پست ثابت
با فکر کردن به هر کسی ذهن خودتان را باغ وحش نکنید !!!!
خطاب خاص دارد !
با فکر کردن به هر کسی ذهن خودتان را باغ وحش نکنید !!!!
خطاب خاص دارد !
اون شب توی خوابگاه مری و مکس و فیلم باشگاه مشت زنی یا همون fight club رو دیدم . در مورد مری و مکس باید بگم واقعا عالی بود بی نظیر بود . به عنوان یه انیمیشن من عاشقش شدم . پایان فیلم در کنار ناراحت کننده بودنش حس خوبی بهم داد از دوستی این دوختر و اون مرد و چقدر اون دوستیشون خوب بود و چقدر فیلم فراز و نشیب های زندگی اون دختر رو خوب نشون داد و در پایان وقتی اون شخصیت با سری رو به سقف در حالی که به نامه های دختره نگاه می کرد و مرده بود واقعا گریه ام رو در اورد . این روزها اینقدر سرم شلوغه که واقعا وقت ندارم سر بزنم الانم دارم از وقت دیگه ام می زنم و این رو می زارم .
فیلم بعدی هم که باشگاه مشت زنی بود . جزو 50 فیلم مردانه ی دنیا به حساب می اومد . روانشناسی که کارگردان از شخصیت مرد داستان و اتفاقاتی که می افتاد و علاقه ی مرد ها به تخلیه ی روانی از طریق زدن همدیگه واقعا خوب نشون داده شده بود و یک جورایی من تا پایان داستان درگیر بودم و نمی تونستم شخصیت برد پیت توی فیلم رو درک کنم البت حدس زده بود که اون شخصیت خیالی باشه و فقط ساخته ی ذهن اون مرد داستانه .
و چقدر بازی اون دوتا مرد و زن داستان همون هلنا بونام نمی دونم چی چی چقدر خوب بود .


عاشق مارگریت دوراس بی نظیر بود . البته نظر شخصیه . من واقعا عاشقش شم ! این شخصیت خاص این دختره یه جوری بود که یاد حرف یکی از استادا افتادم که همیشه می گه باید شخصیت هاتون خاص باشن تا جداب بشن . این به معنای واقعی کلمه یه شخصیت خاص بود با جذابیت های خاص خودش .
شیوه ی روایتی داستان و خود داستان که از اول تا اخر قصد نداشت خیلی پر هیجان و پر کشش باشه ولی واقعا دلت نمی خواست خوندش رو ول کنی . از این شاخه به اون شاخه پریدن های یهویی اش رو دوست داشتم وقتی وسط تعریف یه داستان می رفت راجع به یه چیز دیگه حرف می زد !
وقتی در مورد برادره صحبت می کرد و از ترس و نفرتی که نسبت به برادرش داشت ! به حس خواهرانه ای که برادر کوچکش داشت و غمی که در از دست دادن او داشت .
و از همه زیبا تر پایان داستان بود :(( گفته که نمی تواند از دوست داشتن او دل بکند و تا دم مرگ دوستش خواهد داشت )) شاید یه کم از تب و تابش بیافتم ضعفاشم به چشم بیاد .
ولی وقتی معشوق ضعیف و ترسوی این دختره نگاه می کنم ! نمی تونم بیفهمم چرا عاشقش بود !!!!
خداحافظ گری کوپر هم تمام شد .(درسته لیدی ال ضعیف تر از خداحافظ گری کوپره ولی بازم من بیشتر دوسش داشتم !) جانم به لبم امد . مردم تا تموم شد . اخر هم نفهمیدم که این تهش می خواست چی بگه . البته بماند که شخصیت لنی خیلی جالب بود . البته فقط برای قصه ها . ادم ها در واقعیت اگر اینطوری باشند واقعا موجودات قابل تحملی نیستند .
