قوانین وبلاگ(پست ثابت)

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
نایت اسکین
 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

قوانین وبلاگ

اگه برای اولین باره که به این وبلاگ

آمده اید قبل از هر کاری قوانین

و تمامی مطالب مهم دیگر

را در ادامه مطلب مشاهده کنید

اگه سیگاری هستید یا معتاد

حق خواندن مطالب این وبلاگ

را ندارید مگر اینکه در حال

ترک باشید این قانون رو برای

این گذاشتم که توی اینترنت چیز هایی

دیدم که اشک ادم رو در میاره

پس افراد سیگاری معتاد و قلیونی تریاکی

تزریقی و... ترک کنید چیز هایی که

تو اینترنت دیدم حتی تصورش رو هم

نمیتونید بکنید خیلی دردناک تر از

اونیه که فکرش رو بکنید.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 سمت راست وبلاگ به روز ترین

بخش وبلاگ میباشد که منتخب ترین فیلم

ها و کلیپ های آپارات درج میشود.

 

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

متاسفانه فعالیتم در این وبلاگ کم شده

ولی توی تلگرام گروه فرشته های کوچولو فعالم

قوانین ورود

چت جدا از موضوع گروه ممنوعه

مطالب فقط در مورد کودکانه

اگه با قوانین موافقین و کودکان رو دوست

دارین از الان میگم خوش اومدین

ورود

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 بخش تبادل بنر

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

اول لوگوی من رو بگذارین بعد

بگین تا بنر یا لوگوتونو بگذارم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

  .:مرکز دانلود موبایل و کامپیوتر:.

 

.:مرکز دانلود موبایل و کامپیوتر:.

