک نظری هم به خویشتنش! روزی که روز اوست! روز خبرنگار…
شعار همیشگیاش این است؛ شعاری که به آن عمل کرده است:«همه باید آگاه باشند و مطلع» اینکه به درستی و به موقع، خبری، گزارشی، عکسی و یا فیلمی را با سخاوت و وجدان آسوده به دست مخاطبانش برساند، آری! سهمش از حرفهاش همین وجدان آسوده است. خبرنگار، روزنامه نگار و گزارشگری که در وهله اول عشق به کارش او را به این شغل میکشاند و سپس عشق به مخاطبینش او را در این شغل کمدرآمد و یا به جرات میتوان گفت پردردسر، ماندگار میکند. اگر این حرفه در شهری دورافتاده در مرزهای غربی کشورش و در شهرستانی مانند شهرستان پاوه باشد و در سایتی یا در نشریه ای محلی کار کند، بهیچوجه از ارزش های شغلیاش کم نمیکند.
آگاهی از گذشته اطلاع رسانی و خبررسانی، به ما کمک میکند که بیشتر با ویژگیهای خبررسانی و خبرنگاری آشنا شویم؛ تاریخی که سری به درازای تاریخ بشریت دارد! این متن خلاصه شده، برگرفته از کتاب مبانی ارتباطات اجتماعی دکتر دادگران بی ارتباط با این روز نیست که:” انسان همیشه به دنبال کشف واقعیتهای زندگی بوده و هست و با کسب اطلاعات بیشتری از هستی، سعی در شناخت خود و معنا بخشیدن به زندگی اش است. پس انسان با ارتباط برقرار کردن با همنوعانش، پروسه اطلاع رسانی و خبررسانی را شکل داد. خبررسانی از زبان شفاهی، که قرنها انسانهای اولیه را به هم پیوند میداد، آغاز شد و تا اختراع خط همچنان محدودیت مکانی و زمانی داشت. بعد از اختراع خط این محدودیت برطرف شد و با اختراع دستگاه چاپ، در قرن شانزدهم، آموزش و اطلاع رسانی به صورت تودهای و همگانی درآمد. اما این اختراع،از لحاظ اطلاع رسانی جوابگوی پراکندگی و انبوهی جمعیت بشر نبود و ابزارهایی مانند برق و تلگراف سهولت کار را بیشتر کردند و درنهایت پس از اختراع رادیو، تلویزیون، کامپیوتر و …این عملیات ارسال ماهواره به فضا بود که اخبار را با سرعت نور در سراسر جهان پراکنده ساخت.”(۱)
همانطور که در متن دکتر دادگران اشاره شد انسان اولیه، حس کنجکاوی نسبت به اطرافش و همه هستی داشته و این احساس زمینه ساز برقرار کردن ارتباطات انسانی بوده و هست. پس خبرنگار، خبرساز و گزارشگر، در طول تاریخ تاثیر به سزایی بر بشریت گذاشته و با انتقال اطلاعات مختلفی می توان ادعا کرد که تاریخ روابط بین انسان ها را شکل داده است.
نقش اطلاعات در تمامی کشورها بسیار برجسته و مهم است. تا جاییکه که می توان ادعا کرد که ارزش کشورها و قدرت آنها بر اساس بیشترین تولید و نگهداری اطلاعات در آنها سنجیده میشود. سرژ چاکوتین در اثر معروفش«تبلیغات سیاسی، وسیلهای برای تجاوز به خلق» میگوید:«با استفاده از وسایل ارتباطی میتوان از طریق تکرار نمادها یا شعارها، توده های وسیع انسانی را شرطی ساخت؛ عاداتی تازه در آنان پدید آورد و آنها را در جهت مطلوب به حرکت در آورد و همین امر اساس موفقیت تبلیغات نازی ها بوده است.».
امروزه هر شخصی میتواند؛ با کمی استعداد نگارش و علاقه به خبررسانی؛ در هر مکانی، قلم به دست بگیرد، پشت سیستم خانگی اش بنشیند و تایپ کند یا حتی با گوشی همراهش در شبکههای مختلف خبری و رسانهای مطلبی بنویسد. دنیای امروزی ما با وجود عظمتش بسیار کوچکتر از دهکدهای شده است، زیرا زمان انتقال یک خبر از فشردن صفحه کلید یک کیبورد و آپلود آن مطلب تا دانلود کردن و مطالعه آن توسط کاربران فاصله دارد؛ که زمان بسیارکمی است. در حالیکه امکان دارد در یک دهکدهی بدون امکانات اکنون دنیا، زمان طولانی تری برای انتقال یک خبر صرف شود.
مهار و انتقال اطلاعات قدرت زیادی میآفریند و دنیای امروزی صحنهی رقابت رسانههاست. در این میان خبرنگاران هستند که باید حرفهای عمل کرده و با ذوق و استعداد خاصی که دارند و با توجه به اطلاعات و اندوخته هایشان، به زبانی ساده و در کمترین زمان ممکن، خبرها و گزارش هایی واقعی را به دست مخاطبانشان برسانند. رسالت واقعی یک خبرنگار این است که در مسیر اصلی و مناسب خود به عنوان فردی کنجکاو و شجاع؛ پیگیر مسائل روز و به دور از وابستگی ها، هیچگاه تحت فشار دیگران قرار نگیرد و کارش را به صورت حرفهای و صحیح انجام دهد.
