سهلام سهلامID اینستا
Mahsa.galavi
منتظرتونم ❤️
سلاااام بچه هاااا
میگم بچه ها ینی تو ذهن خودم اینطوری تصور میکنم که هنوزم اینجا دوستایی دارم که اگ به وبلاگشون سر میزنن و فعالیت دارن یاد من بیفتن و به منم سر بزنن ❤️
من کم کم فعالیتم کمتر و کمتر شد به طوری که الان خیلی کم پیش میاد بیام وب اما همین که یادم میاد شاید اینجا کسایی باشن که به یادم هستن خوشحال میشم ❤️ و ممنونم
حالا اومدم بهتون یه چیزی بگم اومدم بگم که با اجازه ی بزرگتراااااا به یه آقای مهندسی بله گفتم 😅❤️
در همین حد بدونید حالا بعدا میام تعریف میکنم چطوری آشنا شدیم 😉❤️ سوالم داشتید بپرسید جواب میدم 💋
حداقلش اینه که شما از یه ویژگی خوب برخوردارید
این واسه اینه که سال ها بعد اگ یاد کسی افتادید که بهش بدی کردید و پشیمون شدید یا دلتون واسش تنگ شد روی اینو داشته باشید برید حالشو بپرسید هرچند که شاید خیلی چیزا درست نشه ولی بالاخره یه حرمت یه احترام یه دوستی ی مهر یه محبت بینتون بوده که قابل ستایش
:)
تو خونه عزیز جونم داشتم با پسر خالم توپ بازی میکردم
هیچی توپو پرت می کردیم واس هم
یه هویی پسر خالم توپو محکم پرت کرد خورد تو چشم
حالا من دهنم باز شده دیگ بسته نمیشه گریــــــــــــــــه![]()
پسر خالم مهسا تورو خدا گریه نکن هرچی بخوای برات میخرم
هرچی بخوای لواشک پفک چیپس
منم میگم پفک دوس نداااااارم![]()
باشه باشه هرچی بخوای فقط گریه نکن به مامانتو عزیز چیزی نگو
رفت واسم یخ اورد گذاشت رو چشمم ک کبود نشه خخخخخخ
اما من اینقد جیغ کشیدم مامانمو عزیز جونم فهمیدن دعواش کردن
داشتیم خونه عزیز جونم با پلی استیشن داییم بازی میکردیم
دو سااااااااااااااعت پسر خالم داشت بازی میکرد اصلا به من نمیداد
هرچی گفتم بده به من بازی کنم 
گوش نمیداد دیگ مرحله آخر بود تموم میکرد برنده میشد
منم میدونید چیکار کردم؟
دکمه off رو زدم کل بازی از اول خخخخخ
حقش بود میخواست نوبتو رعایت کنه
سر توپش دعوامون شده بود بهم نمیداد بازی کنم
هی گفتم بده نمیداد
منم از دستش گرفتم رفتم با چاقو توپو پاره کردم خخخخخخ
کلا کیف داد 
تو این مدت دوستایی پیدا کردم ک خیلی با معرفت هستن
گاهی وقتااا ادم یه چیزایی رو تو زندگیش فراموش میکنه وقتی غم میاد تو دلش
خیلیااااا هر چه قدرم دوسشوون داشته باشی اما تا دلش باهات نباشه دوستی دووم نداره
اما اینجا دوستایی دارم ک حتی اگ یادشون نباشم به یادم هستن
و من بابت خوبیاااشون یه دنیااا ازشوووون ممنوووووونم
دنیاا همینه اونی ک باید باشه نیس اما خدااا هست خدا همه جا کنارمونه :)
تقدیم به رفقای با معرفت خودم :)
خالم
مامانم معلم کلاس اول ابتداییه به دانش اموزش میگ پسرم با حرف (ک) یه کلمه بگو جواب میده کرم مامانم میگ حالا باهاش یه جمله بساز میگ خانوم معلم من کرم دارم
مامانم
دختر داییم 4 سالشه داییم داشت تو خونه بلند اواز میخوند اومده به دختر داییم میگه مهرانا بابا صدام قشنگه؟مهرانا فقط یه حرکت میاد اووع 
ما 3 تا خواهریم منو ابجیم داشتیم با هم حرف میزدیم ابجی کوچولوم مهلا داشت کارتون نگاه میکرد منو مهشاد یه خورده صدامونو اوردیم پایین تر ک مهلا حرفامونو نشنوه یه هو مهلا به ما گفت بلند حرف بزنید من دارم کارتون میبینم
ترم پیش هفته اول کلاسا بود تو دانشگاه داشتیم رد میشدیم با دوستام چنتا از پسرا رو بعد از 3 ماه دیدیم یکشون گفت دخترا شما یه جور انتخاب واحد میکردید ک ما دخترای جدید ببینیم
من گفتم ببخشیداا اینجا دانشگاس شبکه فشن مد نیس
اقا پسر
یکی به این بیچاره کمک کنه بد جوری درگیره 
حق ندارید بهش دس بزنید خودم قبلا گازش گرفتم