سالنامه

سال 404 سال دردناکی بود
واقعا خسته شدم از کلمه ایران تسلیت اما
واقعا امسال سال گندی بود
اولش از بندرعباس شروع شد و چیزی شبیه
جنگ رو تجربه کردیم، بدون اینکه بدونیم
قراره وارد جنگ بشیم اونم وسط مذاکرات
نمایشی و تکراری و دروغین آمریکا.
قطعی های مزخرف برق هم باعث شده بود
حسابی فحش بدم و احساس ناامیدی کنم.
خیلی از جنگ میترسیدم، هم برای خودم
هم برای بچه ها. بعد فاجعه ی تکرار جنایات
اسرائیل به بهانه 7 اکتبر، یه لحظه به این فکر
کردم اگه به ایران حمله کنه چی؟ همون یه
لحظه شرایط رو برای بچه های ایرانی تصور
کردم چند ثانیه بیشتر طول نکشید اما تمام تنم
از شدت خشم داغ شد و خودمو سرزنش کردم
که چرا همچین فکری کردم، بعد ناراحت شدم
که چرا همچین چیزی باید عادی باشه جوری که
انگار حقشونه؟. وقتی سال 403 احتمال جنگ
بالا رفت بیشتر مادرای ایرانی استوری نگرانی
گذاشتن واسه بچه هاشون در حالی که تقریبا
همشون بعد هفت اکتبر به کتف چپشونم نبود.
منظورم پیج مادرانی هست که فالو داشتم.
اونجا بود که فهمیدم انسانیت مرده.
برگردیم به 22 خرداد که بدجور بوی جنگ
میومد و واقعا ترسناک و هیجان انگیز بود.
اخبار وسط مذاکرات داد میزدن فردا جنگه
هیجان نصفه شب بالا بود.
صبح خبر حمله رو شنیدم انگار خواب می بینم
واقعا اسرائیل حمله کرده بود اونم با حمایت
آمریکا. چسبیدم به اخبار و تخریب خونه ها
رو دیدم واقعا باورنکردنی بود. جنگ شده بود
جنازه بچه وسط خیابون رو دیدم اولش فکر کردم
یه تکه آواره و گفتم فردا میگن جنازه بود.
دفعه بعد که گفتن جنازه بچه س، با دقت ویدئو رو
دیدم، تموم ترسم ریخت و جاشو خشم و ناراحتی و
تنفر گرفت. چیزی که تصورش برام سخت بود دیدم.
خشمم بیشتر شد وقتی دیر پاسخ دادیم. دلم میخواست
اسرائیل با خاک یکسان بشه. منطقی بود چون غافلگیر
شده بودیم ولی واقعا جونم به لب رسید تا بزنیمشون.
یک نکته مثبت این بود که خیلی ها پهلوی رو شناختن
و به ذات کثیف و وطن فروش بودنش پی بردن.
بقیه رو کارندارم گوسفندن و دنبال بقیه گله میرن.
کارم شده بود اخبار،گیم،موزیک سوا کردن.
سعی میکردم توی ایکس یا همون توئیتر سابق
به اسرائیل فحش بدم و جواب توئیت های
دروغینشو بدم اما دیدم همون حرفای منو حتی
دندون شکن تر به اسرائیل گفتن. خیلی خوب بود
برخلاف قبل اینبار مخالفای اسرائیل بیشتر بودن.
خیلی ناراحت بودم رایان دو ماهه، زهرا برزگر
و خیلی بچه همراه خانواده هاشون شهید شده
بودن. یکی از گوسفند های پهلوی به من گفت
بچه ی تروریست تروریسته و باید کشته بشه. یادم
نیست جوابشو چی دادم. اما تا اونجایی که من
اطلاع دارم والدین اکثر بچه ها غیرنظامی بودن
در ضمن هرکی باور کنه که نظامی بودن مساويه
با تروریست بودن، احمقه و دیگه درمان هم نمیشه.
بار ها اشک تو چشم هام جمع شد ولی گریه نکردم
و جلوشو گرفتم. نت قطع شد و اینبار واقعا راضی
بودم از قطعی نت چون حس میکردم باعث میشه
افراد کمتری شهید بشن. و این بی خبری و نت ملی
رو قابل تحمل میکرد. وسط جنگ دیگه برقا قطع
نشد. و گفتن ماینر ها کشف و پهباد ها از کار افتادن.
تک تک اخبار رو میخوندم. وقتی نت قطع شد یه
حس بی خبری بدی داشتم. اخبار داخلی رو فقط
میخوندم و نگران بچه‌ها بودم. تهران زیر بمباران
بود و واقعا نگران کننده بود در حالی که میگفتن
داریم آتش بس میکنیم. لحظات آخر هم رسانه ها
تهدید و متهم کردن ایران رو به نقض آتش بس.
چیزی که ازش میترسیدم دخالت مستقیم آمریکا
بود که به وقوع پیوست و آمریکا هم حمله کرد.
از اونجایی که اسرائیل کشور قانونمندی نیست. هر
لحظه حس میکردم ممکنه آتش بس رو نقض کنن
رسانه ها از تلاش هر دو کشور برای ادامه جنگ خبر
میدادن. همش پیگیر تحلیل ها بودم ببینم کی جنگ
میشه. و هر لحظه ممکن بود نقض آتش بس کنن.
بعد چند ماه جوری بود که انگار جنگ نشده و
قرار نیست دیگه جنگ بشه. اما خرید تجهیزات
نظامی توسط ایران و اسرائیل چیز دیگه ای میگفت.
مکانیزم ماشه هم فعال شد. واقعا ناامید کننده بود
هر لحظه منتظر اعتراضات ناشی از تورم بودم.
میدونستم اجتناب‌ناپذیره فقط زمانش رو نمیدونستم
و برام عجیب بود که چرا فضا آرومه، نگو آرامش
قبل از طوفان بوده. دی ماه اعتراضات شروع شد
از اونجایی که به رسانه های داخلی و ایران اینتر...
اعتماد ندارم، اخبار رو از همه جا پیگیری میکردم
اینبار انگار سر بودم اصلا ناراحت یا نگران نبودم.
واقعا حقمون این نیست. به معترضان حق میدم.
و اعلام میکنم من هم یکی از معترضان هستم.
