خاطرات ...... گاهی وسط یک فکر . . . !گاهی وسط یک خیابان . . . !سردت می کنند . . . داغت میکنند . . . !رگ خوابت را بلدند . . . زمینت می زنند . . . !!!خاطرات تمام نمی شوند . . .تمامت می کنند ...

چـقـــــدر سخــــت اســـت، کـه لبـــریـــز بـاشی از “ گـفـتـــــن ”
ولــی . . . در هـیـــــــچ ســویـــت محـــرمـی نبـاشد . . . / .

ﺳﻼﻣﺘﻴﻪ ...
ﺳﻼﻣﺘﻴﻪ ....
ﺳﻼﻣﺘﻴﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻭﻧﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﻟﺸﻮﻭﻥ ﻳﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻴﺨﻮﺍﺩ ﻭﻟﻲ
ﺗﻨﻬﺎﻱ ﺗﻨﻬﺎﻥ !!!!!!!!

برو........

مى خواهى بروى؟ بهانه مى خواهى؟ بگذار من بهانه را دستت دهم. برو و هركس پرسيد بگو لجوج بود، هميشه سرسختانه عاشق بود، بگو فرياد مى كرد، همه جا فرياد مى كرد که فقط مرا مى خواهد، بگو دروغ مى گفت، مى گفت هرگز ناراحتم نكردى، بگو درگير بود، هميشه درگير افسون نگاهم بود، بگو بی احساس بود، به همه فریاد ها، توهین ها و اخم هایم، فقط لبخند می زد.
 بگو او نخواست,نخواست كسى جز من در دلش خانه كند....!

عشق

ز یک عاشق شکست خورده ای پرسیدم :
 بزرگترین اشتباه ؟ گفت : عاشق شدن گفتم بزرگترین شکست ؟ گفت : شکست عشق
 گفتم بزرگترین درد ؟ گفت : از چشم معشوق افتادن
 گفتم بزرگترین غصه ؟ گفت : یک روز چشم های معشوق رو ندیدن
 گفتم بزرگترین ماتم ؟ گفت : در عزای معشوق نشستن
 گفتم قشنگترین عشق ؟ گفت : شیرین و فرهاد
 گفتم زیباترین لحظه ؟ گفت : در کنار معشوق بودن
 گفتم بزرگترین رویا ؟ گفت : به معشوق رسیدن
 پرسیدم بزرگترین آرزوت ؟ اشک تو چشماش حلقه زد و با نگاهی سرد گفت : مرگ

.......

دلم خييييلي تنگ و گرفتس....اگه حضورت براي يکي هروز کمرنگ تر شد ازش کم کم بکش بيرون حتي اگه عاشقشي!!! بيايد باهم درد و دل کنيم شما بنويسين من ميخونم و جواب ميدم......! ####

از هیاهوی واژه ها خسته ام
 من سکوتم را
 از اوراق سپید آموخته ام.
 آیا سکوت
 روشن ترین, واژه ها نیست؟
 همیشه در خلوت
 مرگ را مجسم دیده ام
 آیا مرگ
 خونسرد ترین, واژه ها نیست؟
 تا چشم گشودم
 از چشم زندگی افتادم.
 شبی- شاید امشب-
 زیر نور یک واژه خواهم نشست
 و هم زمان
 پایان آخرین برگ خاطراتم
 خواهم نوشت:
 پایان

..........

 

من به جای خالی اش بیشتر از خودش عادت کرده ام!!

 اعتراف تلخیست....

گاهی باید یک نفر دست به صورتت بزند و نقاب خنده ات را بیندازد ....
 آن وقت در آغوشت بگیرد ، یک دل سیر گریه کنی ...
 گریه ات که تمام شد ، در گوشت زمزمه کند :
 دیوونه من باهاتم ، دیگه هیچوقت گریه نکن ...!!

 

قسم

قسم به اون پسری که عشقش جلو چشمش اتو خورد و رفت خونه با صدایی خواب آلود گفت:ببخشید عزیزم خواب بودم گوشی رو سایلنت بود…قسم به اون دختری که با وعده ی ازدواج بکارتشو از دست داد و عکس عشقشو تو گوشی رفیقش دید…قسم به اون پسری که با گوشی رفیقش به عشقش زنگ زد اما از فرداش شماره همون رفیقشو تو اینباکس اس ام اس های عشقش دید…قسم به اون دختری که هنوز تنهاست چون نتونسته فراموش کنه…و قسم به اون جفتی که اولین شب بعد از جدایی رو دارن تنهایی با چشم خیس تو اتاق تاریک و خالی از هم سحر میکنن…"اینجا زمین است مطمئن باش یه روز دوباره همدیگرو میبینیم