عقده های عجیب جس که به لنی حس مادرانه داشت یه وقت هایی حالم را به هم می زد ! بماند که اول دوستش داشتم ولی در پایان فقط اعصابم را داشت خرد می کرد .
عاشق شخصیت باک بودم ! از این سیاسی بازی های دوستان جس هم خسته شده بودم . تم داستان یهو زد و خورد و بکش بکش و دزد بازی می شه . اصلا باهاش حال نکردم ! شاید سبک نویسنده رو دوست نداشتم . هر چی از اول داستان به سمت وسطش می اومدم . بیشتر حوصله ام رو سر می برد . باور کنید از اون کتابایی بود که اگر مجبورم نبودم بخونمش رهاش می کردم تا یه وقت که اعصاب دارم بخونمش . !والا .
چهره ی مرد هنرمند در جوانی دارم می خونم فقط 40 صفحه اش رو تا حالا خوندم و باید بگم یا من نفهمم که نمی فهمم یا جیمز جویس خیلی فهمیده بوده که اینقدر پیچیده نوشته !!!!شایدم اینقدر معمولی نوشته من خیلی جدی گرفتمش!!!!
سو و شون هم می خوانیم . تا به حال 80 صفحه اش را خوانده ام .
نمی دونم چرا دست و دلم نه به فیلم می ره نه کتاب .
دلم می خواد این فیلم های عاشقانه ی پر سوز و گداز رو ببینم و بعد بشینم زار بزنم !
تاثیرات روان پریشیه !
وقتی یه فیلم ناراحت کننده می بینم تا یه هفته می رم تو کما ! واقعا دارم نگران خودم می شم !


اما در مورد اینکه این چند وقت نبودم دچار بحران مهمان شده بودم و فقط وقت کردم نصف فصل اول سریال revolution رو ببینم و دارم می بینم .
خوب به همه پیشنهاد می کنم ببینیدش . این سریال که کارگردانش ظاهرا همون جی جی ابراهامز خودمونه . کارگردان فرینچ و لاست ساختار داستانی اش بسیار شبیه لاسته . و با جذابیت فوق العاده بالا و البته شاید نه به اندازه ی لاست ولی خوب خوبه . من که دوسش دارم موضعش در مورد قطع شد هر چیزییه که با برق و باطری کار می کنه . همه کره زمین ! اصن یه وضعیتی .
بعد ... بقیه اش رو برید خودتون ببینید :D خیلی از بازیگرای لاستم توشن هه هه . ولی اگر دیدید من باید بگم به شکل عجیبی از این عمو مایلز خوشم می اد . اصن ادم تو این سن اینقدر جذاب می شه ؟! چه معنی داره اصن .
راستی اخرای خداحافظ گری کوپرم و وسط های کتاب عاشق نمی دونم ماله کی :D برای جلویگیری از صاف شدن دهان سر کلاس های استاد عسگری دارم عاشق رو می خونم . و به نظرم کتاب فوق العاده ایه . درسته لب تاب رو نمی برم ولی چند تا کتاب و فیلم تو گوشی ام ریختم و اصن نگران مننباشین من از همه ی امکاناتم به نحو احسن استفاده میکنم :D
دوستان اصلاح می فرمایم به کارگردانی اقایی که سوپر نچرال رو ساخته این سریال ساخته شده و به تهیه کنندگی جی جی ابرامز :Dولی خدایی یه بخش های ساختاریش شبیه لاسته

خوب من و مرضیه امروز واقعا ترکوندیم دیگه . تمام عصر رو توی سینما فیلم می دیدم . اول که گذشته رو دیدم بعد هم هیس دختر ها فریاد نمی زنند .
در مورد هیس که اول صحبت کردم . اما در مورد گذشته . به نظر من از همه ی فیلم های فرهادی حتی قوی تر بود . با وجود طولانی بودن این فیلم واقعا ازش لذت بردم .