از بیسواد ها بگیر تا من کم سواد و برس به باسوادا
هممون میدونیم که تحریم چیه. و میدونیم خیلی
از مشکلات کشور ربطی به تحریم ندارن و منطقی
هم نیستن. و گفتنش اینجا فقط وقت تلف کردنه.
هممون میدونیم چی هستن و نباید محروم باشیم.
تلویزیون برای اولین بار اعتراضات رو پوشش داد
به روزهای تلخ 18 و 19 دی نزدیک میشدیم و من
با فراخوان پهلوی خائن روبرو شدم. اینبار فکر
میکردم همه شناختنش و نادیده می‌گیرند و این
دو روز اعتراضات رو تعطیل میکنن و دوباره
بیستم دی شروع میکنن. قبل فراخوان همه چیز
اوکی بود و منم تو کانال خصوصی ام پوشش
میدادم و حمایت میکردم. وخامت اوضاع با چک
کردن اکانت اسرائیل به فارسی متوجه شدم چون
دیدم با تفنگ و جملات تحریک کننده دعوت به
خشونت میکرد و میگفت خیزش مردم و... البته
قول حمله به ایران و تغییر نظام هم داده بودن
که بعد ها متوجه صحتش شدم چون سلطنت
طلبا از همراهی نکردن اسرائیل ناراضی بودن.
و تو کامنت ها بدقول خطابشون کرده بودن.
برگردیم به قبل 18 دی. پیامک روی گوشی ها
رو دیدم و فکر کردم خیلیا دیگه نمیرن بیرون.
با این حال میدونستم قراره تعدادی کشته بشن.
اما فکرشم نمیکردم پهلوی هنوز طرفدار داشته
باشه اونم بعد اثبات خیانتش توی جنگ 12 روزه.
یه پیام دیدم که عینشو بازنشر کردم تو کانالم
و گروه های تلگرامی تا مردم بیرون نرن و کشته
نشن. بعدش اینترنت قطع یا همون ملی شد.
باز بی خبری ولی اینبار خیالم آسوده تر بود
چون پیامک رو گوشی ها اثر خودشو گذاشته.
اما اشتباه فکر میکردم. چون رسانه های غربی
تمام قصور رو گردن جمهوری اسلامی انداخته
بودن و حسابی وعده آزادی و ارزونی و رژیم
چنج و کمک اونم از سوی اسرائیل و آمریکا داده
بودن و با خوب جلوه دادن اسرائیل، رضا پهلوی
رو از خودخواه خائن به قهرمان تبدیل کرده بودن
و دائما ازش حمایت میکردن. و من بعد وصل شدن
نت متوجه شدم رسانه ها چقدر راحت مردمو گول
زدن با استفاده از چهره های معروف وطن فروش
و دروغ های شیرین ایران اینترنشنال.
واقعا همین جوونا که با شجاعت رفتن و پرپر شدن
فرقی با شهدای دفاع مقدس ندارن، چون همینا
وقتی جنگ زمینی بشه اول میرن جلو برای وطن
جونشونو میدن. منظورم نوچه های سلطنت طلب
بد دهن و وطن فروش نیست چون کشته شدنشون
باعث میشه دنیا جای بهتری بشه. اما حیف که اکثرا
خارج از کشور دارن واق واق میکنن و اونقدر بی
ارزشن که نباید درباره شون حرف زد، و صد حیف
که اونا زنده ان و در ادامه مجبورم باز به وحشی
گری و نجاستشون اشاره کنم. واقعا اشتباهه میگن
میخواستن نرن. چون واقعا زنده ایم و زندگی
نمی‌کنیم و تو این تورم توقع امنیت مالی و جانی
داریم و هر کی بگه تمام مشکلات بخاطر تحریمه
دروغ گفته. خیلی از مشکلات راهکار های ساده
و روشنی دارن که نمیدونم چرا حل نمیکننش.
و اینکه بگیم میخان لخت و آزاد باشن هم بی
انصافیه هیچکس برای حجاب نداشتن جونشو فدا
نمیکنه. بعضی ها هم معترض هم نبودن. هیچکس
از مردم عادی نمیدونه این دو روز دقیقا چی شد
اما ویدئو ها نشون میداد که انسان چقدر میتونه
وحشی باشه. میگن رسانه های جمهوری اسلامی
دروغ میگن اما من اخبار رو از اسرائیل به فارسی
و کامنت هاش هم دنبال کردم و با کنار هم گذاشتن
اخبار میتونم به جرات بگم خیلی هاش حقیقته.
و پیشنهاد می‌کنم مستند روز سیزدهم قزوین نیوز
رو حتماً ببینید. بعضی ها میگن جمهوری اسلامی
کشته، بعضی ها میگن دشمن لای معترضین بوده
و مردم و نیروی امنیت رو کشته. احتمال میدم که
جمهوری اسلامی دم کلانتری کشته و اغتشاشگران
هم تو جا های دیگه کشتن . بر اساس چیدن اخبار
کنار هم به این نتیجه رسیدم.آمار جمهوری اسلامی
حدود سه هزار نفر بود، آمار پهلوی و آمریکا سی
هزار بعد چهل هزار بعد نه هزار بعد چهلو پنج هزار
که اینهمه تناقض نشون میداد فقط قصد دارن ابعاد
قضیه رو بزرگتر کنن. مسخره س ما عدد نیستیم
ما انسانیم. عوضیا برای تحریک بیشتر مردم تعداد
رو بیشتر اعلام میکنن. یک نفر هم فاجعه س.
آمریکا و اسرائیل برای کمک نیومدن و این برای
سلطنت طلبان خیلی ناراحت کننده بود. حتی
دلخوری شونو تو کامنت های اسرائیل به فارسی
اعلام میکردن. آدما دو دسته شده بودن یه دسته
برای مردم و یه دسته برای نیروی مدافع امنیت
و مردم. چیزی به نام اغتشاشگر وجود نداشت.
هر کی اغتشاشگران رو محکوم میکرد فوری اعلام
میکردن مردم عادی که کشته شدنو محکوم کردن
و الکی اشک تمساح میریختن تا مردم رو بیشتر از
قبل عصبانی کنن. آمریکا هم دائما طبل جنگ و
انتقام میکوبید. فضای اینستا فجیح داغون شده
