بازگشت
سلام...
من برگشتم, دلم برای خونه م تنگ شده بود
ولی دیگه این حال و هواشو دوست ندارم، اسم وبلاگم هم عوض میشه
سلام...
من برگشتم, دلم برای خونه م تنگ شده بود
ولی دیگه این حال و هواشو دوست ندارم، اسم وبلاگم هم عوض میشه
خودم می دانم کهنه شده ام وتکراری.....
آنقدر کهنه که می توان روی گرد خاک تنم یادگاری نوشت....!
بنویس و برو...!










سلام هم وطنم
میخواستم بزرگ شم
درس بخونم مهندس بشم

وطنمو آباد کنم
ازدواج کنم
مادر و پدرمو ببرم کربلا
دخترمو بزرگ کنم ببرمش پارک ,تو راه مدرسه باهم حرف بزنیم
خیلی کارا دوست داشتم انجام بدم
خوب نشد
باید میرفتم از مادرم, پدرم ,خاکم , ناموسم ,دخترم , دفاع کنم
رفتم که
دروغ نباشه
احترام کم نشه
همدیگرو درک کنیم
ریا از بین بره
دیگه توهین نباشه
محتاج کسی نباشیم
اوضاع خيلي خوبه
پسر دايم 27 سالش بود 6 سال بود نامزد بود يكي رو ميخواست
بهش كار ندادن باباي دختره داد به يه نفر ديگه پسر دايیم خودشو كشت
پدر بزرگم سالي 2 بار مكه ميره ولي يه بار نيومد دست نوه اش رو بگيره.
داداشي اوضاع خيلي عاليه دختره با نامزدش تا دم دانشگاه ميره داخل دانشگاه با n نفر
ديگه هم هست

اوضاع از اين بهتر نميشه
پسراي سرزمينت ابروهاشونو برميدارن مثل دخترا

اوضاع خيلي قشنگه
مردم همديگرو فحش مادر ميبندن
اين مرد با سنش به خاطر اينكه پيش زن و بچه اش
شرمنده نشه شبا هم كار ميكنه

گل نخريدن ازش ، هيچ ؛ بدجوري هم دلش رو شكستن...

فقط شبكه BBc نیست که بیاد عکس بگیره
اينجوري به يتيم ها كمك ميكنن مثل امام علي مخفيانه نميرن كه نشناسنشون

شما رشادت كردين ولي جومونگ شد سمبل رشادت.....
قويترين مرد جهان رو يه نوجوان 17 ساله كشت..

دختره سن كم داره كار ميكنه كه شما به خاطر
آسايش اينا از خودتون گذشتين

سالي چند تا از اين حادثه ها داريم...
![]()
يه مرد ، زن و بچه اش رو تو اسيد سوزوند
چشماي جفتشون از كاسه دراومد.
![]()
تو مصرف مواد مخدر اول شديم...

آذربايجان خيلي سرده ....
![]()
اين كوچولو تو جوب هاي كشورت پيدا شد
ببين چه اوضاع خوبه

اين بچه تو سرما خوابش برد ميبيني شهر چقدر ساكته؟؟؟
هيچكي توجه نميكنه....
![]()
آره اوضاع خيلي بهتر از ايناست به قول اون خواننده
<همه چي آرومه من چقدر خوشبختم>




یکی از فانتزی هام اینه که
.
.
.
برم سره کلاس هندسه
.
.
.
بگم این درسا بسه...کاشکی این زنگ بخور دل به دلدار برسه
بعد استاد حذفم کنه من پاشم نگامو بندازم توو نگاش.
درحالی که میرم تو افق بگم خوب دستِ منو خوندی منو بدجوری سوزوندی .
منو مثه یه برده کجا ها که نکشوندی
خخخخخخخخخخخخ

من موندم الان این رابینسونه ایرانسل داره به کنار . . .
ایرانسلش به تلفن ثابت چطوری وصله خو به کنار . . .
اون تلفنه سیمش کجاست کاری نداریم . . .
یه منشی داره که انگار اسب لوک خوش شانس قبل در افق محو شدن
یه لگد به فیسش زده بازم به کنار . . .
یعنی اونقدر پول داره که یه مرغ بخره ؟؟؟
فک کنم تو تبلیغاتای بعدی یه پرایدم کنارش باشه !!!
رایتل حتی !!!
شاید فیسبوکم داشته باشه ما نمیدونیم !!!