بازی زیبای بازیگر فرانسوی فیلم واقعا لایق بودنش برای جایزه ی کن رو نشون می داد . و بازی علی مصفا . پرداختن به موضوع مورد علاقه ی همیشگی فرهادی با دیدی متفاوت تر از قبل . سلسه های دروغ که فاجعه به بار می اورند .
همین که تا اواخر فیلم نمی دونستی کی راست می گه کی دروغ باعث می شد خوب درک کنید که فیلمنامه بسیار خوب بوده و پیرنگ داستان به خوبیچیده شده بود . شخصیت پردازی ها هم عالی بود . نقش فیلم با سیگار کشیدن های متعدد یا عادت های روزمره و راه رفتن های مداومش کاملا نشان دهنده ی زنی بود که هیچ ارامش خاطری ندارد و خونسردی رفتار مرد داستان هم خیلی خوب نشان داده شده بود . مردی که به راحتی توانست با پسر بچه ای ارتباط برقرار کند هر چند در زندگی زناشویی اش شکست خورده بود ولی بچه ها را دوست داشت و در ارتباط با ان ها موفق بود . انسان های خاکستری فیلم همه شان جایی اشتباهی مرتکب شده بودند .
نورپردازی و رنگ و روی فیلم خیلی پریده بود که کاملا مناسب فضای داستان بود .
در کل من واقعا لذت بردم . خصوصا در پایان داستان که می خواست بی ثباتی شخصیت فواد رو نشون بده در تصمیمش برای ادامه ی زندگی .
بگذریم من اخرش کور می شم . این فیلم که 2 ساعت و خورده ای بود . هیس هم 2 ساعت بود . شما فکر کنید چه بلایی سر چشمای ما اومد . دیگه جلوی چشممون رو هم نمی دیدیم !
در حال حاضر دارم خداحافظ گری کوپر می خونم .و دوسش دارم دعا کنید هی مهمنی بازی نشه زودتر تمومش کنم !

بالاخره هیس دختر ها فریاد نمی زنند رو دیدم .
خوب خیلی عالی بود . البته نمی گم بدون اشکال بود ولی عالی بود . موضوع که واقعا یه موضوع ناب بود که هیچ وقت تا حالا کسی جرات نکرده بود مطرحش کنه .
موضوعی که ما سال هاست باهاش گلاویزیم ولی هیچ کس براش یه فکری نمی کنه . انگار قراره واقعا تا اخر عمرم توی این جهالت گیر کنیم و به اسم ابرو و نمی دونم پرهیز از ارائه فساد و از این چرت و پرت ها از گفتن واقعیت هایی که به خاطر به اصلاح حفظ ابرو پرهیز کنیم .
داستان زنی که در دوران کودکی بار ها مورد تعرض واقع شده ولی به خاطر ترس و نگرانی نتوانسته ان را باز گو کند و حالا در بزرگسالی در شب عروسی او به علت اتفاق هولناکی که افتاده همه چیز برایش زنده می شود .
نشان دادن خوی وحشیانه ی انسان های بی صفت. و اعتراض به قانونی که هنوز که هنوز است گیر چیز های مسخره است و اینقدر ناقص است که حالم ادم را به هم می زند .
کارگردن با پایان خیلی تلخ داستان توانسته است بهترین تاثیر را روی بیننده ی خود بگذارد . و من به حق می گم در حق طناز طباطبایی بی انصافی شد . از ان جا که فیلم دهلیز را هم در جشنواره دیدم می گویم که بازی طناز صد برابر بهتر از هانیه توسلی بوده است !!!
البته من از گاف هایی که کارگردان داده بود هم می گویم . مثلا صحنه ی خنده دار مرگ برادر مقتول در بیمارستان !!!! اینقدر مضحک که همه سالن بزنند زیر خنده ؟!!؟!
شاید اخر فیلم بوده حوصله کارگردان سر رفته بوده . یا این نکته که هیچ وقت روزنامه ها تصویر قاتل و مقتول را چاپ نمی کنند و یا شطرنجی می کنند این دیگه خیلی مسخره بود .