بود، حتی برای من که بیشتر آشپزی و نی نی
می‌بینم هم مطالب غم و عزاداری گذاشته بودن
هرکس هم روزمرگی شو میگذاشت محکوم میشد
به عادی سازی. مخالفان هم بلاک میشدن. حتی
اگه با مدرک میگفتی مطالب دروغه بلاک میشدی.
حتی آدم های عادی هم یا سیاسی میگذاشتن یا ناله.
تصمیم گرفتم اینستا رو تعطیل کنم. سال شومی بود.
مردم عزادار بودن و دشمن سعی داشت از نفرت و
غم مردم سو استفاده کنه و بیشتر تحریک کنه. از
ایران تسلیت گفتن گفتن و خط سیاه تلویزیون خسته
شدم. پس این سرزمین کی قراره رنگ شادی ببینه؟
توی یوتویوب کامنت تسلیت گذاشتم. و سرمو عین
کبک کردم تو برف. رفتم عکس .png دانلود کنم
دیدم تبلیغ گذاشتن با عنوان انتقام می گیریم.
باز کردم و یه ویدئو یوتویوب باز شد و به فارسی
صحبت میکرد و میگفت از خون من نگذر و دعوت
به خشم و انتقام میکرد و بعد نشون میداد که آمریکا
قراره با هواپیما و ناو حمله کنه و انتقام بگیره.
بوی جنگ میومد اما هیچکس زمانش رو نمیدونست
کی رخ میده. دروغ های زیادی برای تحریک بیشتر
مردم منتشر میشد و بدون صحت سنجی بازنشر میشد
و حتی اگه ثابت میکردی دروغه بلاک میکردنت.
خیلی بد بود از یه طرف از وضعیت کشور ناراحت
و ناامیدی می‌بارید و از طرف دیگه کلی جوون از
دنیا رفته بودن و حتی کودکان هم جز کشته شدگان
بودن و از طرف دیگه باید اشک تمساح و لاشخور ها
رو هم تحمل میکردیم که حتی از جنازه جوونامون
هم سواستفاده میکردن برای تحریک مردم و اسامی
کشته شدگان رو میگفتن و بعد میگفتن باشرف. اخه
عوضیا شما بی وجدان ها اگه میدونستین شرف چیه
طرف اسرائیل و پهلوی نمیرفتین پس دهنتونو ببندید
و اسم جوونای ما رو تو دهن نجستون نیارین.
همش میگفتم کاش تو پیج چی بپزم استوری میکردم
تا افراد بیشتری ببینن و نرن بیرون. اما بعدش گفتم
نه دیدن استوری و عمق فاجعه فایده داره نه کاش
گفتن نه غصه خوردن. دیگه زوم نکردم به بخش عزا
و عزاداری. چیز نحسی که تو فضای مجازی ایران
مد شده و متاسفانه بهش عادت کردیم. اسم اصلیش
همون مرده پرستیه. تنها چیزی که دلمو آروم میکرد
و از مرز افسردگی برگردوند این بود که من دستم
به خون هیچکس آلوده نبود، برخلاف ی سری احمق
که فکر میکردن پهلوی قراره بیاد و همراه اسرائیل
ایران رو آباد کنه. و کارشناس شده بودن و استوری
میگذاشتن و از خائن کثیف حمایت میکردن. تقریباً
هر شب قبل خواب میگفتم رضا پهلوی هیچ، حامیانش
چطور راحت سرشونو رو بالشت میگذارن؟. دزد های
مملکت، بانیان افزایش تورم. مفت خورا، شایعه سازا
مسئولان کشور، وطن فروشا، واقعا خوش به حالشون
وجدان ندارن که عذاب وجدان داشته باشن، سایه ی
جنگ بالا سرمون بود انقدر تهدیدات آمریکا رو گفتم
که مامانم دعوام کرد. همزمان اخبار دی ماه رو هم
بررسی میکردم. واقعا تشخیص حقیقت سخت بود
اما میدونستم هدفشون سو استفاده از خون شهدای
دی ماه هست. تا مردم رو تحریک کنن و همه چیو
بندازن گردن جمهوری اسلامی و بعدش واقعا برام
قابل حدس نبود جنگ میشه یا فقط تهدیده و باز
قراره اغتشاش بشه. دلم میخواست بدونم و بشه جلو
یه اتفاق تلخ دیگه رو بگیرم حداقل جون یک نفر
نجات پیدا کنه با دیدن پیام خونه بمونید و...
جو آروم شده بود و تهدید های جنگ توخالی،که
متوجه اعتراضات تو دانشگاه شدم. دوقطبی بین
طرفداران پهلوی و جمهوری اسلامی بود و دعوا
میکردن. تو کانال خصوصیم برا دوستانم نوشتم که
اینا دارن دعوا میکنن براشون و پهلوی و مسئولان
خونه شون لم دادن. از دانشجو ها توقع نداشتم که
طرفدار پهلوی باشن. لامصبا تاریخ نخوندین مگه؟
بخوره سرتون. اخبار که خوندین و خیانت پهلوی رو
دیدین تو خرداد ماه. هعی ولش کن. طبق اخبار که
منتشر شد معلوم شد افراد غیر دانشجو هم اونجا بوده
که با درخواست کارت شناسایی پر هاشون ریخته و
حسابی گرخیدن. دیگه پیگیر راست یا دروغ بودنش
نشدم. سعی داشتن با انتشار اخبار دستگیری ها بیشتر
مردمو تحریک کنن. فقط دلم میخواست تر و خشک با
هم نسوزن. ترامپ تهدید می کرد که اگه اعدام کنید
جنگ میشه. داشت برای ایران اینترنشنال خوراک
تهیه میکرد که حمله به ایران رو توجیه کنن. تصور
ی سری نادون با وجود اینکه جنگ رو لمس کردیم و
میدونیم چیه با واقعیت فاصله داشت. و قابل حدس
نبود جنگ میشه یا نه اما داستان وقتی ترسناک شد
که آمریکا رئیس‌جمهور ونزوئلا رو دستگیر کرد و
حسابی پز نیروهای دلتافورس رو میداد. داستانی
که ساخته بودن این بود که بخاطر مردم ونزوئلا
اینکار رو کردن اما بخاطر نفت بود. داستانی که
برای توجیه حمله به ایران ساخته بودن این بود
