دابسمش یا بی بند و باری؟
در پست قبلی آورده بودم که روزی روزگاری حجاب برای ما ایرانی ها ارزشمندترین چیزی بود که برای یک خانواده ایرانی میتونست وجود داشته باشه و مهمتر از اون برای مردای با غیرت ایرانی ناموسشون بود. اما چیزی که مردای ایرانی را از سایر مردهای دنیا مجزا میکرد و خاص نشون میداد تعصب و غیرتشون به خواهر ، مادر و همسرشون بود. و مهمتر از همه اینکه سایر زنهای جامعه ی خودشون رو هم به چشم ناموس خودشون میشناختن و به این دلیل بود که هشت سال جنگیدیم و هشت سال شهید دادیم و هشت سال خونواده های ما هر روز رخت عزای یکی از بچه های خودشون رو تن میکردن.
اگر کمی تامل کنیم متوجه میشیم که چرا یه نوجون میرفت جبهه و حاضر بود جونش رو بده ولی کسی به خاک وطنش و ناموسش کوچکترین تعرضی نکنه. وگرنه زمان شاه که نون همه تو روغن بود!!!
بی حجابی ، بی بندوباری ، خونه های آنچنانی و هرچیزی که برای خوش گذرانی وجود داشته باشه اون موقع از نوع خوبش محیا بود..
اما چیزی که جدیدا ما ایرونیا رو خیلی درگیر خودش کرده به وجود اومدن پدیده ای عجیب و غریب به اسم دابسمش یا نمیدونم چی چی چییَک هست.

برنامه ای که خیلی راحت بین خونواده های ما جا باز کردو خیلی ها اعتقاد دارن که با این پدیده یا برنامه یا نرم افزار حیا از بین خانواده های ایرانی رخت خواهد بست.متاسفانه!
الان خندیدن برای ملت ما از نون شب واجب تر شده چرا که ما شدیم یک ملت افسرده!!!!!!!!! خندیدن به قیمت اینکه من خودم فیلم خواهرم ، ماردم ، همسرم یا هر کس دیگه رو به اشتراک بزارم با هزارویک جور دلقک بازی. با هزارو یکجور تکون خوردنای زشت و سخیف و با هزارو یک جور ادا و اطفارای بچه گونه.
انگار که فقط کودک درون ماست که همیشه حق داره شکوفا بشه. انگار که فقط ماییم که باید همه به ما نگاه کنن دست بزنن.
دیگه غیرت بین مردای ایرانی رنگ و بوی خودش رو از دست داده، دیگه خودمونم برای اینکه خوش باشیم و خودنمایی کنیم فیلم بی حجاب و گاهاً برهنه ی ناموسمون رو با یه عده آدم غریبه به اشتراک میزاریم.
اونوقت همه جا هم ادعا داریم که ما هیچگونه آزادی ای نداریم چرا که آزادی رو فقط در بی بند و باری و بی حجابی و رواج هر گونه محرماتی میدونیم.
اما به چی قیمیتی؟
ماها غرب زده شدیم بدجور! ماها غرب زده شدیم که وقتی خاری تو پای یه اروپایی مو بلوند یا چشم آبی بره آخ و اوخ گفتنای ما صدها برابر بیشتر از اوناست. غرب زده ایم که کنار دستمون همه جور جنایت میشه و ما خوابیم. غرب زده شدیم که فکر میکنیم برای اینکه بتونیم آزادی رو به جامعه یا صدا و سیمای خدمون برگردونیم باید بریم یه کشور فرنگی و سری خودمون رو لخت کنیم و کشف حجاب کنیم و هزارویک جور بهره برداری سیاسی کنیم.
این روزا فقط و فقط دنبال به نشر گذاشتن بدبختی های مردم ، آبروی مردم و ناموس مردمیم.
ماها خودمون رو خیلی ارزون فروختیم. خیلی خیلی خیلی ارزون.
ماها آبروی شهدای خودمون رو خیلی ارزون بردیم.
ماها عزت ایرانی رو خیلی ارزون فروختیم. کاش از تاریخ عبرت میگرفتیم. کاش
والسلام


وبلاگ افسران جنگ نرم استان سیستان و بلوچستان