مناسبت این روز بهانهای شد تا با نوشتن این مطلب از خبرنگاران هم ولایتیم که بدون هیچ چشمداشتی در سایت ها و نشریات مختلف شهرستان پاوه، فعالیت میکنند یادی شود؛ از آنان که چشم های همیشه بینایی هستند که برای مردم میبینند و گوش های همیشه شنواییاند که برای همگان میشنوند و با وجدانی آسوده دست به قلم و دوربین خبری میبرند تشکر کنم و دست مریزادی به همه آنان باشد. امیدوارم که خبررسانی و اطلاع رسانی در سطح شهرستان پاوه به صورت حرفهای تر و صحیح تری در مسیر رسالت واقعی خودش گامهایی مستحکم تر بردارد.
کوثرفخری
کارشناس روابط عمومی
مرداد ۱۳۹۴
تعرض به انسانیت هرگز/ کوثر فخری
پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه : «نوشتن یک جمله درست، سخت ترین کار دنیاست.»ارنست همینگوی
از تاریخ ۱۷ مه ۱۸۶۵ میلادی که اتحادیه تلگرافی بین المللی در پاریس تشکیل شد، تاکنون که دنیایی مجازی همه زندگی انسان های امروزی را
فرا گرفته صدو پنجاه سال می گذرد. عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات ویژگی مهم تمدن کنونی جهانی است. این دنیا و فضای مجازی؛ محلی شده است برای انتشار و به اشتراک گذاشتن آرزوها و تفکرات افرادی که می خواهند تجربهی خود را با دیگران در میان بگذارند و مکانی برای تخلیهی احساسات است. اما سوال اینجاست که افراد و کاربران می توانند از لحاظ عرفی؛ شرعی و قانونی فضای مجازی را مکانی برای خودنمایی و گاه تخریب شخصیت سایر افراد نمایند؟ در شهرهای کوچکی مانند پاوه؛ که تقریبا بیشتر ساکنین آن همدیگر را می شناسند؛ چگونه باید در این فضای مجازی نفس کشید؟! آیا مدیران سایتها و وبلاگها؛ رسالت خود را بر پایه و اساس درستی بنا نهادهاند؟ آیا مخاطبین این رسانههای الکترونیکی و سایبری به همه حقوق خویش به عنوان مخاطب واقف هستند؟ و هزاران اما و آیای دیگری که شاید در این مجال، نتوان همه آنها را گنجاند. موضوعی که در این مطلب به اختصار به آن پرداخته ام، موضوع جرائم اینترنتی با طرح سوالِ تعرض به شخصیت افراد در دنیای مجازی است؛ که متاسفانه اخیرا در سایت ها و شبکه های اجتماعی شهرستان پاوه با آن مواجه بوده ایم. موضوعی که یا به وسیله گردانندگان سایت ها یا با نظرات افراد گمنام در سایت ها و شبکه های اجتماعی درج شده است.
اما اولین و مهم ترین عامل بازدارنده جرائم اینترنتی و سایبری، شریعت و دینمان است که البته اولین و مهم ترین ویژگی هر جامعه؛ تدین و گرایش مذهبی آن نیز میباشد. ویژگی که شاید بیشتر مرزهای جغرافیایی اکنون جهان نیز بر اساس آن شکل گرفته اند. دین اسلام یک رکن جدانشدنی از مردم منطقه اورامانات و بخصوص شهرستان پاوه بوده و هست.
باید دید که این باور در دنیای مجازی و سایت ها و … چگونه خود را نشان داده است و کاربران این خطه تا چه اندازه دستورات دینی خود را در این دنیای مجازی رعایت کردهاند. همانگونه که هر مسلمانی به آن واقف است، در دین مبین اسلام سه اصل از جایگاه خاصی برخوردار است:اصولی که بنیاد اجتماع برآن نهاده شده و روابط انسان ها با آن تنظیم می شود؛ سه اصل حفظ جان و مال و عرض(آبرو) هستند. در همه آموزه های اجتماعی اسلام حفظ این اصول به عنوان اصل احکام بر احکام و قوانین و روابط اجتماعی مد نظر قرار گرفته است و همانند عدالت هرکجا که اصلی با این سه اصل مخالفت کند به طور خودکار از اعتبار خارج می شود مگر آنکه دلیل محکم و استواری در برابر این سه اصل حاکم وجود داشته باشد. گاهی در شبکه های اجتماعی و دنیای مجازی پیش می آید که مکانی برای تخریب، غیبت و سطحی نگری در مورد افراد باشد که بدون مطالعه، راجع به فردی قضاوت می کنند و به انتشار اکاذیب می پردازند در حالی که در دین و شریعت ما غیبت کردن و تهمت زدن به شدت نفی شده است. سوال اینجاست کاربر مسلمان هم خطه ای ما که در سایت ها و اپلیکیشن ها و نرم افزارهای مختلف و رنگارنگ شبکه های اجتماعی، فعال است؛ آیا آموزه های دینی خود را درست رعایت می کند؟ آموزه هایی که فقط در دین اسلام بر رعایت آنها تاکید نشده است؛ بلکه همه ادیان آسمانی و حتی قوانین انسانی بر رعایت درست آنها اصرار دارند. از تهمت و افترا زدن به اشخاص گرفته تا دروغگویی و مسخره کردن سایرین و … در جامعه ای که تهمت رواج یابد ، حسن ظن را به سوء ظن و اعتماد عمومی مردم را از یکدیگر سلب می شود و زمینه ی هرج و مرج فراهم می گردد ، یعنی هرکس جرات می کند که هرچه می خواهد بر ضد کسی به زبان آورد و هر دروغ و تهمتی را می خواهد بیان کند . مهم ترین وظیفه شرعی و البته انسانی یک مسئول سایت یا یک کاربر؛ حفظ شانیت و کرامت انسانی همه افرادی است که در دنیای مجازیشان وارد می شوند و از آنها اسم برده می شود.