که میخان به رژیم چنج کمک کنن و انتقام کشته های
دی ماه رو بگیرن. اما مطمئن بودم دروغ میگن.
برای توجیه حمله به بیمارستان،ورزشگاه،مدرسه
گفتن نیرو های سپاه پاسداران اونجا پنهان شدن و
تجهیزاتشونو اونجا قایم کردن. به این فکر کردم که
مزدک میرزایی قبل رفتن مردد بود ظاهرا میدونست
داره وطن فروشی میکنه و دیگه راه برگشتی نیست.
تحلیل تو اینترنت هیجانم رو پایین آورده بود چون
واقعا جنگ منطقی نبود و احتمالش کم. مادر یکی
از نی نی هام نگران جنگ بود خواستم بگم جنگ
نمیشه اما با خودم گفتم نمیشه با قاطعیت گفت. اونم
وقتی با اسرائیل و آمریکا طرفیم. فقط از دخالت
مستقیم آمریکا نگران بودم. و آمریکا رو حداقل تو
حفظ ظاهر عاقل تر از اسرائیل میدونستم. اما...
هشتم اسفند شد بوی جنگ شدید میومد. هیجان بالا
بود اسرائیل رفته بود تو لاک دفاعی و دوباره اخبار
و تحرکات نظامی داد میزدن که بوی جنگ میاد توی
کانال رفقای فابریکم گفتم. عکس لانچر تو مدرسه ی
پسرانه رو دیدم عصبانی شدم و گفتم اینا میخان
مدرسه بزنن. چون رسما قبلش داشتن ذهن ها رو
آماده میکردن تا حملات رو توجیه کنن. مشخص
شد با هوش مصنوعی جمنای ساخته شده و از اینکه
به لوگوی جمنای دقت نکرده بودم یکم از خودم
ناامید شدم. اما همین که دروغشونو باور نکردم بس
بود. شب گفتن پرواز ها لغو شده و چک کردم ببینم
آسمون ایران کلیر شده یا نه. مامانم گفت چرا نگاه
میکنی؟ جنگ نمیشه. اما فضا مثل 22 خرداد بود.
هیجان و نگرانی و قاطی شده بود. تو کل این دو
ماه احتمال جنگ اینقدر بالا نبود. شب خوابیدم و
امیدوار بودم جنگ روانی باشه و صبح موشکافی
سریال اکو رو ببینم. اما تلفن زنگ خورد خبر حمله
رو شنیدیم اما برخلاف انتظارم سه صبح نبود. منتظر
بودم تا از بالابر بیام پایین تا اخبار رو بخونم. روحمم
خبر نداشت قراره چه چیزهایی بخونم و ببینم. خبرا
قابل باور نبود. انگار خواب می بینم. جنگ منطقی
نبود حتی‌ درک نمیکردم چه سودی برای دشمنان
داره اونم وقتی که طعم موشک‌های ما رو چشیدن.
حمله مشترک آمریکا و اسرائیل بود و سوالی که
شاید هیچوقت جوابی براش نباشه، چرا هیچوقت
آمریکا و اسرائیل محکوم نمیشن؟ اگه ایران جنگ
رو شروع میکرد از داخل و خارج محکوم میشد اما
آمریکا و اسرائیل هر غلطی دلشون بخاد میکنن؟.
رفتم تلگرام اخبار رو خوندم. خشمگین بودم اما
انگار هیچ حسی به اخبار نداشتم. انگار سِر شده بودم
دوباره اسیر اخبار شدم. اینترنت داشت ملی میشد. یه
متن کپی کردم و تو همه گروه ها فرستادم. متن وطن
پرستانه در حمایت از ایران بود. فحش های رکیک و
توهین کردن منم هاج و واج مونده بودم. بلاکشون
کردم، نت ملی شده بود ولی هنوز به تلگرام وصل
بودم. بخاطر بلاک کردنشون بازم فحاشی کردن و
گفتن نکنه میخای مخبری کنی؟ گفتم لازم باشه چرا
که نه. شروع کردن به تهدید های بی شرمانه ای که
قبلا نظیرشو تو ویدئو های سلطنت طلبا دیده بودم.
و باور نمیکردم واقعی باشه حداقل یکم حفظ ظاهر
میکنن اما خودم لمس کردم و آهنگ محسن چاوشی
قشنگ تفسیرشون میکنه:دریدگان پر غضب، دهان
نجس و بی ادب،قماش تجزیه طلب. خیلی عجیب
بود هنوز جزییات خبر مدرسه میناب رو نخونده بودم
و فکر میکردم دبیرستان رو زدن. تو تلگرام وقیحانه
توجیه میکردن و میگفتن کنار پایگاه بوده. همینقدر
راحت تبرئه شون میکردن. انگار از قبل آماده کرده
بودن اما هیچ چیزی نمیتونه کشتن بچه‌ها رو توجیح
کنه. در پایان باید بگم که دشمن دشمنه حتی اگه با
نقاب بتونه چهره خودشو خوب نشون بده بین مردم
و همه تقصیر ها رو گردن جمهوری اسلامی بندازه
قرار نیست ازش توقع انسانیت داشته باشیم اما یه
سوال واقعا شبا چطور سرتونو رو بالش میگذارین؟
لباس روحانیت میپوشی و پشت تریبون اراجیفی
میگی که مردمو خشمگین میکنی و نمک به زخم
میپاشی و چهره بقیه طلبه ها رو هم خراب میکنی؟
آی مسئولی که امثال این شیخ ها و طلبه ها رو
خلع لباس نمیکنی؟ این کارت بی مسئولیتی نیست؟
آی نماینده مجلسی که با وعده رای میاری و فقط
نماینده خودتی تو مجلس برا خودت وام میگیری
آهای قاضی و وکلا و پلیس های فاسدی که بخاطر
پارتی و رشوه حق رو ناحق می کنید. آی کاسبایی
که کم فروشی و گرون فروشی می کنید. آی مردم
بی سوادی که شایعات گرگ های تو لباس میش رو
بدون تحقیق پخش می کنید و مثل زیباکلام احمق
چشماتونو بستین و غربگدا شدین. شبا چطور سرتونو
رو بالش میگذارین؟ خون شهدای دی ماه و جنگ
گردنتونه خوش به حالتون که وجدان و احساس
ندارید که شبا قبل خواب اذیتتون کنه.

