دست خدا به همراهمون ...
دید و بازدید های امسال دو برابر شده بود... با کلی بدو بدو تمومش کردیم
الان من موندم و 4 دیوار اتاقم... حوصله ام به غایت سر رفته ...
شاید دیگه در این وبلاگ رو همینجوری تخته کردیم رفت... دلم رو زده ... یعنی حال و هوای وبلاگستان خیلی وقته از بین رفته ... تک و توک از دوستای اون موقع موندن ... اونایی هم که موندن مثل خودم حوصله ندارن ... 80 درصد لینکهای کنار وب یا فیلتر شده یا نویسنده اش گذاشته رفته ...
خواستم پیش پیش خدا حافظی کنم... این وبلاگ رو هم همینجوری با تمام خاطراتش می ذارم می رم ...
یاد روزهای اولی که با شور و هیجان اومدم بنویسم بخیر ...
نه کار نه درس و نه ازدواج ربطی به کم رنگ شدنم ندارن ... حوصله ام سر رفته ... زیادی خلوت شده اینجا
ببینم قسمت چیه ... برام دعا کنید ... مرسی :)
همتون رو به خدا می سپارم :)
سوگند می خورم اگر تمام رانی ها را در دست چپم و سن ایچ ها را در دست راستم گذارند ، از نوشابه روی گردان نخواهم بود.