دومین عامل بازدارنده جرائم سایبری، قانون است. بر اساس قانون مجازات اسلامی هر کس نوشته یا مطلبی را به کسی انتساب دهد که واقعیت نداشته باشد و مشتمل بر توهین و اکاذیب شود، قابل تعقیب است و چون وبلاگنویسان مطالب خود را به نوعی نشر میدهند، مشمول این قانون میشوند . برای تخطی نکردن از قانون؛ مفاهیم اساسی خبر نویسی روشن و واضح هستند و عبارتند از : درستی ، روشنی و جامعیت خبر. مفاهیمی که صد البته باید در سایت های خبری و وبلاگ های محلی؛ همه ملزم به رعایت آن باشند. به تعبیری دیگر خبر اعلام و بیان وقایع جالب زندگی اجتماعی و نقل عقاید وافکار عمومی است و گزارشی ساده ، خالص ، مناسب ،دقیق و خلاصه رویدادها ، گفته ها و اندیشه ها است که وبلاگ نویس و مسئول یک سایت خبری موظف به رعایت اصول خبری است. خبرنگار هم کسی است که به اتکا به ذوق و استعداد شخصی پس از گذراندن دوره آموزش تخصصی وظیفه تهیه و جمع آوری و تنظیم اخبار و انتقال آن از طریق وسایل ارتباط جمعی (مطبوعات- رادیو- تلویزیون- خبرگزاری و …) به مخاطبان را به عهده دارد. یک خبرنگار یا نویسنده خبر باید با شم خبری، در مسیر بودن خبر، تخصص، تماس با مردم، ایجاد صمیمیت، نگهداری نشانی منابع خبری، بررسی اسناد و مدارک، رعایت بی طرفی و … بتواند خبر صحیح و به دور از غرض را به مخاطبانش ارائه دهد.در واقعیت هرکس مسئول رفتار خویش است، اما در دنیای مجازی؛ افراد با هویت های مجازی، آزادی عمل و بیان بیشتری به دست می آورند و به راحتی از دست مسئولیت سخنان و اندیشه های خویش خلاص می شوند و چه بسا جرائم سایبری زیادی نظیر تهمت زدن و سوء استفاده های مالی و .. را مرتکب می شوند در نتیجه زمانی که در جامعه یی افراد را آنگونه که هستند قبول نمی کنند، فرد برای راه یافتن در جمع یا گروه مورد علاقه ی خود به ناچار از هویتی خودساخته و مجازی استفاده می کند که به آسانی دیگران را در معرض انواع افتراها و دروغ های ساختگی قرار می دهد.
سومین عامل بازدارنده در مبحث جرائم اینترنتی؛ عرف جامعه است. امروزه، کمتر کسی را می توان پیدا کرد که رصد اخبار و رویدادها و حتی وقت و سرگرمی اش را از وسایلی همانند تلفن همراه ؛ تبلت؛ رایانه و …با آن همه برنامه های به روز و رو به فزونش سپری نکند. شاید طیف وسیعی از سنین جامعه از افراد مسن جامعه تا نوجوانان ده؛ دوازده ساله، هرکدام به نحوی با این دنیای مجازی ارتباط برقرار کرده باشند.رصد اخبار و رویدادها کمتر از دقیقه ای در محافل نقل می شود . حرمت افراد براحتی خدشه دار می گردد و این بی حرمتی به افراد جامعه گاهی بسرعت باد انجام می شود و این در جامعه ای که ادعای فرهنگی بودن و برتری داشتن را دارد ، نازیباست .