مردم میرن فیس بوک با شخصیت های مهم جهان و خارجیا به گفتگو میشینن
اون وخ من میرم فیس بوک افغانیه بهم پیام داده دعوت نامه بفرس بیام ایران!
جون من جای من بودی خودتو تو چاه توالت خفه میکردی
یا میرفته وسط یه گله دهه هشتادی؟

از مسئولين كمال تشكر رو دارم
بابت سيستم حمل و نقل ريلي و هوايي كه واسه افق گذاشتن
اينقدري كه همه تمايل به محو شدن تو افق دارن تمايل به رفتن به پديده
با اون همه تبليغ ندارن
والا
اين چه وضعشه
تبليغ ما محو بودن ماست(سازمان افق)
حالا نوبت شماست دوست من ، میخوام از خنده این شکلی بشیم...

باز هم ولنتاين
و باز هم صف دراز عروسک فروشے ها
و کادوهاے رنگارنگ
و خريداران بسيار ...
و قصه ے تکرارے تنهايے من ،
و ترديد در آن آيه که مےگويد :
همه ے شما را جفت آفريديم....

به سلامتي اوني كه اين ولنتاين و تنهاست..
نه اينكه نتونسته با كسي باشه
نه....
بلكه نخواسته با هركسي باشه!!
.
.

تاريخچه تقلب از جايي شروع مي شود كه " حسن كچل " براي نخستين بار به مكتب رفت . از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهيانه كودكان مكتب بود ؛ ليك حسن كچل از روي تنبلي چشمان چپش را بر روي ورقه ي همزاد انداخت تا نكته اي بس ارزشمند از ورقه ي فوق الذكر دشت كند .
اين بود كه اولين تقلب تاريخ بشري رقم زده شد . البته اين تقلب با روش هاي بسيار ابتدايي بشري رقم زده شد. البته اين تقلب باروش هاي بسيار ابتدايي (در مقابل ترفند هاي كنوني ) صورت گرفت . بدين ترتيب كه حسن با كلي زور زدن خود را به بالاي ورقه ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را كش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلايي خود را آغاز كرد .
روش هاي نوشتاري
1. نوشتن روي كف پا ، پس كله ، پشت گوش و ...
2. نوشتن روي ديوار ، روي ميز ، پشت نيمكت ، زير نيمكت ، پشت لباس يا مانتوي دانش آموز جلويي ، ...
3. نوشتن به روي دستمال كاغذي ، پاكت نامه ، ...
4. نوشتن و لوله كردن تقلب و جاسازي آن در حفره هاي مختلفي از جمله بيني ، دهن ، گوش ، فك پايين ، دريچه آئورت ، ...
روش هاي باكلاس
1. استفاده از ماشين حساب مهندسي
2. استفاده از موبايل
3. استفاده از آيينه ، موچين ، لوازم آرايشي ، فيلم ، عكس ، ...
روش هاي بي كلاس
1. شيره ماليدن بر سر يكي از بچه درس خون ها
2. خم كردن سر به روي ورقه ي طرف به صورت تابلو
توجه :
اگه در اين امر تبحر كافي نداريد ، اصلاً سمت اين كار نريد ؛ كه عواقبي جزء ضايع شدن و اخراج و تابلو شدن ندارد .
تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولدم مبـــــــــــــــارکـــــــــــــــــــــــ
کات
تولدی در ماشین زمان
تولدی در پرواز شقایق ها
تولدی در تکرار واژه ها
تولدی در کافه خیال
تولدی در اوج غربت پروانه ها
و دلی
دلی سرشار از بغض
و نگاهی
نگاهی که مجبور است لبخند بزند...
لبخند بزند...
کسی تولد مرا به خاطرم می آورد
برای خاک قلب من گل و شکوفه می خرد
کمی بزرگ میشوم تنم جوانه می کند
فقط دلم یواشکی مثل بچه ای
بچه ای که در بازار بهانه میکند
اگرچه با شعر دلم پر از چکاوک است
خودت بگو بدون آن مرز سخن ، تولدم مبارک است؟!؟!!

پ.ن: درباره این پست توضیحی ندارم...