یکی از پسرا اومد گفت خانوماا خانومااا سولای مهم امتحان اصول رو گرفتم
من گفتم میشه جزوتونو ببینم
داشتم جزورو نگاه میکردم دیدم جزوه خودمه با دست خطه خودم 
اون سوالایی هم ک علامت خورده بود
قبلا اشکال داشتم میخواستم از بابام بپرسم کنارش تیک زده بودم
منو دوستاااام
اقا پسر
اخه قبلا جزومو به همکلاسیام داده بودم برن کپی بگیرن تو سیستمه انتشارات سیو بوده اونم رفته کپی گرفته خخخخ
داشتم از در ورودی ساختمون دانشگاه میومدم بیرون
یه هویی چشم این دره قاطی کرد من وسط در بودم در بسته شد
خورد به من نزدیک بود نصف شم
حالا اینا مهم نیس ک دردش خوردنیه
یکی از پسرا منو دید ک در خورد بهم
این همونی بود ک اون دفه به خاطر جوگیر شدنش ضایش کردم
منو دید نشست خندید
هه هه هه ها ها ها هو هو هو هی هی هی هر هر هر هار هار هار
خاک تو سر رئیس دانشگاه کنن خاک تو سرشوووووووووون
اخه هیشکی ندید باید فقط این میدید خدااا چراااااااااااااا؟
به خاطر همین ی هفته تو خونه فقط لالا بودم.gif)
ی روز دوستم بهم زنگ زد ازم خبر بگیره و حالمو بپرسه
من خواب بودم با صدای زنگ بیدار شدم
من:بله
دوستم: سلام خوبی؟
من:بله بله بله بله بله بله بله بله بله
دوستم: چرا همش میگی بله 
من: خواب بودم![]()
دوستم:اهان بخواب بخواب معلوم شد چته
من:.gif)
بعدا ک بیدار شدم داشتم فک میکردم خدایا من به مبینا چی گفتم؟
بهش زنگ زدم میگم اون موقع من بهت چی گفتم
اگ چیزی گفتم ناراحت شدی ببخشید![]()
میگ نه فقط به طور متوالی و پشت سر هم میگفتی بله بله بله
اینم از عوارض بیهوشی
ی هو یکی از پسرا به من گفت ( تو ) برو به استاد بگو بیاد
حالا من
اولا تو نه شما بعدشم میتونید برید خودتون به استاد بگید بیاد 
کلاس ک تموم شد
اومده پیشم منو با فامیلم صدا میزنه ی خانوم هم اولش میاره میگ
ببخشید من به شما گفتم ( تو ) منظوری نداشتم
منم گفتم این دفه مشکلی نیس اما دیگ تکرار نشه
![]()
منو دوستم داشتیم تو محوته دانشگاه قدم میزدیم از کنار هم کلاسیمون ک پسر بودن رد شدیم
هیچی سلامو احوال پرسی حالا هی به دوستم میگم بیا بریم
همینجوری در حال صحبت
منم اعصابم خورد شد گفتم من دارم میرم خواستی بیا
یکی از پسرا به دوستم گفت چرا اینطوری بود؟
دوستم بهش گفت ولش کن عاشقه بابا
پسر بلند شده واس خودش جو گیر
عاشق کی شده نه من باید بدونم عاشق کی شده
دوستم صدام کرد بیا اقای فلان برات غیرتی شده 
قیافه ی من تو اون لحظه
رفتم بهش گفتم به چه مناسبت واس من غیرتی شدید
فک نمیکنم به شما ارتباطی داشته باشه درضمن من واس خودم کسو کار دارم
نیازی به شما نیس
برگشته میگه بله درسته حرف حساب 
درسته من داداش ندارم اما باباجونم بهم یاد داده چه جوری از پس خودم بر بیام
بله اینجوریاااس
یه روز من خونه تنها بودم یه گربه تو حیاط بود
تازه 3 قلو به دنیا اورده بود
این 3 تا اینقد میو میو میکردن خیلی رو اعصابم بودن
رفتم تو حیاط دیدم مامانشون نیس
گفتم اخ جون الان وقتشه
این 3 تا گربه رو با جارو گذاشتم تو خاک انداز 
بعدش هی میبردم زیر شیر آب
هی میاوردمشون از زیر شیر اب بیرون هی میبردم زیر شیر اب خخخ
تا این ک مامانشون اومد
منم فرار
خخخخخ خیلی کیف داد
دوس داشتم رو اعصابم بودن خووو اصلا عذاب وجدان ندارم
قیافه ی من وقتی از بابام پول میخوام

آدم آرام و نجیب ، اَمد پیش !!.
زیر چشمی به خدا می نگریست ...!!!
محو لبخند غم آلود خدا .... دلش انگار گریست .
نازنینم آدم... ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید )...!!!!
یاد من باش ... که بس تنهایم !!!
بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !!
به خدا گفت :
من به اندازه ی ....