سخن آخر اینکه تأمین امنیت چنین فضایی نیازمند آگاهی های کاربران؛ مدیریت صحیح مسئولین سایت ها و وبلاگ ها؛ مدیران شبکه های اجتماعی و احساس نیاز شهروندان جوامع مجازی به امنیت و آسایش و رویکردی اخلاق مدارانه به ارتباطات در جامعه مجازی است. که تا افراد به این مرحله از بلوغ فکری و نیاز روحی و فطری دست پیدا نکنند، تصور امنیتی همه جانبه در این فضا غیر ممکن خواهد بود. به امید روزی که انشاالله همه کاربران دنیای مجازی؛ همانند دنیای واقعی نسبت به همدیگر احساس مسئولیت کنند و به دنبال غرض ورزی و نشر دروغ و شایعه، تهمت و افترا و سایر رفتارهای نکوهیده در این دنیای مجازی نوپا نباشند. واقعیت این است که دنیای واقعی اورامانات همیشه خطه ای فرهنگی و متدین بوده و مردم قانونمدارش به دور از غرض ورزی ها همیشه با همدلی در کنار همدیگر زندگی کرده اند. امید است که در دنیای مجازی اش نیز، دیگر شاهد شایعه پراکنی ها؛ تهمت زدن ها و … نباشیم.
کوثر فخری
کارشناس روابط عمومی
پنج شنبه یکم مرداد ۱۳۹۴
تعرض به انسانیت هرگز/ کوثر فخری
پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه : «نوشتن یک جمله درست، سخت ترین کار دنیاست.»ارنست همینگوی
از تاریخ ۱۷ مه ۱۸۶۵ میلادی که اتحادیه تلگرافی بین المللی در پاریس تشکیل شد، تاکنون که دنیایی مجازی همه زندگی انسان های امروزی را
فرا گرفته صدو پنجاه سال می گذرد. عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات ویژگی مهم تمدن کنونی جهانی است. این دنیا و فضای مجازی؛ محلی شده است برای انتشار و به اشتراک گذاشتن آرزوها و تفکرات افرادی که می خواهند تجربهی خود را با دیگران در میان بگذارند و مکانی برای تخلیهی احساسات است. اما سوال اینجاست که افراد و کاربران می توانند از لحاظ عرفی؛ شرعی و قانونی فضای مجازی را مکانی برای خودنمایی و گاه تخریب شخصیت سایر افراد نمایند؟ در شهرهای کوچکی مانند پاوه؛ که تقریبا بیشتر ساکنین آن همدیگر را می شناسند؛ چگونه باید در این فضای مجازی نفس کشید؟! آیا مدیران سایتها و وبلاگها؛ رسالت خود را بر پایه و اساس درستی بنا نهادهاند؟ آیا مخاطبین این رسانههای الکترونیکی و سایبری به همه حقوق خویش به عنوان مخاطب واقف هستند؟ و هزاران اما و آیای دیگری که شاید در این مجال، نتوان همه آنها را گنجاند. موضوعی که در این مطلب به اختصار به آن پرداخته ام، موضوع جرائم اینترنتی با طرح سوالِ تعرض به شخصیت افراد در دنیای مجازی است؛ که متاسفانه اخیرا در سایت ها و شبکه های اجتماعی شهرستان پاوه با آن مواجه بوده ایم. موضوعی که یا به وسیله گردانندگان سایت ها یا با نظرات افراد گمنام در سایت ها و شبکه های اجتماعی درج شده است.
اما اولین و مهم ترین عامل بازدارنده جرائم اینترنتی و سایبری، شریعت و دینمان است که البته اولین و مهم ترین ویژگی هر جامعه؛ تدین و گرایش مذهبی آن نیز میباشد. ویژگی که شاید بیشتر مرزهای جغرافیایی اکنون جهان نیز بر اساس آن شکل گرفته اند. دین اسلام یک رکن جدانشدنی از مردم منطقه اورامانات و بخصوص شهرستان پاوه بوده و هست.
باید دید که این باور در دنیای مجازی و سایت ها و … چگونه خود را نشان داده است و کاربران این خطه تا چه اندازه دستورات دینی خود را در این دنیای مجازی رعایت کردهاند. همانگونه که هر مسلمانی به آن واقف است، در دین مبین اسلام سه اصل از جایگاه خاصی برخوردار است:اصولی که بنیاد اجتماع برآن نهاده شده و روابط انسان ها با آن تنظیم می شود؛ سه اصل حفظ جان و مال و عرض(آبرو) هستند. در همه آموزه های اجتماعی اسلام حفظ این اصول به عنوان اصل احکام بر احکام و قوانین و روابط اجتماعی مد نظر قرار گرفته است و همانند عدالت هرکجا که اصلی با این سه اصل مخالفت کند به طور خودکار از اعتبار خارج می شود مگر آنکه دلیل محکم و استواری در برابر این سه اصل حاکم وجود داشته باشد. گاهی در شبکه های اجتماعی و دنیای مجازی پیش می آید که مکانی برای تخریب، غیبت و سطحی نگری در مورد افراد باشد که بدون مطالعه، راجع به فردی قضاوت می کنند و به انتشار اکاذیب می پردازند در حالی که در دین و شریعت ما غیبت کردن و تهمت زدن به شدت نفی شده است. سوال اینجاست کاربر مسلمان هم خطه ای ما که در سایت ها و اپلیکیشن ها و نرم افزارهای مختلف و رنگارنگ شبکه های اجتماعی، فعال است؛ آیا آموزه های دینی خود را درست رعایت می کند؟ آموزه هایی که فقط در دین اسلام بر رعایت آنها تاکید نشده است؛ بلکه همه ادیان آسمانی و حتی قوانین انسانی بر رعایت درست آنها اصرار دارند. از تهمت و افترا زدن به اشخاص گرفته تا دروغگویی و مسخره کردن سایرین و … در جامعه ای که تهمت رواج یابد ، حسن ظن را به سوء ظن و اعتماد عمومی مردم را از یکدیگر سلب می شود و زمینه ی هرج و مرج فراهم می گردد ، یعنی هرکس جرات می کند که هرچه می خواهد بر ضد کسی به زبان آورد و هر دروغ و تهمتی را می خواهد بیان کند . مهم ترین وظیفه شرعی و البته انسانی یک مسئول سایت یا یک کاربر؛ حفظ شانیت و کرامت انسانی همه افرادی است که در دنیای مجازیشان وارد می شوند و از آنها اسم برده می شود.
