من گدایی محبت نمیکنم
ﻣﻦ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻡ...
ﻣﻦ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻡ...
ﺗﻮ ﺟﻤﻊ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﺑﺸﯿﻨﯽ!...
ﻫﻤﮑﺎﺭﻣﻪ ،ﻫﻤﮑﻼﺳﯿﻤﻪ ، ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮ
ﺩﻭﺳﺘﻤﻪ ، ﺩﺍﺩﺍﺷﯿﻤﻪ ، ﺭﺍﻧﻨﺪﻣﻪ ، ﺳﮕﻤﻪ ، ﺍﺯ
ﺍﯾﻨﺎ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ، ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯽ..
ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﺴﯽ ﻣﺰﺍﺣﻤﺖ ﺷﺪﻩ ﺟﻠﻮ
ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺗﯿﮑﻪ ﭘﺎﺭﺵ ﻣﯿﮑﻨﻢ ، ﻭﻟﯽ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ
ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ...
ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻭﺍﺳﻢ
ﺑﺰﮎ ﺑﻮﺯﮎ ﮐﻨﯽ،ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺖ
ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻮﺭ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﻮﺷﮕﻠﯽ..
ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻣﺎﻟﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﻣﻨﻪ ، ﺷﻤﺎ
ﮐﺎﺭﺗﻮ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﻭ ﭘﻮﻟﺸﻢ ﺑﺒﺮ
ﺑﺮﯾﺰ ﺗﻮ ﺟﻮﺏ ﻣﻦ ﭘﯿﮕﯿﺮﯼ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ...
ﮔﻮﺷﯿﺖ ﭘﺴﻮﻭﺭﺩ ﺩﺍﺭﻩ ؟ ﻫﺮﺭﺭﺭﺭﯼ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ
ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﯼ...
ﻣﺎ ﺣﺮﯾﻢ ﺷﺨﺼﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ، ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺖ
ﺑﺎﺧﺒﺮﻡ...
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﺎ ﻓﻼﻥ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﮕﺮﺩ ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ
ﻧﻤﯿﺸﻨﻮﯼ ، ﻣﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻣﻨﻢ
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﯽ...
ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺳﺎﯾﻠﻨﺖ ﺑﻮﺩ ﻧﺸﻨﯿﺪﯼ ؟
ﺧﻮﺩﺗﻢ ﺳﺎﯾﻠﻨﺖ ﺷﻮ ﺩﯾﮕﻪ...
ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﺑﭙﻮﺷﯽ ﻋﯿﻦ ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺶ ﮔﺮﻩ ﺕ
ﻣﯿﺮﻧﻢ ﺑﻬﻢ...
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺑﺎﺯﯼ ﻭﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﻭﺭﺩ
ﻧﻤﯿﺨﻨﺪﯼ..
ﺳﺨﺘﻪ ﺑﺎﻣﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﻪ ؟ ﻋﻮﺿﺶ ﺗﻮ ﻣﻨﻄﻘﻪ
ﯼ ﻣﻦ ﺁﺯﺍﺩﺍﻧﻪ ﺑﭽﺮﺥ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﮐﻦ ﻫﯿﭻ ﮐﻔﺘﺎﺭﯼ ﺳﻤﺘﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ..
ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﭘﺸﺘﺘﻪ ....
آرههههههههههه
همین
یه روز عاشق جاستین .. یه روز عاشق فردین ... رسم شده همین ..
یه روز جنتلمن .. .یه روز تایرد من
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم!
تو چه دانی که پس هر نگه ساده من،
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟
یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز..
بر من افتد؛ چه عذاب و ستمی ست..
دردم این نیست ولی،
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم..
پوپکم! آهوکم!
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم!
شهر ویران گشته فرماندار می خواهد چه کار ؟!
روئیاهام
راستش میدونی ؟!
دیگه طاقت روئیاهام تموم شده
دلم رسیدن میخواد .
نقطه سر خط

به آخر خط رسیده ام
نقطه ای بگذار
یا تمامم کن
یا نقطه سر خط ! دوباره شروعم .
یکم غریبه شو
راهتو سد نمیکنم ، نمیگم از اینجا نرو
فقط یکم غریبه شو ، اینهمه آشنا نرو
من هم دوس داشتم

متوجه نمیشوند

کسی چه میداند ؟
کسی چه میداند ؟
شاید روزی بیاید که حال من هم خوب شود ...
هوا خوب شود ...
عشق خوب شود ..
و تو ...
خوب من شوی .

خدایا ..
گاهی در شتاب زندگی
باید گوشه ی بازایستی و بگویی :
" خدایا ، میدانم که هستی "
وساطت
آدم تو زندگی خودش ته می کشه
و فقط
به وساطت زندگی دیگران ، زندگی میکنه .
کارلوس فوئنتس
ممکن نیست
زمان به زودی به ما نشان خواهد داد که جایگزینی برایشان نیست .
282
نه میفهمانم نه می فهمانند ..
و بین صرف فهمیدن ها ، دل ، نفهم ترین کویر ..
راه حل مسائل نا فهمیدنی ، تنها ، پاک کردن صورت مساله ...
پاک میکنم مساله ای که فهماندنش ، دیگران را آزار بدهد ...
برهان خلف میگذارم روی میز و بر هم میزنم تمام قواعد آشنایی را ...
مساله : وقتی حضورت مساوی نیست با آرامش دیگران ، برهان خلف : عدم حضورت مساویست با آرامششان ...
آشنایی و غریبگی ، گرگ و میش ندارد ... حد واسط قرار نمیگیرد ...
برآیند گفتن و نگفتن ، تعریف نشده است ، میانگین نمیپذیرد ...
تقسیم من از تو ، باقمانده ندارد ، صفر میشود در بینهایت ...
غریبه که باشی ، منطقت که هیچ ، منطق فازی هم حل مجهولاتت نمی شود ... درکت سخت می شود ...
راه حل مسائل نا فهمیدنی ، تنها ، پاک کردن صورت مساله ...
مساله : ماندن .... حل : رفتن .
وقتی نمره ات صفر شود ، فرقی ندارد با کدام منطق .. منطق خودت ، منطق فازی یا برهان خلف ..
کاش می شد

پادلدل
بر این سروده تا ببینی چی میاره
در این سرای ما اگر پا میگذاری
دیگر دلت لک میزند هر دم بیایی
پی دلدلی زیبا در این استان زیبا
از جنگل ناز بلوط تا مله شای
تا چشمه ی افرادار و قرق حیدر
هر جا که رفتی نوش جانت ای مسافر
راستی به این غار چفت هم حتما بیایی
چون پرفسور در نام آن انداخته دستی
درباره ی غار کیارام ک ندانست هست از ما
ای هم وطن حتما بیا بنگر به این آثار تاریخ
چون هست در دهات ما ، نه در کیارام
ما در 45 کیلومتری گالیکش هستیم
پی دلدلی زیبا در این استان هستیم
مهدی پیاده کوهسار


متــــــــــــــــرو ...