من به اندازه ی گلهای بهشت .....نه ...
به اندازه عرش ...نه ....نه
من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !!
آدم ،.. کوله اش را بر داشت
خسته و سخت قدم بر می داشت ....
راهی ظلمت پر شور زمین ....
زیر لبهای خدا باز شنید ،...
نازنینم آدم !... نه به اندازه ی تنهایی من ...
نه به اندازه ی عرش... نه به اندازه ی گلهای بهشت !...
که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!
منبع: www.golbanoo92.blogfa.com
میخواست برای مهمونی بپوشه اصلا نپوشیده بود
منم گفتم چشم مامان
هیچی مانتوشو برداشتم رفتم اتو بزنم
مانتو رو گذاشتم داخل اتو دستگیره اتو رو آوردمش پایین همین ک اتو بسته شد
یه هو 2 تا صدا اومد تق تق 
کل مانتو مامانم 2 تا دکمه داشت ک اونم شکست
حالا مامان خانوم میخواد باهاش شب بره مهمونی
منم ک اصلا فک نکنید رو دارماااااا
رفتم پیش مامانم چن دقیقه بهش نگا کردم
اینجوری
مامانم گفت مهسا باز چیکار کردی؟
گفتم مامان مانتوت...
گفت سوووخت؟؟؟؟؟
گفتم نه دکمه هاش شکست
مامانم 2 روز باهام قهر بود خخخخخخخ
بیخیاااااااااال بخند خخخخخخ
ساعت ها منتظر او هستی
او می آید و در مقابل تو قرار میگیرد
با تمام وجود به او مهربان مینگری
تمام عشقت لحظه ایست ک میخواهی
.
.
.
.
.
پیتزا رو دو لپی بخوری
ینی هلاک اوناییم ک با این پست اولش میرن تو حس
شادی ینی تموم شدنه امتحانا
شادی ینی دندونه اولیه نی نی.gif)
شادی ینی نصف شب تو یخچال غذا پیدا کنی
شادی ینی از دیوونه بازیاتون عکس بگیری.gif)
شادی ینی حباب بازی
شادی ینی مجبور نباشی صبح زود از خواب بیدار شی.gif)
شادی ینی وقتی یه فسقلی انگشتت رو میگیره.gif)
شادی ینی بری خرید و هرچی میخوای بخری
شادی ینی اخرین دونه شکلات رو برات نگه داشته باشه
شادی ینی یه عالمه سیب زمینی سرخ کرده بخوری
شادی ینی بالش بازی
شادی ینی دعوا سر اخرین تیکه ی پیتزا
شادی ینی تو حموم آواز بخونی.gif)
شادی ینی بیدار شیو ببینی بازم وقت داری بخوابی
شادی ینی وقتی استاد نمیاد سر کلاسو تعطیل میش
شادی ینی یه اینترنت پر سرعت
شادی ینی رو شیشه بخار گرفته یه عالمه قلب بکشی
شادی ینی فوت کردن شمع تولد
شادی ینی بهترین مامانو بابای دنیا
شادی ینی اینقد بخندی ک اشکت در بیاد.gif)
شادی ینی بوی بارون.gif)

عشق لالایی بارون تو شباست
نم نم بارون پشت شیشه هاست
لحظه ی شبنم و برگ گل یاس
لحظه ی رهایی پرنده هاست
تو خود عشقی که همزاد منی
تو سکوت من و فریاد منی
تو خود عشقی که شوق موندنی
غم تلخ و گنگ شعرای منی
وقتی دنیا درد بی حرفی داره
تویی که فریاد دردای منی
تو خود عشقی که همزاد منی
تو سکوت من و فریاد منی
دستای تو خورشید و نشون می دن
چشمای بسته مو بیدار می کنن
صدای بال پرنده رو لبات
تو گوشام دوباره تکرار می کنن
زندگی وقتی که بیزاری باشه
روز و شبهاش همه تکراری باشه
شاید عشق برای بعضی عاشقا
لحظه ی بزرگ بیداری باشه
عشق لالایی بارون تو شباست
نم نم بارون پشت شیشه هاست
لحظه ی عزیز با تو بودنه
آخرین پناه موندن منه
تو خود عشقی که همزاد منی

ی روزی میرسه ک هرچه قدر بخوای جلو خودتو بگیری ک
نه بابا نه اصلا نه امکان نداره نه من عاشق نمیشم
اما اونی ک میاد تو زندگیت
خودش بلده چه جوری بیاد اروم بدونه این ک متوجه بشی
در قلبتو باز کنه
بیاد بشینه و دیگ بیرون نره
اون موقس ک تو دیگ کارات رفتارت حتی نفس کشیدنت
دست خودت نیس
همه چیز به اونی ک اومده تو قلبت بستگی داره
اینجاس ک به خودت میگی
عاشق شدم رفت
سلام خدا جوووونم خوبی من ک خوبم چون تورو دارم
عاشقتم خدا جوووونم واقعا ک فرمانرواییت لایک داره لااااااااااااااااایک