دومین عامل بازدارنده جرائم سایبری، قانون است. بر اساس قانون مجازات اسلامی هر کس نوشته یا مطلبی را به کسی انتساب دهد که واقعیت نداشته باشد و مشتمل بر توهین و اکاذیب شود، قابل تعقیب است و چون وبلاگنویسان مطالب خود را به نوعی نشر میدهند، مشمول این قانون میشوند . برای تخطی نکردن از قانون؛ مفاهیم اساسی خبر نویسی روشن و واضح هستند و عبارتند از : درستی ، روشنی و جامعیت خبر. مفاهیمی که صد البته باید در سایت های خبری و وبلاگ های محلی؛ همه ملزم به رعایت آن باشند. به تعبیری دیگر خبر اعلام و بیان وقایع جالب زندگی اجتماعی و نقل عقاید وافکار عمومی است و گزارشی ساده ، خالص ، مناسب ،دقیق و خلاصه رویدادها ، گفته ها و اندیشه ها است که وبلاگ نویس و مسئول یک سایت خبری موظف به رعایت اصول خبری است. خبرنگار هم کسی است که به اتکا به ذوق و استعداد شخصی پس از گذراندن دوره آموزش تخصصی وظیفه تهیه و جمع آوری و تنظیم اخبار و انتقال آن از طریق وسایل ارتباط جمعی (مطبوعات- رادیو- تلویزیون- خبرگزاری و …) به مخاطبان را به عهده دارد. یک خبرنگار یا نویسنده خبر باید با شم خبری، در مسیر بودن خبر، تخصص، تماس با مردم، ایجاد صمیمیت، نگهداری نشانی منابع خبری، بررسی اسناد و مدارک، رعایت بی طرفی و … بتواند خبر صحیح و به دور از غرض را به مخاطبانش ارائه دهد.در واقعیت هرکس مسئول رفتار خویش است، اما در دنیای مجازی؛ افراد با هویت های مجازی، آزادی عمل و بیان بیشتری به دست می آورند و به راحتی از دست مسئولیت سخنان و اندیشه های خویش خلاص می شوند و چه بسا جرائم سایبری زیادی نظیر تهمت زدن و سوء استفاده های مالی و .. را مرتکب می شوند در نتیجه زمانی که در جامعه یی افراد را آنگونه که هستند قبول نمی کنند، فرد برای راه یافتن در جمع یا گروه مورد علاقه ی خود به ناچار از هویتی خودساخته و مجازی استفاده می کند که به آسانی دیگران را در معرض انواع افتراها و دروغ های ساختگی قرار می دهد.
سومین عامل بازدارنده در مبحث جرائم اینترنتی؛ عرف جامعه است. امروزه، کمتر کسی را می توان پیدا کرد که رصد اخبار و رویدادها و حتی وقت و سرگرمی اش را از وسایلی همانند تلفن همراه ؛ تبلت؛ رایانه و …با آن همه برنامه های به روز و رو به فزونش سپری نکند. شاید طیف وسیعی از سنین جامعه از افراد مسن جامعه تا نوجوانان ده؛ دوازده ساله، هرکدام به نحوی با این دنیای مجازی ارتباط برقرار کرده باشند.رصد اخبار و رویدادها کمتر از دقیقه ای در محافل نقل می شود . حرمت افراد براحتی خدشه دار می گردد و این بی حرمتی به افراد جامعه گاهی بسرعت باد انجام می شود و این در جامعه ای که ادعای فرهنگی بودن و برتری داشتن را دارد ، نازیباست .
سخن آخر اینکه تأمین امنیت چنین فضایی نیازمند آگاهی های کاربران؛ مدیریت صحیح مسئولین سایت ها و وبلاگ ها؛ مدیران شبکه های اجتماعی و احساس نیاز شهروندان جوامع مجازی به امنیت و آسایش و رویکردی اخلاق مدارانه به ارتباطات در جامعه مجازی است. که تا افراد به این مرحله از بلوغ فکری و نیاز روحی و فطری دست پیدا نکنند، تصور امنیتی همه جانبه در این فضا غیر ممکن خواهد بود. به امید روزی که انشاالله همه کاربران دنیای مجازی؛ همانند دنیای واقعی نسبت به همدیگر احساس مسئولیت کنند و به دنبال غرض ورزی و نشر دروغ و شایعه، تهمت و افترا و سایر رفتارهای نکوهیده در این دنیای مجازی نوپا نباشند. واقعیت این است که دنیای واقعی اورامانات همیشه خطه ای فرهنگی و متدین بوده و مردم قانونمدارش به دور از غرض ورزی ها همیشه با همدلی در کنار همدیگر زندگی کرده اند. امید است که در دنیای مجازی اش نیز، دیگر شاهد شایعه پراکنی ها؛ تهمت زدن ها و … نباشیم.