منتظر نمونین

منتظر نمونین مشکلات تموم بشن

دارم 30 ساله میشم و حس میکنم

بخاطر قلبم و شرایطم این روزایی

که منتظرم تموم بشه روزایین که

باید قدرشونو بدونم چون چیزی به

پایان نمونده انگار. تلخه قبل رسیدن

به آرامش تموم بشی وقتی که براش

کلی تلاش کردی،سکوت کردی و

سکوت شکستی. و... تهمت شنیدی.

تنها خوشحالیم اینه که وجدانم آرومه

و دنبال رئیس بودن و قدرت و پایین

کشیدن کسی نبودم و نخواهم بود.

تا آخرش ادامه میدم شاید نوبت منم

بشه نتیجه صبرمو ببینم. قبل مرگ.

چیزایی که باید قبل از 30 سالگى بدونید.2

8 بهونه نیارید آدمای ضعیف کوهی از بهونه دارن

9 دست از لجبازی و تیکه انداختن بردارید این اسمش

باغیرت بودن نیست بیشرفی و پسرفته.

10 وقت کمه یه موضوعی رو کش ندید.

11 سعی نکنید آدما رو تغییر بدین غیرممکنه

بجاش خودتونو تغییر بدین با دوری از بازنده ها

و تمرکز روی افراد موفق اینطوری انگیزه میگیرید.

12 با هیچکس جز روانشناس و خدا در دو دل نکنید.

13 مفتی کاری نکنید و کسیم کرد مراقب باشید.

چون هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیره.

14 از افراد خودشیرین،غرغرو،دروغگو دور باشین.

خدا

خدا وجود نداره. اگه داشته باشه سادیسم داره

توی محاصره ی بیماری های بیشمار جسمی

و روانی زندونی مون کرده و باید آدمایی رو

تحمل کنیم که باطنشون بوی تعفن میده اما توی

ظاهرشون قابل تشخیص نیست و حتی احمق ترین

آدما هم میتونن باطن نجسسونو پنهان کنن.