بعضی جاها هم دیالگ های اضافه ای داشت ولی در کل خیای دیالوگ های خوب هم داشت اینقدر که می شد ان ها را ندیده گرفت .
در کل راضی بودیم . این روزها حرف زدن خودش جرات می خواهد . و این که سفت و سخت پای حرف هایت بایستی . ما دختر ها که دیگر هیچ . واقعا درخشنده راست می گوید :
هیس ! دختر ها که فریاد نمی زنند .
فیلم فهرست شیندلر رو همین الان تموم کردم . حتی یه صحنه اش رو هم رد نکردم . همه اش رو نگاه کردم بدون اینکه حس کنم خسته شدم . به جرات می گم بی نظیر بود.یعنی حس لذت بخش عجیبی که بعد از تموم شدنش داشتم رو نمی تونم وصف کنم .خیلی وقت بود همچین حسی بهم دست نداده بود . خیلی ها ممکنه این سبک فیلم رو نپسندن یا ایرادایی بهش وارد کنن . کاری بهکار اونا ندارم من واقعا دوسش داشتم !الان واقعا ناراحتم چرا به حرف مرضیه گوش نکردم و زودتر نگاهش نکردم.
چقدر امون شخصیت خاصی داشت . وقتی که به هلن علاقه پیدا کرد می شد گفت واقعا هنوز انسانیت در وجودش نمرده هر چقدر هم ادم پستی بود .
و شیندلر در پایان داستان وقتی به گریه افتاد که اگر می تونست فقط یه نفر رو بیشتر نجات بدهد . یک نفر حتی !
و چقدر جنگ کثیف و وحشتناک است !
من فعلا توی کمای فیلمم . چقدر اون دختر قرمز پوش خوب بود . چقدر خوب کارگردان هدفش رو القا کرده بود .
این فیلم دربردارنده ی 7 جایزه ی اسکار است . من کاری به کارگردانش ندارم که صهیونیسته یا نه من فقط دارم می گم قدرت کارگردان در ساخت این فیلم واقعا بی نظیره . چقدر بازی امون و شیندلر زیباست و چقدر شخصیت های ان دو نفر خوب پرداخته شده شخصیت شیندلر خیلی خاص است اول با هدف پول وارد می شود و در نهایت برای نجات یهودیان جانش و ثروتش را به خطر می اندازد . یا شخصیت امون . مردی که عاشق یه زن یهودی می شه ولی نمی تونه با خودش کنار بیاد و مدام اون رو کتک می زنه . اون صحنه ای که اونمد پیش هلن و بعد قاطی کرد و هلن رو کتک زد ....واقعا این شخصیت بیمارگونه ی امون چقدر خوب دیده می شه . یا اون جایی که سعی کرد اون یهودی رو بکشه ولی نتونست هر اسلحه ای اورد شلیک نکرد . چقدر حرف داشت .
هلوکاست بوده یا نبوده . اسپیلبرگ به خوبی تونسته با این فیلم این حس رو در مخاطبش ایجاد کنه که بوده و چقدر یهودی ها بدبختی کشیدن .
بازم کاری به هلوکاست ندارم ولی همه می دونن که نازی ها چقدر از یهودی ها رو کشتن به خاطر نژاد پرستی هاشون .ولی بازم کار قابل ستایشی بود !
حتی اگر همه بگویند داستان فیلم دروغ بوده است . بعد انسانیتی فیلم رو نمی توان فراموش کرد . و همه هم می دانند که نازی ها به همین اندازه وحشی گری کردند !فرقی نمی کند یهودی یا غیر یهودی بوده باشند که زیر دست نازی ها رفته باشند . در هر حال خیلی غیر انسانی بوده است !