کوثر فخری
کارشناس روابط عمومی
پنج شنبه یکم مرداد ۱۳۹۴
محمد
شب
هوا گرگ و میش بود. هنوز مشخص نبود آسمان ابری یا صاف است. نم نم بارانی که شب هنگام همه جا را سرد و نمناک کرده بود، روزهای پایانی پاییز؛ هوای مهآلود سحرگاه؛ خبر روزی سرد و البته زیبای کوهستانی را میداد. بامهای سفید و براق خانههای بههمتنیده شهر، خواب صبحگاهی صاحبانش را تعبیر میکرد. انگار مهِ زیبای صبح مانند دست نوازشگری کمر شهر را در آغوش گرفته و به آرامش میخواند و همهی شهر همچون کودکی به خواب بیشتری فرو میبرد.
اما نمیدانم چرا امشب من و تو تا به این اندازه بیقراریم؟! هر روز که به زمستان نزدیکتر میشویم؛ بیشتر آشفته میشوم. نه از ترس آمدن تو، نه! شاید از هیجانی که هیچگاه تجربهاش نکردهام. هیجان وجودِ موجودی از جنس خودم، در وجودِ خودم! چه احساسِ متفاوتی است، و چقدر مردها بداقبالاند که مادر نمیشوند! اما با همهی احساسِ زیبا و هیجانی که نسبت به تو دارم، ترسی عمیق افکارم را هر روز به هم میریزد. نمیدانم، آیا لیاقتش را دارم که مادرِ تو باشم؟ آخر چگونه ابتداییترین کلمات هستی را همچون آفرینش، عقیده، لوح محفوظ، بودن، هستی، زندگی، مرگ، تولد و ... به تو توضیح دهم؟ یعنی می توانم همه آنچه که آموخته ام یا می خواهم بیاموزم به تو نیز آموزش دهم؟ چگونه از عهده توضیحاتی بربیایم که همه انسان های عالم، فیلسوف و دانشمند از توضیح ساده ترین آن مطالب هنوز هم برنیامده اند؟حالا چه رسد به من که اکنون که سی سال از زندگیم می گذرد، باید داستانها و مطالبی را برایت شرح دهم که خود نیز از درک آن ها عاجزم.
نمیدانم، نابغهای خواهی شد که همهی دنیا را به چالش خواهد کشید یا کودکی بازیگوش و لجباز که در میانسالیاش هستیاش را مرور خواهد کرد؟ نمیدانم سالم و سرزنده خواهی بود یا خدایی ناکرده وجودِ نازکت آزردهی دردی است؟ نمیدانم چگونه و که هستی؟! اما با همهی وجود میدانم که معجزهای هستی از برترین وجودی که هنوز هزاران هزار نسل از ما او را نشناخته اند. حتی نزدیکترین انسانها به او، ذرهای پی به معرفت و شناخت او نبردهاند. یا حداقل نتوانستهاند برای ما انسانهای معمولی توضیحی دهند.
انگار شهر از خوابی ژرف بیدار شده و آسمان ابری همچنان نم نمک میبارد. هوا اندکی مهآلود و من و تو ...
درک
نمی شد این بنی بشر یه محدودیتی واسه فکر کردن داشت؟ مثلا وقتی فکرت داشت بارش منفی می شد مثل بازی هوشیار و بیدار قدیم یه بوقی می زد که برق از کله مون می پرید! وقتی هم می خواستی خوب فکر کنی یه موسیقی ملایم مثل صدای دریا آرامت می کرد.![]()
ناهار بین راهی!
هفته دوم مهر ماه امسال به یک سفر کاری- مسافرتی به ارومیه رفتیم. شهر میوه ها و نعمت های خدادادی و البته مردمی که شاید به علت ترکیب جمعیتی اش، خونگرم و مهمان نواز بودند. تصمیم گرفتیم از ارومیه به سرعین برویم، از شانس بد ما جاده دریاچه ارومیه در دست تعمیر بود و مجبور شدیم دریاچه را تا تبریز دور بزنیم. خیلی با مسافت دورتری که نصیبمان شد مشکلی نداشتیم، اما اگر گوشیم همراهم نبود واقعا برای پیدا کردن مسیر مشکل داشتیم! شاید باور نکنید اما تعداد تابلوهای راهنمایی که مسیر مقصد را نشان دهند از ارومیه تا سرعین بسیار اندک و شاید بتوانم ادعا کنم در بسیاری جاهای ضروری اصلا وجود نداشتند! به همین دلیل دست به دامان تکنولوژی شدیم و خوشبختانه مسیر را تا جایی که شارژ داشتیم درست رفتیم و بعد از آن بود که نصفه های شب به مقصد رسیدیم!