حرفم راجب آدما نیس درباره خداست. چرا باید

زیر منت باشیم؟ چرا کسایی که تلاش میکنن

به جایی نمیرسن؟ 29 سالمه و هنوز زیر صفرم

و زیر منت. و مثل پیرمردا قرص میخورم و هیچ

حق انتخابی نداشتم تو مسائل مهم زندگیم. مثلا من

نرفتم جنگ که جانباز بشم خود ب خود معلول شدم

من انتخاب نکردم بشینم تا چاق بشم و سنگین وزن

و متحمل جوش باسن. من اشتباهی نکردم

که باعث آپنه خواب و نارسایی قلبی بشه.

کی قراره زندگی کنم؟ حتی دلخوشی هامم

توسط خدا و آدما به عذاب تبدیل شدن.

کنترلی روی خوابم جوشم و بیماری هام

ندارم حتی نمیدونم درد قفسه سینه ام از

چیه؟ نه پدر دارم نه کسی که درکم کنه

تنهام تنهای تنها.

درد و دل

خیلی وقته چیزی‌ ننوشتم. دلم خیلی پره اما دستم

به نوشتن نمیرفت، جوش باسن هم نمیگذاشت.

نمیدونم گفتم یا نه اما هرچی بیشتر میگذره

بیشتر صادق هدایت رو درک میکنم.

واقعا دنیا جای قشنگی نیست. جنگ،بیماری،تهدید

فقر، مرگ، ترس. کاش برای بچه‌ها نبود. کاش

میتونستم یه جایی بسازم که تمام بچه ها رو

قایم کنم تا دست این بلایای طبیعی و

انسانی در امان باشن. همش بخندن و بازی

کنن و شاد بزرگ شن. این دنیا برای همه

جای مزخرفیه ولی کاش میشد برای بچه ها

اینطور نبود.

دلنوشته تولدم5

فردا تولدمه و تو این 29 سال هیچ فایده ای نداشتم

قبلا بی هدف بودم الان نمیتونم به اهدافم نزدیک

بشم. از بهونه آوردن متنفرم اما نمیدونم ولی فکر

میکنم معلولیتم مخصوصاً جوش باسن نبود موفق میشدم.

8 ساله از آدمایی که سنشون بالای دو رقمه میترسم.

از خودم و آدما هر روز ناامید تر میشم. سر تا پا

اشتباهیم و فقط دنبال نصیحت و اصلاح همدیگه ایم

کاش میشد خدایی بود یکی که روز تولدم بهش بگم

حقمو، سلامتیمو میخام. یه روز کامل از هیاهوی

جهان دور باشم و زیر منت نباشم. بگم بسه دیگه

دیگه نمیخوام جسمم و روحیه ام پسرفت کنه.

نامه ای به خودم 8

میدونم آرامش میخای اما نمیگذارن و میگن تو قبره

اما نمیدونن آرامشی که میخای اون قدرتی که توی

ذهن مریضشون تصور میکنن نیست. نمیدونن چی

میخان، فقط میخان حرفشون به کرسی بشینه اونم به

هر قیمتی با توهین و تحقیر و لجبازی و قهر و دعوا

باید برسن تا آروم بگیرن. بعدش انگار نه انگار که

اتفاقی افتاده. اما نمیدونن با این دورویی ها و قدرت

طلبی ها و لج و لجبازی ها و رقابت و پایین کشین هم

قراره حرمتا بیشتر شکسته بشه و اعتماد ها نابود بشه.

عواقبش فکر نمیکنن و اینو بدون قرار نیست تموم بشه

و این بیماری سن و سال نمیشناسه و تا الان که دارم

این نامه رو مینویسم ادامه داره. بدون قراره از آدما

متنفر بشی. قوی باش و به خودت اهمیت بده چون

نه قدرتی برای کنترل اوضاع داری. نه کسی به

احساساتت اهمیت میده. فقط یادت باشه خوب که

شدی تنها زندگی کن. چون اینا قرار نیست درست

بشن و قرار نیست این مسخره بازی ها رو تموم کنن.

تو بهترین حالت درجا میزنن و تو چرخه ی لجبازی

دعوا،قهر،آشتی. گیر کردن. و مدام تکرارش میکنن

و لا به لای اینا بد ترین و تحوع آور ترین کارشون

مردم پرستیه و بجای خانواده مردم اولویتن که خیلی

بده یا بهتره بگم فاجعه س. هه هر بار که گفتم فاجعه

اس بد تر ادامه دادن و بعدش هنگام مواجه شدن

با عواقبش گفتن شانس ندارم. من نوسترآداموس

نیستم اما میدونم عاقبت خوردن سم یا مسمومیته

یا مرگه. و مردم پرستی سمه و محبت پادزهر اما

اولی خوبه و برای دومی باید زبون چرب و پاچه

خواری و تایید کردن اراجیف صاحبان قدرت لازمه

حتی حمایت ازشون هنگام لجبازی و ظلم عزیزت

میکنه و محبت می بینی و رقیبت هم پایین کشیده

میشه و تبعیض حکمفرما میشه. خوبه اما وجدان

کم کم می‌میره و جاشو میده به تظاهر به انسانیت.

