سرانجام خوبی ندارد...
اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده ...
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگترین هنر دنیاست.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
از درد های کوچیکه که آدم می ناله؛ ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اگر بتونی دیگری را همونطور كه هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
كسی كه دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینكه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش.
از بغــض !
فقط گاهـی
خـط ِ اشکی… میسـوزانـد صـورتـم را.
همیشه...
از اندیشه ی یک لحظه نبودنت میتوان فهمید
بعضی وقتا
اینقدر دلت از یه حرف میشکنه
که...
حتی نای اعتراضم نداری
فقط نگاه میکنی و
بی صدا...
میشکنی....
برای نبودن که . . .
همیشه لازم نیستــــــــــ راه دوری رفته باشی
میتوانی همین جا
...
پشت تمـــــــــام ِ بغضهایت ، گم شده باشی
ﻣﯿﮑﻨﯽ ؛
ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺕ ﺣﻠﻘﻪ ﻣﯿﺰﻧﻪ . . .
ﺑﻌﺪ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﮕﯽ :
" ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎﺕ , ﻟﻮﺱ
ﺷﺪﻧﺎﺕ،ﺧﻨﮓ ﺑﺎﺯﻳﺎﺕ
ﻗﻬﺮ ﮐﺮﺩﻧﺎﺕ.اذيت کردنات.اذيت شدناتو دم نزدنات.گريه کردناى بى صدات.تيپ زدنات.ابرو بالا پايين
انداختنات.مظلوم بودنات.بغل کردنات.گذشت کردنات.مهربونيات.ﺷﯿﻄﻮﻧﯿﺎﺕ. . .
تنگگگگگگگگ ﺷﺪﻩ "
ﺑﻌﺪ ﭘﺎﻣﯿﺸﯽ ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ
ﻣﯿﺮﯼ ﯾﻪ ﺷﺎﺧﻪ ﮔﻞ ﻣﯿﺨﺮﯼ ﻣﯿﺎﯼ ﭘﯿﺸﻢ ؛
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﭘﯿﺸﻢ . . .
ﺯﺍﻧﻮ ﻣﯿﺰﻧﯽ , ﺩﺳﺘﺎﺗﻮ ﻣﺸﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﻣﯿﮕﯽ :
" ﻟﻌﻨﺘﯽ ﭘﺎﺷﻮ ، ﺑﺮﮔﺮﺩ . . .
بی تو خیلی تنهام. . . ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ
ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﻤﻮﻧﻢ "
ﺍﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻦ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻣﯿﺸﯽ !
ﺍﺯ ﺟﺎﺕ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﯽ ﻭ ﮔﻞ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﺍﺭﯼ ﺳﺮ ﺧﺎﮐﻢ
ﺑﻌﺪ ﻣﯿﺮﯼ . . .
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﺸﻪ . . .
ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻧﯽ ﮎ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ
ﻧﻤﯿﺎﺩ...
چه شبهایی شده… من در فکر تو ، تو در فکر او… هر دو بیدار از عشق…
*****
چه حس خوبیه یکی رو داشته باشی
حتی وقتی که سرش شلوغه یهو برگرده بهت بگه :
محض اطلاع حواسم بهت هستا...
ﺩﺭﺩﯾﻌﻨـﯽ :
ﺩﺭﺩﯾﻌﻨـﯽ :
ﺍﻣﺸﺒــﻢ ﻣﺜــﻞ ﺷﺒــﺎﯼ ﺩﯾﮕـﻪ
ﺭﻭ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸـــﯽ
ﺁﻫﻨﮕــــ ﺑــﺰﺍﺭﯼ ﻭ ﺑـﺎﺯﻡ ﻓﮑــﺮ ﮐﻨــﯽ
ﺑـﻪ ﺣﺮﻓﺎﯾـــﯽ ﮐــﻪ ﺑﺎﻫــﻢ ﻣﯿﺰﺩﯾــم…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ خیلی همراهم بودی….
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ حتی یه نگاهش برات یه دنیا ارزش داره…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ چقدر باهم دعوا کردیم و آشتی کردیم…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ کلی حرف توی دلت میمونه و نمیتونی بهش بگی…
ﺑﻪ ﺍﯾﻨـﮑـﻪ….
لعنت به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ ها….
ﻭ ﻣﺜـــﻞ ﻫﻤﯿﺸــﻪ ﭼﺸﻤــﺎﺕ بایــد ﺗﻘﺎﺻـــ ﭘﺲ ﺑـــﺪن....

ماه محرم آمد و دلها گرفته
دلها ز داغ غربت مولا گرفته
ماه حسین بن علی باز آمد از راه
عالم برای داغ او عزا گرفته
اشک ها در چشم و اندوهی به سینه
دلها هوای کربلایش را گرفته
اشکی به پشت پلک هایم جمع گشته
که گویا انس با عاشورا گرفته
ماه محــــــــرم
هم «حیّ علی الفّلاح» او خونین بود
هم سجده بی سلاح او خونین بود
افسوس که چند ساعتی بعد نماز
پیشانی ذوالجناح او خونین بود . .

با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

دلم تنگه برای آرامش آغوش گرمت
بخاطر همین چشامو غم گرفته ...
گفتی ما به درد هم نمیخوریم اما هرگز نفهمیدی من تو را برای دردهایم نمیخاستم...
از حساب و کتاب دنیاسر در نیاوردم
و هنوز نمیدانم چگونه میشود هر بار که تو بی دلیل ترکم میکنی
من بدهکارت میشوم؟؟؟

زیباترین تصويري که درزندگانيم ديدم نگاه عاشقانه ومعصومانه توبود زيباترين
سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود زيباترين
احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زيباترين
لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود زيباترين
انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود زيباترين
هديه عمرم محبت توبود زيباترين
تنهاييم گريه براي توبود زيباترين
اعترافم عشق تـــــوبود

مـــواظـــب خـــودت بـــاش !!!
اما خیلی بهتر از اون اینه که می شنویم کسی می گوید :
خـــودم هــمــیــشـــه مـــواظـبــتــم !!!