من اخر برای خوندن این کتاب انا کارنینا پیر می شم . خیلی خوبه ها ولی روند داشتان خیلی کنده و یه جورایی هم شبیه کتاب تاریخ وضعیت روسیه است . تولستوی مورخ خوبی می شد ها . اینقدر که خوب داره وضعیت جامعه ی روسیه و دسته ها و قشر ها رو خوب نشون می ده داستان خود اناکارنینا رو خوب نشون نمی ده . البته من تقریبا اخرای جلد اولم نمی تونم نظری بدم . دعا کنید زودتر تموم شه البته این تقصیر خودمه . هیچ وقت نباید اول فیلمشو می دیدم بعد کتابش ور می خوندم لطف کنید در حق خودتون دوستان و این اشتباه من رو نکنید .
فیلم هابیت هم که طلسم شده بود من نبینم
بالاخره دیدم !فانتزی خوبی بود دوسش داشتم . همونقدر که از دیدن ارباب حلقه ها
خسته نشدم واقعا از دیدن این هم که نزدیک سه ساعت بودن خسته نشدم . واقعا هم حق
داشت اون فروش بالا و سنگین رو توی امریکا داشته باشه . جلوه های ویژه اش خیلی
عالی بود . و سراسر تخیل و جادوگر بازی !این ملکشون خیلی شبیه فرشته هاست (!)وای
که چقدر جادوگرا تو این فیلم خوب و مهربونن . اصلا ادم اینا رو میبینه شک می کنه
جادو بده یا خوب !!!!!!اینقدر خوشم می اد .ادم خوشش می اد دیگه . مسخره نمی کنم
نخندید.
سوال برام پیش می اد که وقتی صهیون ها تصمیم می گیرن یه چیزی رو فر کنن تو مغر مردم دنیا چقدر هزینه و وقت صرف می کنن . و مردم چقدر زود باور و احمق باید باشن که اون ها رو باور کنن .
کارشون به جایی می رسه که برای مبرا کردن خودشون از مناسک های زشتشوت مثل رواب جنسی در مناسکشون توجیح هایی می تراشن مثل همین فیلم که توجیحش این بود که اینا مراقبان نواده ی مسیحن !!!!!! دیگه خر در این حد فرض کردن ما رو !
کتاب رمز داوینچی ، یا به عبارتی فیلمش که من دیدم کاملا دیدگاه های صهیون هاس برای از بین بردن تقدس مسیح برای مسیحی ها .و جوری خودشون رو مظلوم و مورد ظلم و محافظ و فدا کننده نشون می دن انگار نه انگار خودشون بودن که می خواستن حضرت مسیح رو بالای صلیب بفرستن .چه برسه به این که این ها محافظان به اصطلاح فرزند مسیح هم باشن .
چقدر مردم زود باور می کنن که واقعا این جای تاسف داره . انگار مردم هنوز همون ادم های سنتی با تفکرات خاله زنکی هستن که منتظرن تا یکی بیاد از ازدواج پنهانی و غریب الوقوع که زاییده ی تخیله به وجد بیان و واسه خودشون بگیر و ببند راه بندازن .
و اون ها چقدر زرنگن که حرفشون رو با زرنگی می زنن و از این احساسات مردم سو استفاده می کنن .
خود دن براون مشکوک به ماسون بودنه . توی کتاباش اینو می شه خوب دید چه توی نقطه ی فریب و چه در شیاطین و فرشتگان و چه در داوینچی کدش . و چقدر خوب در فیلم داوینچی کد از نماد ها استفاده شده بود همون طور که به خوبی در داستان از نماد ها استفاده شد .
می خوان با پایین اوردن حضرت مسیح از یه پیامبر به یه انسان معمولی مسیحیت رو که همیشه باهاش درگیر بودن از سر راهشون بردارن . اینم یه مدلشه دیگه .
ولی اعتراف می کنم که چه مغز هایی برای این ادم ها کار می کنن و از مغزشون و استعداد هاشون استفاده می کنن . و ما حتی مغزمون رو برای درس خوندمون هم به کار نمی اندازیم !