داشتم نتیجه گیری می کردم که مهمان نوازی هم وطنانم در اینجا کمرنگ شده است که خوشبختانه از سرعین تا آستارا هر چند متر یکبار تابلوهای راهنما خودشان را نشان دادند! جایتان خالی، سفر خوب و پرباری بود اما متاسفانه کنار دریای بسیار کثیف بندرانزلی کاملا توی ذوقمان زد. از آن بدتر مسیر برگشتمان از تاکستان به همدان هم بسیار کثیف و پر از آشغال هم وطنان مسافرمان بود. بارها این مسیرها را یعنی تقریبا بیشتر از 5 سال به علت ادامه تحصیلم در تهران، طی کرده بودم، اما هیچ وقت قصد ایستادن در مسیر بین راهی برای ناهار را نداشته ام، ولی اینبار چون چنین قصدی داشتیم به عمق فاجعه پی بردم!

این 10 روزی که تقریبا نیمه شمال غربی کشور را طی کردیم، با وجود اینکه بسیار سفر خوبی بود و خدا را شکر به همه مان خوش گذشت، اما تقریبا از ایرانگردی مایوس شدم. الان با خودم تصور می کنم اگر دوباره سفر خانوادگی به شهرهای بزرگ دیگر کشور داشته باشیم، شهرهای توریستی و زیارتی مثل شیراز و مشهد که واقعا جمعیت زیادی از هم وطنانمان به آنجا رفت و آمد می کنند، اوضاع محیط زیستی، جاده ای و ... آن شهرها چگونه خواهد بود؟! آیا بازم هم هم وطنان عزیز شهرها و جاده ها را به یک سطل آشغال بزرگ تبدیل کرده اند که برای مکان ایستادن و یا ناهار باید ساعت ها رانندگی کرد و البته گوشت چرخکرده یمان دوباره فاسد شود؟!!
رمضان و پاوه

جالب است که تا به حال به این اندازه از تعطیلی زود هنگام مغازه های پاوه خوشحال نبودهام!شاید دلیل این خوشحالی پیش زمینه اعتقادیام باشد، اما دلیل دیگرم همرنگی مردم در این روزها است. از اولین روز رمضان پاوه شاهد این یکرنگی بوده است. همه ی مغازه ها نیم ساعت مانده به اذان مغرب مغازه ها را تعطیل می کنند و خیابان ها خلوت و ساکت می شوند تا هنگامی که مردم بعد از اذان عشاء و به منظور برپایی نماز تراویح به مساجد می روند.
موضوع دیگری که در ماه رمضان برایم جالب بود، شب های قدر و شب زنده داری های مردم در این شب ها بود. به خصوص شب 27 رمضان که واقعا جمعیت زیادی در مساجد مختلف شهرستان گرد هم آمده بودند. تا هنگام سحر، پیر و جوان و زن و مرد، در مساجد شهرستان مشغول عبادت بودند. هرکسی حدود ساعت 4 صبح اگر از جاده های شهرستان پاوه عبور می کرد این شلوغی و ازدحام را می دید.
یکی، دو روز بیشتر به پایان این ماه باقی نمانده است، ماهی که همدلی و یکرنگی را به جمع مردم پاوه آورد...
پیشاپیش عید سعید فطر مبارک
اولین روزنامه در ایران
شاید مطلب زیر براتون جالب باشه؛آخه در کل مطبوعات ایران تاریخ عجیب غریبی داره! از شاهی که همه مطالب روزنامه رو خودش می نوشت(ناصرالدین شاه) تا وزیر و وکیلی که دستور چاپ روزنامه رو می دادن، اونم به چند زبان(میرزا حسین سپهسالار) مطلب زیر برگرفته از سایت روابط عمومیه:
محققانن و مورخان و گاه روزنامه نگاران 172 سال حیات مطبوعات ایران را بر اساس دیدگاه و سلیقه خود دوره بندی کرده اند. گروهی کیفیت و عده ای کمیت را مبنای دوره بندی قرار داده اند. اما نگاهی به این گستره و سیع و بررسی مطبوعات ایران این حقیقت را نشان می دهد که این دوره بندی ها عمدتا با آنچه بر مطبوعات گذشته است و مطبوعاتیان عرضه کرده اند سازگاری ندارد. مطبوعات در ایران 89 سال عمر خود را در دوره قاجار ، 53 سال را در دوره پهلوی و 30 سال را در دوران جمهوری اسلامی گذرانده اند. این تقسیم بندی بر اساس سه دوره اصلی: قاجار ، پهلوی و جمهوری اسلامی تفکیک می شود.