یادت نره تنهایی و تنهای تنها.

نامه ای به خودم 7

سلام از آینده

آنقدر خودتو سرزنش نکن. تقصیر تو نیست.

تو مسئول اشتباهات دیگران نیستی تو خودت

قربانی هستی. تو توی این جریانات خودشیرینی

نکردی،رقابت نکردی، تو باعث بی اعتمادی ها

نشدی. حتی تلاش کردی دعوا نشه. خیلی جا ها

سکوت کردی. هیچکی نیست بهت بگه اینارو

اما من از آینده میگم. عذاب وجدان نداشته باش

نهایتا تو سن کم چند بار خبرچینی کردی که باور

کن اگه خبرچینی هم نمیکردی اوضاع فرقی

نمیکرد. قوی باش و به هیچکس اعتماد نکن

و خودتو مقصر ندون چون تو خوب همه رو

میخوای حتی برا دشمنی ک آینده اضافه میشه

هم بد نخواستی. قوی بمون. تو قوی هستی و

تنهایی رو حس کردی ولی باور نه. باور کن

تنهایی میون اینهمه آدم. اگه قبولش کنی میتونی

از پس مشکلات بر بیای. قوی باش.

نکات خوشبختی

میخام راز که نه نکات ساده ای رو بگم که زندگیتونو

تغییر میده. تغییرات مثبت و تاثیرگذاری که بهش میگن

خوشبختی. شانس هم دخیله. اما رها کردن خودمون

دست تقدیر و سرنوشت رسما بیرون کردن شانس از

زندگی محسوب میشه. این وسط اولویت بندی خیلی

مهمه. اولویت اول خودتونید(خودخواهی نه ها)

ورزش کنید و خوب بخوابید و تغذیه مناسب داشته

باشید و... هر چی خودتون دوست دارید. از این

حرفای کلیشه ای بگذریم و بریم سراغ اصل

مطلب. اولویت دوم خانواده س. هرچند بعضی از

خانواده ها غیر قابل اعتماد و داغونن ولی بازم

اولویت خانواده س چون بیرون پر گرگه که تو

لباس بره ان. تا یادم نرفته میگم غر نزنید چون

هم کاملا بی فایده س هم از چشم خوب و بد

می افتین. خواسته تونو قاطعانه بگین و اگه رفع

نشد از هیچکس انتظار نداشته باشید تا عصبانی

نشین مخصوصا الان که دورمون پر از آدمای

بد قول و فراموشکاره. مثل الان که انتظار رفع

فیلتر ندارم و شکممو صابون نمیزنم، با اینکه

گفتن امروز تلگرام و گوگل پلی قطعیه.

اینم بگم که اینترنت بدون فیلتر حق قانونی همه س

اما اگه دهن بین بین باشیم هم برا کشور هم

هم خودمون آسیب های زیادی به همراه داره.

هم بلانسبت باید به نامسئولان سواری بدیم هم

به برعندازان دوزاری مزدور که فقط بلدن از

خارج واق واق کنن. اولویت دوم همسره که انتخاب

کردنش خیلی مهمه. حالا چرا دوباره گفتم اولویت دوم

چون همسر بعد ازدواج جز اعضای خانواده حساب

به شرط انتخاب درست. ی سری فاکتور ها هست

که تو انتخاب آدم درست کمک میکنه حتی اگه انتخاب

خیلی طول بکشه باز ارزشش رو داره چون خیلی

مهمه. فرزند هم جز اولویت دومه چون جز خانواده س

اولویت های بعدی فامیل و دوست و غیره س و

تو قدم اول نباید اولویت های اول و دوم رو فدای هم

کرد اما دیدم که اولویت دوم فدای اولویت های سوم

و چهارم شدن هم توسط والدین هم توسط فرزندان.

خوشی های موقت مثل تماس تلفنی و دوستان و

فامیل و... تا زمانی که به اولویت های اول و دوم

آسیب نزنن خیلی هم خوبن. مثلا وقتی بچه تون توجه

میخاد مهمونی یا تلفن،کاری که میکنیم رو کنار نگذاریم

و دعواش کنیم اولویت دوم رو فدا کردیم و اگه به همه

دلخوشی ها نه بگیم اولویت اول رو فدا کردیم.

کلام آخر سعی کنیم اشتباه نکنیم. زندگی به بعضیا

فرصت جبران نمیده اما اگه فرصتش پیش اومد

یه اشتباه رو دوباره تکرار نکنیم همین.