می دانیم که روزنامه نگاری فارسی از هند شروع شد و روزنامه نگاری در ایران به دنبال سفر میرزا صالح شیرازی به انگلستان پدید امد. میرزا صالح برای تحیل روزنامه نگاری به انگلستان نرفته بود . او برای آموختن فن ترجمه به انگلستان فرستادند ، اما وی از فرصت استفاده کرد و الفبای روزنامه نگاری را فرا گرفت . سفر میرزا صالح سه سال و نه ماه و بیست روز به طول انجامید. وی در حین تحصیل . پس از آن در وقت آزادو اوقات فراغت خود سود برد و دو کار انجام داد. یکی فنون چاپ ، تهیه حروف و حاکی و نحوه ساختن مرکب چاپ را فرا گرفت و چاپخانه ای خرید و با خود به ایران آورد و دوم به سبب فهم اجتماعی و شناخت از اوضاع دردناک آن روز ایران و اعتقادش به بنیادهای مدنیت جدید به ضرورت انتشار مطبوعات در ایران پی برد و پس از بازگشت نشریه ای بینام که مشهور به کاغذ اخبار شد بنیاد نهاد. وی پس از سه سال نشریه داری به ععنوان مسئول وصول مطالبات دولتی به کار گرفته شدئ و پس از آن اثری از وی به جای نماند. به طوری که معلوم نیست پس از آن چه کرده ، در کجا اقامت داشته و در چه تاریخی به دیار ابدی رفته است.
روزنامه بی نام میرزا صالح – مشهور به کاغذ اخبار- از سال 1253 ق تا 1256 ق در دوران حکمرانی محمد شاه انتشار یافت و پس از آن تا آغاز دوره ناصری نشریه ای در ایران منتشر نشد.

لحظه ها
سال ۱۳۹۱، سال ۱۳۹۰ سال ها و روزهایی که میایند و می روند...لحظه هایی که با سرعت از کنار ما می گذرند تا شادی ها و غم های فراوانی به ما هدیه دهند. در همین لحظه ها فرصتی را غنیمت می شمارم که با وجود همه کمبود وقتی که دارم داستانی بنویسم از ناگفته هایی که شاید سال ها ذهنم را به خود مشغول کرده اند...
شاید اگه بشه بعضی وقت ها متن کوچکی از داستانم را در وبلاگم بذارم که دوستان با نظراتشون بهم کمک کنن، خیلی خوب میشه... البته امیدوارم لحظه ها رو درک کنم و به خودم فرصتی برای نوشتن بدم. چون واقعا خودم رو نویسنده خوبی نمی دونم.هرچی باشه من یه کورد هستم و فارسی می نویسم و واقعا هم در هردو زبان هم حرفه ای نیستم و فقط به این دلیل می نویسم که نمی تونم ننویسم...
ببخشید بابت غیبتم و ممنون از اینکه با تماس و نظر جویای احوال بودید...
29
هرگاه که کتاب"به کودکی که هرگز زاده نشد" رو می خونم یه حس دیگه از تولد رو تجربه می کنم. اینکه مادرم ۹ ماه چه احساسی راجع به من داشته و...
می دونم که بعد از ۲۹ سال همون احساس زیبا رو داری، دوستت دارم مادر جان

...
وجدان

دقت كردين وقتى كه در مورد يه چيزى عذاب وجدان داشته باشين، يا لو ميرين يا اتفاق بدى براتون ميوفته؟بيشتر مواقع فكر مى كنم اين دنيا هم يه جورايى دار مكافاته! واسه كاراى خوب هم همينطور!ديدين فيلم هاى (ظاهرا)خوب تركيه رو كه از ماورا مى گن؟ نه مثل سريال هاى آبكى و دنياگرايانه ش كه همه ش تجملات و خيانت و توهين به مقدسات و آيين هاشونه؛ كه البته هردوشون پر از افراط و تفريط هستن...
حالا خدا كنه جداى از نگرانيمون براى عذاب دنيا و آخرت، حداقل در مقابل وجدانمون سربلند باشيم و البته كاراى خوبمون رو هم فراموش كنيم...
برداشت!
خیلی دلم می خواست یه چیزی بگم! یه چیزایی بگم! اما راستش می ترسم، می ترسم هرکی هربرداشتی می خواد بکنه و... مثل شعرام که به همین دلیل دیگه از گفتنشون منصرف شدم به کل از نوشتن منصرف بشم. این روزا قضیه این نوشتن ما هم شده قضیه حسن کچل که تا یه سیب پرت نکنن جلوم حس و حال درستی ندارم که بنویسم یعنی راستش رو بخواین دیگه دل و دماغی برام نمونده، وقتی هم حسش باشه... دوست داشتم اینقد برداشت ها برام مهم نبود و شجاعت اینو داشتم که به همه بگم:
این مغز من از ازدحام ناگفته هام یه روزی فوران می کنه و من و همه اونایی که برداشتشون برام مهمه با خودش می سوزونه!
شاید یه روزی...
سال 1386 بود که شروع کردم به نوشتن این وبلاگ، اما یادم نمیاد اولین نوشته هام رو کی نوشتم! پدر و مادرم میگن وقتی خیلی کوچیک بودم شاید 5 یا 6 ساله اولین شعرم رو گفتم! درباره یه ماهی کوچولوی قرمز... حالا که نزدیک 28 سالمه بازم دارم می نویسم. نه فقط برای این وبلاگ یا کتاب یا روزنامه و جاهای دیگه، بلکه همیشه نوشتم و می نویسم.